هفته‌نامه سیاسی، علمی و فرهنگی حوزه‌های علمیه

میان روضه‌ها

عطر یار - شماره 887

میان روضه‌ها

وحید محمدی

خواستم نزدیک‌تر باشم به آقایم نشد
تا بگیرم دامن لطف تو مولایم نشد
خواستم از معصیت دوری کنم، آدم شوم
بندها را وا کنم از دست و پاهایم نشد
ندبه‌های جمعه را هی خواب می‌مانم ببخش
سربه‌زیرم که میان روضه پیدایم نشد
ظاهراً ذکر تو را می‌گویم اما باطناً
در میان عاشقانت باز هم جایم نشد
راه دیدار تو این‌بار از حرم شد باز، حیف
خواستم تا محضر تو با سرم آیم نشد
گفتمت یک بار در خوابم بیا، جانِ حسن
سر به خاک مقدمت ای یار می‌سایم، نشد
دائماً می‌چرخم آقاجان به دور معصیت
از دو چشم خیس تو هربار، پروایم نشد
کربلایم دیر شد، دارم خجالت می‌کشم
آه آقاجان بگو که وقت امضایم نشد؟

برچسب ها :
ارسال دیدگاه