تجربهها (12)
خاطرهنویسی
استاد جواد محدثی
حافظهها ضعیف میشود و خاطرهها از یاد میرود.
یکی از اههای ماندگارسازی خاطرات، نگاشتن آنهاست تا فراموش نشود و برای خودمان و دیگران هم آموزنده و آگاهیبخش باشد؛ البته خاطرهگویی هم کمتر از خاطرهنگاری نیست!
هم میتوان حوادث روزمره و اتفاقات ریز و درشت هر روز را در یک دفتر و سررسید نگاشت، هم میتوان فرازهای برجسته و مهم را نوشت.
گاهی پازل تاریخ و تابلوی وقایع تاریخی با همین یادداشتهای معمولی من و شما تکمل میشود و نقاط مبهم حوادث، با مراجعه به همینها روشن میگردد.
چه بسیار پیش میآید که در بازنگری وقایع، در نقلهای اشخاص گوناگون تناقضهایی دیده میشود. اگر تکیه بر حافظه نبود و رخدادها را دقیق ثبت میکردند، این تناقضها پیش نمیآمد. امروز رسم است که با مصاحبه با شخصیتهای علمی، سیاسی، ادبی و دینی، تاریخ شفاهی مینویسند و رخدادها را از زبان خود اشخاص ثبت میکنند.
نگاشتن خاطرات روزانه برای خود شخص هم مهم و مفید است و تبدیل به مأخذ و منبعی میشود برای بازنگری به زندگینامه خود و اینکه چه کرده، کجا رفته، چه نقشی در حوادث داشته و از چه افکاری برخوردار بوده است.
در خاطرهنویسی اگر در نحوه نگارش و قوت متن و قلم هم دقت شود، برای دیگران پرجاذبه و سودمند خواهد بود؛ مثل زندگینامههای خودنوشت که میخوانیم و لذت میبریم. اگر بر ریزبینی و بیان نکتههای ویژه و خاص تمرکز باشد، جذابتر خواهد شد.
صرفاً به اینکه برخاستم، صبحانه خوردم، درس رفتم، مباحثه کردم، به خانه برگشتم و ... نپردازیم؛ بلکه در همه اینها با عینکی ویژه و ظریفاندیشی، نکتههای مغفول را در نظر داشته باشیم تا برای دیگران هم دارای نکته و فایده باشد.
همت کنید و نگارش خاطرات زندگی را جدی بگیرید؛ چهبسا آنچه مینویسید، روشنگر تاریخ باشد.
برچسب ها :
ارسال دیدگاه




