printlogo


printlogo


جایگزین نویـن شـرعـیِ کارمـزد در قرض‌الحسنه
حجت‌الاسلام والمسلمین عباس نیاکان (کازرونی)  /  بخش اول      چکیده یکی از مهمترین و نیکوترین اعمالی که در فرهنگ اسلامی ما به شدت مورد تشویق و توصیه قرار گرفته، موضوع قرض‌الحسنه است، قرض دادن و قرض گرفتن از دیرباز در زندگی انسان‌ها به شکل‌های مختلف وجود داشته است، و با گسترش جوامع و ایجاد دولت‌ها و حکومت‌ها، موضوع مدیریت و ارائه راهکار برای ‌تأمین مالی آن (در سطح فردی و جمعی) بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. فرهنگ اسلامی ما که به‌نوعی داعیه‌دار گسترش ارزش‌های انسانی و اخلاقی در جامعه بوده، در این مورد توجه خاصی به آن داشته است. بارها در متون و روایات اسلامی در مورد جایگاه قرض‌الحسنه صحبت شده است. براساس این روایات یکی از خداپسندانه‌ترین حرکات که یک مسلمان در حق مسلمان دیگرمی تواند انجام  دهد، این است که گره‌ای از کار او بگشاید، دل او را شاد و باعث رضایت پروردگار عالمیان شود، و این کار با قرض دادن حاصل می‌شود، لذا خداوند قرض دادن به بندگانش را، قرض دادن به خودش معرفی کرده است،   قران کریم: [مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَـَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَهً وَاللَّهُ یَقْبِضُ وَیَبْصُـطُ وَ إِلَیْه‌ِتُرْجَعُونَ] (بقره / ۲4۵)؛ کیست که به خدا قرض نیکو دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ خداست که تنگدستى دهد و توانگرى بخشد و شما به سوى او باز گردانده می‌‏شوید. ودر آیه دیگری می‌فرماید: [وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً] (مزمل/ ۲۰) و به خدا قرض نیکو دهید. هرچند نمی‌توان گفت، معنی قرض‌الحسنه در قرآن با معنی قرض‌الحسنه‌ای که در حال حاضر به صورت خاص استعمال می‌شود، یکی است، قرض‌الحسنه در قرآن به معنی کمک کردن، قرض دادن، صدقه دادن و انفاق کردن به محتاجان و برادران دینی است، ولی با استفاده از روایات جایگاه قرض بهتر شناخته می‌شود و معلوم می‌شود قرض دادن کامل‌ترین فرد قرض‌الحسنه قرآنی است، یعنی بالاتر از صدقه دادن. امام صادق (ع): "لَأن اُقرِضَ قَرضا أحَبُّ إلَیَّ مِن أن أصِلَ بمِثلِهِ،" اگر به کسی قرض بدهم، محبوب‌تر است نزد من تا به همان مقدار به او بخشش کنم (ثواب‌الأعمال  ج 4 ص167). تشکیلاتی که اجرایی کردن این امر مهم را عهده‌دار شده است،  صندوق‌های قرض‌الحسنه است، اما صندوق‌ها برای ‌تأمین هزینه‌های خود با چالش روبرو شده‌اند. هزینه‌های صندوق قرض‌الحسنه عبارتند از: هزینه‌های پرسنلی، هزینه‌های اداری، استهلاک ساختمان، هزینه‌های آب، برق، گاز، تلفن، نرم‌افزار و سخت‌افزار کامپیوتری و امثالهم. راهکار مشترکی که همه صندوق‌ها برای ‌تأمین هزینه‌های خود از آن بهره گرفته‌اند اخذ کارمزد از قرض گیرنده است، اما به دلیل اینکه فقهاء هم در اصل گرفتن کارمزد و هم در نحوه گرفتن آن نظرات متفاوتی دارند،  همین باعث شده که کارمزد  به یکی از پر چالش‌ترین مسائل در حوزه قرض‌الحسنه تبدیل شود،  برای حل این مشکل ایده‌های فراوانی پیشنهاد شده است، اما به نظر می‌رسد تا الان ایده‌ای که با آن بتوان مشکل را حل کرد و مورد تأیید همه مراجع باشد، ارائه نشده است؛ لذا تلاش‌های گسترده‌ای در این زمینه انجام گرفت و به لطف الهی راهکاری مناسب ارائه شده است و آن استفاده از طرح شرعی(بیع سلف طلا) است، که هم مشکل ‌تأمین هزینه‌ها را حل می‌کند و هم مورد تأیید همه مراجع عظام تقلید می‌باشد.

  مقدمه
یکی از کارهای خداپسندانه‌ای که می‌تواند گره‌ای را بگشاید، غبار غم از چهره غم‌دیده‌ای بزداید، دلی را شاد کند و اسباب خرسندی خداوند سبحان را به ارمغان آورد، قرض دادن است. اهتمام بدین مهم به‌گونه‌ای است که خداوند، وام دادن به بندگانش را، قرض دادن به خودش به حساب آورده است.

  اهمیت قرض دادن از دیدگاه قرآن
قرآن کریم: [مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَـَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً وَاللَّهُ یَقْبِضُ وَیَبْصُـطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ] (بقره/245)کیست که برای جلب خوشنودی خدا «به نیازمندان» قرض‌الحسنه بپردازد، تا آن را برایش چندین برابر بیفزاید؟ و خداست که [روزی را] تنگ می‌گیرد و وسعت می‌دهد؛ و [همه شما را برای دریافت پاداش‌] به سوی او بازمی‌گردانند.
قرآن کریم: [مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاَعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ اَجْرٌ کَریم] (حدید/ 11)؛ کیست که برای جلب خوشنودی خدا به [نیازمندان‌] وامی نیکو بدهد تا خدا آن را برای او دو چندان کند و او را پاداشی باارزش باشد؟.
قرآن کریم: [إِنْ تُقْرضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْلَکُمْ وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلیمٌ] (تغابن/17) اگر برای جلب خشنودی خدا به نیازمندان وام نیکو دهید آن را برای شما دوچندان می‌کند و شما را می‌آمرزد و خدا عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک و بردبار است.
قرآن کریم: [وَ أَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضَاً] (مزمل/20) و برای جلب خشنودی خدا به نیازمندان وام نیکو بدهید.

  اهمیت قرض دادن از دیدگاه روایات
رسول خدا(ص): «وَ مَنْ أَقْرَضَ أَخَاهُ اَلْمُسْلِمَ کَانَ لَهُ بِکُلِّ دِرْهَمٍ أَقْرَضَهُ وَزْنَ جَبَلِ أُحُدٍ ، مِنْ جِبَالِ رَضْوَى وَ طُورِ سَیْنَاءَ حَسَنَاتٌ وَ إِنْ رَفَقَ بِهِ فِی طَلَبِهِ تَعَدَّى بِهِ عَلَى اَلصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ اَلْخَاطِفِ اَللاَّمِعِ بِغَیْرِ حِسَابٍ وَ لاَ عَذَابٍ.».(وسائل الشیعه، ج 13، ص 88)  کسى که به برادر مسلمانش قرض دهد، به‌اندازه هر درهمى که به او مى‌‏دهد به بزرگى کوه احد و کوه‌هاى رضوى و طور سیناء براى او پاداش‌هایى هست و اگر در مورد گرفتن طلب خود با آن مؤمن مدارا کند همانند برق خیره کننده و درخشان بدون حساب و عذاب از روى پل صراط بگذرد.
 رسول خدا(ص): «اَلفُ دِرهَمٍ اُقرِضُها مَرَّتَینِ اَحَبُّ اِلَىّ مِن اَن اَتَصَدَّقَ بِها مَرَّةً ».(تهذیب،ج 2،ص 61)
اگر هزار درهم از مالم را دوبار به برادران دینى قرض‌الحسنه بدهم، نزد من بهتر از آن است که همه آن را یک باره در راه خدا انفاق کنم.
 رسول خدا(ص): «مَن اَجرَى اللّهُ عَلى یَدِه فَرَجاً لِمُسلِمٍ فَرَّجَ اللّهُ عَنهُ کُربَ الدُّنیا وَالآخِرَة» (امالى شیخ طوسى) کسى که به دست او گشایش در کار برادر مسلمانش حاصل شود، خداوند غم و غصّه دنیا و آخرت او را برطرف خواهد فرمود.
 امام باقر(ع): «مَن اَقرَضَ قَرضاً اِلَى مَیسَرَةٍ کانَ مالُهُ فى زَکوة وَ کانَ هُوَ فى صَلوةٍ من المَلائِکَةِ عَلَیهِ حَتّى یَقضِیَهُ» (من لایحضره الفقیه، ص 361) کسى که به نیازمندى پولى وام بدهد و او را مهلت دهد تا گشایشى در کار او حاصل شود، مالش در حکم زکاة است و فرشتگان به او دعا مى‏‌کنند و درود مى‌‏فرستند تا روزى که طلبش را دریافت کند.
با توجه به اینکه قرض‌الحسنه یک از ابزارهای مالی ‌تأمین کننده  وام‌های خرد است، می‌تواند در ایجاد اشتغال و رفع بیکاری در مناطق محروم و روستایی بسیار موثر واقع شود.

  تعریف فقهی قرض
امام خمینى (قد):  قرض، تملیک مال به دیگرى به شرط ضمان است؛ بدین صورت که قرض کننده متعهد مى‏‌شود که خود آن مال یا مثل و یا قیمت آن را بپردازد، و به کسى که مال خویش را تملیک دیگرى مى‏کند، مقرض، و به کسى آن را مى‏‌گیرد مقترض گویند. (تحریر‌الوسیله، ج‏1، ص‏651.)
مرحوم خوانسارى:  حقیقت قرض این است که؛ مالى بر وجه ضمان، نه بر وجه رایگان، به ملکیت دیگرى درآید. (جامع المدارک، ج‏3، ص‏327)
 قرض: یعنی مالی را به ملک دیگری درآوردن، در مقابل اینکه او هم تعهد کند آن را، یا مثل یا قیمت آن را برگرداند. (رساله آموزشی امام خامنه‌ای)

  تعریف قانونی قرض
قرض در اصطلاح چنانچه در ماده ۶۴۸ قانون مدنی آمده است، به معنای «عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک می‌کند، تا طرف مقابل مثل آن را از حیث مقدار، جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل، قیمت یوم‌الرد را بدهد».  (کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی، ج۱، ص۴۳۹، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۳، چاپ اول)

  احکام شرعی قرض
مسأله 2273   «در قرض لازم نیست صیغه بخوانند بلکه اگر چیزی را به نیت قرض به کسی بدهد و او هم به همین قصد بگیرد، صحیح است ولی مقدار آن باید کاملا معلوم باشد».‏ (رساله امام خمینی(ره))
مسأله 2275  «اگر در صیغه قرض برای پرداخت آن مدتی قرار دهند، طلبکار پیش از تمام شدن آن مدت نمی‌تواند طلب خود را مطالبه نماید ولی اگر مدت نداشته باشد، طلبکار هر وقت بخواهد، می‌تواند طلب خود را مطالبه نماید».‏ (رساله امام خمینی(ره))

  قانون مدنی قرض
«مقترض باید مثل مالی را که قرض کرده است رد کند اگر چه قیمتا ترقی یا تنزل کرده باشد». (ماده 650 قانون مدنی)
«تعهدات وام گیرنده:  وام گیرنده متعهد است مثل مالی را که گرفته از حیث مقدار و جنس و وصف به وام دهنده رد کند. ترقی یا تنزل قیمت مالی که به وام داده شده اثری در تعهد وام گیرنده به رد مثل ندارد؛ زیرا در قرض نیز مانند همه دادوستدها امکان بالا و پایین رفتن ارزش کالاها و قدرت خرید پول وجود دارد. طرفین با ملاحظه این خطرها به انجام معامله توافق می‌کنند؛ به همین دلیل ماده ۶۵۰ قانون مدنی تصریح می‌کند: «مقترض باید مثل مالی را که قرض کرده است را رد کند، اگرچه قیمت آن مال ترقی یا تنزل کرده است». پس با وجود این، چنانچه هنگام تأدیه دین، مثل مالی که به قرض داده شده نایاب باشد و مدیون نتواند به تعهد اصلی خود نسبت به تهیه مثل، عمل کند ناچار باید قیمت یوم الرد آن مال را بپردازد"  (شهیدی، مهدی، حقوق مدنی۶ عقود معین۱، ص۱۲۴)

  ربا، بزرگترین خطری که همیشه قرض را تهدید میکند.
مسأله 2283- «اگر کسی که قرض می‌دهد، شرط کند که زیادتر از مقداری که می‌دهد بگیرد، مثلًا یک من گندم بدهد و شرط کند که یک من و پنج سیر بگیرد، یا ده تخم مرغ بدهد که یازده تا بگیرد، ربا و حرام است؛ بلکه اگر قرار بگذارد که بدهکار کاری برای او انجام دهد، یا چیزی را که قرض کرده با مقداری جنس دیگر پس دهد، مثلًا شرط کند یک تومانی را که قرض کرده با یک کبریت پس دهد، ربا و حرام است و نیز اگر با او شرط کند که چیزی را که قرض می‌گیرد به‌طور مخصوص پس دهد، مثلًا مقداری طلای نساخته به او بدهد و شرط کند که ساخته پس بگیرد، باز هم ربا و حرام می‌باشد.‏ ولی اگر بدون این‌که شرط کند، خود بدهکار زیادتر از آنچه قرض کرده پس بدهد اشکال ندارد بلکه مستحب است.»‏ (امام خمینی(ره))
«آنچه در این میان از اهمیت فراوانی برخوردار است، توجه دقیق و محتاطانه به اموری است که ممکن است عقد پاک قرض‌الحسنه را در دام قرض ربوی گرفتار نمایند.» (بیدار)
از سوی دیگر، ربا به شکل عجیبی در قراردادهای مختلف مالی نفوذ کرده و آنها را آلوده می‌کند.
حضرت علی(ع): "ای گروه تجّار! اول فقه بیاموزید، سـپس تجارت کنید. به خدا قسـم! جریان ربا در این امت، پنهان‌تر از حرکت مورچه بر سـنگ سـیاه اسـت" (کلینی، ١٤٠٧ق، ج،٥ ص١٥٠)
آیات و روایات فراوانی به شدت ما را از ربا بر حذر می‌دارد؛
در آیات می‌خوانیم:
قرآن کریم: [یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ] (بقره/278) ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید، و اگر مؤمن [واقعی‌] هستید آنچه را از ربا [بر عهده مردم‌] باقی مانده رها کنید.
قرآن کریم: [فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تبْتُمْ فَلَکُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِکُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ[ (بقره/279) واگر چنین نکردید [و به رباخواری اصرار ورزیدید] به جنگی بزرگ از سوی خدا و رسولش [بر ضد خود] یقین کنید؛ و اگر توبه کردید، اصل سرمایه‌های شما برای خود شماست [و سودهای گرفته شده را به مردم بازگردانید] که در این صورت نه ستم می‌کنید و نه مورد ستم قرار می‌گیرید.
 قرآن کریم: [الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ أللهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ] (بقره/275) کسانی که ربا می‌خورند [در میان مردم برای امور زندگی خود] به پای نمی‌خیزند، مگر مانند به پای خاستن کسی که شیطان او را با تماس خود آشفته حال کرده [و تعادل روانی و عقلی‌اش را مختل ساخته‌] این بدان سبب است که آنان گفتند: خرید و فروش هم مانند رباست. در حالی که خدا خرید و فروش را حلال، و ربا را حرام کرده است. پس هر که از سوی پروردگارش پندی به او رسد و [از کار زشت خود] بازایستد، سودهایی که [پیش از تحریم آن‌] به دست آورده، مال خود اوست، و کارش [از جهت آثار گناه و کیفر آخرتی‌] با خداست.
قرآن کریم: [یَمْحَقُ أللهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ وَ أللهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثیمٍ] (بقره/276) خدا ربا را نابود می‌کند، و صدقات را فزونی می‌دهد؛ و خدا هیچ ناسپاس بزه‌کاری را دوست ندارد.
قرآن کریم: [یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ] (آل‌عمران/130) ای اهل ایمان! ربا را که سودهای چند برابر است نخورید، و از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.
قرآن کریم: [وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ] (آل‌عمران/131) و از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید.
قرآن کریم: [فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ کَثِیرًا] (نساء/160)  [فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ کَثِیرًا] (نساء/161) پس به کیفر ستمی که یهودیان [به آیات خدا و بر خود و دیگران‌] روا داشتند، و به سزای آنکه بسیاری از مردم را از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال شده بود [مانند صید ماهی و خوردنِ چربی و شیر و گوشت حیوانات‌] حرام کردیم. ( و [نیز به سبب‌] ربا گرفتن‌شان با آنکه از آن نهی شده بودند، و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع [پاکیزه‌های حلال شده را بر آنان حرام کردیم‌] و ما برای کافران عذابی دردناک آماده کرده‌ایم.
و در روایات می‌خوانیم:
پیامبر(ص): «أتَیْتُ لَیْلَةً اُسْرِىَ بى عَلى قَوْمٍ بُطونُهُم کَالْبُیوتِ فیهَا الْحَیّاتُ تُرى مِنْ‌خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جَبْرَئیلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَکَلَةُ الرِّبا» (کنزالعمال، ج ۴، ص ۱۰۷، ح ۹۷۶۶) شبى که به معراج رفتم بر مردمى گذشتم که شکم‌هایشان چون خانه‌اى بود و در آنها مارهایى وجود داشت که از بیرون شکم‌هایشان دیده مى‌شد. پرسیدم: اى جبرئیل اینها کیستند؟ گفت: اینان رباخوارانند.
پیامبر(ص): «مَنْ أَکَلَ الرِّبا مَلأَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما أَکَلَ، وَإِن ِاکْتَسَـبَ مِنْهُ مالاً لایَقْبَلُ اللّه ُ تَعالى مِنْهُ شَیْـئا مِنْ عَمَلِهِ، وَلَمْ یَزَلْ فى لَعْنَةِ اللّه ِ وَالْمَلائِکَةِ ما کانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قیراطٌ (واحِدٌ)» (ثواب الاعمال، ص ۲۸۵) هر کس ربا بخورد خداوند عزوجل به‌اندازه ربایى که خورده شکمش را از آتش دوزخ پر کند و اگر از طریق ربا مالى به دست آورد، خداى تعالى هیچ عمل او را نپذیرد و تازمانى که قیراطى (کمترین مقدار) از مال ربا نزدش باشد، پیوسته خداوند و فرشتگانش او را نفرین کنند.
پیامبر(ص): «اِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ لَعَنَ آکِلَ الرِّبا وَمُؤکِلَهُ وَکاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ» (امالى صدوق، ص ۳۴۶) خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت کرده است.
امام صادق (ع): «دِرْهَمُ رِبا أَعْظَمُ عِنْدَ اللّه ِ مِنْ سَبْعینَ زِنْیَةً بِذاتِ مَحْرَمٍ فى بَیْتِ اللّه ِ الْحَرامِ» (نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۹۵، ح ۱۱۷۷) یک درهم ربا نزد خداوند سنگین‌تر است از هفتاد بار زنا کردن با محارم در خانه خدا.

  تاریخچه ربا و رباخواری در جهان
ربا در لغت و اصطلاح شرع و اقتصاد:
ربا در لغت به معنای رشد و نموّ و علوّ و برتری است.1
 به گفته راغب اصفهانی، ربا زیادی بر سرمایه را گویند، ولی در شرع به زیاده‌‏هایی مشخص گفته می‏‌شود.2
مقدس اردبیلی نیز در این‏‌باره می‌‏نویسد:
ربا در لغت همان مطلق زیاد است و در شریعت نیز به افزوده در معامله و زیادی گرفتن در قرض (ربای قرض) گویند. پس ربا عبارت است از افزوده‏ای که افراد از وام‏دار خود می‌‏گیرند یا در معامله در شرایطی مشخص دریافت می‏‌کنند.3
صاحب جواهر نیز ربا را این‏گونه تعریف می‏‌کند:
ربا فروختن یکی از دو جنس مثل هم به جنس هم‏مثل خود است که کیلی و وزنی بوده و همراه با زیاده حقیقی یا حکمی باشد، یا قرض دادن چیزی (هرچند با وزن و کیل سنجیده نشود) و گرفتن زیادی.4
تعریف‏‌های فقیهان بیش‏تر بر این محور است، ولی از دیدگاه اقتصاددانان، ربا یا بهره تنها در قرض روی می‌‏دهد. به نظر اسمیت و ریکاردو، بهره، عوضی است که وام گیرنده از سودی که ممکن است بر اثر استثمار مال وام دهنده به دست آورد، به وی می‌‏پردازد.5
به بیان دیگر، بهره، قیمت پول است که به عنوان پاداش به وام دهندگان داده می‌‏شود.6
بنابراین، روشن است که دایره ربا در نگاه فقهی، گسترده‏‌تر از دیدگاه اقتصادی است؛ زیرا اقتصاددانان، ربا را در داد وستدها، جاری نمی‌‏دانند.

  تاریخ جایز شمردن رباخواری
تاریخ رباخواری به هزاران سال پیش از میلاد باز می‏‌گردد. ویل دورانت در این‏‌باره می‏‌نویسد: از اسناد بر جای مانده از چهار هزار سال پیش از میلاد، به دست می‌‏آید که قراردادها را با نوشتن، گواهی می‏‌کردند و نیز آیین وام گرفتن در نزد آنان معمول بوده است و سودی سالیانه نزدیک به 15 تا 23 درصد به وام دهندگان می‏‌داده‏‌اند. ربا از جنس خود کالا دریافت می‌‏شده است. کاهنان نیز به مردم قرض رِبَوی می‏‌دادند. هرکس باید بدهی خود را می‌پرداخت؛ در غیر این‌‏صورت، وام دهنده می‏‌توانست فرزند بدهکار را به گروگان بگیرد.7
الف) رباخواری در ملّت‏های باستان
1. سومریان؛ آیین وام گرفتن و سود دادن نزد سومریان مرسوم بوده است. آنان کالا یا زر و سیم را به قرض می‌‏گرفتند  و در برابر سود سالیانه، از همان جنس، بین 15 تا 33 درصد به وام دهنده می‏‌دادند.8
2. بابل؛ در بابل بهره ربایی بسیار زیاد بود. دولت آن را سالانه 20 درصد برای وام فلزی و 33 درصد برای وام جنسی   قرارداد کرده بود. بازرگانان به این اندازه هم بسنده نمی‏‌کردند و با به‌کارگیری منشیان زبردست قانون را زیر پا می‏‌گذاشتند.9
3. آشوریان؛ در میان آشوریان، بانک‏‌های خصوصی به بازرگانان و دارندگان صنایع وام می‌‏دادند و در مقابل، سودی برابر با 25 درصد می‌‏گرفتند.10
4. هند؛ در هند قدیم نیز 18 درصد بهره برای وام می‌‏پرداختند.11
5. مصر باستان؛ در تمدّن قدیم مصر، رباخواری آزاد بود و تنها قانون‏‌هایی برای کاستن آن وجود داشت. برای نمونه، به موجب قانون لوخوریوس - از پادشاهان سلسله بیست‌و چهارم- هیچ‌‏گاه جایز نبود سود آن‏قدر بالا رود که مقدار آن به‌اندازه اصل سرمایه برسد.
6. یونان و روم؛ در یونان، پیش از دوران اصلاحات و قانون‏گذاری معروف سولون و در رم پیش از این‏که قانون الواح دوازده‌‏گانه رباخواری تصویب شود، رباخواری به‏‌گونه‏‌ای نامحدود رایج بود. عادت شده بود که هرگاه بدهکار نمی‏‌توانست قرض خود را بپردازد، برده وام دهنده می‏‌شد، ولی قانون سولون این عادت غیر انسانی را برداشت و گفت: «هیچ‌‏کس از راه بدهی، برده دیگری نمی‌‏شود».12
ویل دورانت در شرح انقلاب سولون می‌‏نویسد:
او با قانون معروف خود، یعنی «قانون برداشتن بارها و تعهّدات» توانست همان‏‌گونه که ارسطو می‏‌گوید همه وام‌‏های فردی و دولتی را لغو کند. بدین‏‌گونه اراضی اتیکه را از بند گرو آزاد کرد. افزون بر این، تمام کسانی را که دچار بردگی شده‏ بودند، آزادی بخشید. وی افرادی را که در خارج از کشور به عنوان برده به فروش رفته بودند، باز گرداند واز آن پس، این کار را ممنوع کرد.13
بنابراین، سولون همه بردگان را آزاد کرد و سودی که برای یک بدهی پرداخت می‌‏شد، از 12 درصد بیش‏تر نمی‌‏شد.14
در روم، تنظیم کنندگان الواح دوازده‌‏گانه به تقلید از قانونی که در یونان اجرا شد، سود را به 12 درصد اصل بدهی کاهش دادند.
آلبرماله درباره رباخواری رومیان می‏‌نویسد: برخی از شوالیه‌‏ها صرّاف بودند و از راه بهره و نزول ثروتمند می‏‌شدند. از مردم روم، به نرخ کم وام می‏‌گرفتند و به ساکنان ایالت‏‌ها، به میزان گران‏‌تر، قرض می‏‌دادند. آنان بیش‏تر برای سناتورها معامله می‏‌کردند. چنان‌چه بروتروس، دوست سیسرون که از اعضای مهمّ مجلس سنا و از اشخاص پاکدامن آن‌زمان به شمار می‌‏رفت، از سوی اسکاپتیوس به یکی از سرزمین‏‌های جزیره قبرس، به نرخ 48 درصد، مبلغی قرض داد و چون آن شهر نتوانست در تاریخ مشخص شده، قرض خود را بپردازد، اسکاپتیوس سوارانی از حاکم خواست و تالار شورای شهر را به  محاصره درآورد تا آن‏که پنج نفر از اعضای شورا از گرسنگی مردند.15
ژوستنین در قانون‏‌گذاری معروف خود، نسبت 12 درصد را تنها برای تاجران و مانند آنان، جایز دانست در حقّ دیگر قشرها، دستور داد تا از 4 درصد بیش‏تر نباشد.16
منبع : کتاب «ربا و راه‌‏های گریز از آن» سید محمد حسن علوی
انتشارات مرکز پژوهش‌های اسلامی
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران سال ۱۳۸۲
..............................................
  پی نوشتها
1- معجم مقاییس اللّغة.
2- راغب اصفهانى، معجم المفردات الفاظ القرآن، قم، چاپخانه شریعت، انتشارات ذوى‌القربى، 1423هـ. ق، چ 2، ص 340 «ماده، رَبو».
3- احمد مقدس اردبیلى، مجمع الفائدة و البرهان، قم، مؤسّسه نشر اسلامى، چ 2، ج 8، ص 451.
4- شیخ محمدحسن نجفى، جواهرالکلام، پژوهش: شیخ عباس قوچانى، بیروت، دار احیاءالتّراث العربى، چ 7، ج 23، ص 334.
5- حسن محمدتقى الجواهرى، الرّبا فقهیا و اقتصادیّا، بیروت، دارالمرتضى، 1969- 1970، ص 333.
6- سیدعبّاس موسویان، پس‏انداز و سرمایه‏‌گذارى در اقتصاد اسلامى، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1376، چ 1، ص 62.
7- میثم موسایى، تبیین مفهوم و موضوع ربا از دیدگاه فقهى، تهران، مؤسسه تحقیقات پولى و بانکى، 1377، چ 2، ص 3.
8- ویل دورانت، تاریخ تمدّن، ترجمه: احمد آرام و دیگران، تهران، چاپ کیهانک، صفا و سهند، چ 3، ج 1، ص 151.
9- همان، ص 270.
10- همان، ص 322.
11- همان، ص 464.
12-تبیین مفهوم و موضوع ربا از دیدگاه فقهى، ص 3؛ ابراهم زکى‌‏الدین بَدَوى، نظریة الرّبا المحرم فى الشریعة الاسلامیه.
13- ویل دورانت، تاریخ تمدّن، ترجمه: امیرحسین آریان‏‌پور و دیگران، تهران، 1370، چاپ کیهانک، صفا و سهند، ج 2، ص 134.
14- الرّبا فقهیا و اقتصادیّا، ص 318؛ نظریة الربا المحرم، ص 1.
15- آلبرماله و ژول ایزاک، تاریخ رم، برگردان: میرزا غلام‏حسین زیرک‏‌زاده، تهران، دنیاى کتاب و علمى، 1362 ه.ش، چ 1، ص 134.
16- محمد مجتهد شبسترى، رباخوارى یا ظالمانه‏‌ترین استعمار اقتصادى، قم، چاپخانه حکمت، 1346، ص 16؛ الرّبا فقهیّا و اقتصادیّا، ص 318.