برجستهترین بعد زندگی حضرت فاطمه زهرا(س)، دفاع از امامت و ولایت در برابر غصب سقیفه است؛ مأموریتی الهی چون زینب(س) در عاشورا؛ درحالیکه امام علی(ع) به صبر مأمور بود، ایشان با گریههای هدفمند، مراجعه شبانه به مهاجرین و انصار، وصیتنامه سیاسی (دفن شبانه و عدم نماز غاصبان) و خطبههای غرا (فدکیه و بستر بیماری) حقانیت ولایت را تبیین و مشروعیت ستمگران را سلب کردند. این مجاهدات، راز بقای امامت تا قیامت و سند مظلومیت ابدی ایشان است.
حجتالاسلام والمسلمین صادقی، استاد سطوح عالی قم، در مصاحبه اختصاصی با هفتهنامه «افق حوزه»،
به بررسی «برجستهترین بُعد حیات حضرت فاطمه زهرا(س)» پرداخت که مشروح آن بدین شرح میباشد:
برجستهترین بُعد حیات حضرت فاطمه زهرا(س)
با وجود دریای معارف و فضائل بیکران حضرت فاطمه زهرا(س)، اگر یک سؤال بنیادی و اساسی مطرح شود، برجستهترین و شاخصترین بعد زندگی ایشان، دفاع از امامت و ولایت است. این مأموریت، یک تدبیر الهی در سیر تاریخ اسلام محسوب میشود.
۱. تمهید الهی برای رسالت فاطمیهمانطور که خداوند با علم ازلی خود، زینب کبری(س) را برای حادثه بزرگ عاشورا تعبیه کرد تا پیامها و عبرتهای آن را به دنیا برساند؛ چراکه «نصف بقای ماندگاری عاشورا بر اساس خطبههای امام سجاد و زینب قهرمان(س)» محقق شد و به قول شاعر:
کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
سر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود...
در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه جا میماند اگر زینب نبود
و همانگونه که خداوند خدیجه کبری(س) را برای همراهی و گسترش اسلام آفرید، فاطمه(س) را نیز برای مقطع حساس پس از رحلت خلق کرد.
۲. مقام «ممتحنه» و مأموریت تاریخیحضرت زهرا(س)، ممتحنه تاریخ است. این حقیقت در زیارتنامه ایشان منعکس شده است:
«يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً...»
حضرت زهرا(س) برای این مقطع حساس تاریخی انتخاب شد تا در برابر انحراف، از ولایت دفاع کند؛ درحالیکه امیرالمؤمنین(ع) مأمور به صبر بودند.
۳. ضرورت صبر و سکوت امیرالمؤمنین(ع)امیرالمؤمنین علی(ع) به امر پروردگار و دستور پیامبر(ص)، مأمور به صبر و سکوت بودند. ایشان میدانستند که قیام مسلحانه در آن مقطع، منجر به جنگ داخلی و از بینرفتن جامعه نوپای اسلامی توسط دشمنانی چون قیصر روم میشد. در نهجالبلاغه (خطبه ۲۶) میفرمایند: «فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَيْسَ لِي مُعِينٌ إِلَّا أَهْلُ بَيْتِي، فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ... وَ صَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ الْكَظَمِ وَ عَلَى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ؛ من، نگاه كردم و ديدم (براى گرفتن حق خود و مسلمانان) يار و ياورى جز خاندانم ندارم؛ (بههمين دليل، قيام نكردم؛ چراكه) به مرگ آنان راضى نشدم و اين، در حالى بود كه چشم، بر خاشاك فرو بستم و با گلويى كه استخوان در آن گير كرده بود (جرعه تلخ حوادث را)، نوشيدم و بر نوشيدن اين جرعه- كه تلختر از حنظل بود- شكيبايى كردم.»
حضرت تدبیر کردند تا حسن و حسین(ع) به کام مرگ نروند؛ زیرا میدانستند جاهطلبی و ریاستپرستی که «آخِرُ مَا يَخْرُجُ مِنْ قُلُوبِ الصِّدِّيقِينَ حُبُّ الْجَاهِ» است؛ چنان خطری است که برای رسیدن به مقام، هیچ ابایی از ریختن خون اهلبیت پیامبر(ص) ندارند.
۴. قیام تکنفره فاطمه(س) و راز ماندگاری امامتدر شرایطی که امام مأمور به سکوت بود، حضرت زهرا(س) بهقد و قامت برخاستند و از یگانه مرد بیبدیل عالم دفاع کردند. زهرا اطهر(س) تک و تنها در برابر ظالمان و کودتاگران ایستادند. ایشان حکومت را سرنگون نکردند؛ اما تا دامنه قیامت، آبروی ستمگران و غاصبان خلافت را ریختند و از جا بلند شدند تا از ولایت و امامت دفاع کنند.
لذا، فاطمه(س) راز ماندگاری امامت است و تمام جامعه اسلامی و هزاران پیرو مکتب اهلبیت(ع) تا همیشه، وامدار مجاهدتها و مبارزات صدیقه طاهره(س) هستند.
شیوههای دفاع حضرت زهرا(س) از حریم ولایت
با پذیرش این نکته که برجستهترین بُعد زندگی حضرت زهرا(س)، دفاع از امامت و ولایت بود، اکنون این سؤال مطرح میشود که ایشان چگونه و با چه شیوههایی از ولایت دفاع کردند؟
حضرت زهرا(س)، در شرایطی که امام علی(ع) مأمور به سکوت بودند، از طریق راههای گوناگون، پیام مظلومیت و غصب حق را به گوش تاریخ رساندند و امر ولایت را احیا کردند.
۱. گریههای عاطفی و سیاسی هدفمندیکی از مؤثرترین روشهای احیای امر ولایت و افشای ظلم، گریههای سوزناک و هدفمند حضرت زهرا(س) بود. این گریهها صرفاً یک واکنش عاطفی نبود؛ بلکه یک ابزار سیاسی و اجتماعی قوی و معنادار برای جریحهدارکردن وجدان جامعه بود. گریههای ایشان در اُحد (بر سر قبر حمزه سیدالشهدا(ع)) و در بیتالاحزان (کلبهای که برای عزاداری ایشان در نظر گرفته شده بود)، شبانه و روزانه، قلبها را متوجه عمق فاجعه پس از رحلت پیامبر(ص) میکرد.
هنگامی که امسلمه (همسر پیامبر) بر حضرت فاطمه(س) وارد شد و پرسید: «كَيْفَ أَصْبَحْتِ عَنْ لَيْلَتِكِ يَا بِنْتَ رَسُولِاللَّهِ؟» (ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردی؟)، پاسخ حضرت، ماهیت کاملاً سیاسی و اعتقادی درد ایشان را بیان کرد: «أَصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَكَرَبٍ، فُقِدَ النَّبِيُّ(ص) وَظُلِمَ الْوَصِيُّ وَ[هُتِكَ] وَاللَّهِ حُجُبُهُ. أَصْبَحَتْ إِمَامَتُهُ مُقْتَصَّةً عَلَى غَيْرِ مَا شَرَعَاللَّهُ فِيالتَّنْزِيلِ وَسَنَّهَا النَّبِيُّ فِيالتَّأْوِيلِ...؛ شب را در میان اندوه و غمی عمیق صبح کردم؛ زیرا پیامبر(ص) از دست رفت و به جانشین او ظلم شد و قسم به خدا که حریم او شکسته شد. امامت او برخلاف آنچه خدا در قرآن نازل کرد و پیامبر(ص) در تأویل سنت قرار داد، مورد تصرف قرار گرفت.»
حضرت زهرا(س) در ادامه، انگیزه اصلی مخالفان را انتقامهای شخصی و کینههای کهنه معرفی کردند: «...وَلَكِنَّهَا أَحْقَادٌ بَدْرِيَّةٌ وَتِرَاتٌ أُحُدِيَّةٌ كَانَتْ عَلَيْهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُكْتَمِنَةً...؛ (المناقب، جلد۲، ص۲۰۵)؛ بلکه اینها کینههای بدر و انتقامهای اُحد است که در سینههای نفاق، پنهان شده بود.)
حضرت زهرا(س) با این سخنان، گریههای خود را از یک رویداد شخصی خارج کرده و آن را به یک فریاد سیاسی و تبیینگرانه تبدیل کردند؛ فریادی که ریشههای کودتای سقیفه را در همان کینههای قدیمی که در جنگهای صدر اسلام، علی(ع) پدران و عزیزانشان را به هلاکت رسانده بود، معرفی نمودند.
در تکمیل بحث شیوههای دفاع حضرت زهرا(س) از ولایت، به دو راهبرد عملی و سیاسی دیگر ایشان میپردازیم که تأثیر عمیقی بر افکار عمومی و مشروعیت غاصبان داشت.
۲. مراجعه شبانه به خانههای مهاجرین و انصاریکی از راهبردهای مهم و روشنگرانه حضرت زهرا(س)، مراجعه شبانه به خانههای بزرگان مهاجر و انصار بود. این کار در دورهای بسیار حساس و حیاتی انجام شد. روایت است که امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهراو حسنین(ع) بهمدت چهلشب متوالی، سوار بر مرکب، به در خانههای مهاجرین و انصار میرفتند تا حجت را بر آنان تمام کرده و آنان را بهیاری ولیّ حق دعوت کنند. با وجود واقعه غدیرخم که تنها ۷۰ روز قبل از وفات پیامبر(ص) رخ داده بود و جمعیت عظیمی (حدود ۷۰ تا ۲۰۰ هزار نفر) شاهد آن بودند، تنها تعداد معدودی (گفته شده حدود هفت نفر) بر عهد خود ثابتقدم ماندند. این مراجعه شبانه برای بیدارکردن وجدانهای خفته و یادآوری پیمان غدیر بود.
در مراجعه به خانه انسبن مالک (خادم دهساله پیامبر)، حضرت زهرا(س) از او خواستند تا به واقعه غدیر و نصب امام علی(ع) شهادت دهد. انسبن مالک با بهانه «فراموشی»، از شهادت سرباز زد و گفت: «شما زودتر تذکر میدادید... بیعت خلیفه بر گردن من است.» حضرت زهرا(س) او را نفرین کردند و فرمودند: «امیدوارم خدا تو را به مرضی مبتلا کند که درمان نشود.» بهدلیل این نفرین حق، انسبن مالک به بیماری برص (پیسی) دچار شد و تا پایان عمر مورد عبرت مردم بود. این اقدام حضرت، عواقب ترک یاری ولیّخدا را بهصورت عملی به مردم نشان داد و بر عواقب سکوت در برابر حق تأکید کرد.
۳. وصیتنامه سیاسی و تدفین شبانهاوج مبارزات و استمرار استراتژی دفاع از ولایت، در وصیتنامه سیاسی- اجتماعی حضرت زهرا(س) تجلی یافت؛ وصیتنامهای که پشتوانه مشروعیت غاصبان خلافت را در هم شکست.
حضرت زهرا(س) در این وصیتنامه، بهوضوح اعلام کردند: «أُوصِيكَ أَنْ لا يَشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِي مِنْ هَؤُلاءِ الَّذِينَ ظَلَمُونِي وَأَخَذُوا حَقِّي فَإِنَّهُمْ عَدُوِّي وَعَدُوُّ رَسُولِاللَّهِ وَلا تَتْرُكْ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَلا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ؛ تو را وصیت میکنم که هیچیک از کسانی که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسولخدا(ص) هستند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد.»
«وَادْفِنِّي فِي اللَّيْلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُيُونُ وَنَامَتِ الْأَبْصَارُ؛ (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۰۹) مرا شب هنگام دفن کن، آن هنگامی که چشمها آرام گرفته و دیدهها به خواب فرو رفته باشند.»
تأثیر سیاسی وصیّت
این وصیت، عملاً کمر غاصبان و کودتاگران سقیفه را شکست و پیام زیر را بهوضوح به جامعه و تاریخ مخابره کرد:
1. عدم رضایت تا لحظه مرگ: دفن شبانه، نشان داد که حضرت زهرا(س) تا لحظه آخر، از خلفای وقت راضی نیستند و آنان را بهرسمیت نمیشناسند.
2. سلب مشروعیت: با محرومکردن غاصبان و پیروانشان از شرکت در تشییع و نماز، عملاً مشروعیت دینی و اجتماعی آنان را در دیدگاه شیعیان و حقطلبان سلب کردند.
3. تبدیل قبر به سند مظلومیت: مزار پنهان ایشان، تا ابد به یک سند مظلومیت تبدیل شد که هرگز به حاکمان وقت اجازه نداد تا با حضور در تشییع، خود را دوستدار و همراه اهلبیت(ع) معرفی کنند.
بدین ترتیب، حضرت زهرا(س) با شجاعت و تدبیری بینظیر، فریضه الهی دفاع از امامت را به انجام رساندند.
یکی از قدرتمندترین و ماندگارترین روشهای حضرت زهرا(س) برای دفاع از امامت و ولایت، خطبههای غرّا و آتشین ایشان بود. این خطبهها، بُعدی سیاسی، تبیینی و جهادی به مبارزات ایشان بخشید و حقایق سقیفه را برای تاریخ روشن ساخت.
خطبههای تبیینی حضرت زهرا(س)
حضرت صدیقه طاهره(س) حداقل دو خطبه مهم ایراد کردند:
1. خطبه در جمع زنان انصار (در بستر شهادت)خطبهای که در جمع زنان مهاجر و انصار که برای عیادت آمده بودند، ایراد شد. این خطبه، چکیده و آتشینترین بیان مظلومیت و انحراف امت است. حضرت در شرایطی که استخوان پهلویشان شکسته، دستشان ورم کرده و مصیبت سقط جنین (محسن) را تحمل میکردند، ذرهای از درد شخصی خود نگفتند؛ بلکه تماماً از حق مولا علی(ع) دفاع کردند.
ایشان در این خطبه، امت را مورد ملامت قرار دادند و انحراف را تشریح کردند:
انزجار از جامعه بیوفا: «أَصْبَحْتُ وَاللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْيَاكُنَّ، قَالِيَةً لِرِجَالِكُنَّ... فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَاللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ...؛ بهخدا سوگند، از دنیای شما سیر شدهام؛ از مردان شما کراهت دارم و آنها را دور انداختهام پس از آنکه آزمودمشان. زشت باد کندی شما؛ شکستگی شمشیرهایتان، سستی نیزههایتان و تباهی رأیتان.
خسارت بزرگ (غصب ولایت): «وَيْلَهُمْ أَنَّی زَحْزَحُوهَا عَنْ رَوَاسِي الرِّسَالَةِ وَقَوَاعِدِ النُّبُوَّةِ وَالدَّلالَةِ وَمَهْبِطِ الرُّوحِ الْأَمِينِ... أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ؛ وای بر ایشان، جانشینی پیامبر(ص) را از جایگاهش کندند و از پایگاه رسالت دورش کردند؛ از کوههای بلند و استوار خاندان پیامبر... همانا این زیانی آشکار است.»
الف) علت دشمنی با علی(ع)حضرت زهرا(س) دلیل اصلی کنار گذاشتن علی(ع) را نه نقص در مدیریت، بلکه عدالت و قدرت او در راه خدا معرفی کردند: «وَمَا الَّذِي نَقَمُوا مِنْ أَبِيالْحَسَنِ؟ نَقَمُوا مِنْهُ وَاللَّهِ نَكِيرَ سَيْفِهِ وَقِلَّةَ مُبَالاتِهِ بِحَتْفِهِ وَشِدَّةَ وَطْأَتِهِ وَنَكَالَ وَقْعَتِهِ وَتَنَمُّرَهُ فِي ذَاتِ اللَّهِ؛ مگر چه ایرادی به ابوالحسن داشتند؟ آری، خوش نداشتند از علی: برندگی شمشیرش، بیاعتناییاش به مرگ، سختکوبیدن دشمنان و سختگیریاش در راه خدا.»
ب) هشدار به آینده تاریکایشان آینده امت را پیشبینی کردند و به آنان هشدار دادند که این کار آبستن فتنه است: «تَاللَّهِ لَقَدْ لَقَّحُوهَا فَلَنْتَظِرُوا نَتَاجَهَا... وَ سَتَجِدُونَ غِبَّهَا إِذَا اسْتُحْصَلَ الْجَمْعُ مِمَّا زَرَعْتُمْ...؛ بهخدا سوگند، این کار شما آبستن فتنه و فساد شد؛ کمی صبر کنید تا نتیجه دهد... بهزودی عواقب آن را خواهید دید؛ هنگامی که کشتِ خود را درو میکنید.»
این خطبهها نهتنها یک مبارزه سیاسی و اعتقادی بود، بلکه یک سند تاریخی برای شناساندن غاصبان و تثبیت حقانیت ولایت برای نسلهای آینده شد.
زندگی حضرت فاطمه زهرا(س)، خلاصهای از کمال انسانی و تجلی ابعاد متعالی اسلام است.
آخرین و مهمترین شیوه دفاع حضرت زهرا(س) که دارای بیشترین بُرد تاریخی و تبیینی بود، ایراد خطبه غرّا در مسجد پیامبر(ص) است.
2. خطبه فدکیه (معجزه بلاغت و منشور دفاع از ولایت)این خطبه در مسجدالنبی(ص) و در حضور مهاجرین و انصار ایراد شد و به فصیحترین شکل، غصب خلافت و فدک را بهعنوان دو روی یکسکه (غصب حق سیاسی و اقتصادی) تبیین کرد. خطبه غرّای حضرت فاطمه زهرا(س) که بهاشتباه آن را «خطبه فدکیه» میخوانند، یک شاهکار الهی و انسانی است که عظمت آن، فراتر از مطالبه بازپسگیری یک مزرعه (فدک) است. این خطبه در حقیقت، در دفاع از مزرعه اسلام و یگانه مرد بیبدیل عالم، یعنی علیبن ابیطالب(ع)، ایراد شد و همسنگ با خطبههای امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه است. این کلام، یک معجزه تاریخی در فصاحت و بلاغت محسوب میشود که نیازمند موشکافیهای عمیق در دانشگاهها و حوزههای علمیه است.
الف) بُعد ملکوتی خطبه و علم لَدُنیحضرت زهرا(س)، دختری هجدهساله که هرگز از مدینه بیرون نرفته بود، در این خطبه بهدلیل اتصال به سرچشمه زلال [وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا] (کهف، ۶۵)، معارفی را مطرح کردند که نشان از علم لَدُنی ایشان داشت و رسالت خطبه را ورای مرزهای مادی، در پیوند نبوت و امامت تعریف کرد.
همانگونه که شاعر در وصف مقام ایشان میگوید:
فخر زنان فـاطمۀ اطهـری
پیکِ خدا را چه نکو دختری...
آنچـه تو را بیش ستایم باز
بـرتـر و بـالاتـر و والاتـری
مرز تو مُلک ملکوت خداست
کی به هوای فدک خیبری؟!
ب) محتوای جهانی و محورهای معرفتی خطبه حضرت فاطمه(س)خطبه غرّای حضرت فاطمه زهرا(س)، فراتر از یک دادخواهی اقتصادی، یک منشور معرفتی و سیاسی است که عمق علم لَدُنی ایشان را آشکار میسازد. این خطبه شامل تبیین مبانی جهانبینی اسلامی در عالیترین سطح است:
۱. توحید و فلسفه آفرینش
حمد و ثنای پروردگار: شامل تحلیل تکوین جهان و خلقت کائنات.
۲. نبوت، تاریخ و فلسفه احکام
• تبیین فلسفه بعثت: تبیین جامع فلسفه و هدف بعثت پیامبران(ع) (نبوت عامه و خاصه).
• تبیین فلسفه احکام: تبیین حکمت تشریع احکام الهی؛ مانند: نماز برای دوری از کبر، روزه برای اخلاص و...
۳. تبیین وضعیت جاهلیت وگمراهی امتهای پیش از اسلام
در ادامه تبیین رسالت پیامبر(ص)، حضرت زهرا(س)بهطور دقیق، وضعیت گمراهی امتهای پیش از اسلام را توصیف میکنند تا ضرورت بعثت آشکار شود.
«فَرَأَى الْاُمَمَ فِرَقاً فِی اَدْیانِها، عُکَّفاً عَلی نیرانِها، عابِدَةً لِاَوْثانِها... فَاَنارَاللَّهُ بِاَبی مُحَمَّدٍ... ظُلَمَها وَکَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها...؛ ایشان [پیامبر(ص)] امتها را دید که در آیینهای مختلفاند، معتکف بر آتشهای افروخته [اشاره به ساسانیان و مجوس] و پرستنده بتهای تراشیده شدهاند... پس خداوند بهوسیله پدرم محمد(ص)، تاریکیها را روشن ساخت و مشکلات قلبها را برطرف نمود.» این عبارات، نشاندهنده درک عمیق حضرت از رسالت جهانی پیامبر(ص) و تغییرات اساسی است که ایشان در حوزه دین، اندیشه و تاریخ ایجاد کردند.
ج) اتصال نبوت به امامت، بیتالقصیده خطبه فدکیههنر اصلی و بیتالقصیده خطبه فدکیه، وصلکردن نبوت به امامت و دفاع جانانه از یگانه مدافع اسلام، یعنی امیرالمؤمنین(ع) است. ایشان شجاعت، فداکاری و سابقه علی(ع) را در مقابل تزلزل و فرار مخاطبان قرار دادند:
«کُلَّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللَّهُ... قَذَفَ اَخاهُ فی لَهَواتِها، فَلا یَنْکَفِیءُ حَتَّى یَطَأَ جِناحَها بِأَخْمَصِهِ وَیَخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَیْفِهِ...؛ هرگاه آتش جنگی برافروختند یا شاخ شیطانی سر برآورد، پیامبر برادرش (علی) را در کام آن افکند و او تا زمانی که سر آن را به زمین نمیکوفت و آتش آن را خاموش نمیکرد، باز نمیگشت...»
«وَاَنْتُمَ فی رَفاهِیَّةٍ مِنَ الْعَیْشِ وادِعُونَ فاکِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ وَتَنْکُصُونَ عِنْدَالنِّزالِ وَتَفِرُّونَ مِنَ الْقِتالِ؛ و این در هنگامی بود که شما در آسایش زندگی میکردید، در امنیت به سر میبردید و در انتظار این بودید که ناراحتیها ما را در برگیرد و هنگام کارزار عقبگرد میکردید و بههنگام نبرد فرار مینمودید.»
خسارات سقیفه به جهان اسلام و بشریت
حضرت زهرا(س) با این خطبه، زنگ خطر را درباره خساراتی که سقیفه بنیساعده به جهان اسلام و بشریت وارد کرد، به صدا درآوردند. این خسارات شامل:
1. خسارت عقیدتی و فرهنگی(محرومشدن بشریت از علوم و معارف امیرالمؤمنین و اولاد طاهرینشان(ع))؛
2. خسارت سیاسی(استبداد بنیامیه (۸۰ سال) و بنیعباس (۵۰۰ سال) که باعث تغییر و دگرگونی دین پیامبر شد)؛
3. خسارت تاریخی(بهقول حجتالاسلام نیر تبریزی:
کان که طرح بیعت شوری فکند
خود همان جا طرح عاشورا فکند
چرخ در یثرب رهـا کـرد از کمان
تیـر کانـدر نینوا شد بر نشـان).
سقیفه ریشه واقعه کربلا بود و درواقع گلوی علیاصغر(ع) را سقیفه بنیساعده پاره پاره کرد، نه حرمله.
در نهایت باید گفت، حضرت زهرا(س) با این مبارزات جانانه که سرانجام به شهادت ایشان انجامید، توانستند خط امامت را حفظ کنند. تمام مفاهیم و ارزشهایی چون عدل، آزادی، انصاف، صبر، گذشت و احسان که در جامعه اسلامی وجود دارد، رهاورد مبارزات صدیقه طاهره(س) و خون پاک ایشان است.
هویت و کرامت زن در اسلام، با محوریت شخصیت حضرت زهرا(س)، نهتنها زن را از ذلت جاهلیت خارج کرد، بلکه ایشان را به الگوی کامل (اسوه حسنه) در تمام ابعاد عبادی، علمی، اخلاقی، اقتصادی و بهویژه سیاسی- جهادی تبدیل کرد که والاترین افتخار او، دفاع از ولایت و فداشدن در این راه بود.
تهیه و تنظیم: حمیدکرمی