
در محضر آیتالله شیخ مرتضی حائری(قد)من از مباحثه با ایشان (آیتالله خامنهای) خیلی لذت میبردم. خیلی سریع به اشکالات توجه میکردند و در بحث خیلی باانصاف بودند.
آقا در درس اشکال میکردند و از شاگردان مورد توجه آیتالله شیخ مرتضی حائری بودند؛ البته من الآن خیلی جزئیات آن زمان یادم نیست؛ اما نظرم میآید که قبل از فوت آیتالله حائری(ره) وقتی عیادتشان رفتم و خدمتشان رسیدم، دیدم ایشان اشاره به آن دوران کردند که آقا در درس ایشان شرکت میکردند. ایشان فرمودند: «آقا در بحث که شرکت داشتند، خیلی خوشفهم بودند و خوب میفهمیدند.» حُسن ایشان هم خوشفهمی و هم صاففکری ایشان بود و از این اعوجاجهایی که بعضی دارند، بهدور بودند. بعضیها دقتهایی دارند؛ اما از آن دقتهای اعوجاجی که موجب انحراف میشود. شاید خیلی از منحرفین افرادی بودند که از جهت فکری آدمهای دقیق بودند؛ اما افراد اعوجاجی بودند و منشأ اینها هم، نفسانیات است. انسان اگر نفسانیات را درست کند صاففکر میشود.

خودسازی، حافظه قوی و عنایت الهیآقا(آیتالله خامنهای) در همان زمان در خودسازی کوشا بودند. من یادم میآید ایشان یک وقت فرمودند که من دلم میخواهد، شما رفتار من را عیناً تکرار کنید. استدلالشان این بود که انسان چون به خودش علاقهمند است، عیب خودش را نمیبیند؛ اما اگر دیگران رفتارش را شبیهسازی کنند، عیوب خودش را میبیند و متوجه میشود. آقا از جهت علمی، هم صاففکر بودند، هم اهل مطالعه و هم اهل دقت. دائماً مطالعه میکردند. ایشان هم فکرشان خوب بود هم حافظهشان. من الآن خیلی خوب یادم نیست؛ اما ایشان با این همه گرفتاریها، خیلی چیزها یادشان است. معمولاً کسانی که سرشان شلوغ میشود، خیلی چیزها را فراموش میکنند؛ اما ایشان گاهی جزئیات سابق را بیان میفرمایند. بعضی چیزها را که ما به اجمال در ذهن داریم، ایشان با جزئیات به خاطر دارند. من بعضاً در خاطراتم نوشتهام که فلان کتاب را تمام کردم؛ اما الآن هرچه فکر میکنم، یادم نمیآید؛ ولی آقا گاهی نویسندگانی که میروند پیششان، از کتابها میگویند و نقل میکنند که اینها هم از الطاف خداوند است. «الله اعلم حیث یجعل رسالته» خدا بهتر میداند رسالتش را در کجا باید قرار بدهد، ولایتش را کجا قرار بدهد و چه کسی مناسب است که حاکم اسلامی بشود. ایشان برای خدا کارکرده، خدا هم عنایتش را شامل حال ایشان کرده است.

خصوصیات رفتاری رهبر شهید(قد)با اینکه سنشان کم بود و هفده ساله بودند، یادم میآید که ایشان دعای کمیل را از حفظ داشتند، هفتهای یکی دو شب را زیارت مشرف میشدند که با ایشان به حرم میرفتیم. من خیلی از زیارتخواندن ایشان خوشم میآمد و تنها سالی که دهه اول محرم، من تمام ده روز را زیارت عاشورا بهطور مرتب خواندم، سال 1335 بود که من در مشهد بودم. هر روز میرفتیم بالای پشتبام مدرسه نواب - از آنجا گنبد حرم حضرت رضا(ع) پیدا بود- اول زیارت عاشورا میخواندیم، بعد که تمام میشد میرفتیم روضه؛ روضههایی که معمولاً مقدسین مشهد و آنهایی که روحیه انقلابی داشتند. با علمایی که تماس میگرفتیم در خدمت ایشان بودیم و خدمت مرحوم آیتالله آقای سیدیونس اردبیلی و یا بعدها خدمت مرحوم آیتالله میلانی و آیتالله قمی میرفتیم.

فعالیتهای سیاسی با شهید امام خامنهای(قد)یادم میآید که بعد از قیام 42 رفتیم خدمت آیتالله میلانی(قد) که پیشنهاد میدادند و میگفتند: باید برنامهریزی کرد تا اگر بخواهد قیامی صورت بگیرد، از همهجای ایران یکمرتبه قیام بشود. میفرمودند: «عقیدهام این است که بایستی آگاهی فراگیر باشد؛ چون اگر از هر منطقهای جداگانه قیام کنند، شاه سرکوب میکند.» همچنین یادم هست یکبار خدمت آیتالله قمی رسیدیم. آیتالله قمی(ره) هم شجاع بود و هم تعصب دینی خاصی داشت. با رژیم هم شدیداً مخالف بود. پدرشان مرحوم حاج حسین قمی هم در زمان رضاشاه برای مسئله حجاب از مشهد به تهران آمدند و میخواستند، بیایند رضاشاه را از این کار منصرف کنند. یادم هست وقتی خدمت آیتالله قمی رسیدیم. وقتی آیتالله خامنهای صحبت کردند، یک مقدار که گذشت آقای قمی فرمودند: میگویی من الآن چه کار کنم؟ الآن یادم نیست ما چه پیشنهادی دادیم؛ ولی وقتی بیرون آمدیم، آقا به من فرمودند: آمادگی ایشان کامل بود؛ بهقدری که اگر به ایشان میگفتی، فردا تحتالحنک بیندازید، در بازار راه بیفتید و یا بگویید بازار را تعطیل کنند، ایشان راه میافتادند.
منبع: farsi.khamenei.ir