دشمنی ديرينه آمریکا با ملت ایران
آمریکا طی سالها تجربهاندوزی به این باور رسیده که برای تضعیف قدرت مقاومت ایران، بیش از هر چیز، نیازمند کنترل و مهندسی ذهنیت جامعه ایرانی است.
ایالات متحده سعی میکند، با تخریب سیاستهای حاکمیت داخلی، هرگونه اقدام علیه امنیت ملی ایران را مشروع جلوه داده و ذهنیت جامعه ایران را در جهت تأمین منافع آمریکا و نقض منافع کشور، مهندسی کند.
آمریکا هر بار بر روی یکی از سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی متمرکز میشود و راه تسلیم ایران را در تخریب این سیاستها جستوجو میکند؛ مثلاً با تخریب سیاست راهبردی تداوم غنیسازی هستهای، جمهوری اسلامی را متهم به نقض قوانین صلحآمیز و اقدام برای تولید سلاح اتمی میکند تا وانمود کند که تنها مسئله آمریکا، اقدامات مخرب جمهوری اسلامی است و درنتیجه، هیچ مشکلی با پیشرفت و شکوفایی ایران ندارد.
همین چندی پیش نیز، در جدیدترین سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، به تخریب سیاست راهبردی حمایت از جریانات مقاومت پرداخته شده است.
نويسندگان این سند راهبردی، جمهوری اسلامی ایران را مهمترین عامل بیثباتی منطقه دانسته و تمام ناامنی پس از هفت اکتبر را به گردن ایران انداختند تا ماجراجوییهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در فلسطین را بهعنوان ریشه اصلی همه اختلافات و مشکلات معرفی کنند.
این سند میگوید: «ایران، نیروی بیثباتکننده اصلی منطقه، از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات چکش نیمهشب است.»
اما واقعیت ماجرا فراتر از این مسائل است و دشمنی آمریکا با ایران، محدود به مخالفت با سیاست تداوم غنیسازی هستهای یا سیاست حمایت از محور مقاومت نمیشود.
ایالات متحده همیشه در قبال ایران سیاست حداکثرگرایی اتخاذ کرده و به دنبال نقض استقلال ملی و انتفاع حداکثری از منابع کشور بوده است.
این یعنی، خصومت آمریکا با ایران ریشه در یک اختلاف تاریخی دارد و به دوره جمهوری اسلامی محدود نمیشود.
اختلافی که از سلطهطلبی آمریکا نشأت میگیرد و تا به امروز وقایع زیادی را خلق کرده است.
کودتای ۲۸ مرداد، نقطه آغاز دشمنی آمریکا با ملت ایران بود که در اثر اعمال سلطه آمریکا برای تصاحب نفت ایران شکل گرفت.
آمریکا اگرچه در روزهای آغازین نهضت ملیشدن صنعت نفت، حامی ایران محسوب میشد؛ ولی این حمایتها نه بهدلیل تأمین حقوق ملت ایران بلکه برای تأمین منافع نفتی خود آمریکا بود.
آمریکا از طریق حمایت ایران، انگلیس را تحت فشار گذاشت تا منافع نفتی آمریکا را به رسمیت شناخته و تضمین کند.
بعد از اینکه انگلیس این خواسته آمریکا را پذیرفت و این کشور را در غارت منابع نفتی ایران سهیم دانست، آمریکا از موضع قبلی خود عقبنشینی کرد و با اعمال فشار اقتصادی و عدم اعطای وام به دولت مصدق، سعی کرد بار دیگر ایران را به سلطه نفتی انگلیس دربیاورد.
بعد از ناکامی این فشارها، آمریکا در گام بعدی، با طراحی و اجرای کودتا ۲۸ مرداد، دولت ملی مصدق را سرنگون کرد و به نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران پایان بخشید.
در نهایت آمریکا با انعقاد قرارداد نفتی جدید، در کنار انگلیس بخش عمدهای از نفت ایران را به خود اختصاص داد و حق بهرهبرداری و انتفاع اقتصادی از ذخایر نفتی کشور را از مردم ایران سلب کرد.
۲۸ مرداد آغازی بود بر دشمنی پایانناپذیر آمریکا با ملت ایران که چند سال بعد، در قالب سرکوب اعتراضات مردمی ایران، بار دیگر ادامه پیدا کرد.
نیروهای آمریکایی با مشارکت فعال، به سرکوب اعتراضات مردمی پرداختند و خونهای زیادی از ملت ایران بر زمین ریختند.
رهبر انقلاب اسلامی، تلاش نیروهای آمریکایی برای سرکوب اعتراضات مردمی را اینگونه روایت میکنند:
«از خاطرات یک ژنرال آمریکایی که در روزهای آخر عمر رژیم گذشته برای نجات رژیم به تهران آمده بود، نقل کردند که او میگوید: «من ژنرالهای شاه را جمع کردم و به آنها گفتم که لولههای تفنگها را پایین بیاورید.»؛ یعنی مسلّحین رژیم شاه که با مردم مواجه بودند، خیلی اوقات تیرهای هوایی میزدند که مردم را بترسانند. این آقا به ژنرالهای شاه توصیه میکند و میگوید: لوله تفنگها را بیاورید پایین و به مردم بزنید؛ آنها هم اینجا در این میدان انقلاب به این دستور عمل کردند؛ لولههای تفنگ را پایین آوردند، مردم را هدف قرار دادند، عدّه زیادی را به شهادت رساندند.»
تلاشهایی که درنهایت به نتیجه مطلوب نرسید و با پیروزی انقلاب اسلامی، حسرت تسلط مجدد بر منابع نفتی ایران، برای آمریکا جاودانه شد.
اکنون اما با گذشت ۴۷ سال از پیروزی انقلاب، آمریکا همچنان قصد چشمپوشی از ثروت ملی ایران ندارد و از راه سرنگونی جمهوری اسلامی، به دنبال بلعیدن ایران است.
غافل از آنکه تجربه ثابت کرده، آمریکا هرگز قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی نیست و هر اقدامی از سوی آمریکا، مثل تحميل جنگ هشتساله، طرح خاورمیانه جدید، تجربه تأسیس داعش، تحميل جنگ ۱۲ روزه و ... به شکست خواهد انجامید.
محمد عرفان خانی




