آقا جانم! سوختم با این شعر
سیده اعظم حسینی
سخت است وطن موکب ماتم شده باشد
عیدانه ما فرق کند غم شده باشد
سخت است که مجبور شوی صاف بگیری
قد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاه
چون صبح شود ماهِ محرم شده باشد
از داغ جگر سوزتر آن است که آن را
از اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای وای از آن دل که خبر پشت خبر
باز با موج غم و درد دمادم شده باشد
سخت است یتیم به خدا داغ بزرگ است
هر چند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمی دیدم از این دست پریشان
من باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی
بی آنکه نخی مو زسرت کم شده باشد
تو زندهای باز دل ما به تو قرص است
بگذار که دنیا همه در هم شده باشد
برچسب ها :
ارسال دیدگاه




