پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای درباره خلیج فارس را میتوان بخشی از منطق کلان جمهوری اسلامی در فهم هویت تاریخی، امنیت منطقهای، استقلال ملی و آینده نظم ژئوپلیتیکی غرب آسیا تلقی کرد. در این نگاه، خلیج فارس، ترکیبی از هویت، تاریخ، ثروت، امنیت، تمدن و اقتدار ملی است. سرفصلهای مورد اشاره، در مجموع تصویری از یک دکترین منطقهای ارائه میکنند که در آن، ایران نه بهعنوان یک بازیگر منفعل، بلکه بهعنوان قدرتی ریشهدار، مسئول و آیندهساز معرفی میشود. در این پیام راهبردی چند نکته را میتوان مورد توجه قرار داد.

۱. خلیج فارس بهعنوان نعمتی راهبردی و هویتیدر پیام رهبر معظم انقلاب، خلیج فارس پیش از آنکه یک مسئله صرفاً جغرافیایی تلقی شود، بهمثابه نعمت الهی، میراث تاریخی و سرمایه هویتی ملت ایران فهم میشود. اهمیت خلیج فارس فقط در منابع انرژی، موقعیت کشتیرانی و تجارت جهانی خلاصه نمیشود؛ بلکه این پهنه، بخشی از حافظه تاریخی و شناسنامه تمدنی ایران است.
نام خلیج فارس، در این چارچوب، یک اسم معمولی نیست؛ بلکه نشانهای از استمرار تاریخی، حضور تمدنی و ریشهداری ملت ایران در این منطقه است؛ از اینرو هرگونه تلاش برای تحریف نام، هویت یا جایگاه آن، صرفاً یک خطای لفظی نیست؛ بلکه نوعی تعرض به حقیقت تاریخی و حقوق فرهنگی یک ملت تلقی میشود.
در بعد راهبردی نیز خلیج فارس، یکی از حساسترین مناطق جهان است؛ منطقهای که انرژی، تجارت، امنیت دریایی و معادلات قدرت جهانی در آن به هم گره خوردهاند؛ بنابراین، نگاه رهبری به خلیج فارس، نگاهی توأمان هویتی ـ امنیتی ـ تمدنی است.

۲. سابقه طمع و تجاوز بیگانگان در منطقهیکی از محورهای مهم این پیام، یادآوری سابقه طولانی دخالت، طمعورزی و سلطهطلبی قدرتهای بیگانه در خلیج فارس است. این منطقه بهدلیل موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی و اقتصادی، همواره در معرض طمع استعمارگران و قدرتهای سلطهجو بوده است. از دوره حضور پرتغالیها تا نفوذ انگلیس و سپس مداخلات مستقیم و غیرمستقیم آمریکا، خلیج فارس بارها صحنه رقابت و تجاوز قدرتهایی بوده که نه برای امنیت ملتهای منطقه، بلکه برای تسلط بر منابع، کنترل مسیرهای راهبردی و تحمیل اراده سیاسی خود وارد این پهنه شدهاند. تذکر رهبر انقلاب به این سابقه تاریخی، درواقع یک هشدار راهبردی به این نکته است که بیگانگان هرگز از منظر خیرخواهی وارد منطقه نشدهاند؛ بلکه حضور آنان همواره با غارت منابع، تحقیر ملتها، ایجاد شکاف و تثبیت وابستگی همراه بوده است؛ بنابراین، شناخت گذشته، مقدمه فهم درست اکنون و آینده خلیج فارس است.

۳. نقش و جانفشانی ملت ایراندر این تبیین، ملت ایران بهعنوان پاسدار اصلی هویت و امنیت خلیج فارس معرفی میشود. این نقش، صرفاً یک ادعا نیست؛ بلکه برآمده از واقعیت تاریخی و هزینههایی است که ملت ایران در دورههای مختلف برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی و امنیت منطقه پرداخته است. در دوران دفاع مقدس، یکی از عرصههای مهم رویارویی، همین جغرافیای جنوب و آبهای خلیج فارس بود. ملت ایران با مقاومت، فداکاری و تقدیم شهیدان فراوان نشان داد که در برابر تجاوز و سلطهطلبی، اهل عقبنشینی نیست. از این منظر، امنیت امروز خلیج فارس را باید تا حد زیادی مرهون ایستادگی و جانفشانی فرزندان این ملت دانست. تأکید بر نقش ملت ایران، به این معنا نیز هست که خلیج فارس با حضور مردمی که خود را صاحب این سرزمین و این دریا میدانند، امن میماند؛ نه با ناوهای بیگانهای که حضورشان منشأ تهدید است.

۴. انقلاب اسلامی بهعنوان نقطه عطفپیام رهبر انقلاب بهمناسبت روز ملی خلیج فارس، انقلاب اسلامی را یک نقطه عطف تاریخی در معادلات خلیج فارس میداند. پیش از انقلاب، رژیم پهلوی در بسیاری از موارد در چارچوب نظم مطلوب قدرتهای غربی عمل میکرد و استقلال واقعی در تصمیمگیریهای منطقهای وجود نداشت؛ اما انقلاب اسلامی این معادله را بهطور بنیادین تغییر داد. با انقلاب، ایران از یک بازیگر وابسته به یک قدرت مستقل، هویتمحور و ضدسلطه تبدیل شد. این تحول فقط در سیاست داخلی معنا نداشت؛ بلکه در فهم امنیت خلیج فارس نیز اثر گذاشت. از این پس، ایران اعلام کرد که امنیت منطقه باید به دست کشورهای منطقه تأمین شود و حضور قدرتهای فرامنطقهای نه لازم است و نه مفید. به بیان دیگر، انقلاب اسلامی، خلیج فارس را از منظر راهبردی از یک حوزه تحت نفوذ قدرتهای خارجی، به یک مسئله مرتبط با استقلال ملتهای منطقه و مقاومت در برابر سلطه تبدیل کرد.

۵. بیداری ملتهای منطقه و اثبات ناامنکنندهبودن حضور آمریکایکی از نکات کلیدی این پیام، تأکید بر این واقعیت است که تجربه تاریخی منطقه نشان داده، حضور آمریکا نه عامل امنیت، بلکه منشأ ناامنی، بیثباتی و بحرانسازی بوده است. هر جا آمریکا با شعار حفظ امنیت وارد شده، در عمل شکافهای جدید، رقابتهای تسلیحاتی، وابستگی سیاسی و تنشهای مزمن را گسترش داده است. در سالهای اخیر، ملتهای منطقه بیش از گذشته به این حقیقت آگاه شدهاند. ناکامی پروژههای آمریکایی در غرب آسیا، بیثباتیهای ناشی از مداخلات نظامی، حمایت از رژیمهای متجاوز و بهرهبرداری از اختلافات داخلی، همگی موجب شکلگیری نوعی بیداری منطقهای شده است؛ بنابراین ملتهای منطقه اکنون به این حقیقت رسیدهاند که امنیت خریدنی نیست و با تکیه بر قدرتهای خارجی به دست نمیآید؛ بلکه امنیت پایدار، از دل همکاری منطقهای، احترام متقابل و اخراج مداخلهگران حاصل میشود.

۶. آینده خلیج فارس بدون آمریکاچشمانداز خلیج فارس بدون آمریکا، اشاره به نظم نوینی دارد که در آن تصمیمگیری درباره امنیت، تجارت، انرژی و همکاریهای دریایی، به دست خود ملتها و دولتهای منطقه انجام میشود. در این نگاه، خروج آمریکا از معادلات خلیج فارس نهتنها موجب خلأ امنیتی نیست؛ بلکه برعکس، مقدمه شکلگیری امنیت بومی و مسئولانه است. حضور آمریکا بهدلیل ماهیت سلطهگرانهاش، همواره باعث بیاعتمادی، صفبندی، مسابقه تسلیحاتی و وابستگی بوده است. در مقابل، آینده بدون آمریکا میتواند مبتنی بر گفتوگو، موازنه طبیعی، منافع مشترک و همکاریهای منطقهای باشد. این چشمانداز، البته نیازمند اراده سیاسی دولتهای منطقه و عبور از ذهنیتهای القاشده توسط قدرتهای خارجی است.

۷. همسرنوشتی با همسایگان و رد بیگانگاندر پیام رهبر انقلاب، همسایگان ایران نه رقیبان ذاتی، بلکه شرکای جغرافیایی و تاریخی تلقی میشوند. منطق حاکم بر این دیدگاه، منطق همسرنوشتی منطقهای است؛ یعنی ملتهایی که یک پهنه آبی، یک محیط امنیتی و مجموعهای از منافع مشترک دارند، ناگزیر باید سرنوشت خود را به همکاری و تفاهم گره بزنند، نه به بیگانگان. رد بیگانگان در این چارچوب، بهمعنای نفی رابطه با جهان نیست؛ بلکه بهمعنای رد مداخله سلطهگرانه و امنیتسازی نیابتی است. کشورهای منطقه اگر به ظرفیتهای خود اعتماد کنند، بهتر از هر قدرت خارجی میتوانند سازوکارهای حفظ امنیت و توسعه را طراحی کنند. این نگاه، از ایران چهره یک کشور مسئول ارائه میدهد که آینده منطقه را در همکاری با همسایگان میبیند، نه در حذف آنان یا هژمونیطلبی علیه آنان.

۸. سرمایههای ملی و توانمندیهای ایرانیکی دیگر از ارکان این پیام، تأکید بر ظرفیتهای درونی ایران است. ایران برای ایفای نقش مؤثر در خلیج فارس، از سرمایههای متنوع انسانی، تاریخی، جغرافیایی، نظامی، اقتصادی و تمدنی برخوردار است. موقعیت ممتاز جغرافیایی ایران، تسلط بر سواحل طولانی، اشراف راهبردی بر تنگه هرمز، تجربه تاریخی دریانوردی، توان دفاعی بومی، نیروی انسانی متخصص و پشتوانه مردمی، همگی از عناصر قدرت ملی ایران بهشمار میروند. این توانمندیها موجب میشوند که ایران در معادلات خلیج فارس یک بازیگر طبیعی، مشروع و تأثیرگذار باشد. تأکید بر این سرمایهها، درواقع بیان این حقیقت است که ایران برای دفاع از منافع ملی و کمک به امنیت منطقه، از ظرفیت واقعی برخوردار است و نیازمند تکیه بر بازیگران بیرونی نیست.

۹. مدیریت جدید تنگه هرمز به سود ملتهای منطقهتنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای راهبردی جهان است و طبیعی است که در پیام رهبر انقلاب، جایگاهی ویژه داشته باشد. مقصود از مدیریت جدید را میتوان گذار از الگوی امنیتسازی خارجی به مدیریت منطقهمحور، مسئولانه و عادلانه دانست. این مدیریت شامل نظم جدیدی است که امنیت تنگه هرمز را بهنفع کشورهای ساحلی و منطقهای حفظ خواهد کرد. ایران بهدلیل جایگاه جغرافیایی و توان راهبردی خود، میتواند در شکلدهی به چنین نظمی نقشی تعیینکننده داشته باشد. این نقش، اگر در قالب همکاری منطقهای تعریف شود، نهتنها بهسود ایران، بلکه بهسود همه ملتهای منطقه خواهد بود.