یادداشت
عزیز دُردانه خدا
قائد مجاهدِ شهید با «عزیز» بود و «عزی» شد. بنده و جنابعالی نیز اگر میخواهیم «عزیز» شویم، باید با«عزیز» باشیم؛ زیرا «عزیزِ مطلق» خداست: ]إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا[ (یونس:۶۵) و «عزتِ مطلق» و «مطلقِ عزت» دست اوست.
بهراستی که عزت فردی، عزت اجتماعی اعم از اجتماع مَنزلی و مَدنی دست خداست هرکه را او خواهد «عزیز» خواهد کرد: ]تُعِزُّ مَن تَشَاءُ[ (آلعمران: ۲۶) و او بر پایه سنتهای خویش چنین خواهد کرد؛ زیرا نظام آفرینش را بر بنیاد قواعدی خلق کرد و خلقت را بر مدار آن تدبیر میکند و بر هستی قوانین الهی حاکم است و هیچ چیزی از دائره قواعد و قوانین الهی خارج نبوده و نیست و چیزی را یارای خروج از سنتهای الهی نیست: ]وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ[ (یوسف: ۲۱) و ]إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ[ (طلاق: ۳) و عزت انسان مؤمن پرتوی از عزت خداست که: ]وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ[ (منافقین: ۸)
و ما در تجربه زیسته نیمقرن اخیر به چشم خویش دیده و با ذهن و ضمیر خود درک و دریافت کردیم که «خمینی کبیر» با «عزیز» بود و عزیز شد و «خامنهای شهید» نیز با «عزیز» بود و «عزیز» شد؛ زیرا خمینی و خامنهای هرگز تسلیم نفس اماره و مسوَّله از درون نشده و زیربار نفوذ و سلطه شیاطین برونجِنی و اِنسی نشدند و درواقع نفوذناپذیر و سلطهنابردار بودند و در حقیقت مظهر اسم«عزیز» شدند.
آنان «عبدصالح» خدا شدند که «إِلَهِی کَفَى بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً» (صدوق، خصال، ج ۲، ص ۴۵۲ ور.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۷ ، ص ۴۰۰) و خدا نیز ربوبیت و ولایتشان را بعهده گرفت که: «وَکَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رِبّا» (همان). بدینسان روشن میشود که راه عزت عبد از «عبودیت» میگذرد که «ذلّت عبودیّت و عزّت ربوبیّت» را بهدنبال دارد؛ زیرا امام صادق(ع)فرمود: «العبودیه جوهره کنهها الرّبوبیّه» (مصباحالشریعه ومفتاح الحقیقه، ص ۵۳۶، باب صدم در حقيقت عبوديت) و قائد شهید نیز الحق والانصاف از رهگذر بندگی مخلصانه خدا یا ذل عبودیت به عز ربوبیت نائل آمد و با «عزیز» زیست، عزیزانه زندگی کرد و اکنون «عزیزدُردانه» آن «عزیزِ سرمدی» شد.
آنگاه که ولیّامر مسلمین، رهبر حکیم، هوشمند و مجاهد ما «عزیزدردانه» خدا شد، خدا او را سرِدست گرفت و بربالای دستها برد که ]يَدُاللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ[ (فتح:۱۰) و خدا کاری کرد که عالمان ربانی، فقیهان سترگ، دانشمندان بزرگ و اندیشمندان نامدار جهان اسلام او را بر سرِ دست گیرند (منابع رسمی، جمعیت و تشییعکنندگان تمدنی را حدود ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر برای مجموع شرکتکنندگان در تهران، قم، مشهد و عراق( نجف و کربلا) تأیید میکنند). و سران و مسئولان بسیاری از کشورهای متکثر و مختلف جهان تکریمش کنند.
امام خامنهای عزیز، آن مجاهدِ شهیدِ تمامعیار در تمامی مراحل زندگی و ادوار حیات با برکتش، عزیزانه زیست و در برابر طواغیت درون و برون تسلیم نشد. او جهاد اکبر و اصغر را به هم پیوند زد و با «جهاد کبیر» معارف ناب اسلامی را تبیین و فرهنگ و ارزشهای ناب دینی را تبلیغ و ترویج کرد. در جنگ نرم و روایتها یکتنه و راستقامت و استوار روشنگری کرد و در برابر جبهه استکباری، نظام سلطه و رژیم غاصب صهیونی مقاومت تاریخی وتاریخسازانه کرد و «رهبر جاودانه جبهه مقاومت» شد.
امام خامنهای چنان «عزیز دُردانه» خدا شد که خدا او را در آسمانها نیز سرِدست گرفت و به فرشتگان نشان داد و و آنها را مخاطب قرار داد که یادتان هست که گفتم: ]إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ[ (بقره:۳۰)؟ این«فوق فرشته» یکی از مصادیق آشکار همان ]إِنِّي أَعْلَمُ[ بود که ]مَا لَا تَعْلَمُونَ[.
و در زمین و میان زمینیان نیز او را سرِدست گرفت و به همگان نشان داد که این انسان نیز ]نِعْمَ الْعَبْدُ[ (ص:۳۰) هست که چون سلیمان پیامبر(ع) در زمان خویش عمل کرد و بهواقع: ]إِنَّهُ أَوَّابٌ[ (همان) بود. از سوی دیگر مانند خضر(ع) ]عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا[ (کهف: ۶۵) بود و پیر راه و راهنما و رهبر مؤمنان و مجاهدان شد که نهتنها شیعیان، بلکه تمامی مسلمین، بلکه بالاتر تمامی عدالتباوران و آزادیخواهان جهان او را دوست داشته و دارند. (منابع رسمی جمعیت حدود ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر را برای مجموع شرکتکنندگان در یک بازه ۶ روزه و در ۵ شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد تأیید کردند) و اگر در کشورهای اسلامی، حتی برخی کشورهای اروپایی و آمریکا نیز تشییع میشد، با استقبال کمنظیر مشتاقان خویش مواجه میشد. اینگونه هست که خدا بنده مؤمن و عامل صالحِ مجاهد خود را چنان محبوب دلها کرد: ]إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا[ (مریم: ۹۶) که عزیزِ دل همه انسانهای آزاده جهان و آدمیان با فطرت سالم شد. آری محبوبشدن و عزیزبودن و عزیزماندن تنها در دست خداست و انسانِ خدایی، عزیز دل و جان خلقِ خدا خواهد شد. قائد شهید امت اسلامی، اهل تهجّد بود و از این رهگذر در مرتبه خود به «مقام محمود» راه یافت:
]وَمِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّک عَسَی أَن یَبْعَثَک رَبُّک مَقَاماً مَّحْمُوداً[ (اسراء: ۷۹)، اهل استغفار سحرگاهانه بود: ]وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[ (ذاریات: ۱۸) و بهواقع مصداقی از: ]كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ[ (ذاریات: ۱۷) شد و]إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا[ (مزمل: ۶) را تجربه وجودی کرد و با تمام وجودش آیات بینات: ]إنَّ لَکَ فِیالنّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتّخِذْهُ وَکِیلًا[ (مزمل:9-7) را در متن زندگی فردی و اجتماعی، بهویژه مبارزات سیاسی و مقاومت در برابر استکبار جهانی درک وجودی کرد و در حقیقت مصداق باهر: « إنّ الجِهادَ بابٌ مِن أبْوابِ الجَنّةِ فَتَحَهُ اللّه ُ لِخاصَّةِ أوْليائهِ» (نهجالبلاغه: خ ۲۷) شد. از اولیای الهی بود و به بهشت دیدار با خدا راه یافت: ]فَادْخُلِی فِی عِبَادی وَادْخُلِي جَنَّتِي[ (فجر:30-29) و اینگونه بود که او «عزیزدُردانه خدا» شد و اکنون در کوی امام هشتم و قبله هفتم یعنی امام رضا(ع) آرمیده و چه خوش سرود که:
دیری است زآشیانه جدا ماندهای «امین»
غُربت بس است، رو سویِ آن کوی و بام کن
دانم که مُستمَند و تهیدست و بیکسی
از بارگاه فیضِ رضا؟ع؟ توشه وام کن
و آنجا که آمد و شد خیلِ ملائک است
کُنجی گُزین و تا به قیامت مُقام کن