printlogo


printlogo


عطر یار - شماره 877
حال دوران

سخت دلتنگم برادر! حال دوران خوب نیست
عشق تبعیدیست، حال و روز انسان خوب نیست
از سر رندان عاشق، شور مستی رفته است
ساقی و می‌ نیست، حال می‌پرستان خوب نیست
فصل پاییز است و فصل برگ‌ریزان بهار
در غیاب بوی گل، حال گلستان خوب نیست
سخت آلوده است در فصل زمین، آب و هوا
از تب آلودگی، محصول باران خوب نیست
صورِ اسرافیل جنگ است این که می‌آید به گوش
گشته حال و روز این دنیا پریشان، خوب نیست
عصر دَجّال است و مولانای بیدل، بی‌چراغ!
شب‌چراغ معرفت کو؟ حال عرفان خوب نیست
عصر دَجّال است و عصر خولی و ابن‌زیاد
حال و روز بوذر و مقداد و سلمان، خوب نیست
می‌تراشد بار دیگر بُت بشر، از زور و زر
بر خدای خویش انسان، کرده عصیان، خوب نیست
و اما بعد:
با تمام این مصائب، عاشقم بر زندگی
تا شقایق هست، ناشکری مسلمان! خوب نیست
صبح نزدیک است، شکی نیست، فردا روشن است
شِکوه از چرخ  فلک، ای حضرت جان! خوب نیست
صبح نزدیک است و آن سردار می‌آید ز راه
گر نباشی از ظهور او غزل‌خوان، خوب نیست
عشق پیروز است، شکی نیست، پیروز است عشق
عشق پیروز است، وقتی حال شیطان خوب نیست