*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > افق خانواده > لطیفه 


مهارت خوب حرف زدن
در راه موفقیت و بهتر شدن شرایط کار، نحوه صحبت کردن اهمیت زیادی دارد. شاید شما ایده‌ها و راهکارهای بسیار خوبی در ذهن داشته باشید اما اگر نتوانید بخوبی آنها را بیان کنید، موفق نخواهید شد.اگر نحوه حرف زدن و تعامل کلامی شما با همکاران و مدیران مناسب نباشد، حتی دلسوزی‌های شما برای رفع مشکلات مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنید به چشم نمی‌آید. این اشتباهات را در حرف زدن‌ها و تعامل‌هایتان مرتکب نشوید...
 ١٣:٢١ - 1397/02/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
راه سعادت
شُکر نعمت
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی‌ صلی الله علیه و آله و سلم: • خداوند از بنده‌اى که پس‌از خوردن لقمه‌‎اى غذا و یا آشامیدن جرعه‌اى او را سپاس مى‌گوید، خشنود مى‌گرد...
 ١٣:١٥ - 1397/02/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
چسب زخم
مرا می‌شناسی (طرحی نو برای آموزش احکام به نوجوانان)
چسب زخم
سلام! سلام! من چسب زخم هستم! دوست شما البته یک دوستِ عجیب و غریب! تو را دوست دارم؛ اما هیچ وقت دلم نمی‌خواهد با تو باشم! دوست دارم همیشه در خانه‌‍‌ی کاغذی‌ام دراز بکشم و هیچ وقت بیرون نیایم! چون وقتی که دست یا پا یا جاهای دیگر بدنت زخمی می‌شود از من استفاده می‌کنی و من هیچ وقت دوست ندارم دست و پای زخمی تو را ببینم! ولی خُب حادثه خبر نمی‌کند! داری سیب پوست می‌کَنی و کارتون تماشا می‌کُنی. یک دفعه به جای سیب، انگشتت را .... وای چه بد...
 ١٢:٣٣ - 1397/02/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
رفیق باهوش
دو نفر باهم در پارک راه می‌رفتند. اولی میگه: اگر این درخت کاج می‌توانست حرف بزنه، فکر می‌کنی به من چی می‌گفت؟ دومی میگه: بهت می‌گفت من بلوطم باهوش جان!
 ١٠:٢٣ - 1395/12/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم نقاشی: می‌توانی یک گاری بکشی؟ شاگرد: این کار من نیست، کار یک اسب است!
 ١٠:٠٠ - 1395/11/14 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم: چرا دفتر نقاشی‌ات خیس است؟ احمد: فکر می‌کنم این کوزه‌ای که کشیدم نم پس می‌دهد!
 ٠٨:٣٥ - 1395/11/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
اولی: ببخشید با حرف هایم سرشما را درد آوردم. دومی: نه اختیار دارید؛ من حواسم جای دیگر است.
 ١١:٠٣ - 1395/10/02 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
حرف زدن با نگاه اولی: می‌بینی! نگاهم داره باهات حرف می‌زنه. دومی: پس لطفاً این‌قدر پلک نزن، صدات قطع و وصل میشه!
 ١١:٢٥ - 1395/09/25 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
تنبل دانش‌آموز: آقا اجازه! من فکر می‌کنم مستحق این نمره‌ی صفر نبودم. معلم: بله منم موافقم؛ ولی ببخشید نمره‌ی کم‌تر از صفر نداریم!
 ١١:٤٠ - 1395/09/20 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه 202
٭ سؤال نیمه‌شب اولی: می‌شود یک سؤال از شما بکنم؟ دومی: نه! آخر مرد حسابی ساعت سه نصفه‌شب هم وقت سؤال پرسیدن است؟! اولی: متشکرم. می‌خواستم بدانم ساعت چند است!
 ١٢:٤٦ - 1395/06/25 - نظرات : ٠متن کامل >>
 ١٢:٢٢ - 1395/06/18 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم: نسترن، تو وقتی میری سر یخچال معمولاً چی می‌خوری؟ نسترن: خانم با اجازه شما، کتک!
 ١٣:٥٤ - 1395/06/13 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
آقای فراموش‌کار میره دکتر، میگه: آقای دکتر! من فراموشی گرفته‌ام. دکتر میگه: چند وقته این بیماری را دارید؟ فراموش‌کار میگه: کدوم بیماری؟
 ٠١:٠٨ - 1395/05/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
پسری به دوستش میگه: بیا بریم دریا. دوستش میگه: نه اگه غرق بشم، مامانم منو میکشه!
 ١١:٠٢ - 1395/05/21 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم: دلم می‌خواهد درست پنج دقیقه کلاس در سکوت کامل باشد. طوری که اگر سوزنی به زمین افتاد صدای آن ‌را بشنویم. کلاس ساکت شد. هنوز یک دقیقه نگذشته بود که احمد گفت: ....
 ١٣:١٥ - 1395/04/31 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
مردی در خانه‌ی همسایه را به‌شدت کوبید. وقتی صاحبخانه در را باز کرد، بدون مقدمه به او گفت: آقا، امروز صبح گربه‌ی شما وارد خانه‌ی ما شد و دو تا از جوجه‌های‌مان را گرفت و خورد! ....
 ١١:٢٠ - 1395/04/10 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
تعطیلی
معلم: روز قیامت، زمین به‌هم می‌ریزد، طوفان می‌شود، آب دریاها بالا می‌آید و کوه‌ها خرد می‌شوند. ...
 ١٥:٥٩ - 1395/02/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
از دخترکوچولویی می‌پرسند: می‌دانی چرا ما آدم‌ها خواب می‌بینیم؟ دختر کوچولو می‌گوید: ....
 ١١:٣٩ - 1395/02/22 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم: سعید! دو تا حیوان دوزیست نام ببر. سعید: قورباغه و برادرش!
 ١٠:٢٥ - 1395/02/14 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
٭ بچه‌ی زرنگ نیما از مدرسه آمد و مستقیم رفت توی آشپزخانه و گفت: مادر جان! من امروز 19 گرفتم. ......
 ١٠:٣٧ - 1395/02/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه‌های نوروزی
- مجید، دفترچه نوروزی‌ات رو نوشتی؟ - فقط ده صفحه‌اش مونده. - مگه چند صفحه بود؟ - یازده صفحه!
 ١٢:٥٦ - 1394/12/26 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم ورزش: «تو چه ورزشی می‌کنی؟» دانش‌‌آموز: «دوچرخه‌سواری با مانع» معلم: «این دیگر چه ورزشی است؟» ....
 ١١:٤٥ - 1394/11/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
اولی‌: ببخشید! شما روی‌ صندلی‌ من‌ نشسته‌اید! دوم‌: می‌توانی‌ حرفت‌ را ثابت‌ کنی‌؟
 ١٩:٠٧ - 1394/11/12 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
مادر: دخترم! ببین اتاقت چه‌قدر شلوغه. همه‌جا پر از عروسک و خرت و پرت و کاغذه. ....
 ١١:٠٨ - 1394/11/06 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
از آقایی می‌پرسند: از زندگی با همسرت راضی هستی؟ ....
 ١٢:١٦ - 1394/10/15 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
٭ ماهی‌گیر ماهر پدر: «چندتا ماهی گرفتی پسرم؟» پسر: «اگر این یکی را بگیرم و یکی دیگر هم بگیرم، می‌شود دوتا!» ...
 ١١:٠٢ - 1394/10/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
٭ آژانس! گدایی به مرد پولداری گفت: آقـا لطفـاً 500 تومـان بـه من بدهید تا با اتوبوس به منزل بروم. پـولـدار گـفـت: می‌بخشیـد، مـن فقـط 10هزار تومانی دارم. ...
 ١٣:٥٠ - 1394/09/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
مهمان: ببخشید یادم رفت، یک چیزی می‌خواستم بگویم. صاحبخانه که از دست مهمان خسته شده بود، گفت: حتماً می‌خواستید خداحافظی کنید! ....
 ١٣:٤٦ - 1394/07/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم: چرا مدرسه برای انسان‌های اولیه راحت‌تر بود؟ شاگرد: چون مجبور نبودند تاریخ بخوانند! ....
 ٠٩:٤٨ - 1394/06/12 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
بعضی از این مؤسسات کمک آموزشی کم مونده در تبلیغاتشون بگن: به نام خدا پرفسور محمود حسابی هستم؛ پدر فیزیک ایران... از سال دوم دبیرستان، عضو این مؤسسه بودم!!
 ١٢:٤٢ - 1394/06/10 - نظرات : ٠متن کامل >>

2 3 4 صفحه بعدی >>





يکشنبه ٣١ تير ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام