حجتالاسلام امیرعلی حسنلو، استاد مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه
امام در پیام خود به حوزهها و روحانیت، ضمن بیان حقایق تاریخی که روحانیت در آن نقش برجسته داشت، آسیبها و هشدارها را نیز به جامعه روحانیت و حوزه تبیین میفرماید.
1. طلاب جوان! پرونده هنوز باز است
آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانىنما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن، مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین(ع) که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقهها را بیش از این تلخ نکنم؛ ولى طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدسمآبى و دینفروشى عوض شده است. شکستخوردگان دیروز، سیاستبازان امروز شدهاند. آنها که به خود اجازه ورود در امور سیاست را نمىدادند، پشتیبان کسانى شدند که تا براندازى نظام و کودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبریز با هماهنگى چپیها و سلطنتطلبان و تجزیهطلبان کردستان، تنها یک نمونه است که مىتوانیم ابراز کنیم که در آن حادثه ناکام شدند؛ ولى دست برنداشتند و از کودتاى نوژه سر درآوردند. باز خدا رسوایشان ساخت. دستهاى دیگر از روحانىنماهایى که قبل از انقلاب، دین را از سیاست جدا مىدانستند و سر به آستانه دربار مىساییدند، یکمرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفى که براى اسلام آنهمه زجر و آوارگى و زندان و تبعید کشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدسنماهاى بیشعور مىگفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مىگویند: مسئولین نظام کمونیست شدهاند! تا دیروز مشروبفروشى و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان را براى ظهور امام زمان-ارواحنا فداه- مفید و راهگشا مىدانستند، امروز از اینکه در گوشهاى خلاف شرعى که هرگز خواست مسئولین نیست، رخ مىدهد، فریاد «وااسلاما» سر مىدهند! دیروز «حجتیهاى»ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمهشعبان را بهنفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند! «ولایتیهاى» دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمین را ریختهاند و در عمل پشت پیامبر و اهلبیت عصمت و طهارت(ع) را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است...
مردم عزیز ایران باید مواظب باشند که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از بهاصطلاح روحانیون سوء استفاده نکنند و با موجآفرینى و تبلیغات، اذهان را نسبت به روحانیون متعهد بدبین ننمایند و این را دلیل عدالت نظام بدانند که امتیازى براى هیچکس قائل نیست و خدا مىداند که شخصاً براى خود ذرهاى مصونیت و حق و امتیاز قائل نیستم. اگر تخلفى از من هم سر زند، مهیاى مؤاخذهام. حال بحث این است که براى جلوگیرى از تکرار آن حوادث تلخ و رسیدن به اطمینان از قطع نفوذ بیگانگان در حوزهها چه باید کرد؟ گرچه کار مشکل است؛ ولى چاره چیست؟ باید فکرى کرد. اولین وظیفه شرعى و الهى آن است که اتحاد و یکپارچگى طلاب و روحانیت انقلابى حفظ شود؛ وگرنه شب تاریک در پیش است و بیم موج و گردابى چنین هایل.
2. ما در هیچ زمینهای شکست نخوردهایم
امروز هیچ دلیل شرعى و عقلى وجود ندارد که اختلاف سلیقهها و برداشتها و حتى ضعف مدیریتها، دلیل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علماى متعهد گردد. ممکن است هرکس در فضاى ذهن و ایدههاى خود، نسبت به عملکردها و مدیریتها و سلیقههاى دیگران و مسئولین انتقادى داشته باشد؛ ولى لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعى و ابرقدرتها که همه مشکلات و نارساییها از آنان سرچشمه گرفته است، به طرف مسائل فرعى منحرف کند و خداىناکرده همه ضعفها و مشکلات به حساب مدیریت و مسئولین گذاشته شود و از آن، تفسیر انحصارطلبى گردد که این عمل کاملًا غیرمنصفانه است و اعتبار مسئولین نظام را از بین مىبرد و زمینه را براى ورود بىتفاوتها و بىدردها به صحنه انقلاب آماده مىکند.
3. مهمترین نتیجه جنگ؛ استمرار روح اسلام انقلابی
امام جنگ هشتساله را خالی از نتایج مثبت نمیداند؛ بلکه معتقد است که جنگ علاوه بر صدمهها، آثار مثبتی هم داشته و خواهد داشت؛ لذا در این پیام مهم اینگونه میفرماید: البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم، در جنگ به اهداف بلندتر و بالاترى مىنگریستیم و مىرسیدیم؛ ولى این بدانمعنا نیست که در هدف اساسى خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود، مغلوب خصم شدهایم. هر روز ما در جنگ برکتى داشتهایم که در همه صحنهها از آن بهره جستهایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختهایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیدهایم که باید روى پاى خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه هاى انقلاب پربار اسلامىمان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادرى و وطندوستى را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامى قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال مىتوان مبارزه کرد...
4. جنگ ما جنگ فقر و غناست؛ جنگ ما تمامشدنی نیست!
همه اینها از برکت خونهاى پاک شهداى عزیز هشت سال نبرد بود، همه اینها از تلاش مادران و پدران و مردم عزیز ایران در ده سال مبارزه با آمریکا و غرب و شوروى و شرق نشأت گرفت. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمامشدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه کوتهنظرند، آنهایى که خیال مىکنند، چون ما در جبهه به آرمان نهایى نرسیدهایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگى و صلابت بیفایده است! درحالىکه صداى اسلامخواهى آفریقا از جنگ هشتساله ماست، علاقه به اسلامشناسى مردم در آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنى در کل جهان از جنگ هشتساله ماست.
راستى مگر فراموش کردهایم که ما براى اداى تکلیف جنگیدهایم و نتیجه، فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد، به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند. آن ساعتى هم که مصلحت بقاى انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده است. آیا از اینکه به وظیفه خود عمل کرده است، نگران باشد؟ نباید براى رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیدهها بهگونهاى غلط عمل کنیم که حزباللَّه عزیز احساس کند، جمهورى اسلامى دارد از مواضع اصولىاش عدول مىکند. تحلیل این مطلب که جمهورى اسلامى ایران چیزى به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستى نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمىشود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف، دلیل نمىشود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مأمور به اداى تکلیف و وظیفهایم، نه مأمور به نتیجه.1
..............................................
پی نوشت
1. امام خمینی، روحانیت و حوزههای علمیه از دیدگاه امام خمینی (تبیان دفتر دهم) ؛ صحیفه امام ج21، ص ۲۷۳؛ پیام به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات «منشور روحانیت».