اسلام زن و مرد را در بعد الهی و انسانی کاملاً برابر میداند؛ ملاک برتری، تنها ایمان و عمل صالح است نه جنسیت. قرآن در آیاتی همچون آیه ۹۷ نحل و بهویژه آیه ۳۵ احزاب، این برابری معنوی را با صراحت اعلام میکند. زن مسلمان از استقلال کامل علمی و اقتصادی برخوردار است و تفاوتهای تکلیفی، ناشی از حکمت الهی و تفاوتهای طبیعی است نه نقص کرامت. حضرت زهرا(س) بهعنوان اسوه حسنه برای تمام بشریت، تجلی کامل عبودیت، ایثار، انفاق، کرامات الهی و تربیت فاطمی است که فرزندانش مسیر تاریخ را دگرگون ساختند.
حجتالاسلام والمسلمین صادقی، استاد سطوح عالی قم، در مصاحبه اختصاصی با هفتهنامه «افق حوزه»، به بررسی «هویت و کرامت زن در اسلام» پرداخت که مشروح آن بدین شرح میباشد:
در ادامه بحث هویت و کرامت زن در اسلام، به نکته سوم میپردازیم که موضوع آن برابری کامل زن و مرد در ابعاد وجودی و مسیر تکامل الهی است.
دانشمندان، انسان را دارای سه بُعد اصلی میدانند:
1. بعد الهی و انسانی: مسیر قرب به خدا، معنویت، ایمان و تکامل روح؛
2. بعد فرهنگی و علمی: کسب دانش، تربیت و ارتقای فکری؛
3. بعد معیشتی و اقتصادی: کسب و کار، اقتصاد و تأمین زندگی.
در جهانبینی و ایدئولوژی اسلام، زن و مرد در بُعد اول، یعنی بعد الهی و انسانی، کاملاً برابر و یکسان هستند.
خطابات قرآن کریم نه خطاب به جنسیت، بلکه خطاب به انسانیت است. پیمودن مسیر قرب الیالله و کمال، بدون هیچ تفاوتی بر روی هر دو جنس باز است. در این مسیر، زن و مرد کاملاً مساوی و برابرند.
قرآن کریم در آیه شریفه تأکید میکند:
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (نحل، ۹۷)؛ هر کس از مرد و زن کار نیکی بهشرط ایمان به خدا بجای آرد، ما او را به زندگانی خوش و با سعادت زنده ابد میگردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که میکردند به آنان عطا میکنیم.»
در این زمینه حداقل دو آیه دیگر با همین مضمون در قرآن وجود دارد. این آیات تصریح میکنند که ملاک برتری، ایمان و عمل صالح است، نه جنسیت.
تجلی برابری در سوره احزاب
در سوره احزاب، آیه ۳۵، خداوند متعال در یازده خصلت ممتاز اخلاقی و عبادی، زن و مرد را در کنار یکدیگر میآورد و پاداش یکسانی برای آنها تعیین میکند:
[إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا] (سوره احزاب، آیه ۳۵).
این آیه، یازده صفت (از مسلمبودن تا ذاکر بودن) را برای مردان و زنان بهصورت زوجی و متساوی بیان میکند و در پایان، وعده مغفرت و پاداشی بزرگ را برای همه آنها تأکید میکند. این نهایت برابری در ارزشهای معنوی است.
نمونه تاریخی: اکرام پیامبر(ص) به شیما (سعدیه)
این دیدگاه الهی درباره کرامت زن، در عمل و سیره پیامبر(ص) نیز آشکار بود. پیامبر اکرم(ص) تا سن پنج سالگی در صحرا و نزد قبیله بنیسعد بزرگ شدند. خواهر رضاعی ایشان، شیما (شّیماء) سعدیه که کمی از آنحضرت بزرگتر بود، پیامبر را در کودکی نوازش میکرد و با خواندن اشعاری بلند و با محتوا، برای آینده درخشان ایشان دعا میکرد:
يَا رَبَّنَا أَبْقِ لَنَا مُحَمَّداً
حَتَّى أَرَاهُ يَافِعاً وَأَمْرَدَا
ثُمَّ أَرَاهُ سَيِّداً مُسَوَّدَا
وَاكْبِتْ أَعَادِيَهُ مَعاً وَالْحُسَّدَا
وَأَعْطِهِ عِزّاً يَدُومُ أَبَدَا
(خدایا محمد را برای ما باقی بدار تا روزگار جوانیاش را ببینم... و او را سرور و سیّد عالَم ببینم... و دشمنانش را منکوب فرما و به او عزتی ابدی عطا کن.)
ابن عبدالبر در این خصوص میگوید: «مَا أَحْسَنَ دُعَائَهَا وَأَحْسَنَ إِجَابَتَهَا» (چه دعای زیبایی بود و چه اجابت زیبایی داشت).
پس از هجرت و در جنگ حُنین (سال هشتم هجری)، شیما در میان اسیران قبیله هوازن به اسارت درآمد. وقتی او خود را خواهر رضاعی پیامبر(ص) معرفی کرد و نشانهای از دوران کودکی بیان کرد: رسولخدا(ص) برخاستند و با روی باز او را پذیرفتند. ردای خود را پهن کردند و او را بر آن نشاندند (درحالیکه برادرش در مقابل نشسته بود). از چشمان مبارک پیامبر(ص) اشک جاری شد.
پیامبر به او فرمود: «إن أحببت فأقيمي عندي مكرمة محببة وإن أحببت أن ترجعي إِلَى قومك أوصلتك» (اگر دوست داری نزد ما بمان که گرامی و محبوب خواهی بود و اگر بخواهی به قوم خود برگردی، تو را میرسانم).
هنگامی که شیما بازگشت به قوم خود را انتخاب کرد، پیامبر(ص) به او سه غلام، یک کنیز و تعدادی شتر و گوسفند بخشیدند.
وقتی اصحاب از اکرام شدید پیامبر(ص) نسبت به خواهر رضاعی تعجب کردند، حضرت فرمودند: «إِنَّهَا كَانَتْ أَبَرَّ بِوَالِدَيْهِ» (این زن، نسبت به پدر و مادرش نیکوکارترین بود).
این روایت تاریخی، نهایت احترام و حقوق والایی را که اسلام برای زن قائل شده است، نمایش میدهد؛ حقوقی که ۱۴ قرن پیش وضع شده و در بسیاری از جوامع امروزی اروپا نیز در آن زمان سابقه نداشت.
زن در اسلام ( برابری در علم، اقتصاد و عبودیت)
در تکمیل بخش «هویت و کرامت زن در اسلام»، به بررسی برابری زن و مرد در ابعاد علمی، فرهنگی و اقتصادی میپردازیم و سپس وارد ابعاد سیره حضرت زهرا(س) میشویم.
برابری در ابعاد علمی و اقتصادیالف) بُعد علمی و فرهنگیدر منطق اسلام، زن مسلمان همانند مرد مسلمان، حق تحصیل دارد و میتواند به بالاترین مقامات علمی دست یابد. در تاریخ اسلام، زنان دانشمند، محدثه (راوی حدیث) و حتی در عصر ما، بانوانی به درجه رفیع اجتهاد رسیدهاند. مسیر دانش و معرفت برای هر دو جنس کاملاً باز است.
ب) بُعد معیشتی و اقتصادیزن مسلمان مالک کامل دستاوردهای زندگی و دسترنج خود است و از نظر اقتصادی، استقلال کامل دارد. هیچ کس حق مزاحمت در مالکیت او را ندارد.
ج) تفاوت در مسئولیتها (نه کرامت)اگر در برخی احکام جزئی، مانند عدم مسئولیت قضاوت یا تفاوت در شهادت (دو زن برابر یک مرد)، تفاوتی دیده میشود، این امر نه به دلیل نقص در کرامت ذاتی، بلکه بر اساس تفاوتهای جسمانی و روانی موجود میان زن و مرد و همچنین بهمنظور برداشتن بار مسئولیت و رسالت از دوش بانوان است؛ مسئولیتهایی که اسلام آن را بر عهده مردان گذاشته است.
زهرای اطهر(س)؛ اسوه کامل انسانی
تپس از تبیین کرامت زن در اسلام، به شخصیت و سیره حضرت زهرا(س) باز میگردیم. اولین و مهمترین ویژگی حضرت زهرا(س)، مقام اسوه و الگوبودن ایشان است.
قرآن کریم برای تربیت و هدایت بشر، الگوهای عملی (اسوه) معرفی میکند؛ مانند حضرت ابراهیم(ع) و شخص رسولخدا(ص). حضرت زهرا(س) نیز برای همه بشریت، الگوی کامل هستند.
فاطمه(س) اسوه امام عصر(عج)
شامخترین دلیل بر اسوهبودن ایشان، حدیثی است که از مولای عالم وجود، امام مهدی(عج) نقل شده است: «إِنَّ لِي فِي ابْنَةِ رَسُولِاللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ (الغیبه، طوسی، ص ۲۸۶) دختر رسولخدا (فاطمه(س)) برای من سرمشقی نیکو است.» این عبارت یعنی حضرت زهرا(س)، نه فقط اسوه زنان، بلکه الگوی کامل بشریت، از جمله خود امام عصر(عج) در قیام جهانی و حکومت جهانیشان هستند. زهرا(س)، اگرچه زن بود، اما مردانه ایستاد و برای احقاق حق امیرالمؤمنین(ع) قیام کرد.
عبودیت و بندگی مطلق؛ معیار افتخار
نخستین بُعد از ابعاد سیره حضرت زهرا(س)، عبودیت و بندگی کامل خداست. ما در اسلام چیزی بهنام «حُریت مطلق» (آزادی بیقید و شرط) نداریم. کلمه کلیدی در منظومه فکری اسلام عبودیت است: [وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ] (ذاریات، ۵۶) این عبودیت، از هزاران آزادی بالاتر و برتر است. اگر در اسلام آزادیهای مشروع (حُریت) وجود دارد، این آزادیها در چارچوب عبودیت گنجانده شده است و مصداقی از آن بهشمار میآید. عبودیت پروردگار، بالاترین افتخار برای بشر و هدف خلقت است. امام علی(ع) در نامه خود به امام حسن مجتبی(ع)، به همین نکته اشاره کردهاند:
«وَأَكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ... وَلَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَقَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً؛ (نهجالبلاغة، نامه ۳۱) نفس خود را از هر فرومايگى گرامى دار... و بنده دیگری مباش، درحالیکه خداوندت آزاد آفريده است.»
منظور از این آزادی، همان آزادبودن از بندگی غیرخدا و قرارگرفتن در بندگی مطلق حق است؛ زیرا بندگی خدا، عین آزادی از تمام قیدهای دنیاست:
بندگی کن تا که سلطانت کنند
تن رها کن تا همه جانت کنند
اوج عبودیت فاطمه(س)
روایت است که هیچکس در میان امت بهاندازه فاطمه(س) اهل عبادت نبود: «مَا كَانَ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ أَعْبَدَ مِنْ فَاطِمَةَ(س) كَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَتَوَرَّمَ قَدَمَاهَا؛ (مناقب، ج ۳، ص ۳۴۱) در این امت، عابدتر از فاطمه نبود. او آنقدر به نماز میایستاد که پاهای نازنینش ورم میکرد.»
این نشان میدهد که تمام مفاهیم و ارزشهای انسانی، در مفهوم عبادت و بندگی مطلق پروردگار خلاصه میشود. همچنین، عفت، حجاب و عفاف فاطمه(س) از مصادیق مهم این عبودیت است.
احسان، انفاق و کرامات صدیقه طاهره(س)۱. ایثار در شب زفاف؛ بخشیدن لباس عروسیحضرت فاطمه(س) توجه ویژهای به صدقهدادن به فقرا و نیازمندان داشتند و هرگز سائلی را دستخالی از در خانهشان باز نمیگرداندند. بارزترین نمونه ایثار ایشان، بخشش لباس عروسی در شب زفاف است.
نقل شده است: پیامبر اکرم(ص) یک دست پیراهن نو به دخترشان داده بودند تا در شب عروسی بپوشد. هنگامی که مرکب عروس رهسپار خانه حضرت علی(ع) بود، زن فقیری در راه، اظهار احتیاج نمود. حضرت فاطمه(س) که در آن زمان دو پیراهن داشتند (یکی کهنه و دیگری نو)، با الهام از آیه شریفه: [لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ؛ هرگز به نیکی دست نمییابید و از نیکان نمیشوید، مگر اینکه از آنچه دوست میدارید، انفاق کنید]، بیدرنگ پیراهن نو و لباس عروسی خود را از تن درآورده و به آن زن فقیر بخشیدند. (الوقایع والحوادث، ملبوبی، ج۴، ص۱۸۶)
حضرت با این عمل، دیگری را بر خود مقدم داشت (ایثار) و با همان لباس معمولی به خانه شوهر رفت. این فداکاری و ایثار، سندی جاودانه در تاریخ کرامت انسانی است که نشان میدهد، برای اولیای الهی، تعهد به مبانی دینی حتی در حساسترین لحظات زندگی (شب عروسی)، مقدم بر جلوههای دنیوی است.
2. روایت قطیفه و مائده آسمانی این روایت تاریخی که در کتاب «سعدالسعود للنفوس منضود» اثر سیدبن طاووس(ره) نقل شده، دو بعد ایثار امیرالمؤمنین(ع) و کرامت حضرت زهرا(س) را به تصویر میکشد:
پادشاه حبشه (نجاشی) هدیهای گرانبها شامل یک قطیفه (پارچه) که با تار و پود طلا بافته شده بود، برای رسولخدا(ص) فرستاد. آنحضرت پس از نماز صبح، رو به مردم فرمودند: «لَأُعْطِيَهَا رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُاللَّهُ وَرَسُولُهُ؛ این قطیفه را به کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند.» اصحاب پیامبر(ص) گردن کشیدند؛ اما پیامبر(ص) سراغ امیرالمؤمنین(ع) را گرفتند: «أَيْنَ عَلِي؟؛ علی کجاست؟» جناب عماریاسر بهسرعت رفت و خبر داد. پس از حضور علی(ع)، پیامبر(ص) قطیفه را به ایشان دادند و فرمودند: «أَنْتَ لَهَا؛ تو سزاوار آن هستی.»
ایثار و انفاق امیرالمؤمنین(ع)
حضرت علی(ع) آن قطیفه زربافت را در کمال بیاعتنایی به دنیا انفاق کردند: «فَخَرَجَ بِهَا إِلَى سُوقِ الْمَدِينَةِ فَنَقَضَهَا سِلْكًا سِلْكًا فَقَسَمَهَا فِي الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ؛ آن را به بازار مدینه بردند تار و پودش را جدا کردند و [پول] آن را میان مهاجران و انصار تقسیم نمودند.» ایشان با دستی خالی به خانه بازگشتند: «ثُمَّ رَجَعَ إِلَى مَنْزِلِهِ وَمَا مَعَهُ مِنْهَا دِينَارٌ؛ سپس به خانهاش بازگشت و هیچ دیناری از آن نزدش نماند.» هدف ایشان این بود که تمام سود حاصل از این هدیه گرانبها، صرف فقرای مدینه، بنیهاشم و ارحام شود.
روز بعد، پیامبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «يَا أَبَا الْحَسَنِ أَخَذْتَ أَمْسَ ثَلَاثَةَ آلَافِ مِثْقَالٍ مِنْ ذَهَبٍ، فَأَنَا وَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ نَتَغَدَّى غَداً عِنْدَكَ» (ای اباالحسن! دیروز سه هزار دینار گرفتی، من و مهاجران و انصار، فردا ناهار مهمان شما خواهیم بود.). حضرت علی(ع)، درحالیکه کاملاً میدانستند خانه خالی است، با شرمندگی پاسخ دادند: «نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ» (بله، ای رسول خدا!). فردای آن روز، پیامبر(ص) با جمعی از اصحاب (حدود ۲۰ نفر) آمدند و در خانه را کوبیدند. حضرت علی(ع) از حیا و شرم عرق کرده بودند، زیرا «لَيْسَ فِي مَنْزِلِهِ قَلِيلٌ وَ لَا كَثِيرٌ» (در خانهاش هیچ چیز کم و زیادی وجود نداشت).
کرامت حضرت زهرا(س) و مائده آسمانی
حضرت علی(ع) جریان را به حضرت زهرا(س) گفتند. روایت بیان میکند که حضرت زهرا(س) پس از وضو گرفتن و اقامه دو رکعت نماز، دعا کردند و در پی آن، مائده آسمانی نازل شد. وقتی مهمانان وارد شدند، جفنهای (کاسه بزرگی) را دیدند که «مَمْلُوءَةٍ ثَرِيداً عَلَيْهَا عِرَاقٌ يَفُورُ مِنْهَا رِيحُ الْمِسْكِ الْأَذْفَرِ» (پر از ثرید [آبگوشت نانتیلیت شده] بود و بوی مشک خوشبو از آن به مشام میرسید.). کاسه آنقدر سنگین بود که امیرالمؤمنین(ع) با تمام قدرتشان، بهسختی آن را بلند کردند و حضرت فاطمه(س) ایشان را یاری کردند تا غذا را جلوی پیامبر(ص) گذاشتند. آن جمع ۲۰ نفره کاملاً سیر شدند.
پیامبر(ص) که از خالی بودن خانه خبر داشتند، نزد دخترشان رفتند و پرسیدند: «أَيْ بُنَيَّةُ أَنَّى لَكِ هَذَا؟» (دخترم! این غذا از کجا برای شما آمده است؟). حضرت زهرا(س) پاسخ دادند: «هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ» (آن از نزد خداوند است؛ به راستی که خدا به هر کس بخواهد، بیحساب روزی میدهد.). اشک پیامبر(ص) جاری شد و فرمودند: «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُخْرِجْنِي مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى رَأَيْتُ فِي ابْنَتِي مَا رَأَى زَكَرِيَّا فِي مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ» (سپاس خدایی را که مرا از دنیا نبرد تا آن کرامتی را که زکریا در مریم دختر عمران دید، در دخترم زهرای اطهر دیدم.).1 این روایت نشاندهنده اوج انفاق و احسان علی(ع) و کرامت و مقام معنوی حضرت زهرا(س) است.
همسرداری و تربیت فاطمی: اسوه مادران
در ادامه ابعاد سیره نورانی حضرت زهرا(س)، به مسئله مهم همسرداری، ادب فاطمی و نقش تربیتی ایشان میپردازیم.
۱. ادب در همسرداری و احترام به همسرحضرت زهرا(س) در طول زندگی مشترکشان با امیرالمؤمنین علی(ع)، بالاترین ادب و احترام را رعایت میکردند. از نشانههای این ادب عمیق، این بود که ایشان در تمام عمر، نام مبارک همسرشان را بر زبان جاری نکردند و ایشان را با کنیه «ابالحسن» مورد خطاب قرار میدادند. این رفتار، خود یک مکتب عملی در حوزه اخلاق خانواده و احترام متقابل است.
۲. تربیت فاطمی و میراث جهانی (شرح شعر اقبال لاهوری)مکتب تربیتی حضرت زهرا(س) موجب پرورش فرزندانی شد که هر یک، مسیر تاریخ اسلام و بشریت را تغییر دادند. اقبال لاهوری، شاعر و متفکر بزرگ مسلمان، در اشعار ماندگار خود، این عظمت را به بهترین نحو بیان میکند و مقام حضرت زهرا(س) را برتر از مریم مقدس میداند:
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نـور چشم رحمة للعالمین
آن امـام اولـین و آخـرین
آنکه جان در پیکر گیتی دمید
روزگـار تازه آئین آفـرید
بانوی آن تاجـدار «هل اتی»
مرتضی مشکل گشا شیر خدا
پادشاه و کلبه ئی ایـوان او
یک حسام و یک زره سامان او
مادر آن مرکـز پرگـار عشق
مادر آن کاروان سالار عشق
آن یکی شمع شبستان حرم
حافظ جمعیت خیرالامم
تا نشیند آتش پیکار و کین
پشت پا زد بر سر تاج و نگین
وان دگر مولای ابرار جهان
قوت بـازوی احرار جهان
در نوای زندگی سوز از حسین
اهل حق حریت آموز از حسین
سیرت فرزندها از امهات
جوهر صدق و صفا از امهات
همانطور که شاعر اشاره میکند، حضرت زهرا(س) به مراتب از مریم(س) برتر است. دلیل این برتری، تأیید خود پیامبر(ص) است که فرمودند: فاطمه(س) سیده نساء العالمین (سرور زنان عالم) است، من الاولین و الآخرین. یعنی ایشان نه تنها سرور زنان زمان خود، بلکه سرور تمام زنان از آغاز تا پایان خلقت هستند.
..............................................
پی نوشت
1. أهديت إلى رسول اللّه ص قطيفة منسوجة بالذهب أهداها له ملك الحبشة فقال رسول اللّه ص لأعطيها رجلا يحب اللّه و رسوله و يحبه اللّه و رسوله فمد أصحاب محمد رسول اللّه أعناقهم إليها فقال رسول اللّه ص أين علي قال عمار بن ياسر فلما سمعت ذلك وثبت حتّى أتيت عليا ع فأخبرته فجاء فدفع رسول اللّه القطيفة إليه فقال أنت لها فخرج بها إلى سوق المدينة فنقضها سلكا سلكا فقسمها في المهاجرين و الأنصار ثمّ رجع ع إلى منزله و ما معه منها دينار فلما كان من غد استقبله رسول اللّه ص فقال يا أبا الحسن أخذت أمس ثلاثة آلاف مثقال من ذهب فأنا و المهاجرون و الأنصار نتغدى غدا عندك فقال علي ع نعم يا رسول اللّه فلما كان الغد أقبل رسول اللّه ص في المهاجرين و الأنصار حتّى قرعوا الباب فخرج إليهم و قد عرق من الحياء لأنّه ليس في منزله قليل و لا كثير فدخل رسول اللّه ص و دخل المهاجرون و الأنصار حتّى جلسوا و دخل علي و فاطمة فإذا هم بجفنة مملوءة ثريدا عليها عراق يفور منها ريح المسك الأذفر فضرب علي ع بيده عليها فلم يقدر على حملها فعاونته فاطمة على حملها حتّى أخرجها فوضعها بين يدي رسول اللّه فدخل ص على فاطمة فقال أي بنية أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ يا أبت هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ فقال رسول اللّه و الحمد لله الذي لم يخرجني من الدنيا حتّى رأيت في ابنتي ما رأى زكريا في مريم بنت عمران فقالت فاطمة يا أبت أنا خير أم مريم فقال رسول اللّه أنت في قومك و مريم في قومها. يقول علي بن موسى بن طاوس و روي في هذا الجزء عقيب هذا الحديث حديث نزول الجفنة الإلهية من خمس طرق غير ما ذكرناه و ذكرها أيضا الزمخشري في تفسيره المسمى بالكشاف و رويناه في كتاب الطرائف من غيرهما و اعلم أن الذي وهب اللّه من المعرفة لهم به و العمل له و المباهلة و التطهير لهم أعظم من هذا الجفنة عند أهل الإنصاف» ( سعد السعود للنفوس منضود، النص، ص: 91)
تهیه و تنظیم: حمیدکرمی