هفته‌نامه سیاسی، علمی و فرهنگی حوزه‌های علمیه

حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(قد)

آیت‌الله مدرسی‌یزدی بررسی کرد

حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(قد)

آیت‌اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان در همایش حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(قد)، به تبیین خاستگاه‌ها و اندیشه‌های بلند رهبر شهید أعلی‌الله‌مقامه پرداخته است. عنوان همایش همان‌طور که مشخّص است، «حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع» است؛ آن‌هم در اندیشه، بیان و رفتار رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی. این بزرگ‌مرد ده‌ها سال است راهبری ملّت را به عهده دارد و در طوفان‌ها، فرازونشیب‌ها، گرداب‌ها و غرقاب‌هایی که دشمنان و جنود شیاطین تدارک دیده بودند تا مردم ما راه را گم کنند و نتوانند حقوق خودشان و کشورشان و حقوق مسلمانان و تمام ملّت‌های آزاده را بشناسند و مطالبه کنند. چراغ فروزان، مشعل هدایت و خضر راه بود که اگر نبود، در این ظلماتی که دنیای استکبار ضدّ حقّ و حقیقت تدارک دیده بود، خیلی چیزها گم می‌شد. این همایش و نظیر آن که برای شناخت اندیشه‌های رهبر عظیم‌الشأن انقلاب است، برای آن است که ما بفهمیم، این مشعل و راه هدایت، راه هدایتی است که باید فهم شود و پایدار باشد و درعین‌حال بدانیم که «ظلمات است، بترس از خطر گمراهی». بدون راهبری خضر و امثال این بزرگوار، نمی‌توانیم مسیر صحیح سعادت دنیا و آخرت را طی کنیم.

خاستگاه اندیشه‌های رهبری: قانون اساسی و اسلام
ابتدا باید به این نکته توجّه کرد که اگر ما بخواهیم اندیشه‌ها و راهبری‌های مقام معظّم رهبری، این هدیه بزرگ و استثنایی الهی به ایران اسلامی و بلکه جهان اسلام را درست درک کنیم، علاوه بر اینکه متن فرمایشات، فرامین و رفتارهای ایشان را باید با دقّت مورد بررسی قرار دهیم ـ که این خود امری لازم و موجب بصیرت‌افزایی و راه نجات امّت ما و بلکه همه امّت‌هاست ـ باید خاستگاه و منشأ این اندیشه‌ها و رفتارها را نیز مورد مطالعه، بررسی و ژرف‌نگری قرار دهیم.
بخشی از خاستگاه مستقیم این اندیشه‌ها، قانون اساسی است و این قانون، خاستگاه بسیاری از رهنمودها و اندیشه‌های مقام معظّم رهبری است.
خاستگاه اصلی‌تر که عمده قانون اساسی نیز از آن نشأت گرفته، اسلام و تفکّر عمیق و عالمانه در منابع اسلامی است. منابع بی‌همتای اسلامی شامل قرآن، سنّت پیامبر اکرم(ص) و ائمّه هدی(ع) و همچنین منبع عقل و تجربه، خاستگاه اندیشه‌های بلند و هدایت‌گر مقام معظّم رهبری در زمینه‌های گوناگون است.
فهم دقیق اندیشه‌های ایشان متوقّف بر شناخت این خاستگاه‌هاست و بدون شناخت این خاستگاه‌ها، ممکن است در تفسیر بیانات رهبری - گرچه روشن و گویاست- اشتباهاتی رخ دهد و کج‌روی‌هایی پدید آید.
مناسب است تشبیهی دراین‌باره بیان کنم: فقهای بزرگ ما دو نوع کتاب دارند:
 ۱) برخی از آنها کتب فتاوی و متون فقهی است که فتاوی خود را در آن می‌نویسند؛ مانند رساله‌های عملیّه یا در سطح بالاتر، مثل تحریرالوسیله، عروة‌الوثقی و شرایع.
 ۲) نوع دیگر کتاب‌هایی است که خود آن فقها یا فقهای دیگر، اسناد، مدارک و مبانی آن فتاوی را ذکر می‌کنند و به تبیین استدلالی و اجتهادی آن فتاوی می‌پردازند؛ مثلاً در شرح عروة‌الوثقی چه‌بسا ده‌ها کتاب نوشته شده که کلمه‌به‌کلمه فتاوی صاحب عروه، سیّد محمّدکاظم یزدی(قد) را بررسی و تبیین کرده‌اند. یا حضرت امام(قد) تحریرالوسیله را به‌عنوان متنی فقهی نگاشتند و سپس شروح متعدّدی بر آن نگاشته شد. یا برای کتاب شرایع چه‌بسا صدها شرح کوچک و بزرگ، به‌صورت کامل یا بخشی از آن نوشته شده باشد.
فرمایشات، نظریّات، دستورات، رفتارها و تبیین‌های مقام معظّم رهبری نیز باید با توجّه به خاستگاه‌های آن بررسی شود؛ البتّه ما می‌گوییم و ملّت ما هم معتقدند:
خیال روی تو در هر طریق همره ماسـت نسیم مـوی تو پیوند جان آگـه ماست
به‌رغـم مدّعیانی کـه منـع عشق کنند جمـال چـهره تو حجّـت موجّه ماست
«إِنَّهُمْ حُجَّتِی‏ عَلَیْکُمْ‏ وَأَنَا حُجَّةُاللَّهِ؛ آنان (فقیهان) حجّت من بر شمایند و من حجّت خدا هستم.» (وسائل‌الشیعة، ج‏۲۷، ص ۱۴۰)؛ امّا فهم درست مبانی مقام معظّم رهبری (خداوند سایه ایشان را مستدام بدارد) بسیار راه‌گشا و ارزشمند و برای فهم کلمات ایشان هم مفید است.
حقوق فراوان مردم در قرآن کریم: کرامت الهی، برترین آفرینش، نعمت‌های فراوان، رحمت گسترده و...
عنوان «حقوق ملّت» در متون اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد و با تعابیر گوناگونی از آن یاد شده است. در قرآن کریم، سنّت رسول‌اکرم(ص) و سخنان و رفتارهای امیرالمؤمنین(ع) و دیگر امامان(ع) مطالب بلند و بی‌نظیری در این ‌زمینه آمده که باید مورد توجّه قرار گیرد.
اگر به قرآن کریم مراجعه کنیم، می‌بینیم اساس آیات قرآنی مراعات حقوق مردم است؛ حتّی از جانب بزرگ‌ترین شخصیّت عالَم یعنی رسول‌اکرم(ص)؛ بنابر آیات قرآن کریم، خداوند متعال همه چیز را به انسان‌ها داده و اصل آن است که هر انسانی همه چیز دارد: [وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ؛ و به‌راستی فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم.] (الإسراء: ۷۰)
همان‌گونه که خلقت انسان از: [نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی؛ از روح خود در او دمیدم.] (الحجر: ۲۹) آغاز شده، در [أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ؛ نیکوترین صورت] (التین:4) آفریده شده و درباره آفرینش او گفته شده: [تَبَارَکَ‌اللهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ؛ آفرین باد بر خدا که بهترینِ آفرینندگان است.] (المؤمنون:14). درعین‌حال، هرچه هم در عالَم بوده، خداوند متعال به این انسان عطا فرموده است.
آیات زیادی این مطلب را بیان می‌کند که یکی از جامع‌ترین آنها این آیه است: [أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی‌السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً؛ آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، مسخّر و رام شما کرده و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما فراوان و کامل ارزانی داشته است؟!] (لقمان:20) ببینید چگونه خداوند متعال مردم را مورد لطف قرار داده است!
همچنین می‌فرماید: [هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَا فِی‌الْأَرْضِ جَمِیعاً؛ اوست آن‌که آنچه در زمین است، همه را برای شما آفرید.] (البقرة: ۲۹). مطلب بسیار عجیبی است؛ یعنی خداوند متعال هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است، برای شما انسان‌ها آفریده و اینها حقوق شماست که خداوند برای شما قرار داده است.
در این ‌زمینه آیات فراوان دیگری نیز در قرآن کریم آمده است. سرلوحه کلام الهی در رابطه ‌با مردم آن است که:[إِنَّ اللهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ؛ به‌راستی خدا نسبت به مردم دلسوز و مهربان است.] این عبارت دوبار در قرآن کریم در سوره بقره و حج آمده است (البقرة: ۱۴۳؛ الحج: ۶۵).
همچنین در آیه دیگر آمده است: [رَبُّکَم ذورَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ؛ پروردگار شما دارای رحمت گسترده است.] (الأنعام: ۱۴۷) نیز می‌فرماید: [کَتَبَ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ؛ رحمت را بر خود واجب ساخته است.] (الأنعام: ۱۲)
این عناوین و نظیر اینها بسیار زیاد است؛ مانند این آیه مبارکه: [إِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ؛ به‌راستی خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است] که این قسمت از آیه چهار مرتبه در چهار سوره قرآن: بقره، یونس، نمل و غافر آمده است (البقرة: ۲۴۳؛ یونس: ۶۰؛ النمل: ۷۳؛ غافر: ۶۱). یا این آیات شریفه: [وَإِنَّ رَبَّکَ لَذُومَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلی ظُلْمِهِمْ؛ و قطعاً پروردگار تو نسبت به مردم - با وجود ستم‌شان - صاحب آمرزش است] (الرعد: ۶) و [إِنَّ رَبَّکَ لَذُومَغْفِرَةٍ؛ به‌راستی که پروردگار تو دارای آمرزش است.] (فصلت: ۴۳)
اساساً خداوند متعال پیامبرش را هم به‌عنوان رحمت برای همه عالمیان فرستاده است: [وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.] (الأنبیاء: ۱۰۷) و حتّی رفتار پیامبر(ص) نیز رحمت خداوند متعال برای مردم است: [فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ‌اللهِ لِنتَ لَهُمْ؛ پس به]برکت[ رحمتی از جانب خداوند، با آنان نرم‌خو شدی.] (آل عمران: ۱۵۹) و [إِنَّکَ لَعَلی‏ خُلُقٍ عَظیمٍ؛ راستی که تو اخلاق عظیم و برجسته‌‏ای داری.] (القلم: ۴)

  هیچ‌کس حقّ سلب حقوق مردم را ندارد
حقوقی که خداوند متعال برای انسان قرار داده، در وهله اوّل همه انسان‌ها را شامل می‌شود؛ مگر اینکه کسی خودش را از این حقوق خارج کند. درعین‌حال خداوند متعال یک محدودیّت را بیان فرموده است: [إِنِ الحُکْمُ إِلَّا لِلهِ؛ حکم جز برای خدا نیست.] (الأنعام: ۵۷؛ یوسف: ۴۰ و ۶۷)؛ یعنی در این نعمت‌های تکوینی و تشریعی که من برای انسان قرار دادم، حکم جز برای خدا نیست و هیچ قلدر، دانشمند، فیلسوف یا دلسوزی حقّ حکم ندارد. وقتی در آیاتی که این بیان را دارد، تدبّر می‌کنیم، درمی‌یابیم که هم شامل حکم تکوینی می‌شود و هم حکم تشریعی؛ مگر آنچه خداوند به پیامبران، اوصیای پیامبران(ع) یا نمایندگان اوصیای پیامبرانش اعطا فرموده باشد.
این بدان معناست که خدا آن‌همه نعمت و حقوقی که به مردم عطا فرموده، در عین‌حال راه سلب این حقوق را بسته و فرموده که هیچ‌کس حقّ سلب این حقوق را ندارد و این حقوق باید توسّط افرادی که خود ذات اقدس الهی تعیین می‌کند، فهمیده، بیان و اجرا شود و این مطلب بسیار مهمّی است.

  تقسیم حقوق میان همه مردم به‌صورت عادلانه
اکنون ببینیم خداوند متعال این نعمت‌ها و حقوقی را که در اختیار همه است، چگونه تقسیم کرده است. روشن است که این تقسیم عادلانه بوده است؛ زیرا خداوند عادل است: [إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ؛ به‌تحقیق پروردگار من بر صراط مستقیم است.] (هود: ۵۶)؛ یعنی تمام آنچه خدای بزرگِ غنیّ بالذات انجام می‌دهد، بر اساس حکمت است و هیچ انحرافی از راه مستقیم و از عدل و فضل ندارد؛ در سوره مبارکه آل عمران می‌فرماید: [شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلائِکَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ؛ خداوند گواهی می‏‌دهد که هیچ معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی می‌‏دهند؛ درحالی‌که خدا برپادارنده عدل است.] (آل‏‌عمران: ۱۸) خداوند متعال با این تأکید بیان می‌فرماید که ذات اقدسش برپادارنده عدالت است و همچنین به عدل امر می‌کند که این نیز خود برپاداشتن عدل است: [إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ؛ به‌راستی خدا به عدل و احسان فرمان می‌دهد.] (النحل: ۹۰)
پیامبر(ص) نیز مأمور به اجرای عدالت است: [أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ؛ به من فرمان داده شده که در میان شما به عدالت رفتار کنم.] (الشوری: ۱۵) و مردم هم در میان خود موظّف به رعایت عدالت هستند: [اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی؛ عدالت ورزید که آن به تقوا نزدیک‌تر است.] (المائدة: ۸) و نیز فرموده است: [کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ؛ کاملاً به عدالت قیام کنید.] (النساء: ۱۳۵)
همچنین خداوند متعال حقوق کسانی را که از مواهب خدادادی استفاده می‌کنند و تلاش می‌نمایند، به رسمیّت شناخته است؛ ازجمله حقوق اقتصادی: [لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ؛ برای مردان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده‌اند و برای زنان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده‌اند.] (النساء: ۳۲)؛ یعنی همه مردم اعمّ از مرد و زن هرچه از این موهبت‌های الهی به دست آورند، حقّ آنهاست و کسی حق ندارد، حقوق آنها را زیرپا بگذارد و به آنها ظلم کند. در یک قانون کلّی و دستور عام می‌فرماید: هرگز حقوق مردم را کم ندهید و کم نشمارید: [وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ؛ و از آنچه مال مردم است، مکاهید.] (الأعراف: ۸۵؛ هود: ۸۵؛ الشعراء: ۱۸۳)

  سیره پیامبر اکرم(ص): رعایت حقوق مردم حتّی نسبت به غیر مسلمانان
آنچه بیان شد، مطالبی بود که از قرآن کریم استفاده می‌شد و آیاتی که در این ‌زمینه وجود دارد، فراوان است. اکنون سراغ سیره پیامبر اکرم اسلام(ص) می‌رویم و رفتار ایشان را درباره حقوق مردم مورد بررسی قرار می‌دهیم.
پیغمبر اکرم(ص) با اینکه بالاترین شخصیّت عالَم و برترین انسان بودند، امّا به فرمان الهی و از آنجا که خدا ایشان را بر [خُلُق عظیم] (القلم: ۴) قرار داده و نماینده ویژه خدا و پیامبر الهی بودند، حقوق مردم را فوق‌العاده رعایت می‌کردند.
داستان‌های شگفتی در رابطه ‌با رعایت حقوق مردم از جانب پیامبر(ص) حتّی نسبت به غیر مسلمانان وجود دارد. حتّی در بعضی کتب سیره آمده که یک یهودی مبلغی از پیامبر(ص) طلب داشت، در حضور اصحاب با تندی و درشتی از حضرت خواست، طلب او را بپردازند. برخی اصحاب از این تندی ناراحت شدند و خواستند واکنشی نشان دهند؛ امّا حضرت مانع آنان شدند و فرمودند: «إِنَّ لِصَاحِبِ الْحَقِّ مَقَالاً؛ صاحب حق، حقّ گفتار دارد.» (جمهرة الأجزاء الحدیثیة، ص ۱۶۶)؛ یعنی هر صاحب حقّی حتّی اگر یهودی باشد، حق دارد طلب خود را مطالبه کند و کسی حق ندارد، مانع او شود.
چه‌بسا از اینجاست که امیرالمؤمنین(ع) آن سخن معروف خود را فرمودند: «فَلَا تَکُفُّوا عَنِّی مَقَالَةً بِحَقٍّ‏ أَوْ مَشُورَةً بِعَدْلٍ؛ پس، از گفتن سخنی به‌حق یا مشورتی از روی عدالت، به من خودداری نکنید.» (الکافی، ج۸، ص۳۵۶؛ نهج‌البلاغة خطبه ۲۱۶، ص ۳۳۵)

 مشورت با مردم و توجّه به رأی اکثریّت
یکی از اصول مهمّ اسلام، موضوع مشورت است که امروزه اساس اداره کشورهاست (در کشورهایی که بعضی موازین را نسبتاً رعایت می‌کنند). خداوند متعال می‌فرماید: [وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ؛ و کارشان در میان‌شان بر پایه مشورت است.] (الشوری: ۳۸)؛ یعنی امر مردم و آنچه مربوط به مردم است، از طریق شورا محقّق می‌شود. حتّی به پیامبرش که عقل کلّ است، دستور می‌دهد: [وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ؛ و در کارها با آنان مشورت کن.] (آل‌عمران: ۱۵۹)
جالب آنکه ما در کتب سیره می‌بینیم، در مواردی نظر پیامبر(ص) خلاف نظر مردم بود و حتّی بعداً تجربه هم نشان داد که نظر پیامبر(ص) درست بوده ـ مانند جنگ بدر و احد ـ؛ امّا چون شاید اکثریّت مردم نظر دیگری داشتند، تا زمانی ‌که مخالف حکم الهی نبود و امری بود که می‌بایست مردم مشارکت داشته باشند، پیامبر اسلام(ص) نظر مردم را پذیرفتند؛ مانند قضیّه فدیه‌گرفتن و آزادکردن اسیران در جنگ بدر (المغازی، ج‏۱، ص ۱۰۷؛ تاریخ ‏الطبری، ج‏۲، ص ۴۷۴) یا بیرون‌رفتن از مدینه در جنگ احد (المغازی، ج‏۱، ص ۲۰۹؛ السیرةالنبویة (ابن‌هشام)، ج‏۲، ص ۶۳؛ تاریخ‌الطبری، ج ۲، ص ۵۰۲)؛ البتّه در مواردی هم حضرت نظر خود را اعمال می‌کردند؛ چون یا دستور قطعی الهی بود یا معلوم بود که آن مشورت صددرصد غلط است.
در اینجا پرسشی مطرح می‌شود که آیا هنگام مشورت، نظر اکثریّت باید مورد توجّه قرار گیرد یا خیر؟ بنابر سیره عقلاء در امور جمعی، وقتی کار به مشورت می‌رسد، باید نظر اکثریّت رعایت شود؛ امّا نکته جالب آنکه این مطلب فی‌الجمله از برخی روایات نیز استفاده می‌شود. در روایتی در منابع اهل‌سنّت ابن‌مردویه از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل می‌کند: «سُئِل رسول‌الله(ص) عن العزم فقال: مشاورة أهل الرأی ثمّ اتّباعهم»؛ (تفسیر القرآن العظیم (ابن‌کثیر)، ج‏۲، ص ۱۳۱)؛ یعنی از رسول خدا(ص) درباره معنای عزم در آیه مشورت پرسیدند: [فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ؛ و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توکّل کن] (آل‌عمران: ۱۵۹)، حضرت فرمودند: یعنی با اهل نظر مشورت کنید و سپس از آنها پیروی کنید. درحالی‌که ممکن است نظر کسانی که مشورت می‌دهند، مختلف باشد؛ امّا «پیروی» یعنی آن نظر که جمعیّت بیشتر و اکثریّت دارد، باید مورد توجّه قرار گیرد.

  بالاترین آزادی‌ها در دین اسلام
این‌گونه موارد، آشکارا نشان می‌دهد که اسلام بالاترین آزادی‌ها را برای انسان‌ها قائل شده است؛ چه آزادی سیاسی، چه آزادی اقتصادی، چه آزادی اجتماعی و چه آزادی‌های دیگری که انسان‌ها می‌توانند از مواهب الهی استفاده کنند و اگر هم در جایی محدودیّتی قرار داده شده، همه در راستای منافع مردم و استفاده درست از مواهبی است که خداوند به بندگانش داده است.
برای نمونه، خداوند متعال در رابطه ‌با پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ؛ آنان را به کار پسندیده فرمان می‌‏دهد و از کار ناپسند باز می‌‏دارد و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را بر ایشان حرام می‏‌گرداند و از [دوش‏] آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بوده، برمی‏‌دارد.»؛ یعنی پیامبر(ص) آزادی انسان‌ها را محدود نمی‌کند؛ بلکه آنچه شناخته‌شده و خوب است، به آن امر می‌کند و آنچه ناشناخته و زشت و بد و مضرّ است، از آن نهی می‌کند و هرچه پاکیزه است، حلال کرده و پلیدی‌ها را حرام نموده و بلکه بالاتر، محدودیّت‌هایی که به‌دلایل واقعی یا واهی بر امّت‌های گذشته بوده، آنها را هم برداشته است: [وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ؛ و بارهای گران و زنجیرهایی را که بر آنان بوده، برمی‌دارد.] (الأعراف: ۱۵۷)؛ حال برخی از این محدودیّت‌ها عقوبت آنان بوده و برخی را هم خودشان برای خودشان قرار داده بودند؛ چنان‌که این آیات شریفه به آن اشاره دارد:
[قُل لَّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلَی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ...؛ ]ای پیامبر! به مردم[ بگو: در آنچه به من وحی شده، هیچ خوردنی حرامی را برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد، نمی‌یابم.] (الأنعام: ۱۴۵)؛ یعنی این چیزهایی که خودتان بر خودتان حرام کرده‌اید، از نظر اسلام حرام نیست. اعراب جاهلی، یهودیان، مشرکان و بت‌پرستان بعضی چیزها را بر خود حرام کرده بودند؛ درحالی‌که خداوند آنها را حرام نمی‌دانست و پیامبر(ص) این زنجیرها را برداشت.
[وَلا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هذا حَلالٌ وَهذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللهِ الْکَذِبَ؛ و به‌خاطر دروغی که بر زبان‌تان جاری می‌‏شود، نگویید: «این حلال است و آن حرام»، تا بر خدا دروغ ببندید.] ‏ (النحل: ۱۱۶)
[قُلْ أَ رَأَیْتُمْ ما أَنْزَلَ اللهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَحَلالاً قُلْ آللهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللهِ تَفْتَرُونَ؛ بگو: به من خبر دهید آنچه خدا از رزق و روزی برای شما نازل کرده و شما بخشی از آن را حرام و بخشی را حلال قرار داده‌اید، بگو: آیا خدا این حرام و حلال‌کردن را به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ می‏‌بندید؟!] (یونس: ۵۹)

  برابری و تساوی همه افراد بشر در حقوق انسانی
آیا حقوقی بالاتر از این می‌توان تصوّر کرد که همه عالَم در اختیار بشر باشد و همه بشر در برابر آن مساوی باشند؟!: [وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَاللهِ أَتْقَاکُمْ؛ و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. به‌راستی گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.] (الحجرات: ۱۳)
در زمان امیرالمؤمنین(ع) عدّه‌ای زیاده‌طلب خدمت حضرت آمدند که ما سابقه در دین داریم، جهاد کرده‌ایم و فلان خدمات را انجام داده‌ایم؛ بنابراین سهم ما را از بیت‌المال بیشتر بدهید! حضرت نزدیک به این فرمودند: کسانی که به اسلام خدمت کرده‌اند، اجرشان نزد خدا محفوظ است؛ امّا در برابر قانون، همه مساوی هستند. (ر. ک: مناقب آل أبی‌طالب(ع) (ابن شهرآشوب)، ج‏۲، ص ۱۱۰-۱۱۱؛ الأمالی (طوسی)، ص ۷۲۹)
حتّی پیامبر خدا می‌فرماید: [إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَی إِلَیَّ؛ من تنها بشری همچون شما هستم که به من وحی می‌شود.] (الکهف: ۱۱۰). این تساوی را کجای دنیا می‌توانید پیدا کنید؟!

 فریبی به اسم آزادی و حقوق بشر
این گروه‌هایی که امروزه در دنیا دم از آزادی می‌زنند، درحقیقت آزادی به مردم تحویل نمی‌دهند؛ بلکه مردم دنیا را فریب می‌دهند و تنها ماکت آزادی ارائه می‌کنند! مردم بیچاره هم بر اثر تبلیغات فراوانی که دستگاه‌های سخن‌پراکنی آنها انجام می‌دهند، فریب آنها را می‌خورند؛ تبلیغاتی که در فضاهای مجازی که امروزه به وجود آمده و حتّی در برخی دانشگاه‌ها و بخش‌های به‌اصطلاح تحقیقاتی آنها انجام می‌شود و امور را بر مردم مشتبه می‌کنند.
مدّت‌ها درباره آزادی عربده می‌کشیدند که اینجا مهد دموکراسی و کانون آزادی است! پس آن آزادی چه شد؟! مردم مظلوم لبنان، غزّه، سوریه، عراق و مردم دیگر در طول این سال‌ها، بمباران شدند و در محاصره اقتصادی و گرسنگی و تشنگی قرار گرفتند. آیا این حقوق انسان بود؟!
برای اعلامیّه جهانی حقوق بشر نیز عربده کشیدند و دولت‌ها و ملّت‌ها را به اسم حقوق بشر بیچاره کردند و در سازمان ملل محکوم کردند. در همین اعلامیّه حقوق بشر، چنان حقوق زنان را ضایع کردند و آنها را بیچاره کردند که اگر به‌خوبی تشریح شود، آنگاه معنای این کلام رهبر معظّم انقلاب روشن می‌شود که فرمودند: «ما در مسئله حقوق زن از غربی‌ها طلبکار هستیم.» ‌ای کاش افرادی فرهیخته و دانا از دانشگاه و حوزه این مسائل را به‌صورت عالمانه نقّادی می‌کردند و برای مردم بیان می‌کردند؛ مانند همین همایش که تمام زحمت‌هایی که کشیده می‌شود، برای آن است که این ظلمات و تاریکی را بی‌همرهی خضر طی نکنیم.
باید این مسائل را بفهمیم و آگاه شویم و البتّه مردم را نیز آگاه کنیم تا حقوق خودشان، حقوق سایر انسان‌ها، حتّی حقوق اهل ذمّه و حقوق بین‌الملل را بشناسند و باید جهان را با حقوق واقعی خودش آشنا کنیم تا زورگویان و چپاول‌گران عالَم نتوانند سوءاستفاده کنند.

  احکام اسلام، برای حفظ آزادی‌ها و حقوق بشر
نکته مهمّی که لازم است در پایان بدان اشاره کنم، آن است که احکام اسلام درحقیقت برای حفظ آزادی‌ها و حقوق بشر است. اگر اسلام احکامی دارد و حلال و حرامی را اعلام می‌کند، مثلاً در مورد کسب‌های حرام یا در رابطه ‌با حجاب زنان در اجتماع بیانی دارد، نه به‌خاطر سخت‌گیری است، بلکه اساس اسلام بر آسانی و آسان‌گیری است. اساساً اسلام دین سمحه و سهله است: [یُریدُاللهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ؛ خدا برای شما آسانی می‏‌خواهد و برای شما دشواری نمی‏‌خواهد.] (البقرة: ۱۸۵)، [ما یُریدُاللهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ؛ خدا نمی‌‏خواهد بر شما تنگ بگیرد]، [وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی‌الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ؛ و در دین، بر شما هیچ سختی و تنگی قرار نداده است.] (الحج: ۷۸)
این محدودیّت‌ها (حلال و حرام‌ها) درحقیقت حفظ آزادی‌هاست.‌ ای بانوان محترم! ‌ای دختران، خواهران و مادران گرامی! بدانید اگر حجاب اسلامی را حفظ کردید، یعنی آزادی خود را حفظ کرده‌اید و از اسارت انسان‌ها و نفس امّاره‌به‌سوء آزاد شده‌اید.‌ ای مردان عزیز! اگر خودتان را حفظ کردید و حدود الهی را رعایت کردید، خیر دنیا و آخرت دارید: «إِنَّ تَقْوَی اللَّهِ ... عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَةٍ وَنَجَاةٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَةٍ؛ تقوای الهی ... آزادی از هر بردگی و نجات از هر نابودی است.» (نهج‌البلاغة، خطبه ۲۳۰، ص ۳۵۱)
بدانید که خیر دنیا و آخرت در تقواست: «عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی‌اللَّهِ؛ فَإِنَّهَا تَجْمَعُ الْخَیْرَ وَلَا خَیْرَ غَیْرُهَا؛ وَیُدْرَکُ بِهَا مِنَ الْخَیْرِ مَا لَا یُدْرَکُ بِغَیْرِهَا مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَخَیْرِ الْآخِرَة؛ بر شما باد رعایت تقوای الهی که جامع همه خیرات است و غیر از آن خیری نیست و با تقوا خیر دنیا و آخرتی به دست می‌آید که با غیرتقوا به دست نمی‌آید. (الأمالی (طوسی)، ص ۲۵)
امیدوارم همه ما به‌برکت اسلام و قرآن و عنایات امام زمان(عج) اهل تقوا و اسلام باشیم و حقوق خود و دیگران را بشناسیم و پاس بداریم.

ارسال دیدگاه