یادداشت
از حوزه تا متن زندگی بازخوانی نقش شهید مطهری(ره) در بازتعریف کارکرد اجتماعی روحانیت
علیرضا مکتبدار
حوزه در نگاه استاد شهید مطهری؛ نهادی برای هدایت جامعه، نه صرفاً حفظ سنت
یکی از مهمترین نکاتی که در منظومه فکری شهید مطهری(ره) برجسته است، نوع نگاه او به ماهیت و کارکرد حوزه علمیه است. در نگاه او، حوزه صرفاً مرکزی برای انتقال محفوظات، تدریس متون کلاسیک یا تربیت مدرس در معنای محدود آن نبود. او رسالت حوزه را بسیار فراتر میدید: فهم عمیق دین، صیانت از معارف اصیل اسلامی و سپس امتداددادن این معارف به ساحت زندگی واقعی مردم.
شهید مطهری بهخوبی دریافته بود که اگر نهاد دین از پرداختن به مسائل عینی جامعه بازبماند، بهتدریج پیوند خود را با ذهن و ضمیر نسلها از دست میدهد. در چنین وضعی، حتی اگر ظواهر دینی همچنان پابرجا باشد، نقش هدایتگر و راهبرانه دین در مناسبات فرهنگی و اجتماعی کاهش مییابد. از منظر او، حوزهای موفق است که هم در عمق علمی ریشه داشته باشد و هم در سطح اجتماعی، حضوری زنده، روشنگر و راهگشا ایفا کند.
علامـه مطهری(ره) و عبور از مرزهای مصنوعی میان حوزه و جامعه
هنر بزرگ شهید مطهری در این بود که مرز میان حوزه و جامعه را مرزی واقعی و تغییرناپذیر نمیدانست. او با تمام وجود نشان داد که یک عالم دینی میتواند در عین وفاداری کامل به سنت علمی و مبانی اسلامی، با مسائل روز نیز درگیر شود و نسبت به تحولات زمانه حساس بماند.
او نه در برج عاج تفکر ماند، نه به انزوای علمی تن داد و نه دین را در محدوده مباحث تخصصی و بسته محصور کرد. او با حضوری فعال در فضای فرهنگی و فکری جامعه، ثابت کرد که عالم دینی اگر زمانه خود را بشناسد، میتواند پلی استوار میان میراث دینی و نیازهای نوپدید اجتماعی بنا کند. این همان نقطه تمایز اصلی او با بسیاری از چهرههایی است که یا در سنت متوقف ماندند یا در مواجهه با مدرنیته دچار انفعال و عقبنشینی شدند.
زبان زمانه؛ شرط اثرگذاری پیام دینی
یکی از برجستهترین وجوه شخصیت علمی شهید مطهری، فهم دقیق او از «زبان مخاطب» بود. او بهدرستی دریافته بود که انتقال مفاهیم بلند دینی، بدون توجه به زبان، ذهنیت و مسئلههای نسل جدید، راه به جایی نخواهد برد. از اینرو، هم در سخنرانی و هم در تألیف، کوشید مفاهیم اسلامی را به زبانی روشن، استدلالی و متناسب با پرسشهای عصر جدید عرضه کند.
این نکته در اندیشه استاد شهید مطهری بسیار اساسی است: حقیقت دین تغییر نمیکند؛ اما شیوه تبیین و عرضه آن باید با اقتضائات زمانه هماهنگ باشد. او میدانست که نمیتوان با زبانی متعلق به قرون پیشین، با جوانی سخن گفت که در معرض پرسشهای فلسفی، اجتماعی و هویتی مدرن قرار دارد. همین قدرت در ترجمه معرفت دینی به زبان زمانه بود که آثار مطهری را برای نسلهای مختلف قابل فهم، قابل استفاده و اثرگذار ساخت.
حضور در دانشگاه و گفتوگو با نسل جوان
شهید مطهری(ره) از نخستین عالمانی بود که دانشگاه و نسل تحصیلکرده جدید را بهعنوان یک میدان جدی فکری شناخت. او بهخوبی فهمیده بود که اگر حوزه نتواند با دانشگاه و جوانان ارتباط فکری برقرار کند، میدان برای جریانهایی باز خواهد شد که لزوماً دغدغه دینی ندارند. از همین منظر، حضور او در دانشگاه، انجمنهای فکری و محافل فرهنگی، صرفاً یک فعالیت تبلیغی معمولی نبود؛ بلکه بخشی از یک پروژه بزرگتر برای بازسازی نسبت دین و جامعه بهشمار میرفت.
او با دانشجویان سخن گفت، به پرسشهای آنان گوش سپرد و کوشید با اتکا به منطق و استدلال، دینداری را از موضعی عقلانی و اقناعکننده تبیین کند. این روش، تفاوتی جدی با مواجهههای سطحی یا صرفاً احساسی داشت. شهید مطهری میخواست، دین در ذهن نسل جدید، نه بهعنوان مجموعهای از پاسخهای از پیش حفظشده، بلکه بهمثابه منظومهای معقول، زنده و پاسخگو شناخته شود.
تألیف برای متن زندگی؛ از فلسفه تا نیازهای روزمره جامعه
آثار شهید مطهری بهترین گواه بر روحیه اجتماعی و مسئلهمحور اوست. کتابهای او غالباً در پاسخ به خلأهای فکری و نیازهای عینی جامعه نوشته شدند، نه صرفاً برای افزودن بر حجم مباحث نظری. هنگامی که مادیگرایی و اندیشههای مارکسیستی بر فضای فکری برخی از جوانان سایه افکنده بود، او با آثاری چون اصول فلسفه و روش رئالیسم و علل گرایش به مادیگری به میدان آمد. زمانی که مسئله زن، حجاب، عدل الهی یا نسبت دین با آزادی و عدالت موضوع بحث بود، او آثاری نوشت که هم استحکام برهانی داشتند و هم با واقعیت اجتماعی مرتبط بودند.
اهمیت کار او در آن بود که مسئلههای جامعه را فرو نمیکاست و از کنار آنها با سکوت عبور نمیکرد. او به نیاز زمان پاسخ میداد و دقیقاً از همین رهگذر، حوزه را از موقعیت انفعالی بیرون میآورد. حتی توجه او به تربیت نسل کودک و نوجوان، در قالب آثاری مانند داستان راستان، نشاندهنده آن است که نگاهش به اثرگذاری دینی، نگاهی بلندمدت، عمیق و تمدنی بود.
مبارزه همزمان با تحجر و التقاط
از ویژگیهای ممتاز شهید مطهری آن بود که تنها در یک جبهه نمیجنگید. او بههمان اندازه که نسبت به جریانهای بیگانه با مبانی دین حساس بود، از آسیبهای درونی محیطهای دینی نیز غافل نمیماند. تحجر، جمود فکری، خرافهگرایی و قشرینگری در نظر او خطرهایی جدی بودند؛ زیرا چهره عقلانی و زنده دین را مخدوش میکردند. در سوی دیگر، التقاط و تفسیرهای انحرافی از اسلام نیز بههمان اندازه تهدیدآمیز بهشمار میرفتند.
شهید مطهری(ره) در این میان، نه به دام تصلب افتاد و نه به ورطه تساهل بیضابطه. او راه سومی را برگزید: دفاع عقلانی، اصیل و روزآمد از دین. این رویکرد نشان میدهد که پیوند حوزه و جامعه، در منطق او، تنها با «حضور» حاصل نمیشود؛ بلکه این حضور باید از سلامت فکری، استحکام مبنایی و قدرت تشخیص نیز برخوردار باشد.
هشدار مطهری درباره انفعال نهاد دین
یکی از مهمترین درسهای شهید مطهری برای امروز، هشدار او نسبت به انفعال نهاد دین است. در نگاه او، فاصله گرفتن حوزه از تحولات اجتماعی، صرفاً یک نقصان آموزشی یا ساختاری نیست؛ بلکه میتواند به یک خطر هویتی و تمدنی بدل شود. هنگامی که دین بهموقع پاسخ ندهد، هنگامی که عالمان دینی از مسئلههای واقعی مردم فاصله بگیرند و هنگامی که میدان فکر اجتماعی خالی بماند، رفتهرفته نوعی سکولاریسم پنهان شکل میگیرد؛ سکولاریسمی که شاید در ظاهر با دین ستیز نکند، اما در عمل، دین را از نقشآفرینی در حیات عمومی کنار میزند.
شهید آیتالله مطهری(ره) این خطر را زودتر از بسیاری دیگر فهمیده بود؛ از همینرو، همواره بر حضور فعال، پاسخگو و هوشمندانه حوزه در متن جامعه تأکید میکرد. او میدانست که حفظ مرجعیت فکری دین، تنها با سرمایهگذاری علمی درونحوزوی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند حضور مؤثر در صحنه مسائل واقعی جامعه است.
الگوی ماندگار برای امروز
شهید مطهری امروز تنها یک نام بزرگ در حافظه تاریخی ما نیست؛ او الگویی زنده برای سنجش میزان کامیابی حوزه در انجام رسالت اجتماعی خویش است. هرجا که دین بتواند با عقلانیت، زبان روشن و درکی درست از نیازهای زمانه در جامعه حضور یابد، میتوان نشانی از اندیشه مطهری را دید و هرجا که نهاد دین از مردم، از نسل جدید و از مسئلههای واقعی زندگی فاصله بگیرد، باید دانست که از این الگو دور شده است.
راز ماندگاری مطهری در همین جمع نادر نهفته است: عمق علمی و حضور اجتماعی، وفاداری به سنت و فهم زمانه، استحکام مبنا و قدرت گفتوگو. او نشان داد که عالم دینی میتواند در مدرسه علمیه ریشه داشته باشد و در متن جامعه ثمر بدهد. این همان درسی است که امروز نیز برای بازسازی نسبت حوزه و جامعه، بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم.