امام خمینی(قد)؛ احیاگر اسلام ناب
حجتالاسلام والمسلمین رحیم شاهدی
دین اسلام از آغاز بر کامل بودن و جامع بودن خود در پاسخگویی به نیازهای هدایتی انسان تا روز رستاخیز تأکید نمود و ثقلین را یگانه مکتب انسانساز با معنابخشی به زندگی در ابعاد فردی و اجتماعی، مادی و معنوی و متناظر با شرایط حیات دنیوی و اخروی معرفی کرد. این دعوی در شرایطی بیان گردید که پیامبر اسلام(ص) به عنوان آخرین پیامآور الهی و برپا کننده حکمرانی دینی در یثرب، بیش از یک دهه در قید حیات نبودند و پس از وی نیز با فتنهانگیزی برخی خواص و بیبصیرتی بسیاری از آحاد مردم، حوادث تلخی رقم خورد که محرومیت مردم از رهبریِ منصوب از جانب خدا و رکن رکین اکمال دین و اتمام نعمت، از آن جمله بود. این حوادث تلخ و آثار مترتب بر آن، سؤالات و شبهات عدیدهای را برانگیخت و به تشدید اختلافات علمی و عملی دامن زد. انحرافات به وجود آمده در طول قرنها و در اثر حاکمیت رهبران فاسد و بیگانه از معارف ناب و اخلاق دینی، تفسیر و تبیین درست و بینقص از معارف سیاسی- اجتماعی اسلام را از دسترس خارج کرد و پاسخ دهندگان به پرسش حقجویان و تشنگان معرفت را به کلیگویی و انحراف از اصول به فروع و از متن به حواشی واداشت و هیچگاه به این معمّا عنایت درخوری نشد که کامل بودن اسلام و جامع بودن احکام آن با نظر به دگرگونی و تحولات زندگی اجتماعی و سر برآوردن صدها مسأله جدید متناظر با اقتضائات هر زمان و شرایط هر مکان، چگونه توجیه و پاسخ مناسب مییابد؟ گفتنی است، حوزه درسی مکتب شیعی در طول چهارده قرن نیز مصون از عوارض اوضاع حاکم نبود و غالباً پاسخ به هر سؤال سیاسی و اجتماعی در آئینه معارف شیعی، به آینده و تحولات پس از ظهور موکول میگردید و فقها به ناچار تبیین مسائل فردی و ترویج تقوای الهی و اخلاق دینی را در سرلوحه برنامههای خویش قرار میدادند و مردم مسلمان نیز بیشتر تابع شرایط حاکم بودند و در حوادث واقعه، تقیه و سکوت پیشه میساختند و اگر معدود فقهایی نیز ورودی به مسائل سیاسی داشتند، جریان غالب نبود و آثار و برکات آن به چشم نمیآمد. تداوم اوضاع پیشگفته، بالندگی و پویایی فقه اسلاب ناب را در هالهای از ابهام فرو برد و انظار اهل نظر را از حقایق پیدا و پنهان آن غافل ساخت و با ظهور دوره رنسانس و رشد فزاینده صنعت و تکنولوژی و به وجود آمدن سبک نوین در زندگی مردم، این فرصت را نیز به دگراندیشان داد که به تأسّی از غرب، حوزه دین اسلام را خارج از عرصه دنیا و مسائل سیاسی و حکمرانی قلمداد کنند و به زعم خود اصل جدایی دین از دنیا را در میان آحاد مردم مسلمان نهادینه نمایند و به آن رسمیت ببخشند، تا اینکه به خواست الهی و در اواسط قرن چهاردهم شمسی، خورشید عالمتاب اسلام درخشش خود را از انفاس قدسی احیاگر مکتب اهلبیت(ع) در دنیای معاصر؛ یعنی امام خمینی(ره) متجلّی ساخت و به همه ترفندها و توطئههای دشمنان و بدخواهان خط بطلان کشید و صفحه نوینی را برای جهانیان باز گشود؛ چراکه امام راحل(ره) این توفیق را یافت که رسالت جهانی و جاودانی اسلام را برای همه جهانیان بازتعریف کند و از ظرفیت عظیم آن در هدایت و مدیریت جامعه انسانی در همه اعصار و در همه عرصهها و با همه شرایط پردهگشایی نماید و ضمن رمزگشایی از نقشه شوم دشمنان خارجی و کجاندیشان داخلی، همگان را به حفظ هوشیاری فرا بخواند. برای شناخت حرکت تحولبخش امام امت و انقلاب الهی ایشان میتوان در چهار محور خداشناسی، دینشناسی، دشمنشناسی و مردمشناسی به بحث و بررسی پرداخت.




خداشناسی امام خمینی(قد)
دینشناسی امام خمینی(قد)
منابع و مآخذ