راهبردهای تبلیغ دین و ترویج معارف اهلبیت(ع) از دیدگاه آیتالله العظمی شبیری زنجانی(قد)

مدیریت استعدادها در طلبگی؛ توازن میان درس، تحقیق و تبلیغ
گاهی کسی در درس استعداد خیلی ممتازی دارد؛ ولی بیان تبلیغی چندانی ندارد؛ اثر تبلیغیاش قابل توجه نیست؛ امّا تأثیر علمی و تحقیقی ویژهای دارد. این فرد باید کمتر مسافرت برود و ممحّض در درس باشد. گاهی برعکس است؛ شخص بیان خوبی دارد؛ صدای خوبی دارد؛ قدرت بحث و اقناع دارد و میتواند به هدایت و تبلیغ دین بپردازد؛ ولی درس و بحثش چندان قوی نیست. مسلّم است که وظیفه او امر مهم تبلیغ است که جایگاه بالایی است. گاهی اشخاص حد وسط هستند؛ مناسب است ایشان بین تبلیغ و درس جمع کنند؛ کتابهایشان را با خود ببرند و مطالعه داشته باشند و اگر بتوانند جلسه علمی برگزار کنند یا مباحثهای داشته باشند که مطالب درسی از ذهنشان نرود، بسیار مطلوب است.

روایت مقابله آیتالله میرزا محمود انواری با ضلالت
آقامیرزا محمود انواری (پدر آشیخ یحیی انواری(ره) از علمای همدان و خیلی ملا و محترم و مورد قبول همگان بود. ایشان اطلاع پیدا میکند که در یکی از دهات اطراف همدان، شخصی مبلغ بهائیت پیدا شده و مردم را گمراه میکند. ایشان با آن جلالت شأن میگوید: من اینجا بمانم برای چه؟ تمام شؤون خودش را رها میکند و به آن روستا میرود و در همانجا هم از دنیا میرود؛ ولی آن منطقه را از آن تبلیغات بهاییها صاف میکند و آن ضلالت و اثر تلاشهای آنان را از بین میبرد.

ضرورت برخورداری از نبوغ سیاسی در ورود به عرصههای سیاسی
(درباره مطرحکردن مسائل سیاسی بر فراز منبر) باید دید، وقتی که ما این مطالب را عنوان میکنیم، آیا واقعاً جامعه پذیرای آن است؟ این حرفها را از ما قبول میکند؟ کار طلبه هدایت مردم است. وقتی شما مطلبی را بیان میکنید که عکس آن عملی میشود، عقلاً نباید وارد آن شد. باید شرایط را در نظر گرفت. اینطور نیست که ما حرفی را بگوییم؛ حالا چه اثر کرد و چه نکرد. هرکسی نمیتواند وارد سیاست شود. سیاست نبوغ میخواهد. هستند کسانی که نبوغ سیاسی ندارند، وارد این بحثها شدهاند و متأسفانه بهنحو مطلوب عمل نکردهاند.

نقش فرصتهای تبلیغی در احیای فرهنگ اهلبیت(ع)
يکى از اختصاصات منحصر به فرد مکتب ما، حضرات ائمه اطهار و چهارده معصوم(ع) هستند.
بزرگان اهل سنّت هم به اين جهت اعتراف دارند که چنين شخصيتهايى بىنظير هستند؛ مثلًا جاحظ [از علما و مؤلفین بزرگ اهل سنت] با آن اعتقاداتش مىگويد: «شما چه کسى را سراغ داريد که مانند حسن عسکرى باشد؛ خودش، پدرش، جدش، و آباء او همه ممتازين افراد عالماند.» [حضرت امام عسکرى(ع) در موقع فوت جاحظ، 22 سال داشته است و جاحظ در کمتر از اين سنّ، حضرت را درک کرده و اين جمله را درباره ایشان گفته است.]
خلاصه آنچه که در کتابهاى ما از اهلبيت(ع) به وديعت گذاشته شده است، چه در معارف و چه در اخلاق و سنن و رشتههاى ديگر، غنىترين معارف است که هيچگونه کمبودى ندارد و اگر اين معارف براى مردم منعکس شود، بهدليل اينکه مطابق فطرت است، بهترين اثر را در هدايت آنها دارد.
چهبسا اگر يک نفر هدايت شود، در اثر هدايت او، نسل بعدى او هم تا مدتها هدايت میشوند و اين خدمت، مرهون کسى است که اين اقدام را انجام داده است. امروز در مقابل اختلالاتى که عناصر فاسد از اين طرف و آن طرف در مقابل مکتب دارند و به هر قيمتى مىخواهند مکتب را بکوبند، منعکسکردن اين معارف، بزرگترين تجهيزات براى جلوگيرى از آنهاست که البته وقتى با اخلاص همراه باشد، مورد تأييد خداوند قرار گرفته و إنشاءالله به دنبال آن موفقيت خواهد بود.

اصول احیای شبهای قدر و مدیریت مراسم
1. در برگزاری عمومی مراسم شبهای قدر باید ظرفیت و اقتضای حال عموم مخاطبین را در نظر گرفت و اهمیت این شب، نباید موجب تحمیل انجام مستحبات بر دیگران شود.
2. مناسب است با شیوه و بیانی مناسب، اهمیت احیای این شب بیان شود؛ این امر میتواند در عموم مردم انگیزه ایجاد کند برای احیا و انجام اعمال دیگر این شب بزرگ.
3. خوب است مؤمنین در شبهای قدر به مطالعه کتب علمی و دینی نیز بپردازند و سعی کنند، احکام شرعی خود را بیاموزند.
4. هرچند ایام شهادت امیرمؤمنان(ع) باید باشکوه برگزار شود؛ اما نباید مانع انجام اعمال شبهای قدر باشد.
بیانات معظمٌله در آستانه ماه رمضان25/9/1377
منبع: پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتالله شبیری زنجانی(قد)