حجتالاسلام والمسلمین خیری
تقابل تمدن اسلامی با تمدن فرتوت غرب کلید فهم قدرت ایران در جنگ ارادهها
حجتالاسلام والمسلمین حسن خیری، رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم در نخستین نشست از سلسله نشستهای علمی ـ تبیینی «ایران؛ قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» با موضوع «بیانات رهبر معظم انقلاب
با نگاهی به مبانی قرآنی و روایی قدرت»، با تشریح مبانی اجتماعی قدرت اظهار کرد: برای فهم جایگاه قدرت ایران باید از تحلیلهای صرفاً متعارف فراتر رفت و رویارویی امروز را در چارچوب تقابل تمدن اسلامی با تمدن غرب بررسی کرد؛ تقابلی که در بنیادهای معرفتی، نوع نگاه به انسان و شیوه تولید قدرت ریشه دارد.
قدرت در فرهنگ اسلامی؛ خدمت به انسانیت از موضع اقتدار
وی با اشاره به مباحث مطرحشده در این نشست گفت: برای تبیین مفهوم «قدرت اول»، باید بحث را به سمت رویارویی تمدنی سوق داد؛ رویارویی تمدن اسلامی با تمدنی که با بحرانهای فکری و اجتماعی روبهروست.
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با اشاره به تعریفی از قدرت که به امام شهید نسبت داد، اظهار کرد: قدرت در فرهنگ اسلامی، خدمت به انسانیت و انسانها از موضع قوت و اقتدار است، نه از موضع ذلت؛ اما قدرت در تمدن غربی و نظام سلطه، به سلطهگری بر مردم و بهرهبرداری از منابع و ظرفیتهای دیگر کشورها از راههای مختلف تقلیل پیدا میکند.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم افزود: تمدن اسلامی در حوزههایی همچون حقوق بشر، حقوق زنان، مقابله با بیعدالتی، مبارزه با فساد و نقد نظام سلطه حرف برای گفتن دارد و مدعی است که میتواند در این عرصهها الگویی متفاوت ارائه دهد؛ الگویی که هدف انبیا، علما و پیشوایان دینی نیز در امتداد آن قرار داشته است.
این استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به تأکید امام راحل(قد) بر مشاهده دست قدرت الهی در تحولات کشور، توکل به خداوند را یکی از مبانی تحلیل تحولات انقلاب اسلامی دانست.
پیوند امامت و امت؛ نخستین مؤلفه قدرت ممتاز
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با بیان اینکه رویارویی تمدنی دارای مؤلفهها و منابع ویژهای برای تولید قدرت است، گفت: یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ممتاز، پیوند امامت و امت است؛ امامت با پیوندی که با دین و خداوند دارد و امت با حضور مردم، مردمسالاری دینی و دلدادگی اجتماعی، دو سوی این پیوند را تشکیل میدهند.
وی با اشاره به آیه شریفه ]هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ]، اظهار کرد: در این الگو، نصرت الهی و همراهی مؤمنان در کنار یکدیگر قرار میگیرند و قدرتی شکل میگیرد که پشتوانه آن، هم حمایت الهی و هم حضور و همراهی مردم است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه افزود: این پیوند، صرفاً یک رابطه سیاسی یا اداری نیست؛ بلکه ارتباطی اعتقادی و اجتماعی است که میتواند به انسجام جامعه و تولید قدرتی فراتر از محاسبات متعارف منجر شود.
معرفتمحوری در برابر نظام مبتنی بر جاهلیت
این استاد حوزه و دانشگاه، دومین مؤلفه قدرت تمدنی را تقابل نظام مبتنی بر معرفت با نظام مبتنی بر جاهلیت دانست و گفت: تمدن غربی در بسیاری از عرصهها بر مادیت، شهوتمحوری، ظلم به انسانها و زیادهخواهیهای غریزی استوار شده است.
حجتالاسلام والمسلمین خیری ادامه داد: در چنین ساختاری، هرچه سطح آگاهی و معرفت مردم پایینتر باشد، زمینه موفقیت نظام سلطه بیشتر فراهم میشود؛ در مقابل، نظام مبتنی بر معرفت، به دنبال ارتقای انسانی و افزایش آگاهی افراد جامعه است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه تأکید کرد: تفاوت دو الگوی تمدنی را باید در نوع نگاه آنها به انسان و ظرفیتهای انسانی جستوجو کرد؛ یکی از جهل و ضعف آگاهی مردم بهره میبرد و دیگری در پی ارتقای معرفت و توانمندی آنان است.
از استحکام ساختاری تا همسویی اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با اشاره به آیه شریفه «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ» گفت: در این آیه، پس از اشاره به رسالت پیامبران، از آهن و برخورداری آن از استحکام و قدرت و نیز منافع آن برای مردم سخن به میان آمده است؛ موضوعی که میتوان از آن برای تبیین برخی ویژگیهای یک ساختار قدرتمند بهره گرفت.
وی با اشاره به برداشتی که به شهید طهرانچی نسبت داد، اظهار کرد: در این برداشت، برای آهن دو ویژگی مورد توجه قرار میگیرد؛ نخست، نظم ساختاری و استحکام پیکره آن و دوم، همسویی عناصر تشکیلدهنده آن. ویژگی نخست را میتوان به استحکام ساختار یک نظام اجتماعی و سیاسی تشبیه کرد؛ ساختاری که در آن موضوعاتی همچون عدالت، مبارزه با فساد، فسادگریزی و مقابله با فقر مورد توجه قرار میگیرد و از عناصر مؤثر در شکلگیری یک نظم پایدار بهشمار میرود که در تمدن غربی شاهد آن نیستیم.
این استاد حوزه و دانشگاه، با بیان اینکه نظم ساختاری باید با نظم رفتاری همراه باشد، گفت: نظم رفتاری بهمعنای تعامل مبتنی بر مودت، رحمت، برادری و اخوت است؛ از خانواده بهعنوان نخستین نهاد اجتماعی گرفته تا روابط میان اقوام، ملتها و جوامع.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم، با اشاره به آیه شریفه ]وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا] تأکید کرد: منطق این الگو، شناخت متقابل و تعامل میان ملتهاست، نه تنازع و درگیری؛ همچنین پیوند با ریسمان الهی و پرهیز از ظلم، از مبانی این نظم اجتماعی بهشمار میرود.
بازدارندگی و جنگ ارادهها؛ دو عرصه مکمل قدرت
وی با اشاره به ادبیات امام شهید(قد) درباره قدرت، یکی از نتایج استحکام ساختاری را بازدارندگی دانست و اظهار کرد: جامعه برای بازدارندگی باید از نظر نظامی، اقتصادی و فرهنگی استحکام پیدا کند و با تقویت اقتصاد مقاومتی و فرهنگ مقاومت، دشمن را از تحقق اهداف خود مأیوس سازد.
حجتالاسلام والمسلمین خیری افزود: بازدارندگی تنها به عرصه نظامی محدود نیست؛ بلکه استحکام اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز در آن نقش دارد؛ زیرا قدرت یک جامعه به مجموعه ظرفیتها و تواناییهای آن وابسته است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه در ادامه، جنگ ارادهها را دومین عرصه مهم قدرت معرفی کرد و گفت: جنگ شناختی، جنگ ترکیبی، جنگ نرم، شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی، فشار نظامی، کودتا و تحریم اقتصادی، از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند با هدف تضعیف اراده مردم و خستهکردن جامعه بهکار گرفته شوند.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: جنگ واقعی امروز، جنگ ارادههاست؛ تقابلی که در آن، طرف قدرتمند کسی است که بتواند هم بازدارندگی خود را به نمایش بگذارد و هم در عرصه حفظ و تقویت اراده عمومی موفق عمل کند.
بصیرت مردمی؛ شرط پیروزی در جنگ ارادهها
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با تأکید بر نقش مردم در این عرصه گفت: جنگ ارادهها به بصیرت مردمی نیاز دارد؛ مردمی که در برابر دشمن میایستند و با تکیه بر ایمان و احساس مسئولیت، از ترس و تسلیم فاصله میگیرند.
وی افزود: برای رسیدن به تمدن، برخورداری از نظم ساختاری، نظم رفتاری و بنیان معرفتی ضروری است؛ اما تحقق این مؤلفهها بدون تشکیل حکومتی مستقر و قدرتمند امکانپذیر نیست.
این استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: حفظ توانمندیهای جامعه در عرصههای اقتصادی، تربیتی، خانواده، فرهنگ، سیاست و تعاملات بینالمللی، نیازمند ساختاری حکومتی است که بتواند این ظرفیتها را سامان دهد؛ لذا نظام ولایت فقیه در این چارچوب قرار دارد و آن، یکی از عوامل شکلگیری نظم ساختاری در جمهوری اسلامی است.
پیوند امام و امت؛تفاوت تجربه انقلاب اسلامی با تجربههای پیشین
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با اشاره به نهضت مشروطه و نهضت ملیشدن صنعت نفت گفت: با وجود حضور جامعه شیعی در آن تجربهها، آنچه در انقلاب اسلامی قدرتی متمایز ایجاد کرده، پیوند امام و امت و شکلگیری نظم ساختاری در قالب نظام ولایت فقیه است.
وی با استناد به آموزههای قرآنی درباره استقامت و پرهیز از تکیه بر ستمگران، خاطرنشان کرد: دو الگوی تمدنی در برابر یکدیگر قرار دارند؛ الگویی که حیات خود را در سلطه و طاغوت میبیند و الگویی که بر نفی طاغوت و مقابله با ظلم استوار است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه، با اشاره به جایگاه مفهوم طاغوت در اندیشه امام خمینی(قد) گفت: شناخت ماهیت سلطه و اشکال گوناگون آن، برای فهم تفاوت بنیادین این دو الگو اهمیت دارد.
خوداتکایی؛ رمز قدرت برتر
این استاد حوزه و دانشگاه، خوداتکایی را از دیگر عوامل قدرت جمهوری اسلامی دانست و با اشاره به مضمون آیه ]وَلَا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا]، اظهار کرد: یکی از ویژگیهایی که ایران را در این الگو قدرتمند میکند، ایستادن روی پای خود و وابستهنبودن به دیگران است.
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با اشاره به وضعیت برخی کشورهای برخوردار از امکانات و رفاه اقتصادی گفت: برخورداری از ثروت و امکانات، لزوماً بهمعنای برخورداری از قدرت مستقل نیست و ممکن است در شرایط حساس، وابستگیهای ساختاری آشکار شود.
وی همچنین به خاطرهای از بازدید یکی از مسئولان پاکستانی از ایران اشاره کرد و گفت: این مسئول پس از بازدید از کشور، از ظرفیتهایی سخن گفته بود که جمهوری اسلامی طی حدود ۴۷ سال، با وجود فشارها و تحریمها، در داخل کشور ایجاد کرده است؛ تجربهای که اهمیت خوداتکایی و اتکا به توان داخلی را نشان میدهد.
حضور مردم در میدان؛ تجلی عینی قدرت اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین خیری با تأکید بر اینکه جنگ ارادهها در سطح مردم ظهور پیدا میکند، گفت: قدرت تنها در کتابها، نظریهها و ایدهها خلاصه نمیشود؛ بلکه باید آثار آن را در میدان و در حضور اجتماعی مردم مشاهده کرد.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم افزود: حضور مردم در صحنههای مختلف و تبدیلشدن ظرفیت اجتماعی به کنش جمعی، نشانهای از تحقق قدرت در عرصه واقعی است؛ قدرتی که در شرایط دشوار نیز میتواند انسجام و اراده عمومی را حفظ کند.
این استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به شهادت رهبران و چهرههای اثرگذار، اظهار کرد: شهادت لزوماً بهمعنای پایان اثرگذاری یک جریان نیست و گاه میتواند به زایش دوباره حرکت اجتماعی و تقویت بیداری منجر شود.
وی با اشاره به واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) افزود: قیام امام حسین(ع) نمونهای از این حقیقت است که شهادت میتواند به بیداری انسانها و نجات آنان از جهالت و سرگردانی بینجامد؛ از همینرو، اثرگذاری یک شخصیت یا نهضت را نمیتوان تنها با معیارهای مادی و ظاهری سنجید.
امام حسین(ع)؛ کانون دلدادگی و قدرتآفرینی اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با طرح این پرسش که چه الگویی توانسته است، چنین گسترهای از دلدادگی و همراهی انسانی ایجاد کند، به جایگاه امام حسین(ع) اشاره کرد و گفت: اجتماع میلیونی زائران در مناسبتهای مرتبط با آن حضرت و تداوم حرکتهای الهامگرفته از نهضت عاشورا، از جلوههای قدرتآفرینی این الگوست.
وی ادامه داد: در این نگاه، شهادت امامان نهتنها موجب از بینرفتن پیام آنان نشد، بلکه زمینه تداوم و گسترش آن را فراهم کرد؛ بهگونهای که جریان اجتماعی و مردمی برخاسته از این الگو، با گذر زمان همچنان به حیات خود ادامه داده است.
تفاوت در سرچشمه انگیزه و اراده
این استاد حوزه و دانشگاه، در تبیین تفاوتهای دو الگوی تمدنی، به تقابل توکل و تواکل اشاره کرد و گفت: در یک سو، اتکا به خداوند و حضور داوطلبانه در میدان قرار دارد و در سوی دیگر، وابستگی به تجهیزات و امکانات مادی بدون برخورداری از پشتوانهای عمیق در اراده و انگیزه انسانی.
حجتالاسلام والمسلمین خیری افزود: در این دو الگو، نشانههای متفاوتی از وضعیت روانی و اجتماعی مشاهده میشود؛ از نشاط، انگیزه و مشارکت داوطلبانه در یک سو تا افسردگی و فرسودگی در سوی دیگر.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه، همچنین تولید و کار را در برابر وابستگی قرار داد و تأکید کرد: یکی از مبانی قدرت، برخورداری از اراده جمعی و تکیه بر ظرفیتهای درونی جامعه است؛ ظرفیتی که میتواند در کنار امکانات و تجهیزات، به عاملی تعیینکننده در پایداری اجتماعی تبدیل شود.
فطرت انسانی؛ پشتوانه فراتر از مرزهای جغرافیایی
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با بیان اینکه فطرت وجه مشترک انسانهاست، گفت: یکی از مبانی قدرت تمدن اسلامی، اتکا به فطرت انسانی است؛ ظرفیتی که میتواند زمینه همدلی و همراهی مردم را حتی فراتر از مرزهای جغرافیایی فراهم کند.
وی با اشاره به نمونههایی از بازتاب پیامها و رویدادهای مرتبط با ایران در دانشگاهها و میدانهای شهرهای غربی، اظهار کرد: چنین واکنشهایی نشان میدهد که قدرت مردمی صرفاً به مرزهای سیاسی محدود نیست و میتواند بر پایه وجوه مشترک انسانی شکل بگیرد.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه، در مقابل، غلبه غرایز و منافع فردی را عاملی برای تضعیف همبستگی اجتماعی دانست و با اشاره به تجربه همهگیری کرونا گفت: در شرایط بحرانی، جوامع میتوانند رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهند؛ از رقابت و درگیری بر سر منافع تا همیاری و مواسات. وی این تفاوت را از نشانههای تمایز دو الگوی تمدنی برشمرد.
«الهیات حضور در خیابان»؛ بازخوانی قدرت ایران فراتر از محاسبات متعارف
این استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به مفهوم «الهیات حضور در خیابان» گفت: در ادبیات رایج سیاسی، نمیتوان تمام ابعاد تحولات جهانی مرتبط با انقلاب اسلامی را صرفاً با معیارهای متعارف قدرت تحلیل کرد.
وی با اشاره به مباحث مطرحشده درباره جایگاه قدرت ایران و بیانات رهبر معظم انقلاب، افزود: آنچه در این تحلیل اهمیت دارد، توجه به اراده الهی، سنتهای الهی و نقش ایمان و حضور مردم در تحولات است؛ از این منظر، نباید همه واقعیتهای میدان را به محاسبات معمول سیاسی و مادی فروکاست.
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با اشاره به انتظار برای فرج حضرت ولیعصر(عج) اظهار کرد: رویکرد مهدوی، انتظار برای تحقق اراده الهی و حضور امام زمان(عج) در عرصههای مختلف است.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تأکید کرد: باور به نقش دست قدرت الهی در تحولات انقلاب اسلامی، صرفاً یک پیشبینی یا آرزوی شخصی نیست؛ بلکه با اعتقاد به سنتهای الهی و ماندگاری حق ارتباط دارد.
وی با اشاره به سخن منتسب به امام شهید(قد) درباره آینده رژیم صهیونیستی، تأکید کرد: فهم اینگونه اظهارات، نیازمند شناخت سنتهای الهی است؛ سنتهایی که بر اساس آنها، حق ماندگار و باطل رفتنی است؛ هرچند در مقاطعی با هیاهو و جلوههای ظاهری همراه باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه با بهرهگیری از مضمون قرآنی کف روی آب، گفت: ممکن است در مسیر تحولات، باطل برای مدتی پرسروصدا و برجسته به نظر برسد؛ اما این وضعیت بهمعنای از بینرفتن حقیقت نیست و در نهایت، آنچه اهمیت دارد، آشکارشدن حق و تحقق حاکمیت الهی است.
خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی؛ مسیر تحقق آرمانها
حجتالاسلام والمسلمین خیری، با تأکید بر ضرورت بازخوانی پیام گام دوم انقلاب اظهار کرد: این پیام باید بهصورت مستمر مورد توجه قرار گیرد و تحولات امروز نیز از منظر سنتهای الهی و ظرفیتهای اجتماعی انقلاب اسلامی بررسی شود.
وی با اشاره به نقش مردم در تحولات اجتماعی افزود: تجربه انقلاب اسلامی نشان داده است که ارتباط مستقیم با مردم و تکیه بر ظرفیتهای مردمی، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا دولتها و ساختارهای رسمی بهتنهایی نمیتوانند جایگزین اراده و همراهی مردم شوند.