شب وداع با رهبر شهید(رضوان الله علیه)
خوشا به حال آن کسی که با تو گشته همسفر
در این زمانه امتی یتیم گشت و بی پدر
هزار جان فدای تو که جان عالمی شدی
چرا نگشته قاتلت هنوز خار و در به در
عزای توست تا ابد چو جد تشنهات حسین
تو لیک سر کشیدهای پیاله های سر به سر
لبان تشنهات در آن صیام پر ز نور تو
به کام میگرفتهاند شرابهای پر اثر
تو با سلوک خود در این زمانه درس دادهای
امیر ملک بودن و فقیر بی زر و ثمر
گرفته رزق امتی امام و پیشوایشان
زجمکران و خلوت و بکاء در دل سحر
جماعتی به خواب و خور بطون از طعام پر
دعاء تو بلاء را چقدر پس زد از بشر
عزیز مصر بودهای چو یوسف نبی ولی
بریده دست یوسفان چو کرده بر علی نظر
مگر توانم این سخن بگویم و ادا کنم
به چون منی نمیرسد زچون توئی که یک خبر
مقام توست ای شهید تشنه لب فزون ولی
شکست از تمام ما چه استخوانی از کمر
خوشا که مجتبی تو نهاده پای جای تو
وداع ماست با پدر سلام ماست بر پسر