حضرت امام صادق(ع) فرمودند: منزلت مردم را بهقدر روايتشان از ما بدانيد. (اصول كافى، ج اول، ص ۵۰)
دوستشناسی کافی نیست. بر اساس رهنمودهای اهلبیت(ع)، عاقلترین مردم کسی است که دو ویژگی داشته باشد: نخست اینکه خدا را بشناسد و اطاعت کند و دوم اینکه دشمن را بشناسد و از آن برائت جوید.
«عَنْ مُحَمَّدِبْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِبْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ اَلصَّادِقُ(ع): كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شِيعَتِنَا وَهُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنَا» «کذب من زعم انه یحبنا ولم یتبرء من اعدائنا»؛
امام جعفر صادق(ع) میفرمایند: دروغ میگوید، کسی که گمان میبرد از دوستداران ماست؛ ولی از دشمنان ما بیزاری نمیجوید. (بحارالانوار، ج۲۷، ص۵۷)
مفهومشناسی عدو (دشمن)
«إِنَّمَا سُمِّيَ اَلْعَدُوُّ عَدُوّاً لِأَنَّهُ يَعْدُو عَلَيْكَ فَمَنْ دَاهَنَكَ فِي مَعَايِبِكَ فَهُوَ اَلْعَدُوُّ اَلْعَادِي عَلَيْكَ»؛ جز اين نيست كه دشمن را دشمن گويند، بهخاطر ستمى كه بر تو مىكند و كسى كه عيبهاى تو را با چاپلوسى و چربزبانى از تو مىپوشاند، همان دشمنى است كه بر تو ستم مىكند. (غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۵۹۷)
«إنّما سمّى الصّديق صديقا لأنّه يصدقك فى نفسك ومعايبك، فمن فعل ذلك فاستنم إليه فإنّه الصّديق»؛ به راستى دوست را «صديق» گويند براى آنكه در مورد تو و عيبهايت از در راستى و صفا با تو درآيد و كسى كه چنين كند، با او انس و آرامش گير كه بهراستى او صديق (دوستى صميمى و راست و درست) است. (همان)
اهمیت بحث دشمنشناسی و فهم جایگاه و قدرت دشمندر تمام زیارتنامهها، لعن در کنار سلام است. همچنان که شما دارید خود را به کانون ولایت الهی نزدیک میکنید، بههمان نسبت هم باید با دشمنان حق و حقیقت مرزبندی کنید. این دو وقتی در کنار هم هستند، شما را به مقصد میرسانند. قرآن کریم میفرماید: «فَمَن یکفُر بِالطّاغوتِ وَیؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَک بِالعُروَةِ الوُثقی لَا انفِصامَ لَها؛ هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، بهيقین، به دستاویزی استوار که آن را گسستن نیست، چنگ زده است.»
نکته جالب در آیه عبارت از این است که اول کفر به طاغوت را بیان میکند. بعد به بحث ایمان به حضرت حق اشاره دارد. چنین کسی به ریسمان لطف و کرامت حضرت حق چنگ زده و متصل شده است.
مطلب مهم این است که نباید دشمن را دست کم گرفت؛ زیرا آنها با برنامهریزی دقیق با ما مقابله میکنند؛ بر اساس روایات: «لاتَستَصغِرَنَ عَدُوّا وإن ضَعُفَ؛ هيچ دشمنى را كوچك مشمار؛ اگرچه ناتوان باشد.» (غررالحكم : ۱۰۲۱۶)
سعدى گويد: دانى كه چه گفت زال را رستم گرد دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
همچنین بهتعبیر امیرالمؤمنین(ع) «لا تَأمَنْ عَدُوّا وإن شَكَرَ؛ از هيچ دشمنى ايمن مشو؛ اگرچه سپاسگزارى كند. (غررالحكم : ۱۰۱۹۷)
به بیان مولوى: دشمن ار چه دوستانه گويدت دام دان گرچـه ز دانـه گويـدت
شاعری ديگر: نگـردد مـوم هرگـز هيچ آهـن نگردد دوست هرگز هيچ دشمن
قائد امت و امام شهید پرورشیافته مکتب خمینی کبیر(قد)، تنها کسی بود که یکتنه در برابر استعمار غرب و صهیونیسم جهانی ایستاد. نه از آنرو که دیگران نایستاده بودند؛ بلکه از آنرو که دیگران معمای امپریالیسم را حل نکرده بودند.
ایشان بر این باور عمیق بود که دشمن نه یک ارتش، نه یک شرکت و نه یک ایدئولوژی، بلکه شبکهای از قدرت، معنا و زور است و برای شکست آن، راهی جز ساخت یک «تمدن مقاوم» وجود ندارد. برای فهم این مسئله، میتوان یک سده مبارزه با آمریکا را مرور کنیم؛ در این صدسال، همه تلاشها در چند الگوی محدود خلاصه میشوند:
نخست، الگوی چریکی شهری که چهگوارا نماینده آن بود؛ دوم، الگوی ملیگرایانه: کسانی مثل جمال عبدالناصر که سعی کردند، با ملیکردن نفت و ائتلاف با شرق، جای پایی در برابر آمریکا پیدا کنند. اما هیچکدام نظام سرمایهداری جهانی را به چالش نکشیدند. سوم، الگوی انقلابی دولتی که کاسترو در کوبا نماینده آن بود. او بیش از نیمقرن ایستاد؛ اما در یک جنگ سرد دوقطبی موفق شد. با فروپاشی شوروی، کوبا عملاً از معادله خارج گشت.
اما امام خامنهای شهید(رض) در سه سطح از همه آنها فراتر رفت:
نخست، نظریه «نظام امپریالیستی» را بهجای «دشمن خارجی» نشاند: او فهمید که آمریکا یک کشور نیست، یک نظام است؛ نظامی که ناتو، دلار، صندوق بینالمللی پول، هالیوود، اینترنت و حتی سازمانهای بهظاهر بشردوستانه را در بر میگیرد.
دوم، ابداع «جبهه نیابتی تمدنی» بهجای ارتشهای ملی: چهگوارا یک ارتش انقلابی میخواست؛ دیگران یک ارتش ملی؛ اما او شبکهای از بازیگران غیردولتی ساخت که معادله امنیتی منطقه را از دست آمریکا خارج کرد.
سوم، بازتعریف شهادت بهمثابه یک استراتژی، نه یک پایان: برای چهگوارا، شهادت یک شکست رمانتیک بود؛ او میدانست کشته میشود؛ اما برای آیتالله امام خامنهای(قد)، شهادت ابزار تمدنسازی بود.
بهتعبیر مقام معظم رهبری و قائد شهید: پیروان اهلبیت(ع) مفتخرند که مهمترین حرکت در مقابله با نظام استکباری، با نظام سلطه، از سوی اینها انجام گرفته. خیلی شعار داده میشود؛ [امّا] آنچه در عمل روی زمین اتّفاق افتاده، یک چیز واضح و مشخّصی است و آن پرچم جمهوری اسلامی است. شیعه مفتخر است به اینکه در مقابل نظام سلطه ایستاد، سینه سپر کرد، این اژدهای هفتسری را که در همه شئون زندگی کشورها و دولتها و ملّتها بهنحو ظالمانه و جبّارانه شرکت میکرد، متوقّف کرد که امروز خود آنها اعتراف میکنند، بسیاری از خواستههایشان بهوسیله جمهوری اسلامی متوقّف مانده و تخریب شده؛ این یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی است و این افتخار شیعه است.
در جای دیگری فرمودند: «امام راحل(رض) به همه یاد داد که خطوط فاصل موجود میان آحاد جوامع اسلامی را کنار بگذارند؛ فقط یک خطّ فاصل وجود دارد و آن خطّ فاصل میان ایمان و اسلام از یک طرف و کفر و استکبار از طرف دیگر است؛ این را امام به همه یاد دادند. آن خطوط فاصلی که امام به ما تعلیم دادند که باید کنار بگذاریم، خطوط فاصل فرقهای است، خطوط فاصل قومیّتی است، خطوط فاصل نژادی است، خطوط فاصل حزبی است و امثال اینها؛ گفتند: اینها را کنار بگذارید. یک خطّ فاصل وجود دارد و آن، خطّ فاصل بین تحقّق اسلام و نظام اسلامی و تجسّم سیاسی اسلام است در مقابل نظام سلطهای که در رأسش آمریکاست؛ این خطّ فاصلی است که باید برجسته باشد... . این عمل امام هم، برخاسته از آیات قرآن است: [قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبراهیمَ وَالُّذینَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَآءُ مِنکُم وَمِمّا تَعبُدونَ مِن دونِاللَّهِ کَفَرنا بِکُم وَبَدا بَینَنا وَبَینَکُمُ العَداوَةُ وَالبَغضاءُ اَبَدًا حَتّى تُؤمِنوا بِاللَّهِ وَحدَه] (ممتحنه/۴) مستند به این آیه قرآن. این بهمعنای آن نیست که هر کس با ما در عقیده مخالف است، ما با او عداوت و بغضاء داریم؛ نه. در آیه دیگری که آن هم در سوره ممتحنه است، [میفرماید:] [لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَلَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم]. (ممتحنه/۸) خدای متعال گفته: [اِنَّما یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلوکُم فِی الدّینِ وَاَخرَجوکُم مِن دِیـارِکُم[ تا ]اَن تَوَلَّوهُم]. (همان/۹) پس مستند توصیه امام و عمل امام، عبارت است از آیات قرآن و نصوص قرآنی؛ در این هیچ تردیدی نیست.»
به هرحال نظام اسلامی بهمعنای واقعی کلمه، دارای دشمنانی است که نباید تعجب کرد؛ بر اساس کلام خداوند متعال در قرآن: [وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ؛ و اینگونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که برای فریب مردم، همواره گفتاری باطل ولی بهظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القاء میکنند و اگر پروردگارت میخواست، چنین نمیکردند؛ پس آنان و آنچه را به دروغ به هم میبافند، واگذار.]