printlogo


printlogo


حج در سیره رسول‌خدا(ص)
نگاه به الگو زودتر انسان را به هدف می‌رساند. پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) و اولیای دین، اسوه و سرمشق مسلمانانند و آشنایی با سیره اخلاقی و عبادی آنان، برای بهتر پیمودن این مسیر بسیار مفید است. از این‌رو توجه به سیره رسول‌خدا(ص) در عبادت، به‌ویژه در انجام مناسک حج و حضور در این شعائر ابراهیمی برای امت او کارساز است. آنچه می‌خوانید نمونه‌هایی از شیوه حج‌گزاری آن‌حضرت است که در منابع تاریخی و حدیثی آمده است؛ باشد که آن اسوه حق را در همه ابعاد زندگی الگوی عمل قرار دهیم تا زودتر و درست‌تر به مقصود برسیم.

​​​​​​​  حرمت مکهّ و کعبه
خانه توحید و قبله مسلمین که بازسازی آن یادگار ابراهیم خلیل است، مکانی مقدس و شهری مورد احترام است. رسول‌خدا نیز این حرمت را پاس می‌داشت و با ذکر و دعا و رعایت ادب، بر قداست آن توجه می‌داد و با تهلیل و تکبیر وارد شهر و حرم الهی می‌شد. هنگام ورود به مکه از تپه شمالی وارد می‌شد و هنگام خروج از ناحیه جنوب خارجی می‌گشت.1
نقل شده است که تنها یک بار به درون کعبه رفت، جامه و عبایش را زیر پای خود انداخت و کفش‌هایش را درآورد و بین دو ستون داخل کعبه دو رکعت نماز خواند.2
هنگام ورود به مکه، خدا را به‌عنوان ذی‌المعارج و صاحب والایی‌ها بسیار می‌ستود. هنگام برخورد با هر سوره‌ای یا فرازآمدن بر هر تپه‌ای یا فرودآمدن به هر وادی در مسیر راه و در فرصت‌های آخر شب و در پی نمازها لبیّک اللهم لبیّک می‌گفت.3 گاهی در طول راه، پیاده‌ها را سوار بر شتر خویش می‌کرد.

  احرام و تلبیه
رسول‌خدا(ص) در دو پارچه یمانی احرام می‌بست و همان دو جامه احرام بود که هنگام وفات نیز در همان‌ها کفن شد.4
جابربن عبدالله نقل کرده است که لبیک‌گویی پیامبر(ص) در آغاز احرام چنین بود: «لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، انّ الحمد والنعمة لک والملک، لا شریک لک»5. نیز نقل شده است که آن‌حضرت در ذوالحلیفه شب را می‌گذراند. هنگام صبح پس از نماز فجر، بر مرکب خویش سوار می‌شد و لبیک می‌گفت. فضل‌بن عباس نیز نقل کرده است که پیامبر(ص) در طول سفر لبیک می‌گفت تا آنکه رمی جمره عقبه کند. آنگاه هفت سنگ بر جمره عقبه می‌زد و با هر سنگریزه تکبیر می‌گفت6 و چون از لبیک‌گویی فراغت می‌یافت، از خدای متعال مغفرت و رضایت او را می‌خواست و درخواست رهایی از آتش دوزخ داشت.7
یکی از محرمات احرام زیر سایه رفتن است؛ مگر وقتی به منزلگاه برسند و زیر سقف یا خیمه بگذرانند. روزی یکی از معاندان از امام کاظم(ع) درباره استظلال (زیرسایه‌رفتن) پرسید و اینکه مگر بین سایه کجاوه در حال سفر یا سایه خیمه در حال نزول، فرقی است؟ حضرت موسی‌بن جعفر(ع) او را از اینکه در دین قیاس می‌کند، نکوهش کرد و فرمود: «ما مثل پیامبر خدا عمل می‌کنیم و مثل او ذکر و لبیک می‌گوییم.»
سپس فرمود: پیامبر خدا(ص) بر مرکب خویش سوار می‌شد و در حال سوار بر مرکب، سایه‌بان نداشت و گاهی حرارت آفتاب او را رنج می‌داد. بعضی از بدنش را با بعض دیگر می‌پوشاند و گاهی صورتش را با دستش می‌پوشاند؛ اما وقتی در منزلگاه فرود می‌آمد، زیر خیمه و سایه خانه یا سایه دیوار قرار می‌گرفت. 8
از مواقع استجابت دعا، هنگام ورود به خانه خداوند است که چشم رائر به بیت‌الله می‌افتد. خدایی که از بندگانش خواسته به زیارت خانه‌اش آیند، سزاوار است که در لحظه ورود مهمان، پذیرایی کند و پذیرایی خدا، استجابت دعاست؛ از این‌رو به دعا در آن لحظه سفارش شده است. پیامبر اکرم(ص) نیز چنین روشی داشت و هنگامی که از طرف خانه یعنی می‌خواست وارد مسجدالحرام شود، رو به کعبه می‌ایستاد و دعا می‌کرد: «انّ النبی«ص» اذا جاء مکاناً من دار یعلی استقبل البیت فدعا».9

  ادب طواف
در سیره نبوی نسبت به طواف نکات متعددی نقل شده است که به برخی اشاره می‌شود: از امام صادق(ع) درباره ویژگی طواف پیامبر خدا پرسیدند. حضرت فرمود: پیامبر(ص) شب و روز، ده بار طواف می‌کرد، هر بار هفت بار دور، سه‌بار در اول شب، سه‌بار در آخر شب، دوبار هنگام صبح و دوبار بعد از ظهر و در فاصله این نوبت‌ها به استراحت می‌پرداخت.10
در حدیثی از امام هادی(ع) نقل شده است که «انّ رسول‌الله(ص) کان یطوف بالبیت ویُقَبّل الحجر»؛11 رسول‌خدا خانه خدا را طواف کرده و حجرالأسود را می‌بوسید. امام صادق(ع) در حال طواف بود که سفیان ثوری از آن حضرت پرسید: وقتی پیامبر اکرم(ص) در طواف به حجرالأسود می‌رسید، چه می‌کرد؟ حضرت فرمود: کان یستلمه فی کل طواف فریضةٍ ونافلة»؛ در هر طواف واجب و مستحب، دست بر آن می‌کشید. آن گاه امام صادق(ع) به طواف پرداخت و چون مقابل حجرالأسود رسید، عبور کرد و آن را استلام نکرد. سفیان ثوری خود را به حضرت رساند و گفت: مگر نفرمودید که پیامبر در هر طواف واجب و مستحب حجرالأسود را لمس می‌کرد؟ پس چرا خودتان چنین نکردید؟ امام صادق(ع) فرمود: مردم برای رسول‌خدا(ص) جایگاهی قائل بودند که برای من قائل نیستند. وقتی پیامبر به حجرالأسود می‌رسید، برای حضرتش راه باز می‌کردند تا استلام کند و من خوش ندارم که در ازدحام و شلوغی جمعیت وارد شوم.12
از علی(ع) نیز روایت شده است که: «کان رسول‌الله یستلِمُ الرّکنین: الرکن الذی فیه الحجرالأسود والرکن الیمانی، کلماّ مرّ بها فی الطوّاف»؛13 رسول‌خدا(ص) دو رکن، رکن حجرالأسود و رکن یمانی را هرگاه بر آنها می‌گذشت، استلام می‌کرد و دست بر آنها می‌کشید.
آنچه در انجام مناسک و عبادت مهم است، تبعیت از سیره اولیای دین است و این چیزی تعبّدی است نه قیاسی و استحسانی. پیروان واقعی نیز باید در کیفیتّ حج‌گزاری دقیقاً بر این منوال و سیره حرکت کنند.
بریدبن معاویه عجلی از حضرت صادق(ع) پرسید: چرا مردم هنگام طواف رکن حجرالأسود و رکن یمانی را استلام می‌کنند؛ اما دو رکن دیگر کعبه را استلام نمی‌کنند: حضرت فرمود: همین سؤال را عبادبن صهیب بصری هم از من پرسید. به او گفتم: چونکه پیامبر خدا(ص) این دو را استلام کرد؛ اما آن دو را استلام نکرد و بر مردم است که آن‌گونه عمل کنند که پیامبر عمل کرده است: «لأنّ رسول‌الله(ص) استَلَم هذین ولم یستلِم هذین، فإنما علی النّاس أن یفعلوا ما فعل رسول‌الله(ص)»14

  آب زمزم
زمزم به‌صورت چشمه‌ای از زیر پای اسماعیل(ع) جوشید و در آن وادی خشک و بی‌آب که سعی هاجر میان صفا و مروه برای یافتن آب به جایی نرسید، به‌اعجاز الهی مایه آبادانی و برکت آن منطقه شد. آب زمزم فضیلت بسیار دارد و نوشیدن از آن مستحب است. از حضرت رسول‌خدا(ص) روایت است که: «ماءُ زمزم دواءٌ لما شُرب له» (محاسن برقی 2-399)؛ آب زمزم برای هر دردی که به‌خاطر آن نوشیده شود، درمان است. پیامبر اعظم(ص) به این آب علاقه داشت و از آن می‌نوشید و گاهی می‌فرمود: برای او سوغات آورند. به نقل ابن شهرآشوب: «کان النبیُّ یأتی زمزم فیشرب منها شربة».15 پیامبر خدا(ص) سراغ زمزم می‌رفت و از آب آن می‌نوشید.
در این حدیث روشن نیست که این عمل شیوه آن‌حضرت پیش از دوران اسلام و پس از بعثت یا هجرت بوده است، یا به دوران رسالت برمی‌گردد؛ اما نقل دیگری وجود دارد که اهتمام آن‌حضرت را به آب زمزم می‌رساند: «کان النّبی یستهدی من ماء زمزم وهو بالمدینة»؛16 پیامبر خدا(ص) در دورانی که در مدینه بود، می‌خواست که از آب زمزم برایش هدیه و سوغات آورند.

  قربانی
قربانی به درگاه خداوند، نشانه تسلیم و تعبّد و فداکاری و ایثار است؛ از این‌رو مستحب است، قربانی حاجی چاق و درشت و پرگوشت باشد تا هم خیر بیشتری به مردم برسد، هم گذشت بیشتری از مال در راه خدا صورت گیرد. سیره حضرت رسول آن بود که قوچی بزرگ، چاق و نر قربانی می‌کرد که رنگش کبود مایل به سفیدی بود. ابن‌عباس نقل می‌کند که پیامبر خدا(ص) دو گوسفند سفید قربانی می‌کرد. پای خود را هنگام ذبح بر روی آن می‌گذاشت و می‌فرمود: «بسم الله منک ولک، اللهم تقبل من محمد».17 و به روایت منقول از عبدالله‌بن سنان: پیامبر خدا(ص) روز عید قربان دو گوسفند ذبح می‌کرد؛ یکی از جانب خود، دیگری به‌نیابت از هر کسی از امتّش که توان قربانی نداشت. امیرالمؤمنین(ع) هم دو قربانی می‌کرد؛ یکی از جانب خود و دیگری از طرف رسول‌خدا(ص).18
نقل دیگری درباره شیوه قربانی پیامبر چنین است: پیامبر دو گوسفند سفید را نزدیک می‌آورد. یکی را ذبح می‌کرد و می‌فرمود: خدایا این از جانب محمد و آل‌محمد(ص) و دیگری را نزدیک می‌آورد و ذبح می‌کرد و می‌فرمود: خداوندا، این از جانب امتم، هرکس که به یگانگی تو و به ابلاغ رسالتم شهادت دهد.19
اینکه حاجی خودش به قربانگاه برود و ذبح را خودش به‌صورت مباشر انجام دهد، مطلوب است و در حد امکان بهتر است، به‌نیابت ذبح نشود. انس‌بن مالک نقل می‌کند که رسول‌خدا(ص) خودش با دست خود قربانی‌اش را ذبح می‌کرد و نام خدا را می‌برد: «کان رسول‌الله یذبح اضحیّته بیده ویسمیّ فیها».20

  حلق و تقصیر
روز عید قربان روز پاکی جان و بیرون‌آمدن از تعلقّات و زدودن زواید است. تراشیدن سر نیز یکی از نمادهای علقه‌زدایی است. از امام صادق(ع) روایت شده است: «کان رسول‌الله(ص) یوم النّحر یحلق رأسه ویقلّم اظفاره ویأخذ من شاربه ومن اطراف لحیته»؛21 پیامبر خدا(ص) روز عید قربان موی سرش را می‌تراشید. ناخن‌هایش را کوتاه می‌کرد و بخشی از شارب و محاسن (ریش و سبیل) خود را می‌زد و کوتاه می‌کرد. این شیوه که به نظافت و آراستگی و اصلاح سر و صورت مربوط می‌شود، شایسته روز عید است که روز زینت و تجمّل است.

  رمی جمره
رمی جمره که یکی از اعمال حج است، نشان طرد شیطان و راندن آن از خویش است. این عمل در روز عید قربان و دو روز بعد انجام می‌گیرد.
از حضرت باقر(ع) روایت شده است: «انّ رسو‌الله(ص) کان یرمی الجمار ماشیاً»؛22 پیامبر خدا(ص) پیاده رمی جمرات می‌کرد و طبق نقل جابربن عبدالله، رسول‌خدا روز عید قربان هنگامی که روز بالا آمده بود، رمی جمرات می‌کرد؛ اما روزهای پس از عید، پس از زوال خورشید و بعد از ظهر رمی می‌کرد.23  ابن‌عباس نقل کرده است که آن‌حضرت پس از زوال خورشید (نیمروز)، رمی جمرات می‌کرد و چون فارغ می‌شد، نماز ظهر را می‌خواند.24 طبق نقل حضرت صادق(ع): پیامبر خدا(ص) روز عید چون از مزدلفه به منا آمد، ابتدا سراغ جمره عقبه رفت و با هفت سنگ‌ریزه آن را رمی کرد. سپس به منا برگشت و این بخشی از سنّت است.25

  شوق حرم و عشق نماز
خانه خدا در مکه محبوب دل‌هاست و عبادت در آنجا ثواب بسیار دارد و دل‌های عاشق با آن مسجد مقدس انس و الفت دارند. از ابن‌عباس نقل شده است که رسول‌خدا(ص) در شب‌های تشریق هر شب از منا به مکه می‌آمد و خانه کعبه را زیارت می‌کرد: «أن النبی کان یزور البیت کلّ لیلة من لیالی منی».26 در حدیثی هم آمده که امام باقر(ع) در پاسخ نامه ابراهیم‌بن شیبه چنین نوشت: «کان رسول‌الله(ص) یحبّ اکثار الصلاة فی الحرمین، فأکثر فیهما و اتّم»؛27 رسول‌خدا(ص) دوست داشت که در مدینه و مکه بسیار نماز بخواند. تو هم در این دو شهر نماز زیاد بخوان و نماز را تمام اقامه کن نه شکسته.
مسجد قبا یکی از مساجد مورد علاقه رسول‌خدا(ص) بود. هرگاه به قبا می‌رفت، در منزل سعد‌بن خیثمه انصاری فرود می‌آمد. سراغ مسجد قبا می‌رفت، از چاه آب می‌کشید و پاهای خود را می‌شست و از روی سنگ‌های کنار جاده عبور می‌کرد و در آن مسجد نماز می‌خواند. طبق نقل ابوسعید خدری آن‌حضرت هر هفته روزهای شنبه پیاده به مسجد قبا می‌رفت. گاهی هم سواره این راه را می‌پیمود: «إنّ النبی کان یأتی قبا ماشیا وراکباً».28

  زیارت اُحد
تکریم شهدا و زیارت تربت جان‌باختگان راه خدا، اجر فراوان دارد و نشر فرهنگ جهاد و شهادت است. رسول‌خدا(ص) نیز در این احیاگری و اکرام، سهم داشت. به روایت امام صادق(ع) حضرت رسول‌خدا(ص) هرگاه به زیارت قبور شهدا در اُحد می‌رفت، خطاب به آن شهیدان این آیه قرآن را می‌خواند: [سلام علیکم بما صبرتم فینعم عقبی الدّار] (رعد، 24)؛ سلام و درود بر شما به‌خاطر آنچه که صبر کردید؛ پس سرای آخرت چه جای خوبی است!29

  دیدار حاجی
از آداب و سنت‌های مربوط به حج، رفتن به دیدار کسی است که از سفر حج و زیارت خانه خدا می‌آید و درود و تحیت گفتن به او ثواب دارد و تعظیم شعائر است.
حضرت صادق(ع) از پدران بزرگوارش درباره شیوه حضرت رسول(ص) در این مورد چنین نقل فرموده است: «انّ رسول‌الله(ص) کان یقول للقادم من الحّج: تقبل الله منک واخلف علیک نفقتک وغفر ذنبک»30؛ پیامبر خدا(ص) به کسی که از حج برمی‌گشت، چنین می‌فرمود: خداوند از تو قبول کند و خرج و هزینه تو را جایگزین سازد و گناهانت را بیامرزد. به دیگران نیز توصیه می‌فرمود که هرگاه به دیدار حاجی رفتی، به او سلام بده و مصافحه کن و بخواه که قبل از ورود به خانه‌اش در حق تو دعا و استغفار کند.

  آموزش مناسک
اهتمام رسول‌خدا(ص) بر اینکه زائران خانه خداوند و انجام‌دهندگان حج و عمره، مناسک خود را به‌درستی انجام دهند، بسیار بود و در مواقف مختلف به آنان یاد می‌داد؛ از جمله پیش از عزیمت‌شان به سفر و به آنان می‌فرمود: «تعلّموا مناسککم، فانّها من دینکم»؛31 مناسک خویش را بیاموزید که این، جزئی از دین شماست.
به‌نقل حذیفه، پیامبر خدا؟ص فرمان داد که مؤذنّان همه جا در مناطق بالا و پایین اعلام کردند که رسول‌الله امسال قصد حج دارد تا به مردم، حج و مناسک آن را بیاموزد و این آموزش و فراگیری پایه و سنّتی شود تا آخر روزگار. همه مسلمانان در سال دهم هجری در حج مشارکت کردند تا هم شاهد منافع خویش باشند، هم پیامبر خدا(ص) حج آنان را به آنان بیاموزد و مناسک‌شان را به ایشان بشناساند. پیامبر همراه مردم و همسرانش به حج رفت -همان سال حجةالوداع- و حج خود و مناسک‌شان را انجام دادند و مردم همه آنچه را بدان نیاز داشتند، آموختند و حضرت رسول(ص) به آنان اعلام کرد که آیین حضرت ابراهیم را برایشان برپا داشته است و همه بدعت‌های مشرکان را پس از ابراهیم خلیل(ع) زدوده و حج را به حالت نخستین خود برگردانده است. 32
از ابن‌عمر نیز روایت است که رسول‌خدا(ص) یک روز قبل از ترویه برای مردم خطبه می‌خواند و آنان را نسبت به مناسک خود آگاه می‌کرد: «کان رسول‌الله(ص) اذا کان قبل التّرویة بیوم خطب النّاس فأخبرهم بمناسکهم».33
حج آگاهانه توصیه حضرت رسول(ص) بود. در خطبه روز غدیر هم در بازگشت از حجةالوداع، در جمع مسلمانان حاضر فرمود: «معاشر النّاس! حجّوا البیت بکمال‌الدّین و التفقّه»؛34 ای مردم! با کمال دینداری و همراه با دین‌شناسی و تفقّه حج خانه خدا کنید.
اینها نمونه و گوش‌هایی از سیره نبوی بود که در مورد حج خانه خدا و مناسک حج و اعمال گوناگون این زیارت معنوی روایت شده بود.
البته آنچه به کیفیت حج‌گزاری رسول‌خدا(ص) در آخرین سال عمر شریف خویش مربوط می‌شود و جزئیات آن سفر پرخاطره که در منابع حدیثی و تاریخی گزارش شده است، گفتنی است و کتاب‌های مستقلّی نگاشته شده که کیفیت حج پیامبرخدا(ص) را ترسیم می‌کند؛ لیکن آنچه در این نوشته تقدیم شد، نکاتی است که در نقل‌های تاریخی و احادیث به‌صورت سیره مستمر و روش ساری و جاری آن‌حضرت در این زمینه آمده است.
باشد که از سیره آن رسول مکّی و مدنی، در همه ابعاد از جمله در کیفیّت حج‌گزاری الهام بگیریم و با تأسّی به سیره نبوی، گام جای گام آن پیامبر رحمت بنهیم. ان‌شاءالله.
..............................................
   منابع
1. الطبقات الکبری، ج 2، ص 107؛
2. تهذیب الاحکام، ج 5، ص 491 و 279؛
3. الکافی، ج 4 ، ص 249؛
4. همان، ص 339؛
5. الجعفریّات، ص 64؛
6. المعجم الکبیر، طبرانی، ج 12، ص 279، ج 18، ص268؛
7. همان، ج 4، ص 85؛
8. الکافی، ج 4، ص 350؛
9. مسنداحمد، ج 4، ص 61 و ج 5 ص 374؛
10. الکافی ، ج 4، ص 428؛
11. همان، ص 567؛
12. همان، ص 404؛
13. الدّعائم، ج 1، ص 312؛
14. علل الشرایع، ص 428؛
15. مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 36؛
16. تهذیب الأحکام، ج 5، ص 417؛
17. المعجم الکبیر، ج 11، ص 122؛
18. کافی، ج 4، ص 495، بحارالأنوار، ج 16، ص 276؛
19. مجمع الزوائد، ج 4، ص 23؛
20. الطبقات الکبری، ج 1، ص 293؛
21. سنن النبی(ص)، علامه طباطبایی، ص 393؛
22. کافی، ج 4، ص 486؛
23. الطبقات الکبری، ج 2، ص 138؛
24. المعجم الکبیر، ج 11، ص 313؛
25. دعائم‌الاسلام، ج 1، ص 323؛
26. المعجم الکبیر، ج 12، ص 159؛
27. کافی، ج 4، ص 524؛
28. الطبقات الکبری، ج 1، ص 188 و 189؛
29. کامل‌الزیارات، ص 64؛
30. المحاسن، ج 2، ص 127؛
31. تاریخ دمشق، ج 26، ص 211؛
32. احج والعمره فی الکتاب والسنّه، ص 246؛
33. همان؛
34. احتجاج، ج 1، ص 156.