آیتاللهالعظمی شهید امام خامنهای(قد) در یکی از آخرین سخنرانیهایشان بر نقش مهم مردم در مواجهه با حوادث تأکید کرده و گفتند: «چنانچه اگر حادثهای برای کشور رخ دهد، خداوند این ملت را مبعوث میکند تا با حوادث مقابله کند و کار را خود مردم انجام دهند.» این عبارت «ملت مبعوث» و مشتقات آن مانند: «امت مبعوث» به یک مفهوم الهامبخش و تأملبرانگیز در اندیشه ایرانی تبدیل شده است. پس از اعلام شهادت رهبر انقلاب اسلامی، روابط عمیق میان امام و امت در خروشهای مردمی و حضور گسترده در خیابانها نمود یافت و توجهات به تحقق این مفهوم بیشتر شد. هر شب، در سراسر ایران، نشانههای تازهای از «بعثت» ملت و تداوم تاریخ پرافتخار این سرزمین دیده میشود. یکی از پیوندهای اصلی این مفهوم با «توحید اجتماعی» است؛ یعنی ملت خداشناس ایران در سایه پیروی از رهبران حنیف خود، با وحدت موحدانه، به نفی سلطه طاغوتها و فرعونهای زمان میپردازد. این اتحاد و ایمان، نماد قدرت و اراده ملت در مقابل ظلم و استبداد است و نشان از شکوه و عظمت جمعی آنها دارد.
برای بسط و تبیین بیشتر این محور، خبرگزاری تسنیم با حجتالاسلام محمد عربصالحی، رئیس پژوهشکده حکمت و دینپژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مؤلف کتاب «توحید اجتماعی» در این زمینه همکلام شده است که مشروح این گفتوگو در ادامه میآید.
◦
از نظر شما خروش مصمم و معنادار مردم در خیابانها و یا بهتعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی، «بعثت ملت» چه نسبتی با «توحید اجتماعی» پیدا میکند؟
برای پاسخ به پرسش شما ابتدا باید معنای توحید اجتماعی روشن شود. همه متدینین و طرفداران ادیان گوناگون، قبول دارند که مهمترین و محوریترین آموزههای انبیاء(ع) و ادیان الهی، توحید بوده است. تقریباً در مورد تمام انبیاء(ع) - چه آنهایی که در قرآن آمده و چه آنهایی که در کتب تاریخی آمده- میتوان گفت که اولین دعوتشان دعوت به توحید بوده است. همچنین نخستین کسانی که مخالف انبیاء(ع) و دعوت آنها بودند، فرعونها و طاغوتهای زمان خویش بهشمار میآمدهاند. پیامبر اکرم(ص) با جمله «قولوا لا اله الا الله تفلحوا»، دعوت خویش را آغاز کرد و از همان ابتدا طاغوتیان، قلدرها و کسانی که مردم را به استثمار کشیده بودند، در مقابل دعوت ایشان ایستادند؛ همانگونه که پیش از ایشان هم در مقابل دعوت دیگر انبیای الهی مقاومت شده بود.
توحید یک امر فردی صرف نیست؛ بلکه اجتماعی استاینک میتوان پرسید که مگر در ذات توحید، چه چیزی نهفته است که وقتی میگوییم به خدا اعتقاد داشته باشید، عدهای اینگونه به مخالفت برمیخیزند؟ اگر توحید یک امر نظری صرف بود و به اعتقاد و رفتارهای فردی ما اختصاص داشت، پس چرا طاغوتهای زمان باید اینگونه با آن دربیفتند؟ اینکه ما میگوییم توحید، امری اجتماعی است، حرف جدیدی نیست؛ بلکه توحید اجتماعی در ذات دعوت انبیاء(ع) وجود داشته. شما به آیات نورانی قرآن کریم در خصوص توحید دقت کنید، تمامی این آیات، دو سویه هستند؛ یک سویه اثباتی که شامل اعتقاد به خداست و یک سویه سلبی که بر مبنای آن، باید به نفی غیرخدا پرداخت. «لا اله الا الله»؛ ابتدا به نفی همه طاغوتها و فرعونها میپردازد و سپس میگوید: فقط باید به خدا اعتقاد داشته باشید. آنچه که باید در جان و رفتار شما جاری باشد، خداست؛ [أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوت] و نیز [وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه].
توحید اجتماعی بهمعنای حاکمیت خداوند بر زیست اجتماعی بشر استممکن است بسیاری از افراد، موحد اصطلاحی محسوب شوند و به یگانگی خدا اعتقاد داشته باشند؛ اما این صرفاً در سطح اعتقاد باقی بماند؛ مثل بعضی از صوفیها. یا اینکه نهایتاً در اعمال فردی انسان تبلور پیدا کند؛ مانند بسیاری از ما مسلمانها. با وجود این، ممکن است خداوند در بعد اجتماعی و در زیست اجتماعی انسانها حاکم نباشد. توحید اجتماعی بهمعنای حاکمیت توأمان خداوند- از حیث نظری و عملی- بر زیست اجتماعی بشر است. اینطور نیست که صرفاً اعتقاد و اعمال فردی، تابع خدای متعال و اوامر او باشد؛ بلکه خداوند باید در زیست اجتماعی و در تمام روابط اجتماعی ما نیز حاکم باشد. هم در بعد نظری -یعنی قوانینی که به ما میگوید در این بعد چه باید کرد- و هم در بعد عملی؛ در بعد عملی هم باید خدای متعال حاکم باشد.
مهمترین درد کشورهای اسلامی فقدان توحید اجتماعی است◦
با این توصیف، به نظر میرسد که اکنون یکی از جدیترین مسائل گریبانگیر کشورهای اسلامی منطقه، عدم باور و التزام به توحید اجتماعی است.متأسفانه همینطور است. اکنون مهمترین درد جوامع اسلامی این است که توحید آنها از نوع توحید اجتماعی و قرآنی نیست؛ یعنی خدا در زیست اجتماعی جوامع اسلامی حاکم نیست. افراد در این جوامع به خدا اعتقاد ذهنی دارند و ممکن است، اعمال فردیشان هم تابع خداوند باشد؛ اما در زیست اجتماعی خود، زیر یوغ یکی از فرعونهای زمان زندگی میکنند؛ مثلاً به فرعون زمان ما ترامپ وابسته هستند. از آنجا که اینها در بعد اجتماعیشان، تصمیمگیرنده نیستند و خدای متعال بر این بعد حاکم نیست؛ درنتیجه طاغوتها، فرعونها و مستکبران زمان بر آنها حکومت میکنند. حالا ببینید یکی از معدود کشورها و امتهایی که آمده و توحید را در بعد اجتماعی- هم از حیث نظر و هم از حیث عمل- حاکم دانسته، ایران اسلامی است. برای پیادهشدن توحید عملی در جامعه، به وقت و هزینه نیاز است.
ملت مبعوث ایران در خیابان، توحید اجتماعی را پیادهسازی میکننداز ابتدای انقلاب اسلامی تا به امروز، همواره فریاد امام خمینی(قد) و مردم انقلابی این بوده است که ما در حیطه روابط اجتماعی زیر یوغ هیچ مستکبر و طاغوتی نمیرویم و خدا را حاکم بر زیست اجتماعیمان میدانیم. در این شبهای قدر انقلاب که امت اسلامی و امت شیعه در ایران مبعوث شدهاند، مردم در حال پیادهسازی توحید اجتماعی هستند و فریاد میزنند که ما در روابط اجتماعی و در زیست اجتماعیمان هم خدا را میخواهیم. هرگز زیر بار غیرخدا نمیرویم و در دهان مستکبران میزنیم، در دهان ترامپ میزنیم. رئیسجمهور فاسد ایالات متحده آمریکا نمیتواند در ابعاد زیست اجتماعی ما دخالت کند. او حق ندارد برای ما تعیین تکلیف کند. بزرگترین فرعون و طاغوت زمانه نمیتواند برای ما رهبر تعیین کند. این فریادها به مشت محکم ملت تبدیل شده و مرتب به ترامپ تودهنی میزند. این همان توحید اجتماعی است؛ یعنی ما غیرخدا را نمیخواهیم. میخواهیم آزاده و مستقل زندگی کنیم، میخواهیم زیر چتر قوانین الهی و در سایه لطف و عنایت خداوند متعال زیست کنیم، ما نمیپذیریم که کسی غیر از خدا بر بعد اجتماعی زندگیمان حاکم باشد.
نصرت الهی با توحید اجتماعی نازل میشودهمانگونه که پیشتر هم اشاره کردم، تمام مفسرین و طرفداران ادیان الهی قبول دارند که محوریترین، مهمترین و برترین آموزه ادیان، توحید است. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان میفرماید: «سراسر قرآن، تفسیر توحید و تمام آیات قرآن بر محوریت توحید است.» دقت بفرمایید! ظاهر این جمله آسان به نظر میرسد؛ اما بهطور کلی، تفسیر المیزان از ابتدا تا انتها اینچنین است که انسان بدون تأمل و تفکر به عمق معارف نهفته در آن پی نمیبرد. علامه طباطبایی(ره) میفرماید که تمام آموزهها و آیات قرآن کریم، حول محور توحید است. وقتی توحید، بالذات اجتماعی شد، دیگر در مقام عمل، نه جایی برای مستکبران باقی میماند و نه جایی برای بعضی صوفیها که میگویند: با خدا باش، دنیا را آب ببرد، شما را خواب ببرد! زیرا اگر موحد باشی، نمیتوانی نسبت به زیست اجتماعی و ابعاد اجتماعی زندگی خود بیتفاوت باشی و در آن ساحت هم، باید توحید و خدا حاکم باشد. وقتی تمام آموزهها حول محور توحید استوار شد، خدای متعال میفرماید: «ان تنصرالله ینصرکم». اگر ما صرفاً از حیث فردی، ذهنی و اعتقادی موحد باشیم، نصرت الهی شکل نمیگیرد؛ زیرا نصرت الهی و یاری خداوند هنگامی محقق میشود که ما وارد اجتماع شویم و اجازه ندهیم، غیرخدا بر اجتماعاتمان حاکم باشد. اگر توحید اجتماعی را در مقام عمل، در اجتماع و در زیست اجتماعیمان پیاده کنیم، نصرت الهی محقق میشود. وقتی ما خدای متعال را یاری کنیم، قطعاً خداوند هم «ینصرکم ویثبت اقدامکم» را انجام میدهد. عین آنچه که مردم ایران اینروزها و شبها در خیابانها انجام میدهند.
◦
بنابراین میتوان گفت: آنچه این روزها و شبها در اجتماعات پرشور خیابانی توسط ملت بزرگ و حماسهآفرین ایران در حال رقم خوردن است، تبلوری از توحید اجتماعی است و موحدان واقعی را میتوان در اجتماعات شبانه مردم پیدا کرد؟یقیناً همینطور است. آنچه ملت مبعوث ایران، در حال انجام آن است، قدمنهادن در بعد اجتماعی توحید است. اگر ما میخواهیم موحدان واقعی را پیدا کنیم، باید در خیابانها و تجمعات شبانه مردمی حضور یابیم. در این اجتماعات پرشور، میبینید که مردم چگونه از همهچیز خود گذشتهاند و یکصدا میگویند که ما خدا را میخواهیم، زیر بار استکبار نمیرویم و فرعون زمان را نفی میکنیم. قطعاً اگر مردم در این مسیر، محکم و ثابتقدم باقی بمانند، خدای متعال هم کمک میکند و نصرت الهی خویش را نازل میسازد.
پیام توحید اجتماعی ملت مبعوث میتواند به کشورهای دیگر هم صادر شودچشمانداز ملت مبعوث، نشان میدهد که پیام توحید اجتماعی که در ذات ادیان، آیات الهی و در بطن توحید قرار دارد، میتواند آرامآرام به کشورهای دیگر هم صادر شود؛ چنانکه ما نشانههایش را دیدهایم و داریم میبینیم، بسیاری از کشورها از بعثت مردم ایران الگو و الهام میگیرند. قطعاً این توحید اجتماعی، سرمنشأ حرکت بسیار عظیمی خواهد شد. دستکم در بدو امر، ممکن است مسلمانهایی که فکر میکنند، توحید صرفاً به برگزاری نماز جماعتهای شلوغ با بلندگوهای عجیب و غریب در مساجد فاخر محدود میشود، از خواب غفلت بیدار و آرامآرام متوجه شوند که نه؛ اینگونه نیست؛ معنای موحّدبودن این نیست؛ موحّدبودن بدین معناست که نماز را به صحنه اجتماعی و در ساحت زیست اجتماعی بیاوریم. یک کشور اسلامی نباید فرمانبر طاغوتها و فرعونهای زمان خود باشد. متأسفانه اکنون برخی کشورها در منطقه ما گرفتار چنین وضعیتی شدهاند. پایگاههای نظامی که آمریکا از آنها علیه ما استفاده میکند، در کشورهای اسلامی واقعاند و این کشورها در حال اقدام علیه توحید، اسلام و تشیع هستند؛ بنابراین مشخص میشود که کشورهای مزبور، فاقد توحید اجتماعیاند. ما پیش از این میگفتیم که کشورهای عربی، پایگاه ایالات متحده آمریکا هستند؛ اما کسی باور نمیکرد، حالا میبینیم که آمریکا همهکاره این کشورهاست و سرانشان تقریباً هیچکارهاند. موشکها و جنگندههای آمریکایی از سراسر این کشورها پرواز و علیه جمهوری اسلامی ایران و دیگر کشورهای اسلامی عملیات میکنند. اگر مردم آرامآرام بیدار شوند، بیداریشان میتواند به کشورهای غیراسلامی هم سرایت کند و درنتیجه، امت عظیمی را در سراسر جهان مبعوث سازد.
خون امام شهید امت(قد) بعثت عظیم ملت ایران را سامان بخشیدمن معتقدم خون ولیّخدا، خون نائب برحق امام زمان(عج) که مظلومانه و بهناحق ریخته شد و بعثت عظیم ملت ایران را سامان بخشید، میتواند آرامآرام به دیگر کشورهای اسلامی، ملل مستضعف دنیا و حتی به قلب اروپا و آمریکا هم تسری یابد و زمینهساز بعثت مردم شود. شرطش ایستادگی و استقامت ماست؛ اگر استقامت بورزیم، نصرت الهی نازل خواهد شد. اگر خدای متعال را یاری کنیم، نصرت الهی ظاهر شده و زمینه برای ظهور امام عصر(عج) فراهم میشود؛ کما اینکه در دعای افتتاح هم آمده است: «یعبدک لا یشرک بک شیئاً»؛ یعنی کار به جایی برسد که ایشان نیز بتوانند عبادت واقعی و توحید حقیقی را در جامعه حاکم سازند. نعوذ بالله خود امام زمان(عج) که مشکل عبادت و شرک ندارند؛ پس چرا چنین تعبیری در دعا آمده است؟ بهخاطر اینکه ایشان باید توحید اجتماعی را بهمعنای تام و تمامش در جامعه پیاده سازند. بعد اجتماعی بشر باید مقابل طاغوتها بایستد و به آنها نه بگوید. امیدواریم چنین روزی دور نباشد؛ بهشرط آنکه ما استقامت بورزیم.