*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > بهجت عارفان ( چاپ دوم) 


گروه خبری: خبر, بهجت عارفان  | تاریخ:1389/02/26 | ساعت:١٠:٠٥ | شماره خبر:١١٢٥٦٥ |  


    مرجع عالى‌قدر جهان تشیع در نگاه شاگردان و ارادتمندان/4

حجة‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقى آیةاللّه العظمى بهجت قدس‌سره نظرى کیمیا اثر داشت.

 مرحوم آیةاللّه‌العظمى آقاى حاج شیخ محمدتقى بهجت صلوات‌اللّه‌علیه، سلام‌اللّه‌علیه، اعلى‌اللّه‌مقامه‌‌الشریف؛ رابطه‌اش رابطه فناء فى اللّه بود و جز خدا هیچ نداشت. به تعبیر بعضى بزرگان، آقاى بهجت، کمپانى فقر بود، فقر الى اللّه؛ و در میان معاصرین و ره‌یافتگان و بزرگان خودساخته و ... 

  


ضایعات عمرى نداشت

مرحوم آیةاللّه‌العظمى آقاى حاج شیخ محمدتقى بهجت صلوات‌اللّه‌علیه، سلام‌اللّه‌علیه، اعلى‌اللّه‌مقامه‌‌الشریف؛ رابطه‌اش رابطه فناء فى اللّه بود و جز خدا هیچ نداشت. به تعبیر بعضى بزرگان، آقاى بهجت، کمپانى فقر بود، فقر الى اللّه؛ و در میان معاصرین و ره‌یافتگان و بزرگان خودساخته و متخلّق که ما مى‌شناسیم، از همه فقیرتر بود. و چون فقر الى اللّه را داشت؛ بقاء باللّه پیدا کرده بود، همه چیزش الهى بود. آقاى بهجت در زندگى جلوه خدا بود؛ حرکات و سکناتش، قیام و قعودش، محبت و اخمش، نماز و درسش، خورد و خوراکش و حتى خوابش یقیناً براى خدا بود؛ یعنى هیچ ضایعات عمرى نداشت. او یک معامله با خدا کرده بود، إنّا للّه را که گفته بود، باورش آمده بود که مال خداست و جز براى خدا براى کسى حساب باز نکرده بود.

از آیةاللّه‌العظمى آقاى بهجت دعوت براى اطعام کردند، از ایشان خواستند که قدم‌رنجه نموده و منزل کسى را متبرک کنند و آن‌ها مفتخر بشوند که ضیافتى از آیةاللّه‌العظمى آقاى بهجت به‌عمل بیاورند، ایشان فرمودند: «که من جز با اجازه امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف به جایى نمى‌روم.» یعنى عبدى بود که همه امورش با اذن مولایش تنظیم مى‌شد، هیچ کارى از پیش خودش نداشت، و یک مقدار از این امور را مرحوم آیةاللّه‌العظمى آقاى بهجت قبل از آن‌که وارد مرحله سیر و سلوک و تربیت معرفتى در پیش آیةاللّه‌العظمى آیت حق آقا میرزا على قاضى بشود یا مراتب معنوى آقا شیخ‌ محمدحسین غروى اصفهانى را درک بکنند و به سایر بزرگان صاحب نفس ارتباط پیدا بکنند، خداوند متعال در ذات آقاى بهجت یک نورانیتى قرار داده بود.

‌ره‌یافته قبل از بلوغ:

آقاى بهجت در وقتى که هنوز نفس آقاى قاضى به ایشان نخورده و به جبهه خودسازى به معناى واقعى کلمه معرفةالنفس نرسیده بود، ذاتش امواج عرش را مى‌گرفت، لذا آن نمازى (نماز آیة‌اللّه‌العظمى نائینى در حرم حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام) که حالت حضور و مرآة خداست و معراج است را در دوران کودکى‌اش درک مى‌کند؛ این، ذاتیاتش است ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء، خدا خواسته بود و این موهبت را به آقاى بهجت داده بود. در مورد حضرت یحیى، خدا مى‌فرماید: در دوران صباوت به او حکم داده سیدا و حصورا، حضرت یحیى را در کودکى سید قرار دادیم؛ هم حصور بود، پاکدامن بود؛ دژ محکمى در وجود ایشان بود که هیچ ناپاکى به او راه پیدا نکرده بود. آقاى بهجت از ابتدا در رصد الهى بود؛ لذا آن گوهر پاک، سنخیت با عالم بالا داشته و این جذبه امیرالمؤمنین علیه‌السلام ایشان را کشانده به آن‌جا و اساتیدى که مى‌توانستند وجود ایشان را شکوفا کنند و به قلّه کمال و قرب الهى برسانند، که رساندند.

بعد علمى شخصیت والاى آیة‌اللّه‌العظمى بهجت قدس‌سره‌

ما معتقدیم آقاى بهجت در فنون مختلف علامه بود مجتهد مسلّم خرّیط نحریر فنون مختلف علوم اسلامى بود. تا جایى که ایشان در جوانى‌شان در درس مرحوم آیة‌اللّه‌العظمى آقا شیخ محمدحسین غروى اصفهانى که از محققین بزرگ عالم تشیّع به حساب مى‌آیند و حاشیه ایشان بر مکاسب و آثار علمى‌شان زبانزد مجتهدین و صاحبان مسایل نظرى در فقه و اصول هست، شرکت مى‌کنند. مرحوم آقا شیخ محمدحسین غروى در همان اوائل که آقاى بهجت در درس ایشان حضور پیدا کرده بودند، به آقاى بهجت گفته بودند: «بر شما تقلید حرام است و باید شما خودتان اجتهاد کنید و به نظر خودتان عمل کنید.» مرحوم آیةاللّه آقا سید احمد فهرى که در دوران طلبگى‌اش با مرحوم آیةاللّه‌العظمى آقاى بهجت هم‌غذا بودند و هر دو در مدرسه آقا سید محمدکاظم یزدى در نجف سکونت داشتند، مى‌گفتند: «غذایمان را با هم مى‌خوردیم، حجره‌هایمان جدا بود ولى غذا با هم مى‌خوردیم؛ خوب آقاى بهجت جزو مدرسین شاخص حوزه بودند و سطوح عالیه را تدریس مى‌کردند و من به ایشان پیشنهاد کردم یک درسى هم براى ما بگویید، آقاى بهجت فرمودند: استاد ما یعنى مرحوم آقاى غروى من را مکلّف کرده که اجتهاد کنم و دیگر از کسى تقلید نکنم، چون این را بر خودم واجب مى‌دانم، تمام اوقاتم را گذاشتم و مسایل مبتلابه را دارم خودم تحقیق مى‌کنم که نظر اجتهادى خودم را عمل بکنم». این نشانه نبوغ بالاى مرحوم آقاى بهجت بوده، با هر استادى از اساتیدش هم که ایشان برخورد کرده، فوراً نظر او را جلب کرده بود.

قدرت کن فیکون:

آقاى بهجت اهل معنا بود؛ داراى ولایت بود، داراى نظرى کیمیااثر بود، هر کارى را که مى‌خواست بکند، در کرسى کن‌فیکون نشسته بود. «عبدى أطعنى حتى اجعلک مثلى فانّى اقول کن فیکون فانت تقول کن فیکون.» یک نمونه از این موقعیت آقاى بهجت خدمت شما عرض ‌کنم؛ بنده در کتابخانه آستان مقدس امام‌رضا علیه‌السلام‌ در جمع کارکنان آن‌جا یک صحبتى داشتم و مطلبى از این مرد خدا و عنصر ملکوتى مطرح کردم. بعد از صحبت من، یک آقایى آمد که فارغ‌التحصیل دانشگاه بود و گفت: من یک مشکلى داشتم که سال‌ها من را رنج مى‌داد و از توسلاتم به حضرت رضا علیه‌السلام و به اشخاصى که صاحب‌نظر و صاحب نفس بودند، نتیجه‌اى نگرفتم، یک روزى صبرم داشت تمام مى‌شد و کلافه بودم، دیگر برایم قابل تحمل نبود، وارد حرم شدم، دیدم آقاى بهجت مقابل ضریح امام رضا علیه‌السلام نشسته‌اند. رفتم دو دستم را گذاشتم روى دو زانوى آقاى بهجت و گفتم: آقا من هم حقوق‌بگیر حرم امام رضا علیه‌السلام هستم، هم نان‌خور امام رضا علیه‌السلام هستم و هم این‌که مداح و مرثیه‌خوانم و در مجالس براى امام حسین علیه‌السلام مصیبت مى‌خوانم و از مردم اشک مى‌گیرم، با این امتیازاتى که خدا به من داده که هم سر سفره امام رضا علیه‌السلام دارم ارتزاق مى‌کنم و هم خادم امام حسین علیه‌السلام هستم، با این حال مشکلى دارم که نه امام رضا علیه‌السلام تحویلم مى‌گیرد و نه دعاى دیگران تا به حال اثر کرده، شما را به این امام رضا، یک کارى براى من بکنید، طاقتم دارد تمام مى‌شود. مى‌گفت تا من این تضرّع را پیش آقاى بهجت کردم، آیةاللّه‌العظمى آقاى بهجت، یک نگاهى به ضریح کردند و یک نگاهى به من، بعد فرمودند: مشکل شما حل شد! نفرمودند دعا مى‌کنم حل مى‌شود، فرمودند: مشکل شما حل شد! برگشتم، آمدم، دیدم که مشکل حل شده است.»

قلب آیة‌اللّه بهجت مرکز مشیّت خدا بود. قلب او عرش الهى بود؛ قلب المؤمن عرش الرحمن. در این قلب، خدا بود. اراده آقاى بهجت، اراده خدا بود، هر کار مى‌خواست، مى‌توانست بکند. در مورد احاطه علمى که علّمناه من لدنا علما، بنده خودم کراراً برایم پیش آمد. یک وقتى من از تهران به قم مى‌رفتم و کسى در ماشین بود که یک مطالبى بین من و او در ماشین گفت‌وگو شد. من رفتم خدمت آیةاللّه‌العظمى آقاى بهجت، ایشان فرمودند: «آن مسئله‌اى که آن‌جا واقع شد، کاش واقع نمى‌شد!» گویاً اصلاً در ماشین ایشان سومى ما بوده، یعنى همه عالم مثل کف دست برایشان بود، هم احاطه علمى داشتند و هم احاطه ولایى، آن‌چه را که قرآن کریم در مورد جناب آصف مى‌گوید: «الّذى عنده علمٌ من الکتاب أنا آتیک به قبل أن یرتدّ إلیک طرفُک»، علم را مطرح مى‌کند، اما این علم چشمه قدرت بود، وجود جناب آصف جورى، بود که «أنا آتیک به قبل أن یرتدّ إلیک طرفُک»؛ ما آقاى بهجت را در این پایگاه یافتیم و این‌گونه دیدیم.


انتهای پیام

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام