*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > بهجت عارفان ( چاپ دوم) 


گروه خبری: اخبار افق, خبر, بهجت عارفان  | تاریخ:1389/02/26 | ساعت:١٠:٠٥ | شماره خبر:١١٢٥٦٧ |  


    

مواضع سیاسى اجتماعى ‌‌‌‌‌‌‌‌آیةاللّه العظمى بهجت(ره)

  گر درست به قرآن عمل مى‌کردیم، با عمل خود دیگران را جذب مى‌کردیم؛ زیرا مردم غالباً به جز عده معدود، خواهان و طالب نور هستند، و آنان که به اسلام و قرآن نگرویده‌اند، قاصرند و نور به آن‌ها عرضه نشده است. این‌گونه افراد به اعمال ما و رفتار ما نگاه مى‌کنند، که در ظاهر خوب، و در باطن بد است و زیر و روى آن با هم تفاوت دارد! اگر راست مى‌گوییم که قرآن سلاح است، پس ... 

  


اگر درست به قرآن عمل مى‌کردیم...

اگر درست به قرآن عمل مى‌کردیم، با عمل خود دیگران را جذب مى‌کردیم؛ زیرا مردم غالباً به جز عده معدود، خواهان و طالب نور هستند، و آنان که به اسلام و قرآن نگرویده‌اند، قاصرند و نور به آن‌ها عرضه نشده است. این‌گونه افراد به اعمال ما و رفتار ما نگاه مى‌کنند، که در ظاهر خوب، و در باطن بد است و زیر و روى آن با هم تفاوت دارد!

اگر راست مى‌گوییم که قرآن سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟ اگر به قرآن عمل مى‌شد، آیا این همه بین مسلمانان جنگ و خون‌ریزى واقع مى‌شد؟! با قیمت نفت سلاح تهیه مى‌کنیم و به جان هم مى‌افتیم و برادرکشى مى‌کنیم!

عمل به قرآن، یعنى این‌که از ظالم کناره‌گیرى کنیم و ظالم را لعن کنیم و از او تبرّى بجوییم ولى عموم ما مسلمانان، یا خود ظالم هستیم، و یا با ظالم هم‌پیمانیم!

اگر هدایت انبیا علیهم‌السلام‌ نبود ...

انسان احتیاج به معلّم و هادى دارد، و وظیفه انبیا علیهم‌السلام ارشاد و هدایت مردم است. آیا مى‌شود گفت که ما از تعلیم و هدایت انبیا علیهم‌السلام‌ مستغنى هستیم؟! خداوند منّان این همه پیامبر براى تعلیم و هدایت بشر ارزانى داشته است، ولى بشر از آن‌ها استفاده نکرده و نمى‌کند! چه قدر انسان از انسانیت دور است! اگر بین خالق و مخلوق رابطه نبود، و هدایت انبیا ‌علیهم‌السلام ‌نبود، افراد بشر شب و روز به جان یکدیگر مى‌افتادند و براى یکدیگر چاه مى‌کندند!

آثار شوم رشوه‌خوارى

کفّار انگیزه بسیار قوى بر تسخیر بلاد مسلمان‌ها داشتند، زیرا مى‌خواستند تا آن‌ها را عبد ذلیل خود بکنند! چه کنیم؟ آیا راه چاره‌اى براى نجات از سلطه و شرّ آن‌ها وجود دارد؟

مى‌دانیم که اساس کارشان در تسخیر و تسلّط بر ما، رشوه دادن است، آیا ممکن است مسلمان‌ها تطمیع و رشوه دشمنان را قبول نکنند و از این راه مغلوب نشوند؟ با این‌که این عمل اختیارى آن‌ها است؟

آرى، با رشوه، روِساى مسلمان‌ها را استعباد مى‌کنند. لذا نباید کارى کنیم که فریب بخوریم، تا با توسّل به رشوه‌کار ما را بسازند. هیچ چیز دیگر به اندازه رشوه در نفوذ و سیطره آن‌ها بر ما کارگر نیست. آن‌ها به دست ما مسلمانان بر ما مسلّط مى‌شوند. کار امیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام‌ را هم با رشوه تمام کردند؛ زیرا، معاویه به پسر عثمان گفت: هرگاه خاطرجمع شدى که پیروز مى‌شوى، اگر عقب‌نشینى کنى خراسان مال تو است، بالاخره خراسان را به پسر عثمان داد.

چرا براى تفاهم و صلح دور هم نمى‌نشینیم؟

مسلمانان بلکه شیعه‌ها که برگزیده از میان برگزیدگان؛ هستند، بلکه انسان‌هاى متدیّن و عاقل از اهل مذهب حقّ، حاضر نیستند که دور هم بنشینند و بر اساس وجدانیّات و احکام عقلیه که همه بدان معترفند، با هم صلح کنند! بنابراین، ما چه انتظار از سازمان بین‌الملل و سازمان حقوق بشر داریم؟!

در جنگ بین دو طایفه یا باید هر دو فاسد باشند، یا یکى از آن‌ها؛ زیرا اگر هر دو صالح و اهل صلاح باشند، باهم جنگ نخواهند داشت، بلکه سلاح را زمین مى‌گذارند و مى‌نشینند و با هم تفاهم و مصالحه مى‌کنند.

سازمان ملل هم در حلّ اختلافات تابع دولتى است که از همه، اقوى و قدرتمندتر باشد، و اگر جنگ به ضرر آن‌ها باشد و نخواهند ادامه یابد؛ از آن جلوگیرى مى‌کنند، وگرنه، نه.

بین دو فرقه از مسلمانان جنگ مى‌اندازند، تا بر هر دو غلبه کنند!

دشمنان اسلام درگیرى بین اهل اسلام را غنیمت مى‌شمارند، جنگ بین اخوین مى‌اندازند تا بر هر دو غالب شوند. بین شیعه و سنى جنگ مى‌اندازند، تا بر هر دو غلبه کنند! بعضى را معذور نمى‌دانیم که عالِماً عامِداً علیه دین و متدینان اقدام مى‌کنند، به خدا پناه مى‌بریم از «شُرُورِ أنفسنا و شرور الناس»؛ (خودمان و شرور مردم) از امحاء و نابودى و پاگذاشتن بر روى حق!

اتحاد در حق است، نه در باطل

خدا مى‌داند که افراد بشر چه‌قدر در امر دفن مردگان خود مختلفند؟! برخى از طوایف مردگان خود را مى‌سوزانند، برخى دیگر مردگان خود را با لباس‌هاى فاخر و جواهرات دفن مى‌کنند تا در آن‌جا محروم نباشند! و یا با مومیایى اعلى و گران‌قیمت در قبر مى‌سپارند، تا هزارها سال صورت آن‌ها از بین نرود، بعضى دیگر مردگان خود را در هواى آزاد مى‌گذارند تا پرنده‌اى چشمانش را بیرون بیاورد! بشر با این همه ادّعاهایش، این‌گونه به خرافات معتقد است!

آیا با وجود این همه اختلاف در یک امر جزئى، توقّع دارید بشر در دین و مرام و اعتقادات اختلاف نداشته باشند؟! آیا با چنین اختلافى که طوایف گوناگون با هم دارند، نباید در فکر باشند که خود را به اعتدال حقیقى برگردانند و نسبت به هم محبّت و عطوفت داشته باشند و هر چه بیشتر به همدیگر نزدیک شوند و این همه با یکدیگر بیگانه نباشند، تا سرانجام با هم متحد و یکى شوند؛ البته منظور، اتحاد در حق است، نه در باطل، اتحاد دو آقا با هم، نه مانند اتحاد نوکر و آقا، و نه وحدت به این معنا که هر کدام از طوایف بگویند: تنها من بر حق هستم و طریقه من باید باشد!

شیوه تسلّط کفّار بر اوضاع مسلمان‌ها

برادرى نکردن مسلمانان با کفار سبب عزت اسلام و مسلمان‌ها در دنیا و آخرتشان است. در غیر این صورت، آن‌ها آقا بالاسر ما مى‌شوند و ما را اغفال و مغلوب خود نموده و با مال خودمان ما را به استعباد و نوکرى مى‌کشانند؛ زیرا آن‌ها با مال و ثروت خودمان، معادن و منابع ما را کشف مى‌کنند، و در استخراج آن ما را به نوکرى و عملگى مى‌گیرند؛ و براى حمل آن از نیروى انسانى ما استفاده مى‌کنند، و در نهایت اصل بار و حمل را براى خودشان بر‌مى‌دارند و مى‌برند!

مسلمان‌ها چه قدر غافلند که دنیاى خود را هم نمى‌خواهند. کفار به آن‌ها رشوه مى‌دهند و صدها برابر آن را از آن‌ها پس مى‌گیرند. البته به هر کس رشوه نمى‌دهند، بلکه به روِسا و شخصیت‌هاى سیاسى و ملى رشوه مى‌دهند تا آسان بتوانند بر اوضاع ملت و مملکت مسلط شوند. بدین ترتیب براى رشوه‌خوارى حتى دنیاى خود را مى‌بازیم!

در برابر فتنه‌انگیزى‌هاى کفار چه کنیم؟

قدرت‌هاى بزرگ براى رواج بازار فروش اسلحه‌هاى پوسیده و قدیمى خود این جنگ‌ها را به راه انداخته‌اند، و در استمرار آن مى‌کوشند. و تجهیزات نظامى و ابزارهاى مدرن جنگى را که امروزه مى‌سازند ما نمى‌توانیم بسازیم؛ ولى به مقتضاى «فوق کل ذى علم علیم»، سوره یوسف/76؛ (بالا و برتر از هر دانایى، دانایى است) چرا ارتباط خود را با خداوند قطع کنیم؟! و چرا در اثر قطع ارتباط، کور و از حوادث آینده بى‌خبر باشیم؟!

آن‌ها مى‌نشینند و براى آینده ما نقشه مى‌کشند که چه کار کنند که بتوانند بهتر بر ممالک اسلامى مسلط باشند و منابع آن‌ها را به یغما ببرند و چه بسا با هم در این امر متحد شوند، ولى ما در تفرقه به سر مى‌بریم! و یا این‌که در هر حادثه‌اى که براى ما پیش مى‌آورند، مى‌اندیشیم؟!

وضع طورى شده است که افراد بشر نمى‌توانند راحت در کنار هم زندگى کنند، مانند یک اطاقى که نمى‌شود با درندگان در آن زندگى نمود. با این‌گونه افراد درنده‌خو و سلطه‌‌جو چه کنیم؟!

اغلاط سیاسى سیاسیون امروز...

چه بسا اغلاط سیاسىِ سیاسیون مسلمان امروز، به مراتب بدتر از آن‌هاست. استخدام و خادم کفار شده‌اند به شرط این‌که رییس مسلمانان، و حاکم ممالک اسلامى باشند و آن‌چه کفار مى‌خواهند، بکنند! نظیر رضا پهلوى در ایران و مصطفى کمال در ترکیه و سایر حکام و روِساى دولت‌هاى اسلامى فعلى، میلیون‌ها حجازى و مصرى را از مذهب و فقه جعفرى منحرف کردند.

عجب است که این‌ها را مى‌فهمیم و باز مثل آن را انجام مى‌دهیم. اگر کفار ما را قابل و لایق ببینند، این‌گونه بر ما مسلط مى‌شوند! زیرا مى‌بینند هر چه بخواهند حاضریم انجام دهیم و تابع و مطیع محض آن‌ها هستیم.

ترقى نکردیم، تنزل کردیم!

ما مسلمان‌ها ترقى نکردیم، تنزل کردیم، به حدى که امروز کفار به جاى این‌که به مسلمانان جزیه بدهند، از آنان جزیه مى‌گیرند، نه تنها جزیه مى‌گیرند که آن‌ها را استعباد و استرقاق مى‌کنند!

چه‌کارهایى کردیم؟ یک نماز را با عامل ابن زبیر خواندیم و نماز دیگر را با عامل عبدالملک، یک نماز با حجاج قاتل، و قبل از او با عبدالملک مقتول...! آیا درست است که براى تعیّش یا ادامه حیات که بین موت و حیات است، این همه از راه نامشروع برویم؟!

فصل‌الخطاب نزاع شیعه و سنى

حالا ما کارى با شما نداریم، بلکه مى‌گوییم: اختلاف ما با شما، مثل حنبلى، شافعى و حنفى و ... است، اگر اسلاف شما مودّتِ ذِى‌القربى را که در قرآن آمده است، داشتند ما هم با شما و آن‌ها موافق هستیم؛ و اگر نداشتند، پس آن‌ها مخالف قرآنند و ما هم با آن‌ها مخالفیم، و شما هم باید با آن‌ها مخالف باشید. بنابراین، بین ما و شما نزاع و اختلافى نباید باشد. این کفار هستند که نزاع را میان ما و شما تشدید مى‌کنند و اخبارى و اصولى و ... درست مى‌کنند.

ابن‌اثیر در مواردى نقل کرده که بین دو طایفه از اهل تسنّن مانند مالکى و حنفى، یا حنفى و حنبلى در بغداد سال‌ها نزاع و درگیرى بوده است. و در مواردى که بین دو طایفه از شیعه اختلافى ذکر کرده، گفته است: تعجب این‌که این دو طایفه با هم مى‌جنگند در حالى که، «کلتا الطائفتین من الشیعة» هر دو طایفه از شیعه هستند.

با این‌که رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله فرمود: «على مع القرآن و القرآن مع على.» على علیه‌السلام‌ با قرآن است و قرآن با على علیه‌السلام ‌است، چه شد که از مشورت با على علیه‌السلام سرکشى کردیم و در هیچ کارى با او مشورت ننمودیم؟ آن روزى که او قرآن را جمع‌آورى نمود و آورد و گفت: من باید آن را تفسیر و اجرا کنم، گفتیم: بگذار و برو! با این‌که قرآنى که در دست ما است هم این آیه را دارد که: «و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا»، حشر/7؛ آن‌چه را که رسول براى شما مى‌‌آورد، بگیرید، و آن‌چه از آن نهى مى‌کند خوددارى کنید.

آرى، به زبان حال به على علیه‌السلام ‌مى‌گوییم: از قرآنى که رسول‌اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌وآله به دست ما داده نمى‌ترسیم، از قرآن تو مى‌ترسیم؟!

راه مقابله با کفار

بزرگان ما هر چه به ما گفتند: با کفار محبت و مودت نداشته باشید، با آن‌ها هم‌پیمان نشوید، آن‌ها را یارى و تقویت نکنید، گوش نکردیم، و حالا هم شنیده شده که کفار گفته‌اند: اوضاع مسلمان‌ها دست ما است!

چه کار باید کرد؟ به حسب ظاهر هیچ کارى لازم نیست مگر این‌که مسلمان‌ها تصمیم بگیرند بلاد اسلامیه با کفار رابطه نداشته باشند. رابطه ما با آن‌ها رابطه مملوک با مالک است: «عبداً مملوکاً لا یقدر على شى‌ء»، نحل/75؛ بنده مملوکى که توان انجام هیچ چیزى را ندارد. آیا ذلتى از این بالاتر؟!

بیدار نیستیم، بیدار نمى‌شویم، که در خوابِ غفلت به سر مى‌بریم. معلوم مى‌شود لایق نیستیم که رییس و رهبر و امام ما غیبت نموده است.

لزوم هم‌دردى با مؤمنان

سعدى مى‌گوید:

بنى آدم اعضاى یکدیگرند     که در آفرینش ز یک  گوهرند

چو عضوى به درد ‌آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار

مرحوم حاج شیخ عباس قمى در سفینة‌البحار روایتى نقل مى‌فرماید که گویا این شعر اقتباس از آن است.

اگر کسى در امثال و حِکم و اشعار تتبع کند، مى‌تواند مجموعه بزرگى از آثار جمع‌آورى نماید.

در روایت این مضمون آمده است که: گاهى مؤمن به غصه و اندوه مبتلا مى‌شود و سبب آن را نمى‌داند. سبب آن، ابتلاى مؤمن دیگرى است به بلایى در اقصى نقاط عالم و گاهى رفع بلا از او، موجب شادى و برکت براى مؤمنین دیگر مى‌شود.

آیا با این همه بلاها که براى مسلمانان به‌خصوص براى شیعه وارد مى‌شود، ما نباید هیچ غم و اندوه داشته باشیم؟ آیا باید بى‌تفاوت باشیم؟! یا باید حال ما در نگرانى و ناراحتى مثل این باشد که بلا بر سر خود ما مى‌بارد؟!

یکى از علایم آخرالزمان و قیام و ظهور حضرت مهدى عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف آن است که: «عند قسوة القلوب»، (هنگام سنگدلى مردم) بحارالانوار/51/163؛

در توقیع شریف به نقل از حضرت حجت عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف به این صورت آمده است: «وذلک بعد طول الأمد و قسوة القلوب و امتلاءالأرض جورا»؛ (ظهور بعد از گذشت زمان طولانى و سنگدل شدن مردم و پُر شدن زمین از ستم، خواهد بود.)

در هر حال، با ما اتمام حجت کرده‌اند که اگر در این زمان تکلیف خود را بدانیم و بدان عمل نماییم، باید از خوشحالى کلاه‌مان را به هوا بیندازیم، و در مواردى که اصالت برائت جارى نیست مثل موارد دماء و اموال خطیره و اعراض و اسلام و ضروریات دین به احتیاط عمل کنیم.


انتهای پیام

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام