راهکارهای پشتیبانی معنوی و روانی از جبهه مقاومت و رزمندگان
گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین حقجو
گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین حقجو
قال الله تبارک وتعالی: [یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ]. امروز نوع و ماهیت جنگها تغییر کرده است؛ نبردهای کنونی، جنگهایی ترکیبی، مقطعی و متنوع در ابعاد سخت، نیمهسخت و نرم هستند. طبیعتاً هرکس توان رزمی دارد باید در خط مقدم با سلاح بجنگد؛ هرکس توان مالی دارد، باید با مالش جهاد کند و هرکس توان فکری، فرهنگی و تبیینی دارد، باید در عرصه اندیشه با ابزار قلم و بیان با دشمن پنجه درافکند.اما نکته مهمی که معمولاً از آن غفلت میشود، ساحت «پشتیبانی معنوی» است؛ یعنی تکلیف کسانی که نه توان مالی دارند، نه امکان حضور در میدان رزم و نه آمادگی جسمی و روحی مناسب. بسیاری از مردم ممکن است گمان کنند دستشان از همهجا کوتاه است؛ پیرمردی که در گوشه خانه نشسته یا بیماری که روی تخت بیمارستان بستری است. حقیقت آن است که همین افراد میتوانند با سلاح معنویت و ابزارهای بیهزینه باطنی، مؤثرترین ضربات را بر پیکره دشمن وارد کرده، جبهه باطل را زمینگیر سازند و قوای اسلام را تقویت نمایند. مؤمنان با اتصال به عوالم نامتناهی میتوانند در این جهاد همهجانبه نقشآفرین باشند، بدون آنکه هزینهای مادی بر دوش آنها بگذارد.
در مهندسی نبرد نباید نگاه ما صرفاً معطوف به سلاح و ادوات نظامی باشد؛ یکی از ارکان پیروزی، آرامشبخشی روحی به بستگان رزمندگان اعم از پدران، مادران، همسران، فرزندان، خواهران، برادران و حتی نوهها و دامادهای شهدا، جانبازان و رزمندگان خط مقدم است.اگر مادری پشت تلفن بیقراری کند، اشک بریزد یا همسری دغدغههای سنگینش را به خط مقدم منتقل کند و بگوید «دلم تنگ شده، بلند شو برگرد!»، ناخودآگاه تمرکز، اراده و روحیه مجاهد فیسبیلالله در میدان نبرد مخدوش و متزلزل میشود.
بله بسیار فراوان است. روزی فرزند شهیدی بسیار دلشکسته و بیتاب نزد من آمد؛ به او گفتم: «اگر میخواهی پدرت شاد شود، ننشین و غصه نخور؛ برای همه شهدا مرتب صلوات بفرست، نه فقط برای پدرت.» بعد از مدتی با خوشحالی آمد و گفت: «پدرم را در خواب دیدم که میگفت: این هدایای معنوی که میفرستی، فراتر از نیاز من است؛ آنقدر زیاد است که اضافه آن را به دوستان شهید دیگرم تعارف میکنم!»یا در موضوع اعجاز اخلاص و برکات زیارت نیابتی؛ فردی به من گفت: «من بیش از بیست بار به کربلا رفتهام؛ اما حس میکنم تحول معنوی عمیقی برایم حاصل نشده است.» به او گفتم: «ارزش اعمال به اخلاص است؛ این بار بهجای خودت، هزینه سفر یک طلبه فاضل سیّد یا انسان مؤمنی را که در حسرت زیارت مانده، تقبل کن تا بهنیابت از تو برود؛ ببین چه اثری دارد.» با واسطه، طلبه سیدی که تا آن زمان توفیق تشرف نداشت، راهی شد. شب جمعه آن طلبه از کنار ضریح مطهر تماس گرفت و با اشک و سوز، بانی را بسیار دعا کرد.
متأسفانه در بسیاری از اوقات، عمر ما در بطالت سپری میشود؛ درحالیکه میتوان هر لحظه از آن را به جهادی معنوی تبدیل کنیم. من سالها پیش صبحها در مسیر تشرف به حرم مطهر حضرت معصومه(س)، با آیتاللهالعظمی جواد تبریزی(قد) همقدم میشدم و میدیدم، لبهای مبارکشان پیوسته در حال حرکت است. روزی با کسب اجازه پرسیدم: «آقا! ذکر خاصی میخوانید؟» فرمودند: «فرزندم! من زیارت عاشورا را در منزل میخوانم؛ اما صد لعن و صد سلام آن را در طول مسیر پیادهروی تا رسیدن به حرم زمزمه میکنم؛ هنگام ظهر نیز در مسیر رفتوآمد، به نیت هر یک از چهارده معصوم(ع) یک سوره حمد و توحید قرائت میکنم (که ثوابی معادل یک ختم قرآن کامل دارد)».یک عالم بزرگ از فرصت چنددقیقهای پیادهروی چنین بهرهای میبرد! حتی در مساجد باید ترویج کرد که مؤمنان در حین شنیدن سخنرانی، لبها و دلشان به ذکر آرام خدا مشغول باشد تا هم دل نورانی شود، هم فضای مجلس متبرک گردد و هم سخنان تأثیرگذارتر شود.
باید بسیار مراقب بود که جوارح انسان در مسیر صحیح بندگی بهکار گرفته شوند؛ زیرا خداوند متعال در قرآن کریم بهصراحت به بازخواست دقیق از حواس اشاره کرده و میفرماید:[إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا] (اسراء/ ۳۶)؛ قطعاً گوش و چشم و دل، همگی مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
زیارت عاشورا یک بیانیه اعتقادی صرف نیست؛ بلکه منشوری جامع برای مبارزه همهجانبه علیه باطل در طول تاریخ است. در این زیارت شریفه، ۳۷ فراز مشتمل بر لعن و برائت آمده است که طیفهای گوناگون جبهه باطل را هدف قرار میدهد؛ از طراحان و پایهگذاران ستم تا غاصبان خلافت، مباشران جنایت، زمینهسازان و حتی ساکتان، تماشاگران و راضیان به ظلم:«فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَالْبَيْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَأَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا... وَلَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ... وَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَأَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ».
دایره رزمندگان صرفاً به تفنگبهدستانِ خط اول محدود نمیشود؛ بلکه این منظومه شامل رزمندگان خط مقدم، آزادگان، شهدا، جانبازان عزیز در خانهها و آسایشگاهها، جاویدالاثرها و همچنین مجاهدان عرصههای فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و مدیریتی است. بسیاری از رزمندگان و دستاندرکاران موشکی اذعان دارند که موفقیت برخی عملیاتها و اصابت دقیق به اهداف، به دعای خالصانه مؤمنان در دل شب و امداد غیبی وابسته است.اما نکته بسیار حیاتی این است که خطرناکتر از شکست نظامی، لغزش فکری و معنوی پس از نبرد است. ما در تاریخ افرادی را داشتیم که شکنجههای ساواک و زندانهای ستمشاهی را تحمل کردند؛ اما چون معنویت و خودسازی را رها کردند، سالها بعد در برابر نظام اسلامی ایستادند و کارشان به اعدام کشید! یا جانبازِ ۷۰ درصدی که پس از سالها فداکاری، بر اثر غفلت دچار انحراف کلامی و سیاسی میشود.
در این عرصه چند وظیفه راهبردی و فوری پیش روی ماست:۱. افشاگری و رصد رسانههای التقاطی و نفوذی: در فضای مجازی، کانالهایی با اسامی جذاب و انقلابی فعالیت میکنند؛ دو سخن حق و حماسی میزنند و در پوشش آن، دهها پیام شبههناک، تفرقهافکن و ناامیدکننده تزریق میکنند. مبلغان باید این بسترهای نفاق را به مردم بشناسانند تا جامعه آبشخور فکری خود را از رسانههای انحرافی نگیرد.