شهود و شهادت
استاد جواد محدثی
گاهی سکوت گویاتر از تکلم و فریاد است.
گاهی نبودن، روشنترین دلیلِ حضور است.
گاهی بقاء و زندگی جاودانه را با خطی از حماسه و خون نقش میزنند.
آری... در قلب نسلها و زمانها اینگونه زندهاند شهیدان.
در فصلی شگفت بهسر میبریم که آسمان دلها ستارهباران است و مشعلهای هدایت و رستگاری، با کوچ کبوترهای مهاجر در پهنه میهن اسلامی، پرتوافشانی میکنند.
حضور شهیدان را با همه وجود حس میکنیم، ملت هم میکوشد با حضور، راه شهیدان را ادامه دهد و با شعار، فریاد به خونخفتگان را بازتاب دهد و با پرچمگردانی در میدان و خیابان، راه سرخ آنان را به یاد آورد.
آنان که دلهایشان از قید علایق رسته، برای وصال به جانان لحظهشماری میکنند و در رستاخیز قیام، شاهد حقانّیت راه و رهروان صابر و مخلصاند. سخن گفتن از پرستوهای مهاجر و عاشقان صادق، هم شورانگیز است، هم دشوار. آنان که پرچم تعّهد بر دوش، تنپوش ایثار بر تن، ردای تقوا بر قامت و ذکر شهادت بر لب داشتند، فاصله حرف تا عمل را با گامهای استوار و با پای دل و سرمایه جان پیمودند.
کار بزرگ آنان بینیاز از یادنامه است؛ چراکه خودشان تجسم ایمان الهامنامه، ایماننامه، جهادنامه، حیاتنامه و شهادتنامه است.
هرگز مباد که یاد عروج خونین پرستوهای مهاجر، در هیاهوی سیاست و غوغای روزمرّگی فراموش شود و مکتب و مرامشان که همچون خونشان با طراوت و الهامبخش است، در چرخه اخبار و شایعات و تشویشها و تردیدها کمرنگ گردد.
این از جا و جانرهیدگان و به خدارسیدگان، برگردن همه ما حق دارند. گوارایشان باد شهد شهادت که رفتند تا بمانند، شهید شدند تا شاهد ما گردند.