هفته‌نامه سیاسی، علمی و فرهنگی حوزه‌های علمیه

غدیر و عید عدالت و رهبری

غدیر و عید عدالت و رهبری

استاد جواد محدثی

«امام، مایه نظام دین و عزّت مسلمین و خشم منافقین و نابودی کافران است.» (حضرت امام رضا(ع))
هجده روز از ذیحجه می‌گذرد. قافله‌ای می‌آید: راهش حق، بارش ایمان، مقصدش الله، موجی از انسان در دریای غدیر در تلاطم است. قافله‌سالاری چون محمد(ص) پیشاپیش افق اسلام، هنوز چشم انتظار طلوع خورشید است که با دمیدن آن، بر طومار دین، مهر «اکمالی» خواهد خورد.
محمد(ص) پس از زیارت خانه توحید، با کاروانیان از حج برگشته، با چهره‌ای مطمئن، با دستانی پربار از فیض دیدار، با ره‌توشه‌ای از طاعت و توفیق زیارت بیت‌الله الحرام، پیشوای این قافله نورانی است. می‌آید تا در تداوم رسالت، امت را به امامت دعوت کند و آنان را در کنار برکه‌ای به‌نام غدیرخم که در معنی ژرف‌تر از دریا و گسترده‌تر از سینه اقیانوس است، با امام پیوندِ ولایت بزند تا مبلّغ بلوغ مکتب و اکمال دین گردد و مسلمانان را پس از خویش به رهبری فرزند ابی‌طالب(ع) از سرگردانی و حیرت نجات دهد.
چراکه امت بی‌امام، رمه بی‌چوپان است و کشتی بی‌ناخدا و رفتن بی‌راهنما، سالک را به بیراهه می‌کشد و حرکت بی‌بصیرت دوری روزافزون از مقصد را به دنبال دارد و عمل، بی‌رأی امام، گام باور را در باتلاق شک فرو می‌برد. برای این مهم چه کس شایسته‌تر از تربیت‌یافته پیامبر و ره‌شناس‌تر از مولود کعبه و قاطع‌تر از ابوتراب و پسندیده‌تر از مرتضی و والاتر از علی(ع)...؟
در اوج نیمروز در زیر شعله‌های فروزان آفتاب
انبوه حاجیان که فزون‌تر ز صدهزار
در پهنه وسیع غدیر ایستاده‌اند
 یک کاروان رسته ز بندِ نفاق و کین
 یک کاروان خسته در اینجا ستاده است...
 کاروانی که از حج بر می‌گردد و کاروانیان را شعوری از مشعر و عشقی از منا، ایثاری از قربانی، حرکتی از طواف و تلاشی از سعی - به یاد اسماعیل و هاجر - سوغات سفر مکّه است که برای خویشان به ارمغان می‌برند و پیامبر(ص) اینک به فرمان خداوند، آمده است تا مشعلی را فراراه تاریخ بشری برافروزد که هیچ پُفی خاموشش نکند و هیچ طوفانی درهمش نشکند و هیچ تحریفی مسخش نکند و هیچ ظلمتی فرایش نگیرد.
پیامبر(ص) می‌خواهد مردی را به امامت و خلافت و وصایت معرّفی و منصوب کند که سابقه‌اش در اسلام، قاطعیتش در راه حق، وفاداریش به محمد(ص)، جهادش در راه خدا، دانائی‌اش در دین، تقوایش در زندگی، حضورش در عبادت، بصیرتش در سیاست، صداقتش در ایمان، صراحتش در گفتار، اخلاصش در عمل، مِهرش با مؤمن، خشمش با کافر، برای هیچ کس - چه دوست و چه دشمن - پوشیده نیست.
این مرد چه کسی می‌تواند باشد؟
جز «علی‌بن ابی‌طالب(ع)»؟!

برچسب ها :
ارسال دیدگاه