printlogo


printlogo


شمه‌ای از عدالت علوی


  تعریف عدالت اجتماعی
علامه شهید مرتضی مطهری(ره)، می‌نویسد: عدالت در مفهوم وسیعش، عبارت است از: دادن حق صاحبان استحقاق، بدون هیچ تبعیضی به آنها. اگر حق هیچ صاحب حقی ادا نشود، برخلاف عدالت است؛ همچنان که اگر تبعیض باشد و حق بعضی داده شود و حق بعضی دیگر داده نشود، باز برخلاف عدالت است. عدالت از این منظر، ملازم با مساوات است؛ یعنی به همه به چشم مساوی نگریستن و تبعیض قائل‌نشدن. لازمه این‌گونه مساوات، عدالت است؛ یعنی اینکه به هر کسی طبق استحقاقش داده شود؛ اگر زیاد استحقاق دارد، زیاد داده شود و اگر کم استحقاق دارد، کم داده شود و در این جهت تبعیضی صورت نگیرد.
بنابراین، عدالت اجتماعی درواقع، ارزشی است که با رعایت آن، هرکس در جامعه به حق شایسته خویش می‌رسد.

  عدالت در سیره علوی
​​​​​​​
مقدمه
عدالت از رسالت‌های اصلی تمام پیامبران الهی و از آرمان‌های همه انسان‌ها در طول حیاتشان است. عدالت از جمله اموری است که خوبی آن به‌وسیله عقل، قابل تشخیص است و اجرای آن تابع شرط و مصلحت نیست و خود بالاترین مصلحت‌هاست؛ به‌همین علت است که عدالت، دوست و دشمن و مؤمن و کافر نمی‌شناسد و همه را به یک چشم می‌نگرد. اینجاست که خداوند در قرآن می‌فرماید: [لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی؛ مبادا دشمنی با قومی شما را وادارد که عدالت نورزید؛ به عدالت رفتار کنید که به تقوا نزدیک‌تر است.]
عدالت، محوری‌ترین، استوارترین، بنیادی‌ترین و شامل‌ترین مسأله سیاست و حکومت علوی است. نام مقدس امام علی(ع)، آن‌چنان با عدالت در آمیخته است که عدالت را تداعی می‌کند. عدالت، همواره سرمشقی مهم در زندگی امیرمؤمنان(ع) بود و اولین مظلوم عالم، در راه اجرای عدالت و گسترش قسط، شهد شهادت نوشید.
تأمل در کلام حضرت علی(ع)، جایگاه عدالت را بیش از پیش در اذهان روشن خواهد کرد. فردی، از آن‌جناب پرسید: «أَیُّهُمَا أَفْضَلُ؟ اَلْعَدْلُ اَوْ الجُودُ؟؛ آیا عدالت، [شریف‌تر و] بالاتر است یا بخشندگی؟»
درواقع، پرسشگر از دو صفت والای انسانی پرسیده است که تنها در انسان‌های متعالی وجود دارد. بشر، همواره از ستم، گریزان بوده و احسان به دیگران را در حق خویش، تحسین کرده و ستوده است. پاسخ پرسش بالا شاید در وهله اول، خیلی آسان به نظر برسد. جود و بخشندگی از عدالت بالاتر است؛ زیرا عدالت، رعایت حقوق دیگران و تجاوزنکردن به حدود و حقوق آنهاست؛ اما جود، این است که آدمی با دست خود، حقوق مسلم خود را نثار غیر می‌کند. فردی که با عدالت رفتار می‌کند، به حقوق دیگران تجاوز نمی‌نماید و یا حافظ حقوق دیگران است؛ اما آنکه جود می‌کند، فداکاری می‌کند و حق مسلم خود را به دیگری واگذار می‌کند؛ پس جود بالاتر است؛ ولی علی(ع)، به دو دلیل می‌فرماید که عدل از جود بالاتر است؛ نخست اینکه: «الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَالْجُودُ یُخْرِجُهَا عَنْ جِهَتِهَا؛ عدل، امور [و جریان‌ها] را در مسیر [و مجرای طبیعی] خود قرار می‌دهد؛ اما جود، آنها را از مجرای [طبیعی] خود خارج می‌سازد.»
دیگر اینکه می‌فرماید: «الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَالْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ؛ عدالت، قانونی است عام [که همه اجتماع را در برمی‌گیرد]؛ اما بخشش، یک حالت عارضی و خاص است» که اگر جنبه قانونی و عمومی پیدا کند و کلیت یابد، دیگر جود نیست.
حضرت، آنگاه نتیجه می‌گیرد: فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَأَفْضَلُهُمَا؛ پس از میان آن دو (عدالت و جود)، عدالت، اشرف و افضل است.
آن اصلی که می‌تواند تعادل اجتماع را حفظ کند و به پیکر اجتماع، سلامت و به روح اجتماع، آرامش بدهد، عدالت است.

  عدالت اجتماعی در گفتار امیرمؤمنان(ع)
امیرمؤمنان علی(ع)، حکومت را برای تحقق عدالت پذیرفت و آن را جز در این مسیر نمی‌خواست؛ فرمود: «لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَمَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَنْ لَا یَقِرُّوا عَلَی کِظَّةِ ظَالِمٍ وَلَا سَغَبِ مَظْلُومٍ، لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَی غَارِبِهَا وَلَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا؛ اگر حضور [فراوان] بیعت‌کنندگان نبود و یاران، حجت را بر من تمام نمی‌کردند و اگر خداوند، از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم‌بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته [رهایش می‌کردم] و آخر خلافت را به کاسه اوّل آن سیراب می‌ساختم.»
آن‌حضرت، نقش عدالت را چنین بیان فرموده: «جَعَلَ‌اللهُ سُبْحَانَهُ اَلْعَدْلَ قِوَاماً لِلْأَنَامِ وَتَنْزِیهاً مِنَ الْمَظَالِم وَالْآثَامِ وَتَسْنِیَةً لِلْإِسْلاَمِ؛ خدای سبحان، عدالت را مایه برپایی انسان‌ها [و ستون زندگانی آنها] و سبب پاکی از ستمکاری‌ها و گناهان و روشنی چراغ اسلام قرار داده است.» و نیز فرموده: «بِالْعَدْلِ تَصْلَحُ الرَّعِیَّه؛ با عدالت، رعیّت اصلاح می‌شوند.»
درواقع، جامعه‌ای که عدالت در آن برپا نیست، فاقد حیات انسانی و زندگانی معنوی است و دیانتی که در آن، اهتمام به برقراری عدالت نیست، مایه گمراهی است و حکومتی که عدالت، هدف آن نیست و در راه برقراری عدالتی همه‌جانبه و فراگیر گام نمی‌زند، در مسیر هلاکت است؛ زیرا اصلاح دین و دنیای مردمان، به‌وسیله عدالت، ممکن است.
در فرمایشات امام علی(ع)، چنین وارد شده: «اَلْعَدْلُ حَیَاه؛ عدالت زندگی است.»
«اَلْعَدْلُ حَیَاه الْاَحْکَامِ؛ عدالت، حیات احکام [دین] است.»
«عَدْلُ السُّلْطَانِ حَیَاةُ الرَّعِیَّةِ وَصَلاَحُ الْبَرِیَّةِ؛ عدالت زمامدار، حیات مردمان و مایه صلاح [احوال] خلق است.»
امیرمؤمنان(ع)، در راه تحقق این هدف والا، همه سختی‌ها و مخالفت‌ها را به جان خرید و در همین راه به شهادت رسید که درباره‌اش گفته‌اند: «قُتِلَ فِی مِحْرَابِهِ، لِشِدَّه عَدْلِهِ؛ او در محراب عبادت خویش به‌سبب شدت عدالتش کشته شد.»
در ادامه، بخش‌هایی از کلام مولای متقیان(ع) را- که روشنگر ابعاد مختلف مهمترین رکن عدالت (عدالت اجتماعی) است- بیان می‌کنیم.
الف) رعایت انصاف با بندگان خدا
حضرت علی(ع)، در فرمان خود به مالک اشتر چنین فرمود: « نَصِفِ اللَّهَ وَأَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَمِنْ خَاصَّةِ أَهْلِکَ وَمَنْ لَکَ فِیهِ هَوًی مِنْ رَعِیَّتِکَ فَإِنَّکَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَمَنْ ظَلَمَ عِبَادَاللَّهِ کَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَمَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ وَکَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّی یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ وَلَیْسَ شَیْ ءٌ أَدْعَی إِلَی تَغْیِیرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَتَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَی ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِینَ وَهُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَاد؛ِ نسبت به خداوند و نسبت به مردم از جانب خود و از جانب افراد خاص خاندانت و از جانب رعایایی که به آنها علاقه‌مندی، انصاف به خرج ده! که اگر چنین نکنی، ستم کرده‌ای! و کسی که به بندگان خدا ستم کند، خداوند پیش از بندگان، دشمن او خواهد بود و کسی که خداوند، دشمن او باشد، دلیلش را باطل می‌سازد و با او به جنگ می‌پردازد تا دست از ظلم بردارد یا توبه کند؛ هیچ چیز در تغییر نعمت‌های خدا و تعجیل انتقام و کیفرش، از اصرار بر ستم، سریع‌تر [و زودرس‌تر] نیست؛ چراکه خداوند، دعا و خواسته مظلومان را می‌شنود و در کمین ستمگران است.
ب) ظلم نکردن به مردم
امام علی(ع)، به استاندار فارس فرمود: «اسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَاحْذَرِ الْعَسْفَ وَالْحَیْفَ فَإِنَّ الْعَسْفَ یَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَالْحَیْفَ یَدْعُو إِلَی السَّیْف؛ عدالت را پیشه کن و از تعدی و ظلم [به مردم] دوری گزین؛ زیرا [تجاوز و] تعدی، سبب فرار و دوری [مردم] از تو خواهد شد و ستم، سبب [قیام مردم و] توسل به شمشیر [علیه تو] می‌شود.»
ج) توجه به نیازمندان
خدایی که مردم را آفریده، رزق و روزی همه آنها و هر موجود زنده دیگر را به عهده گرفته و می‌فرماید: «وَما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللَّهِ رِزْقُه»؛ هیچ جنبده‌ای در زمین نیست، جز آنکه رزق و روزی‌اش بر خداوند است.» این روزی، در دل هستی نهفته؛ پس بر هر انسان، لازم است، روزی و سهم خود را از این گنج‌های الهی، به دست آورد؛ اما فردی که موقعیتی از نظر جسمی و اجتماعی برای او فراهم نیست که بتواند کار کند و نتواند سهم و روزی خود را به‌طور مستقیم از گنج‌های طبیعت به دست آورد، آیا باید حق او از بین برود و زندگی توأم با محرومیت داشته باشد و یا اینکه از شدت گرسنگی، جان بسپارد؟ خیر... زیرا خداوند منّان بر توانمندان بر کار و دارندگان ثروت‌های هستی، واجب کرده که آن ناتوان مستمند و عاجز را در به دست‌آوردن روزی و انجام کار کمک کنند. خداوند مهربان، در این‌باره می‌فرماید: [وَالَّذِینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ، لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ کسانی که در [اموال و] ثروتشان، حقی معیّن جهت [تأمین] درخواست‌کنندگان و محرومان قرار داده شده است.]
 پس اگر ثروتمندان از کمک و تأمین معیشت مستمندان و نیازمندان، سر باز زنند، خداوند متعال، به این، راضی نخواهد شد و شریعت عدالت خیز اسلام، آن را نمی‌پسندد.
امیرمؤمنان(ع)، در این باره می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ، فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ وَاللَّهُ تَعَالَی، سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِک؛ خداوند سبحان، غذا [و نیاز] فقیران را در اموال ثروتمندان معین کرده است. پس هیچ فقیری گرسنه نیست، مگر آنکه ثروتمندی از آن استفاده کرده باشد و خداوند متعال در این باره از آنها خواهد پرسید.»
امام(ع)، در نامه‌ای به « قثم‌بن عباس » فرماندار خود در مکه چنین نوشت: «وَانْظُرْ إِلَی مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ مِنْ مَالِ‌اللَّهِ فَاصْرِفْهُ إِلَی مَنْ قِبَلَکَ مِنْ ذِی‌الْعِیَالِ وَالْمَجَاعَةِ مُصِیباً بِهِ مَوَاضِعَ الْفَاقِه وَالْخَلَّات؛ نظری افکن به مال‌الله که نزد تو جمع شده است و آن را به مصرف عیال‌مندان و گرسنگان اطرافت برسان؛ به‌طوری که به دست فقرا و نیامندان برسد.»
آن‌حضرت در فرمان خود به مالک اشتر نیز چنین می‌فرماید: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَی مِنَ الَّذِینَ لَا حِیلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاکِینِ وَالْمُحْتَاجِینَ وَأَهْلِ الْبُؤْسِ وَالْزَمْنَی؛ خدا را! خدا را! درباره طبقه پایین [رعایت کن]. آنها که راه چاره ندارند؛ یعنی مستمندان، نیازمندان، کسانی که دچار سختی شده‌اند و از کارافتادگان.»
د) برابری فرصتها
یکی از مهم‌ترین مسائل در عدالت اجتماعی، برابرکردن فرصت‌ها برای همه است؛ به‌طوری که فرصت استفاده از امتیازات مالی و اقتصادی جامعه به دست گروه مشخصی قرار نگیرد که بر اساس رابطه با دستگاه حکومت و نزدیکی به شخص حاکم بالا آمده‌اند.
امام(ع)، در این‌باره موضعی سرسختانه اتخاذ کرد و به مجرّد دستیابی به خلافت، فرمود: تمام امتیازات و اموال ناحق را از نزدیکان، دوستان و اقوام خلیفه سابق، خواهد گرفت: «وَاللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَمُلِکَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ عَلَی مُسْتَحِقِّیهِ فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً وَمَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَقُ؛ به‌خدا سوگند! آنچه [بیهوده] از بیت‌المال در کابین زنان قرار داده‌اند و یا به‌واسطه آن کنیزانی را مالک شده‌اند، اگر بیابم، به مستحق آن برمی‌گردانم؛ زیرا عدالت، گشایش می‌آورد و آن‌کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ظلم و ستم بر او گران‌تر خواهد بود.»
امام علی(ع) در آغاز زمامداری خود، تمام فرمانداران سابق را از کار برکنار کرد که در بین آنها معاویه، والی نیرومند شام بود. همچنین در مقابل خواسته‌های نامشروع طلحه و زبیر برای به دست‌ آوردن مقام در حکومت، به‌خاطر بی‌کفایتی آنها برای احراز این پست‌ها، سرسختانه ایستادگی نمود. حضرت، در سیاست، مساوات را اجرا کرد و در توزیع اموال میان مردم با اینکه آنها از نظر فضیلت یکسان و در یک سطح نبودند، فرقی نگذارد و هنگامی که در این باره گلایه کردند، فرمود: «أَتَأْمُرُونِّی أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیْهِ وَاللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِیرٌ وَمَا أَمَّ نَجْمٌ فِی السَّمَاءِ نَجْماً لَوْ کَانَ الْمَالُ لِی لَسَوَّیْتُ بَیْنَهُمْ فَکَیْفَ وَإِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّه؛ آیا به من دستور می‌دهید که برای پیروزی خود، از جور و ستم، در حق کسانی که بر آنها حکومت می‌کنم، استمداد جویم؟! به‌خدا سوگند تا عمر من باقی[و شب و روز برقرار] و ستارگان آسمان در پی هم طلوع و غروب می‌کنند، هرگز به چنین کاری دست نمی‌زنم. اگر اموال از خودم بود، به‌طور مساوی در میان آنها تقسیم می‌کردم تا چه رسد به اینکه این اموال، اموال خدا [و متعلق به بیت‌المال] است.
آن امام همام، حتی در برابر خواسته‌های نادرست برادر خویش، عقیل‌بن ابی‌طالب، ایستادگی کرد. او نزد آن حضرت آمد تا از بیت‌المال مقدار زیادتری طلب کند؛ اما مولا(ع)، درخواست برادر خود را رد کرد. علی(ع) این ماجرا را چنین تشریح فرمود:
به‌خدا سوگند! عقیل، برادرم را دیدم که به‌شدت فقیر شده بود و از من می‌خواست که یک مَن از گندم‌های شما را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی موهای‌شان ژولیده و رنگ‌شان بر اثر فقر دگرگون شده، گویا صورتشان با نیل رنگ شده بود. عقیل اصرار و چند بار خواسته خود را تکرار کرد. من به او گوش فرا دادم. خیال کرد، دینم را به او می‌فروشم و به دل‌خواه او قدم برمی‌دارم و از راه و رسم خویش دست می‌کشم (اما من برای بیداری و هشداری‌اش) آهنی را در آتش گداختم. سپس آن را به بدنش نزدیک ساختم تا با حرارت آن، عبرت گیرد. ناله‌ای سرداد، همچون بیمارانی که از شدت درد می‌نالند و چیزی نمانده بود که از حرارت آن بسوزد؛ به او گفتم: هان ‌ای عقیل! زنان سوگمند در سوگ تو بگریند. از آهن تفتیده‌ای ناله می‌کنی که انسانی آن را به‌صورت بازیچه سرخ کرده؛ اما مرا به سوی آتشی می‌کشانی که خداوند جبّار آن را با شعله خشم و غضبش برافروخته است. تو از این رنج می‌نالی و من از آتش سوزان نالان نشوم؟
فرصت برابر یعنی همین که فرد در اجرای عدالت، بین خود و خانواده و آشنا و غریبه فرقی نگذارد.
هـ) اجرای قانون برای همه
نباید قانون، فقط برای مستضعفان، اجرا شود؛ ولی صاحبان مقام و ثروت، در مقابل آن مصونیت داشته باشند. امام علی(ع) با این شیوه از ظلم و ستم قاطعانه مبارزه کرد و در این‌باره فرمود: «الذَّلِیلُ عِنْدِی عَزِیزٌ حَتَّی آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَالْقَوِیُّ عِنْدِی ضَعِیفٌ حَتَّی آخُذَ الْحَقَّ مِنْه؛ [ستمدیدگانی که در نظرها] ذلیل و پست [هستند]، از نظر من عزیز و محترم‌اند تا حقشان را بگیرم و نیرومندان [ستمگر] در نظر من حقیرند تا حق [دیگران] را از آنها بستانم.
در آن هنگام که یک افسر و یا درجه‌دار ارتش، از مقام خویش که او را در مقابل قانون مصون می‌داشت، سوء استفاده و مردم را تهدید می‌کرد، حضرت، این مصونیت، سوء استفاده و تهدید را حتی در کوچک‌ترین موارد از میان برداشت و در این باره، نامه‌ای به اهالی مسیر حرکت ارتش و سپاه نوشت و فرستاد: «أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی قَدْ سَیَّرْتُ جُنُوداً هِیَ مَارَّةٌ بِکُمْ إِنْ‌شَاءَاللَّهُ وَقَدْ أَوْصَیْتُهُمْ بِمَا یَجِبُ لِلَّهِ عَلَیْهِمْ مِنْ کَفِّ الْأَذَی وَصَرْفِ الشَّذَا وَأَنَا أَبْرَأُ إِلَیْکُمْ وَإِلَی ذِمَّتِکُمْ مِنْ مَعَرَّةِ الْجَیْشِ إِلَّا مِنْ جَوْعَةِ الْمُضْطَرِّ لَا یَجِدُ عَنْهَا مَذْهَباً إِلَی شِبَعِهِ فَنَکِّلُوا مَنْ تَنَاوَلَ مِنْهُمْ شَیْئاً ظُلْماً عَنْ ظُلْمِهِمْ وَکُفُّوا أَیْدِیَ سُفَهَائِکُمْ عَنْ مُضَارَّتِهِمْ وَالتَّعَرُّضِ لَهُمْ فِیمَا اسْتَثْنَیْنَاهُ مِنْهُمْ وَأَنَا بَیْنَ أَظْهُرِ الْجَیْشِ فَارْفَعُوا إِلَیَّ مَظَالِمَکُمْ وَمَا عَرَاکُمْ مِمَّا یَغْلِبُکُمْ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَا لَا تُطِیقُونَ دَفْعَهُ إِلَّا بِاللَّهِ وَبِی فَأَنَا أُغَیِّرُهُ بِمَعُونَةِ اللَّهِ إِنْ‌شَاءَاللَّه؛ اما بعد! من سپاهیانی [را برای نبرد] فرستادم که با خواست خدا از [آبادی‌های] شما می‌گذرند و آنها را به آنچه خداوند بر آنها واجب کرده، توصیه کرده‌ام. [به آنان گفته‌ام که] از آزار مردم و ایجاد ناراحتی‌ها و مشکلات خودداری کنند و من [بدین وسیله] در برابر شما و کسانی که در پناه شما هستند، از مشکلاتی که سپاهیان به وجود می‌آورند، از خود رفع مسئولیت می‌کنم (که آنها حق رساندن هیچ‌گونه زیان را به کسی ندارند)، جز اینکه آنها سخت گرسنه شوند و راهی برای سیرکردن خود نیابند.
بنابراین، اگر کسی از آنها، چیزی را از روی ستم از افراد گرفت [وظیفه دارید] او را در برابر عملش کیفر کنید. [و به شما نیز توصیه می‌کنم که] جلوی زیان‌های بی‌خردان منطقه خود را نسبت به سپاهیان بگیرید و جز در آن موارد که استثنا کردم، متعرض آنان نشوید. من خود، پشت سپاه در حرکتم؛ شکایات خود را پیش من آورید. در آن مواردی که آنها بر شما چیره شده‌اند و شما قدرت دفع آن را جز با کمک خداوند و من ندارید، به من مراجعه کنید که من به کمک خداوند، آن را تغییر می‌دهم.» بدین‌سان، امام بزرگوار(ع)، در مقابل انحراف و تجاوز به قانون، برای حفظ و عظمت آن، حدی قائل می‌شود و آن را صیانت می‌بخشد.
و) تجاوزنکردن به حقوق دیگران
هر فردی در جامعه، کرامت و حقوقی دارد و تجاوز به کرامت، آزادی و حقوق افراد جامعه، شکلی از انواع ظلم به حساب می‌آید. خداوند متعال، ظالم را به این دلیل مجازات خواهد کرد و رنج این مجازات به مراتب بدتر از درد ظلمی است که به مظلوم رسیده؛ حضرت علی(ع) در این‌باره می‌فرماید: «یَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَی الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَوْمِ الظَّالِمِ عَلَی الْمَظْلُوم؛ روز [انتقام] مظلوم از ظالم، شدیدتر از روز [ستم‌کردن] ظالم بر مظلوم است.»
چقدر زشت و ناپسند است که فقرا و مستضعفان، قربانی ظلمی باشند که نتوانند در برابر آن مقاومت و از حقوق خویش دفاع کنند.
امام(ع) می‌فرماید: «ظُلْمُ الضَّعِیفِ أَفْحَشُ الظُّلْمِ؛ ستم بر ناتوان، بدترین ستم است.»
و نیز می‌فرماید: «وَیْلٌ لِمَنْ خَصِمَهُ الْفُقَرَاءُ وَالْمَسَاکِینُ؛ بدا به حال آنکه فقرا و مساکین، خصم او باشند.» حکّام و افراد جامعه باید در مقابل ظالم بایستند و او را بر سر جای خود بنشانند و حقوق مظلومان را از دست او بگیرند. حضرت، در این باره می‌فرماید: «لَأُنْصِفَنَّ الْمَظْلُومَ مِنْ ظَالِمِه؛ [به خدا سوگند!] داد مظلوم را از ظالم می‌گیرم.»
و نیز می‌فرماید: «لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لَا یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِع؛ ملتی که در آن حق ضعیف از زورمند با صراحت گرفته نشود، هرگز پاک و پاکیزه نمی‌شود.»

  عدالت اجتماعی در سیره علوی(ع)
مهمترین برنامه‌های امام علی(ع) برای اجرای عدالت اجتماعی را می‌توان به شرح ذیل دانست:
الف) رئوس کلی اجرای عدالت
1. پایبندی به حقوق؛
2. توسعه آزادی‌های سازنده؛
3. مهربانی و دوستی با مردم؛
4. ارتباط مستقیم با مردم؛
5. تاب آوردن در دشواریهای مردم؛
6. دوری از خشم؛
7. پرهیز از پی‌جویی عیب‌ها؛
8. آشکارساختن عذرها برای دفع بدگمانی؛
9. کمک به ستمدیدگان؛
10. بنیادنهادن صندوق شکایت‌ها؛
11. بازرسی برای برچیدن ستم لشکریان؛
12. کوشش برای اتحاد جامعه اسلامی؛
13. اهتمام به خشنودسازی مردم؛
14. توسعه آموزش و پرورش و تعلیم همگانی؛
15. بازداشتن مردم از برهم‌زدن سنت‌های پسندیده و ستیز با سنت‌های ناپسند.
ب) تعیین دستگاه قضاوت برای احقاق حق مردم (در بخش قضایی)
از عهد خلافت عثمان که کارها به دست بنی‌امیه افتاده بود، دستگاه دادرسی ضعیف شد و تبعیض، خویش‌پرستی، برتری‌جویی و قومیت عرب دوباره احیا گردید. وقتی امیرمؤمنان، علی(ع) به خلافت رسید، اعاده قدرت قوانین اسلامی و کوتاه‌کردن دست قاضیان نادرست و بازگرداندن اموال مغصوبه بیت‌المال را وجهه همت خود قرار داد. حضرت، از همان روز اول زمامداری اعلام داشت که عدالت مطلق بین همه شهروندان کشور اسلامی اعم از قرشی و غیرقرشی و عرب و عجم و سیاه و سفید و مسلم و ذمی، برنامه کار خلافت ایشان است و با دقت اجرا خواهد شد.
امام علی(ع) راه نجات مسلمانان و عظمت اسلام را در تعمیم عدالت و اصلاح محاکم و بنیانگذاری «نظام دادرسی» می‌دانست.
آن جناب، آیین دادرسی را در اسلام به وجود آورد و محکمه قضا را نظم و سر و صورت داد و ضوابط و اصولی برای آن وضع کرد که همه بی‌سابقه بود. در عهد حضرت، برای نخستین‌بار، قوانین محاکمات مدون شد و یک‌نواختی در محاکم اسلام به وجود آمد؛ زیرا بعضی خلفای گذشته نوشتن احکام و جمع احادیث را اجازه نمی‌دادند. همچنین در عهد علی(ع)، اصول محاکمات به‌صورت علمی رواج یافت. برای مثال، آن‌حضرت بود که مقرر فرمود برای احتراز از تبانی، باید شهود از یکدیگر جدا و برای ادای شهادت تک تک نزد قاضی حاضر شوند. آرائی که امام علی(ع) صادر کرده، از بس ماهرانه و عادلانه است تا به امروز زبان‌زد قضات و راهنمای ایشان است.
قضایای علی(ع)» یعنی حکمهایی که آن حضرت صادر فرموده است، نام کتابهایی است که فقهای مذاهب مختلف جمع آوری کرده اند.
اقدام اساسی دیگر حضرت علی(ع)، برای اصلاح محاکم، آموزش قضات و امتحان ایشان بود. حافظ ابونعیم اصفهانی روایت کرده است که آن حضرت، قضات را در کوفه جمع آورد و آنان را آزمود و به افرادی اجازه دادرسی داد که به پرسش‌های آن حضرت، پاسخ درست دادند. این اقدام در آن زمان که هر قاضی بنا بر استنباط و درک شخصی از کتاب و سنت به صدور رأی می‌پرداخت، مکمل اصلاح دستگاه عدالت در عهد امیرمؤمنان(ع) بود.
برای حصول اطمینان از حسن جریان عدالت، امام علی(ع) همان گونه که شخصاً به امور شهری، قیمتها، ترازوها و پیمانه فروشندگان غلات، کار قصابان، بقالان، خرمافروشان و پارچه فروشان و. . . رسیدگی، و محاکم کوفه را نیز به خصوص زیر نظر داشت و کار دادرسان را شخصاً بازرسی می‌فرمود.
طبقه بندی مشاغل از ابتکارات آن حضرت است و آن جناب، در آن طبقه بندی، شغل دادرسی را از مشاغل اساسی شمرده و در دستور جامع خود به مالک اشتر، صفات قاضی لایق و با ایمان و وظایف او را به صورتی بیان داشته است که تا امروز در مترقی ترین جوامع بشری، سرمشق دستگاه‌های عدالت است. امام(ع)، در آن دستور چنین فرموده:
برای داوری بین مردم، کسی را انتخاب کن که شخصاً او را از سایر مسلمانان برتر می‌دانی. کسی که امور پیچیده و دشوار، او را در تنگنا نگذارد و دادخواهان و اصحاب دعوا، وی را به لجاجت نکشانند و دچار اشتباه و لغزش نکنند. کسی که چون حق را باز شناخت، از بازگشت به آن دلتنگ نشود و نفس او به طمع نگراید و به اندیشه کوتاه و بررسی مختصر، قناعت نکند و هنگام پیدا شدن شبهه، بیش از دیگران حوصله کند و فکر به کار برد و بیش از سایر مردم، اهل استدلال و حجت باشد و هنگام مراجعه دادخواهان، دلتنگ نشود و در پژوهش مسائل، شکیبایی بیشتری به خرج دهد و در وقت صدور حکم، قاطعیت داشته باشد. باید قاضی را از بین کسانی برگزینی که تعریف و ستایش بسیار، آنها را به خودپسندی نکشاند و مغرور و فریفته نسازد و تحت تأثیر قرار ندهد.
البته چنین اشخاصی اندک‌اند. وقتی چنین قاضی را پیدا کردی، باید شخصاً کار او را زیر نظر بگیری و از او حمایت کنی. باید با دستی گشاده به او عطا بخشی تا هیچ کمبود و بهانه‌ای نداشته باشد و نیازش به دیگران اندک شود. باید نزد خود چنان منزلت و مقامی به او بدهی که سایر خواص و نزدیکان تو در او طمع نکنند و او را تحت تأثیر قرار ندهند و در پرتو این تقرب، از کارشکنی سایر رجال دولت ایمن شود. در کار استقرار عدالت و اصلاح حال قضات، به دقت نظر کن و درست بیندیش؛ زیرا این دین، در دست اشرار اسیر بوده، که در آن، به هوای نفس خود کار می‌کرده اند و آن را وسیله دنیاجویی خود ساخته بودند.
ج. برنامه اصلاحی کامل درباره بیتالمال (در بخش اقتصادی)
پس از آنکه هدف علی(ع)، در به دست گرفتن حکومت و اساس برنامه حکومت حضرت را دانستیم و دریافتیم که آن بزرگمرد، تنها حرف نمی‌زند، بلکه به گفته هایش عمل می‌کند، اکنون به بررسی برنامه اصلاحی کامل آن جناب، می‌پردازیم که درباره بیت‌المال اجرا کرد.
در گفتار و نوشتارهای امام علی(ع)، درباره بیت‌المال، یک سلسله برنامه‌های کلی به چشم می‌خورد که می‌توان همه آنها را به هفت موضوع ذیل، خلاصه کرد:
1. کوشش در آباد کردن زمینها و گسترش تولیدات اقتصادی و حفاظت جدی از آنها؛
2. چگونگی گردآوری و نگهداری بیت‌المال؛
3. شرایط کسانی که بیت‌المال تحت نظر آنها اداره می‌شود؛
4. مصارف بیت‌المال؛
5. تقسیم بیت‌المال به طور مساوی و جلوگیری از تبعیضات؛
6. دقت در حفظ بیت‌المال و هشدار به کسانی که بیت‌المال در اختیار آنها است؛
7. کیفر جنایتکاران به بیت‌المال.
یکی از شئون حکومت و وظایف خطیر رهبر، پاسداری از اموال عمومی و بیت‌المال است؛ زیرا خیانت به بیت‌المال علاوه بر عواقب شوم معنوی آن، باعث درهم شکستن نظام حکومت و عدالت اجتماعی و به وجود آمدن هرج و مرج و تبعیضات ضد بشری و اختلافات طبقاتی می‌شود؛ از این روست که رهبران الهی در انجام این وظیفه و مسئولیت بزرگ، سخت کوشا و جدی بوده اند.
پس از آنکه حضرت، در روز دوم خلافتش بر بالای منبر رفت و آن خطبه را ذکر فرمود (که در بالا به آن اشاره شد)، فردای آن روز، مردم، طبق دستور امام(ع)، بر گرفتن سهم خود، حاضر شدند. علی(ع)، به خزانه دارش عبیدالله بن ابی رافع فرمود: « از مهاجران آغاز کن و آنان را به حضور بطلب و به هر یک سه دینار بده. سپس انصار را به حضور بطلب و به آنان نیز هر یک سه دینار بده. پس از آنها هر یک از مردم که حاضر شدند، چه سرخ پوست باشند یا سیاه پوست، به همین مقدار بده.»
سهل بن حنیف که به غلام سابقش همین مبلغ داده شده بود، به اعتراض برخاست و گفت: «این شخص، دیروز غلام من بود و امروز او را آزاد کرده ام. به او برابر من، سهم می‌دهی؟» علی(ع) فرمود: «هر چه به او دادیم به تو نیز می‌دهیم.
امیرالمؤمنین(ع)، به همه افراد سه دینار داد؛ بی آنکه بین آنها فرقی بگذارد. افرادی چون: طلحه، زبیر، عبدالله عمر، سعید بن عاص، مروان، عده‌ای از قریش و. . . با این روش مخالفت کردند و دنبال آن را گرفتند؛ آنها که به سبب موقعیت مصنوعی خود، از عثمان، چندین برابر بیش تر از دیگران می‌گرفتند، از این تقسیم عادلانه به خشم آمدند. سپس با هم به خلوت نشستند و ساز مخالفت را نواختند. زمزمه این مخالفت‌های ناحق، به گوش آن امام همام(ع)، رسید. آن بزرگمرد الهی، در پاسخ آنها و کسانی که چنین می‌اندیشیدند، فرمود: به خدا سوگند! اگر بخشیده‌های عثمان را بیابم؛ حتی در جایی که با آن همسرانی گرفته‌اند (و آن را کابین همسران قرار داده اند) و یا کنیزانی خریده باشند، به صاحبشان بر می‌گردانم؛ زیرا در عدالت گشایشی است. هر کسی که عدالت او را به تنگ آورد، ستم بر او تنگ‌تر خواهد بود.
امام(ع)، با این بیان، در حقیقت به قانون «از کجا آورده ای» که امروز از آن دفاع می‌شود، اشاره می‌کند، تا در پرتو آن، جلو تجاوز و حیف و میل در بیت‌المال گرفته شود.
د. سختگیری بر کارگزاران (در بخش اداری)
امیر مؤمنان(ع)، در برابر فرماندارانی که از راه راست تخلف می‌کردند، سختگیری بسیار و در بعضی مواقع، آنها را از سمت خود برکنار می‌کرد؛ برای نمونه:
1. از موارد قاطعیت علی(ع)، دربارة کارگزاران، نامه‌ای است که به زیاد بن ابیه نوشته: « به خدا سوگند یاد می‌کنم، سوگندی راستین، که اگر به من خبر رسد که در ثروت مسلمانان خیانت کرده ای، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت بگیرم که مالت بسیار اندک شود، و بارِ هزینه عیال بر دوشت سنگینی کند و خوار و پریشانْ حال شوی. والسلام.
2. همچنین وارد شده است که وقتی امام علی(ع) خیانت ابن هَرمَه، مأمور بازار اهواز را دریافت، به رفاعه چنین نوشت: « هنگامی که نامه ام را خواندی، ابن هرمه را از بازار برکنار کن و او را به خاطر [حقوق] مردم از کار، باز دار و سپس زندانی و خبر آن را اعلان عمومی کن و به کارگزارانت بنویس و نظرم را به آنان ابلاغ کن. درباره ابن هرمه، غفلت یا کوتاهی نکنی که نزد خداوند، هلاک شوی و من هم تو را به بدترین شیوه برکنار خواهم کرد که از این کار، تو را به خدا پناه می‌دهم. هنگامی که جمعه شد، او را از زندان بیرون بیاور و 35 تازیانه بر او بزن و در بازارها بچرخان. اگر کسی از او شکایت کرد و شاهد آورد، او را سوگند ده و از درآمد ابن هرمه، آن را پرداخت کن. فرمان بده تا او را با خواری و زشتی و فریاد کشیدن بر سرش، به زندان ببرند. با طنابی پاهایش را ببند و وقت نماز او را بیرون آور. اگر کسی برایش غذا، آشامیدنی، لباس و زیراندازی آورد، مانع مشو. مگذار کسی بر او وارد شود تا به او چاره‌ای تلقین کند یا وی را به آزادی امیدوار سازد. اگر برایت روشن شد که کسی مطلبی را به او القا کرده که به مسلمانی زیان می‌رساند، او را با تازیانه تأدیب و زندانی کن تا توبه کند. شبها زندانیان را برای هواخوری به حیاط زندان بیاور؛ جز ابن هرمه را؛ مگر آنکه ترس از تلف شدنش باشد که او را نیز شب‌ها آزاد بگذار. اگر در او طاقت و توان دیدی، پس از سی روز، 35 تازیانه دیگر، افزون بر 35 تازیانه قبلی بر او بزن. برای من گزارش کارت را در بازار بنویس و اینکه چه کسی را پس از آن خائن برگزیدی. حقوق ابن هرمه خائن را هم قطع کن.
3. علی(ع)، اشعث بن قیس را احضار کرد. وی از سوی عثمان، فرماندار آذربایجان بود و صد هزار درهم به دست آورد. برخی گویند که عثمان آن را به وی بخشید و برخی دیگر گویند که آن را در کارش به دست آورد. امام علی(ع) فرمان داد که آن را آماده سازد؛ ولی وی سرباز زد و گفت: «ای امیرمؤمنان! این ثروت را در دوران حکومت تو به دست نیاورده ام »؛ امام(ع)، فرمود: «به خدا سوگند! اگر آن را در بیت‌المال مسلمانان حاضر نسازی، این شمشیر را چنان بر تو فرود آورم که هر چه خواست، از تو باز ستانَد »؛ پس اشعث، اموال را آورد و حضرت، آنها را از او گرفت و در بیت‌المال قرار داد. این جستجو و پیگیری را برای کارگزاران عثمان انجام داد و هر چه از ثروت در دستشان بود، باز ستاند و در آنچه از میان برده بودند، آنها را ضامن کرد.
4. گماشتن دیده بان برای کارگزاران از دیگر کارهایی بود که علی(ع)، برای عدالت پیشگی فرمانداران خود انجام می‌داد. این کار را برای آن می‌کرد که فرمانداران، عدالت را بهتر برای مردم اجرا، و حق آنها را پایمال نکنند. امام علی(ع) در عهدنامه اش به مالک اشتر نوشت: آن گاه در امر کارگزارانت بنگر و آنان را با آزمودن، به کار گیر. . . و رفتار آنان را وارسی کن. دیده بانانی صداقت پیشه و وفادار به سویشان گسیل دار؛ چرا که وارسی پنهانی، آنان را به امانتداری و ملایمت با شهروندان وا می‌دارد؛ اگر یکی از آنها دست به خیانتی زد و گزارش دیده بانان تو آن را تأیید کرد، به این گواه، بسنده کن و کیفر او را با تنبیه بدنی، بدو برسان و آنچه را به دست آورده است، از او بستان. پس او را خوار بدار و خیانتکار شمار و طوق بدنامی را در گردنش بیاویز.

  وظیفه ما در برابر بیعدالتی
با عنایت به سیره و کلام امیر مؤمنان(ع)، آیا در برابر بی‌عدالتی در جامعه وظیفه‌ای داریم؟ آری، وظایفی داریم و نخستین و کم ترین وظیفه ما، احساس همدردی با مظلوم است.
آن حضرت، در این باره می‌فرماید: «وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کَانَ یَدْخُلُ عَلَی الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَی الْمُعَاهِدَةِ فَیَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلُبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ... فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً؛ به من خبر رسیده که یکی از آنان (اهل شام) به خانه زن مسلمان و زن غیر مسلمانی وارد شده که جان و مالش در پناه اسلام محفوظ بوده و خلخال، دستبند، گردن بند و گوشواره‌های آنها را از تنشان بیرون آورده است؛ در حالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته اند. . . اگر مسلمانی برای این حادثه، از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است. »
وظیفه دیگر ما، قرار گرفتن در کنار مظلوم، علیه ظالم در حدّ توان است. امام(ع) در آخرین وصیتش به امام حسن و امام حسین(ع) فرمود: «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنا؛ دشمن [سرسخت] ظالم، و یاور [و همکار] مظلوم باشید.»
جامعه‌ای که عدالت در آن برپا نیست، فاقد حیات انسانی و زندگانی معنوی است و دیانتی که در آن اهتمام به برقراری عدالت نیست، مایه گمراهی است و حکومتی که عدالت، هدف آن نیست و در راه برقراری عدالتی همه جانبه و فراگیر گام نمی‌زند، در مسیر هلاکت است؛ زیرا اصلاح دین و دنیای مردمان به وسیله عدالت، ممکن است.
همچنین وظیفه داریم طبق فرمایش امیر مؤمنان(ع)، برای تحقق عدالت اجتماعی و مبارزه با ستم، کوشش کنیم؛ چنان که حضرت(ع) می‌فرماید: «وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَی کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ؛ خداوند پیمانی از علما و دانشمندان [هر جامعه] گرفته است که در برابر شکمخواری ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان، سکوت نکنند.
پيامبر اکرم (ص) می‌فرمايند:
«هر کس از علی جدا شود، از من جدا گشته و هر کس از من جدا شود، از خداوند عزوجل جدا گشته است».