printlogo


printlogo


کار فرهنگی

کار فرهنگی، کار ساختمان‌سازی یا تولیدی نیست که نمود و اثر آن «دفعی و سهل‌المشاهده» باشد.
کار فرهنگی، حوصله می‌خواهد و صبر و برنامه‌ریزی و آینده‌نگری و کاشتن بذر و به انتظار محصول نشستن. این معادله هم در جریان حقّ است، هم باطل، هم در مسیر اصلاح است و هم در برنامه افساد، هم در عرصه ایمان‌سازی است و هم ایمان‌زدایی.
درست است که تخریب، آسان‌تر از ساختن است؛ ولی برای بنای یک امت متحّد و نسل مؤمن، تلاش و فکر و برنامه لازم است. اگر می‌بینیم جوانان ما از راه به در می‌روند و با مسجد و حرم و حسینیه قهر می‌کنند، نتیجه برنامه‌ریزی‌های درازمدت و حساب‌شده فاسدان و منحرفان است و اگر می‌بینیم، جوانانی هم مسجدی و هیئتی می‌شوند و علم بر دوش می‌کشند و شعار مقاومت و جهاد می‌دهند و صحنه را ترک نمی‌کنند، این هم محصول باغبانی کسانی است که خون دل خورده و صبوری کرده و هزینه کرده و وقت گذاشته‌اند تا «یخرج الحیّ من المیّت» را تحقق بخشیده‌اند. کلام مرحوم شرف‌الدین یادمان نرود که گفت: هدایت، منتشر نمی‌شود مگر از همان راه که گمراهی و ضلالت پخش می‌گردد. «لا ینتشر الهدی الاّ من حیث انتشر الضّلال»
گیریم که سیل مهاجم و ویرانگر آمده و همه‌جا را فرا گرفته (که البته چنین نیست) ولی آیا نباید سیل بند ساخت؛ هرچند در حد محدود و ضعیف؟
آیا دست روی دست‌نهادن و تسلیم موج‌شدن و آه و ناله و نفرین سردادن، منطقی و مقبول است؟ اگر ریزش هست، رویش هم هست. اگر عده‌ای از خط بیرون می‌روند، عده‌ای هم وارد خط و جریان حق می‌شوند. شاهدش خیل عظیم جوانان مصمّم و باانگیزه از دختران و پسران‌اند که در صحنه هستند و با حضورشان جهان را به حیرت وا داشته‌اند.
برنامه‌های فرهنگی باید کلان، قوی، حساب‌شده، مخاطب‌شناسانه، سنجیده و با محاسبه ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها و علاقه‌ها باشد.
تکلیف، هم فردی است و هم اجتماعی. هم بر عهده آحاد دلسوزان و تعهدشناسان است، هم بر دوش نهادهای دولتی و ارگان‌های وابسته به نظام که بودجه مملکت را می‌گیرند تا نسلی صالح، مؤمن، انقلابی و خلاّق تربیت کنند.
اینکه چه باید کرد؟ جای تأمل بسیار است.