هفته‌نامه سیاسی، علمی و فرهنگی حوزه‌های علمیه

مباهله سند حقانیت اهل‌بیت(ع) و شیعیان

مباهله سند حقانیت اهل‌بیت(ع) و شیعیان

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجعفر طبسی


  مباهله در لغت
ابن‌منظور افریقی متوفی ۷۱۱ در کتاب لسان اللسان جلد ۱، صفحه ۱۱۳ در ماده «بهل» می‌گوید: «والبهل: اللعن و باهل القوم بعضهم بعضا و تباهلوا وابتهلوا: تلاعنوا والمباهله: الملاعنه» از توضیحات این لغت‌شناس مشهور استفاده می‌شود که مباهله به‌معنای اقدام طرفین به لعن‌کردن یکدیگر است. اصطلاح «روز مباهله» یادآور سالروز یک واقعه تاریخی بسیار مهم است که دو گروه، قرار گذاشتند تا برای اثبات حقانیت خود به لعن گروه دیگر بپردازند.

 زمان دقیق واقعه تاریخی مباهله
سید‌بن طاووس(ره) متوفی ۶۶۴ از ابوبکر نقاش متوفی ۳۵۱ که یکی از بزرگان اهل‌سنت است، نقل کرده که مباهله در شب بیست و یکم ماه ذیحجه به وقوع پیوست. ازدواج امیرالمؤمنین با حضرت زهرا(س) در روز بیست و پنجم ماه ذیحجه انجام شد. (طرائف جلد ۱، صفحه ۶۲)
در واقعه بی‌نظیر مباهله در حقیقت نبی مکرم اسلام(ص) با نصارای نجران در مقام اثبات یک مسئله توحیدی برآمد. آیه مباهله عبارت است از آیه ششم از سوره آل‌عمران: [فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبنائكم ونسائنا ونسائكم وأنفسنا وأنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنةالله على الكاذبين]
قبل از این آیه، چنین آمده است: «إنّ مثل عيسى عندالله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون». در اینجا سخن از مسیحیان نجران است که ادعا می‌کردند: حضرت عیسی(ع) خداست و بر این عقیده بودند که ولادت او بدون داشتن پدر، دلیلی بر صحت این ادعاست. این آیه چنین ادعایی را مردود اعلام می‌کند و این معنا را می‌رساند که اگر قرار باشد نداشتن پدر، سبب چنین ادعایی باشد، حضرت آدم به چنین ادعایی اولی است؛ زیرا نه‌تنها پدر نداشت؛ بلکه بدون مادر پا به عرصه وجود گذاشته بود. خداوند در آیه مباهله به رسول خود خطاب می‌کند که آنها را برای از بین‌بردن این زعم و باور باطل، به مباهله دعوت کن. به هر حال ارتباط میان آیه مباهله و آیات قبلی کاملاً روشن است؛ زیرا در آیات قبلی سخن از حضرت عیسی(ع) و ولادت ایشان و مقامات اوست.

 چرا اهلبیت؟سهم؟ برای مباهله دعوت شدند؟
برخی بر این باورند که هدف اصلی از مباهله، تنها اثبات فضیلتی برای اهل‌بیت(ع) است. باید دانست که چنین پنداری کاملاً اشتباه و همراه با سطحی‌نگری نسبت به وقایع تاریخی اسلام است؛ درواقع هدف از دعوت اهل‌بیت(ع) برای مباهله، اثبات افضلیت ایشان و جلوه‌گرساختن حقانیت آنهاست. این حقیقت از لابلای روایات و کلمات بزرگان اهل‌سنت نیز به دست می‌آید. آلوسی متوفی ۱۲۷۰ به‌عنوان مفسر معروف اهل‌سنت، با چنین عبارتی به این معنا تصریح می‌کند: «دلالتها على فضل آل‌الله ورسوله مما لا يمتري فيها مؤمن والنصب جازم الايمان» (روح‌المعانی، جلد ۳، صفحه ۱۸۹) یعنی هیچ تردیدی در دلالت مباهله بر افضلیت اهل‌بیت(ع) نیست و دشمنی با آنها ایمان را از بین می‌برد.

 بیان دو مطلب از شیخ طوسی(ره) متوفی ۴۶۰
مطلب اول: مباهله برای تشخیص طرف دارای اعتقاد حق از طرف باطل است و تنها در صورتی صحیح است که شخص، دارای باطنی کاملاً ایمن از آلودگی بوده باشد و به صحت معتقدات خود قطع داشته باشد و برترین مردم نزد خداوند باشد.
مطلب دوم: رسول‌خدا(ص)، حضرت علی(ع) را با این سخن خداوند «وأنفسنا وأنفسکم»، مانند خودشان قرار دادند؛ زیرا منظور از «أبنائنا» بدون هیچ اختلافی، حسنین(ع) هستند و منظور از «نسائنا ونسائکم» حضرت فاطمه(س) و منظور از «وأنفسنا» خود رسول‌خدا و حضرت علی(ع) هستند؛ چراکه بدون هیچ اختلافی، شخص دیگری در مباهله حاضر نبوده است و چون رسول‌خدا آن حضرت را مانند خویش قرار دادند، لزوماً هیچ شخص دیگری در فضیلت به آن حضرت نزدیک نیست. (تفسیر تبیان، ج 2، ص 485)

 منظور از «أنفسنا» در آیه چه کسی است؟
روح و جوهره آیه مباهله در این کلمه نهفته است. بزرگان اهل‌سنت تصریح کرده‌اند که منظور از «أنفسنا» وجود مبارک امیرالمؤمنین علی(ع) است؛ گرچه برخی از آنها درصدد پنهان‌کردن این حقیقت برآمده‌اند؛ اما آفتاب پشت ابر نمی‌ماند و حقایق برای همگان روشن می‌شود. در این‌باره اشاره به سخنان سه‌تن از بزرگان اهل‌سنت مناسب است:
۱. حاکم نیشابوری شافعی مذهب متوفی ۴۰۵
او که صاحب کتاب معروف «المستدرک علی الصحیحین» است، در کتاب «معرفة علوم‌الحدیث» صفحه ۵۰ می‌گوید: از ابی‌صالح از ابن‌عباس در مورد سخن خداوند که می‌فرماید: «فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبنائكم ونسائنا ونسائكم» نقل کرده که این آیه در مورد رسول‌خدا(ص) نازل شد و حضرت علی(ع) نفس پیامبر است «ونسائنا ونسائکم» درباره فاطمه(س) است و «وأبناءنا وأبناکم» درباره [امامین] حسن و حسین(ع) است.
۲. ابنطلحه شافعی مذهب متوفی ۶۵۸ 
او می‌گوید: منظور از «أنفسنا» علی(ع) است و محال است که نفس علی(ع) همان نفس پیامبر بوده باشد؛ بلکه منظور آیه این است که این دو نفس، یکی هستند و مقتضای یکی‌بودن این است که هریک از آنها متصف به‌ مانند جنس صفات دیگری باشدغ والّا تساوی بین آن دو حاصل نمی‌شود؛ بنابراین نفس امام علی(ع) مثل صفات نفس پیامبر(ص) که همان جنس صفات کمال است، متصف است؛ اما عمل به صفات پیامبری ترک شده؛ زیرا (رسالت) به رسول‌خدا(ص) اختصاص دارد و وجود پیداکردن نبوت در غیر ایشان محال است. (مطالب السؤول، ص 105)
۳. جناب گنجی شافعی متوفی ۶۵۸
وی نیز گفته: آیه دلالت دارد بر اینکه نفس علی(ع) نفس پیامبر(ص) است. (کفایةالطالب صفحه ۲۸۸)

 اعتراف نصارای نجران به افضلیت اهلبیت(ع)
رسول‌خدا(ص) اهل‌بیت مکرمشان را برای مباهله آوردند تا برتری آنان را بر دیگران تا روز قیامت بیان سازند و مهم اینکه طرف‌های مقابل نیز به حقانیت اهل‌بیت(ع) اعتراف کردند. حاکم حسکانی حنفی‌مذهب در قرن پنجم گفته: اما نصارای نجران زمانی که دیدند، رسول‌خدا(ص) خانواده خویش را برای مباهله آورده، از مباهله انصراف دادند و به حقانیت اهل‌بیت اعتراف کردند و گفتند: اگر مباهله کنیم، ما و نسل بعد از ما رستگار نمی‌شود. (شواهدالتنزیل، ج 1، ص 164) فخر رازی اشعری‌مذهب متوفی 606 قمری در تفسیرش می‌گوید: اسقف نجران گفت: ای گروه مسیحیان، همانا من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوهی را از جایش برکند، خداوند اجابت می‌کند و کوه را متلاشی می‌کند. پس مباهله نکنید تا هلاک نشوید؛ وگرنه تا روز قیامت، هیچ مسیحی در زمین باقی نمی‌ماند. (التفسیر الکبیر فخر رازی، ج 1، ص 164؛ التفسیر الکبیر طبرانی، ج 2، ص 64؛ الفصول‌المهمه، ج 1، ص 129؛ تفسیر طبری، ج 3، ص 297)

 یک حدیث ساختگی و دروغ
با توجه به روایات صحیح واردشده در منابع اصیل اهل‌سنت، اهل‌بیت پیامبر گرامی اسلام(ص) تنها پنج‌تن آل‌عبا هستند؛ یعنی افرادی که در صحنه مباهله آورده شده بودند و به‌هنگام نزول آیه حضور داشتند؛ اما ابن‌عساکر دمشقی شافعی متوفی ۵۷۱ قمری در کتاب تاریخ دمشق، جلد ۴۱، صفحه ۱۱۵ روایتی را آورده به این مضمون که رسول‌خدا(ص) در قضیه مباهله، ابوبکر و فرزندان او و عمر و فرزندان او و عثمان و فرزندان او و علی و فرزندان او را آورده بود.

 پاسخ به این حدیث دروغ و ساختگی
​​​​​​​
اولاً این روایت مجعول معارض است با ده‌ها روایتی که تصریح می‌کند که در قضیه مباهله تنها امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین(ع) بوده‌اند؛ آلوسی که یکی از مفسرین معروف و متعصب اهل‌سنت است، می‌گوید: این حدیث برخلاف چیزی است که جمهور علما روایت کرده‌اند؛ از این‌رو مورد اعتماد نیست. (روح‌المعانی، جلد ۳، صفحه ۱۹۰)
ثانیاً در سند این روایت دروغ افرادی وجود دارند که به دروغگویی متهم هستند؛ مانند سعید‌بن عِنَبه رازی که ذهبی درباره او گفته: یحیی‌بن معین گفته که وی بسیار دروغگوست و نیز ابوحاتم گفته است که وی راست نمی‌گوید. (میزان‌الاعتدال، جلد ۲، صفحه ۱۵۴) راوی دوم در سلسله سند هیثم‌بن عدی است. ذهبی درباره‌اش می‌گوید: ابن‌معین و ابن‌داوود گفته‌اند که وی بسیار دروغگوست و نسائی و دیگران وی را متروک‌الحدیث دانسته‌اند. (میزان‌الاعتدال، جلد ۴، صفحه ۳۲۴)
نکته قابل تأمل در این حدیث ساختگی، نسبت‌دادن آن به امام جعفر صادق و امام محمدباقر(ع) است (ر.ک: امامت و عصمت امامان در قرآن، صفحه ۸۷) که این خود گناهی نابخشودنی است.
ثالثاً تذکر این نکته مهم لازم به نظر می‌رسد که شیخ طوسی(ره) متوفی ۴۶۰ قمری، نام هیثم‌بن عدی را جزء افرادی ذکر کرده که از ائمه(ع) روایت نقل نکرده‌اند. با این بیان، اساس این روایت زیر سؤال می‌رود و دروغ‌بودن آن ثابت می‌شود. (ر.ک: رجال الطوسی، صفحه ۴۴۹؛ معجم رجال‌الحدیث، جلد ۱۹، صفحه ۵۸۷)

برچسب ها :
ارسال دیدگاه