قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین ابلاغ کرد
۱۷ راهبرد تبلیغی - رسانهای درباره تفاهمنامه پاکستان (دفع شر، نه رفع شر)
قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزههای علمیه، ۱۷ راهبرد تبلیغی- رسانهای درباره تفاهمنامه پاکستان (دفع شر، نه رفع شر) را به مبلغان، فعالان فرهنگی و رسانهای ابلاغ کرد. به گزارش خبرگزاری حوزه، مشروح اطلاعیه شماره ۳۲ قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزههای علمیه و ابلاغ توصیههای تبلیغی - رسانهای درخصوص تفاهمنامه پاکستان (دفع شر، نه رفع شر) را در ادامه بخوانید:
مقدمه
در شامگاه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵، جمهوری اسلامی ایران وآمریکا، پس از یک دوره مذاکرات دشوار و فشرده چندماهه، یادداشت تفاهمی را نهایی کردند که بر اساس مصوبه شورایعالی امنیت ملی، پایان فوری و دائمی جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبههها (بهخصوص لبنان) و همچنین خاتمه کامل محاصره دریایی علیه ایران، ازجمله مفاد آن است. امضای رسمی این یادداشت در روز جمعه ۲۹ خرداد انجام خواهد شد و مذاکرات برای توافق نهایی، به پس از اجرای تعهدات اولیه طرف مقابل موکول شده است. این تفاهمنامه در حالی منتشر میشود که آمریکا عملاً با جنگ علیه ایران به هیچیک از اهداف خود دست نیافت و در نهایت مجبور به پذیرش شروط ایران از جمله در مورد مسئله هستهای و حق غنیسازی شد. وحدت ساحات مقاومت در سراسر منطقه (حزبالله لبنان، انصارالله یمن، گروههای مقاومت عراقی و جبهه فلسطین) در کنار هماهنگی بیسابقه میان میدان دیپلماسی و میدان نبرد، با پشتوانه اتحاد و وحدت ملی، زمینهساز این پیروزی بزرگ شد.
این دستاورد بهعنوان یک نقطه عطف تاریخی در جنگهای دوران معاصر ایران و جهان قلمداد میشود؛ چراکه نهتنها در بازخوانی جنگهای ایران با قدرتهای بزرگ بیسابقه است، بلکه در میان تمامی بازیگرانی که بهشکل نامتقارن با قدرتهای بزرگ درگیر شدهاند، ایران به امتیازات و دستاوردهایی دست یافته که هیچ طرف دیگری تاکنون به آن نرسیده است.
بر این اساس، توصیههای تبلیغی، فرهنگی و رسانهای باید با هدف تثبیت روایت «پیروزی راهبردی محور مقاومت»، افشای ناکامی کامل دشمن و تبیین تداوم آمادگی دفاعی ایران طراحی شود.
ضروری است، همه مبلغان و فعالان فرهنگی و رسانهای، فعالیتهای خود را با محوریت توصیههای ذیل انجام دهند:
۱. مدیریت وزن خبری؛ نه تحقیر تفاهم و نه تقدیس افراطی آن
تأکید شود که این یادداشت تفاهم، یک «دستاورد راهبردی مهم» است و نه «پایان دشمنی آمریکا»؛ درواقع دفع شر است و نه رفع آن. از هرگونه اظهارنظری که تفاهم را بهمثابه «شکست جمهوری اسلامی» تفسیر کند، پرهیز گردد. در نقطه مقابل، از «گرانبارکردن» افراطی و تقدسسازی آن نیز اجتناب شود. تفاهم، «دارای کف و سقف مشخص» است و باید در همان چارچوب ارزیابی گردد.
۲. دفاع متوازن و هوشمندانه از کلیت تفاهم همراه با بیاعتمادی نهادی به آمریکا
حمایت از کلیت تفاهم بهعنوان یک پیروزی دیپلماتیک انجام شود؛ اما از بزرگنمایی جزئیات آن (که ممکن است در آینده محل مناقشه قرار گیرد) پرهیز گردد. در متن و فرامتن روایت، «بیاعتمادی نهادی به آمریکا» بهعنوان یک اصل اساسی جاری باشد. تأکید شود که تجربه سابقه بدعهدی آمریکا، هیچ حسن نیتی را نسبت به واشنگتن باقی نگذاشته است.
۳. بازتعریف معادله شکست و پیروزی: تفاهم بهعنوان «ناکامی تحمیلی بر آمریکا»
در روایت رسانهای، این تفاهم بهعنوان «ناکامی تحمیلی بر آمریکا» قابسازی گردد و نه بهعنوان «شکست ایران». خط رسانهای بر این مبنا باشد که آمریکا مجبور به پذیرش شروط ایران شد، نه برعکس و متن پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران بهعنوان متن نهایی تفاهم، مبنای مذاکرات قرار گرفته است.
۴. پرهیز از برجامسازی؛ نه «خسارت محض» و نه «خوشبینی محض»از مقایسه این تفاهم با برجام (بهعنوان یک توافق خسارتبار) یا در نقطه مقابل، القای پایان دشمنی آمریکا (خوشبینی محض) پرهیز شود. تأکید گردد که آمریکا همچنان دشمن درجه یک جمهوری اسلامی محسوب میشود و این تفاهمنامه بهمعنای تطهیر طرف مقابل نیست. در عین حال، انتقادهای سازنده و مؤمنانه نسبت به جزئیات تفاهم، بهصورت منصفانه و هوشمندانه بازنشر داده شود.
۵. به تصویرکشیدن افول تاریخی آمریکا در برابر صعود ایرانبرجسته شود که آمریکا در این مسیر در وضعیت تضعیفشدگی تاریخی قرار دارد؛ شکست در جنگ، فرسایش ذخایر نظامی، انزوای بینالمللی و اختلاف با متحدان. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، با وجود بیاعتمادی کامل به طرف مقابل، در مسیر دستیابی به اهداف بلند خود پیش میرود. بیاعتمادی به دشمن، خط اصلی روایت در ترویج این گزاره باشد.
۶. محدودسازی هوشمندانه دستاورد میدان دیپلماسییک پیروزی مقطعی، نه صلح دائمی: تبیین شود که این توافق، «یک پیروزی مقطعی در سطح دیپلماسی» است، نه راه حل دائمی برای همه مشکلات و دشمنیها. تأکید گردد که «این تفاهم یک مانور موفق در میدان نبرد دیپلماسی است، نه صلح دائمی.» ذات نظام سلطه و استکبار تغییر نکرده و ایران باید هوشیاری خود را حفظ کند.
۷. مهندسی احساسات عمومی؛ تبدیل تفاهم به «پیروزی غرورآمیز» و پرهیز از ناامیدیاین تفاهم که برآمده از همنظری دستگاههای مسئول و سازوکار سیستم حاکمیتی و مورد تأیید رهبری است، بهگونهای روایت گردد که به «ناامیدی مردم» منجر نشود. رسالت رسانه تبدیل این رویداد به یک «پیروزی غرورانگیز» است که نتیجه ایستادگی مردم در جنگ اقتصادی و میدانهای مختلف و ثمره مقاومت در میدان و دیپلماسی قلمداد گردد.
۸. هدایت نقد در بستر اتحاد ملی؛ مراقبت از فروپاشی «اتحاد مقدس»مراقبت شود تا نقدهای تخصصی و دلسوزانه (که مجاز است) به «اختلافات عمیق ساختاری» تبدیل نگردد. خط قرمز اصلی، مخدوششدن چهره انسجام ملی است. تأکید شود که «انسجام و وحدت» بزرگترین سلاح راهبردی ملت ایران در برابر دشمن است. از هرگونه فضاسازی که شکاف میان نهادها، جناحها یا مردم و نظام را القا کند، پرهیز گردد.
۹. برجستهسازی ناکامی کامل آمریکا در دستیابی به اهداف جنگ و مراقبت از پیروزی نماییضمن مراقبت و مقابله با پیروزینمایی دشمن، تأکید شود که آمریکا با جنگ علیه ایران، به هیچیک از اهداف اعلامی خود (تغییر رژیم، تجزیه ایران، توقف برنامه هستهای و موشکی، تغییر رفتار منطقهای و ...) دست نیافت، در نهایت مجبور به پذیرش شروط ایران شد و این نخستینبار در تاریخ منازعات ایران با قدرتهای بزرگ است که چنین امتیازاتی از طرف مقابل اخذ میگردد.
۱۰. بازنمایی «وحدت ساحات مقاومت» بهعنوان عامل کلیدی پیروزینشان داده شود که هماهنگی راهبردی میان ایران، حزبالله لبنان، انصارالله یمن، گروههای مقاومت عراقی و فلسطینی، یک «جبهه یکپارچه چندلایه» را ایجاد کرد که دشمن قادر به شکست آن نبود. این وحدت، ابتکار عمل راهبردی را از دست آمریکا و اسرائیل خارج ساخت.
۱۱. برجستهسازی «هماهنگی میدان، دیپلماسی و خیابان» بهعنوان الگوی موفقتأکید شود که پیروزی کنونی حاصل ترکیبی از «مقاومت میدانی»، «ایستادگی مردم در خیابان» و «دیپلماسی هوشمندانه» بود؛ درحالیکه رزمندگان اسلام در جبههها مشغول دفاع بودند، تیم دیپلماتیک ایران با اتکا به دستاوردهای میدانی و پشتیبانی خیابان، علاوه بر پیگیری مطالبات کشور، مانع زیادهخواهی دشمن شد. این الگویی موفقی برای آینده منازعات است.
۱۲. تبدیل «پیروزی ایران» به یک نقطه عطف تاریخی در منازعات نامتقارن جهانتأکید شود که در بازخوانی جنگهای ایران با قدرتهای بزرگ در دوران معاصر و همچنین در مقایسه با سایر کشورهایی که با قدرتهای بزرگ بهشکل نامتقارن درگیر بودهاند، هیچ کشوری به چنین امتیازات و دستاوردهایی دست نیافته است. این یک «شکست تاریخی برای هژمونی آمریکا» محسوب میشود.
۱۳. تأکید بر «عدم حسن نیت آمریکا»تأکید شود که جمهوری اسلامی ایران، با توجه به سوابق طرف آمریکایی، هیچ حسن نیتی برای پایبندی آن به مفاد تفاهمنامه نمیبیند. درعین حال نباید بهگونهای نیز القا کرد که «آمریکا قطعاً توافق را نقض خواهد کرد.» ایران همزمان با دعوت طرف مقابله پایبندی به تعهدات، خود را برای بدترین سناریوها آماده کرده وهمچنین بر این نکته تأکید گردد که ضمانت اجرای این تفاهم، نه امضای آمریکا، بلکه قدرت بازدارندگی، وحدت ملی و گفتمان مقاومت ملت ایران است.
۱۴. تأکید بر «آمادگی دائمی ایران» برای هرگونه نقضتأکید شود که دست نیروهای مسلح ایران همچنان «برماشه» است و هر لحظه آماده دفاع از ایران و پاسخ کوبنده به هرگونه نقض محتمل خواهد بود.
۱۵. عدم برجستهسازی اختلافات احتمالی داخلی پیرامون توافقهرگونه تحلیلی که نشاندهنده «مخالفت برخی نهادها یا جریانات داخلی با مفاد تفاهمنامه» باشد، ممنوع است. بیانیه شورایعالی امنیت ملی، اجماع نظر بالاترین نهاد تصمیمگیر کشور را بازتاب میدهد. وحدت ملی در این پیروزی باید بازنمایی شود.
۱۶. تمرکز بر حفظ و تقویت وحدت و انسجام مردم، جریانهای سیاسی، دولت و نیروهای مسلحتأکید شود که حفظ وحدت ملی تا تثبیت موفقیتهای قطعی نبرد دپیلماسی و عدم دامنزدن به هرگونه اختلافات جناحی و سیاسی، یک ضرورت انکارناپذیر است. این نکته برجسته شود که دشمن در «جنگ شناختی» خود، به دنبال القای «شکاف و فقدان وحدت» است تا اجماع داخلی را تحت تأثیر قرار دهد.
۱۷. تأکید بر اعتماد متقابل مردم و مسئولین در کسب موفقیتها
اعتماد کامل به مسئولین نظام در مدیریت این پرونده حساس، بهعنوان یک اصل راهبردی رعایت گردد. این نکته برجسته شود که «بازدارندگی» ایران در عرصه دیپلماسی، بدون پشتیبانی مردمی و اعتماد به حاکمیت، معنا نمییابد.
قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین




