هفتم ماه صفر سالروز شهادت ریحانةالنبی(ص) و سید جوانان اهل بهشت حسنبن علی(علیهما) است. بدون تردید شهادت آن حضرت با زهری بود که بهوسیله معاویةبن ابیسفیان به آن حضرت خورانده شد. شیخ مفید(ره) در کتاب الارشاد، جلد ۲، صفحه ۱۶ نقل میکند که معاویه به جعده دختر اشعثبن قیس گفت: من تو را به ازدواج فرزندم یزید در میآورم؛ بهشرطی که حسن را مسموم کنی و برایش یکصد هزار درهم فرستاد. اشعث این مأموریت ناجوانمردانه را عملی کرد. معاویه اموال را به او داد؛ ولی یزید را به ازدواجش درنیاورد.
تاریخ شهادتدرباره تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) اختلاف نظر وجود دارد. شهید اول(ره) متوفی ۷۸۶ در کتاب الدروس تصریح دارد که شهادت آنحضرت در هفتم ماه صفر به وقوع پیوسته است. کفعمی(ره) همین نظر را انتخاب کرده است و بزرگانی از علما نیز این نظر را برگزیدهاند؛ از جمله آنها آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی(ره)است. ایشان پس از ورود به حوزه علمیه قم، این روز را بهعنوان روز شهادت آنحضرت مشخص کرد. (ر.ک: الدروس، جلد ۲، صفحه ۷؛ مصباح، کفعمی، صفحه ۵۰۹)
حضرت خطبههای گوناگونی بهمناسبتهای مختلف ایراد فرموده که به برخی از آنها از منابع معتبر اهل سنت اشاره میکنیم.
خطبهای در کوفهپس از شهادت مولای متقیان امیرمؤمنان علی(ع)، امام حسن مجتبی(ع) خطبه خواند. ابنعساکر دمشقی شافعیمذهب متوفی ۵۷۱ در کتاب تاریخ دمشق، جلد ۱۴، صفحه ۹۵ به چند سند، خطبه آنحضرت در کوفه را نقل کرده است. او با سندی از هلالبن یساف نقل کرده که از حسنبن علی(ع) شنیدم، درحالیکه خطبه میخواند، فرمود: «يا أهل الكوفة اتقوا الله فينا فإنا أمراؤكم وإنا أضيافكم ونحن أهلالبيت الذين قال الله تعالى: إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل-البيت ويطهركم تطهيرا»؛ یعنی ای اهل کوفه تقوای الهی را درباره ما رعایت کنید؛ بهتحقیق که ما امیران و مهمانان شما هستیم. ما اهلبیتی هستیم که خداوند درباره ما این آیه را نازل فرموده: «إنما يريد الله ليذهب عنكم ...» هلالبن یساف میگوید: «فما رأيت يوماً قط أكثر باكيا من يومئذ»؛ یعنی من روزی را مانند آن روز ندیدم که مردم این اندازه گریه کرده باشند. (ابی یعلی موصلی متوفی ۳۰۷ در کتاب مسند، جلد ۱۲، صفحه ۲۵ هم به این حدیث اشاره کرده است.)
حضرت در این خطبه کوتاه به جهاد تبیین پرداخته و شخصیت خودش را برای مردم عراق و کوفه روشن ساخته و بهعنوان مصداق اصلی آیه تطهیر معرفی کرده است. بدون تردید امام(ع) یکی از مصادیق این آیه شریفه است؛ همانطور که اکثر قریب به اتفاق اهل سنت بر این مدعا صحه گذاشتهاند. جناب ابنحجر مکی هیتمی شافعیمذهب متوفی ۹۷۴ در کتاب الصواعق المحرقة صفحه ۱۷۲ در فصل اول، در آیاتی که در شأن اهلبیت(علیهم) نازل شده، اولین آیه را همین آیه تطهیر آورده است. سپس ذیل آیه اینطور میگوید: «اكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين لتذكير الضمير عنكم وما بعده وقيل نزلت في نسائه»؛ یعنی اکثر مفسران بر این عقیدهاند که آیه درباره علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم) نازل شده است و دلیل آن هم، ضمیر «عنکم» و ما بعد آن است و گفته شده که شأن نزول این آیه، همسران پیامبر است.
سه نکته محوری و مهم در این بیان وجود دارد:
۱. تعبیر اکثر المفسرین بیانگر این است که بیش از ۹۰ درصد از مفسران اهل سنت، پیرو این نظریه هستند که شأن نزول این آیه، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین(علیهم) است.
٢. استدلالی که ابنحجر به آن اشاره کرده، قابل توجه است: تمسک به ضمیر در آیه: «عنکم» و «یطهرکم» نه «عنکن» و «یطهرکن».
۳. تعبیر «قیل» بهمعنای «گفتهشده» مشعر به تمریض قول است؛ یعنی بهاحتمال بسیار زیاد چنین قولی صحیح نیست.
عصمت اهلبیت(علیهم)ابنحجر در صفحه ۱۷۴ درباره همین آیه چنین میگوید: «ثم هذه الآيه منبع فضائل أهلالبيت النبوي لإشتمالها على غرر من مآثرهم والإعتناء بشأنهم حيث إبتدأت بإنما المفيدة لحصر إرادته تعالى في أمرهم على إذهاب الرجس الذي هو الإثم أو الشك فيما يجب الإيمان به عنهم وتطهيرهم من سائر الأخلاق والأصول المذمومة»؛ یعنی افزون بر این، این آیه سرچشمه فضایل خاندان پیامبر(ص) است؛ چراکه برخی از برجستهترین امتیازات آنان را در بر دارد و جایگاه والایشان را آشکار میسازد. آیه با واژه «إنّما» آغاز میشود که بر انحصار اراده الهی در حق آنان دلالت دارد و هدف آن زدودن رِجس (پلیدی) که به گناه یا تردید در امور اعتقادی تفسیر شده، از وجود آنان و پاکسازیشان از تمامی خصلتهای ناپسند و صفات پست است.
این بیان مهم از این دانشمند شافعیمذهب، در اثبات عصمت برای اهلبیت پاک رسولخدا(ص) صراحت دارد؛ زیرا اثم را ابتدا بهمعنی گناه گرفته و سپس به شک اشاره کرده است.
متن دوم خطبه امام حسن(ع)امام حنابله احمدبن حنبل متوفی ۲۴۱ در کتاب فضائل الصحابة صفحه ۲۲۶ حدیث ۱۰۱۵ و در صفحه ۲۰۹ حدیث ۹۲۴ با سندی از عمروبن حبشی که مورد قبول اهل سنت است، میگوید: «خطبنا الحسنبن علي بعد قتل علي فقال: لقد فارقكم رجل أمس ما سبقه الأولون بعلم ولا أدركه الآخرون ...». تمام روات این حدیث از نظر رجالیون اهل سنت، موثق و قابل اعتماد هستند. روایت را احمدبن حنبل از پدرش از وکیع از اسرائیل از ابیاسحاق از عمروبن حبشی نقل کرده که هیچکدام از آنها نقطه ضعفی ندارند
فقه الحدیثآنچه مهم است، درایةالروایة است و نه روایةالروایة؛ یعنی فقه حدیث و فهم آن، اهمیت مضاعف دارد. وقتی امام حسن مجتبی(ع) پس از شهادت پدرش امیرالمؤمنین(ع) میگوید: «ما سبقه الأولون بعلم ولا أدركه الآخرون»؛ یعنی احدی از نظر علم از اولین و آخرین به پای آنحضرت نمیرسد، این بیان نص در اعلمیت و افضلیت امیرمؤمنان علیبن ابیطالب(ع) است؛ از اینرو اعلمیت آنحضرت نزد امام اهل حدیث، احمدبن حنبل ثابت است. حال سؤال این است که چرا پس از رحلت جانسوز نبی مکرم اسلام(ص)، تقدیم مفضول بر فاضل تحقق پیدا کرد؟ مشکل اساسی جامعه اسلامی در این بود که خواص اجازه ندادند، از علومی که از دانش نبوی سرچشمه گرفته بود، بهرهبرداری شود. خود آنحضرت فرمود: «علّمني رسولالله(ص) ألف باب يفتح من كل باب ألف باب»؛ یعنی رسولخد(ص)به من هزار باب از دانش را آموخت که از هر باب آن، هزار باب باز میشود. (روضةالمتقین، ج1، ص 187)