*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤٠٥١٧٧ ١٠:٥٤ - 1397/11/02   آیا فقهای شیعه و اهل‌سنت  برای استنباط احکام شرعی بر احادیث حضرت زهرا‌ علیها السلام  استناد کرده‌اند؟پرس‌وجو شماره 579 ارسال به دوست نسخه چاپي


آیا فقهای شیعه و اهل‌سنت  برای استنباط احکام شرعی بر احادیث حضرت زهرا‌ علیها السلام  استناد کرده‌اند؟پرس‌وجو شماره 579

آیا فقهای شیعه و اهل‌سنت برای استنباط احکام شرعی بر احادیث حضرت زهرا‌ علیها السلام استناد کرده‌اند؟


حضرت فاطمه‌ علیها السلام نزدیک‌ترین شخص به پیامبر‌ صلی الله علیه و آله و سلم بود و به سبب داشتن پشتوانه‌ای عظیم از وحی و معصوم بودن از دیدگاه شیعه و حضور در کنار پیامبر‌ صلی الله علیه و آله و سلم از احکام و سنت‌های اسلامی آگاهی کامل داشت و در زمان رسول اکرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم...

مرجع زنان مدینه در احکام دینی بود. لذا گفتار و رفتار آن حضرت - ولو بهعنوان صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر مبنای اعتقاد اهلسنت- همواره یکی از منابع معتمد فقیهان مسلمان در بیان احکام دینی بوده است. وسعت نقل حدیث از آن حضرت بیانگر جایگاه و مرجعیت ایشان است و در منابع حدیثی و فقهی شیعه و اهلسنت، کم و بیش شاهد حضور حضرت فاطمه علیها السلام هستیم. این بیانگر حجیت سیره حضرت فاطمه علیها السلام در میان آنان است. در پارهای از موارد استناد به سنت حضرت فاطمه علیها السلام در متون فقهی اهلسنت و شیعه مشترک است که برخی از روایات فقهی بر اساس موضوعات آنها در ادامه میآید:


 فلسفه احکام

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در بخشی از خطبه مفصل خود که در مسجد مدینه پس از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایراد فرمود، ضمن اشاره به برخی احکام الهی، فلسفه وضع این احکام را بیان میکند. مسلماً توجه به حقیقت احکام و حدود الهی و علل تشریع آنها در بحثهای فقهی راهگشا است. (دایرةالمعارف فقه مقارن، ص۴۰۸) آن حضرت در قسمتی از خطبه میفرماید: «خداوند ایمان را سبب پاکی شما از شرک قرار داد، نماز را عاملی برای دوری و منزه گرداندن شما از تکبر، زکات را مایه تزکیه نفس و زیاد شدن رزق، روزه را برای تثبیت اخلاص، حج را وسیله تقویت اسلام، و... مقرر داشت». (الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص ۹۹)


 آداب ازدواج و امور خانواده

در اسلام بر ازدواج بهعنوان سنتی حسنه، تأکید شده و در فضیلت آن و نکوهش ترک آن، روایات بسیاری وارد شده است؛ سیره اهلبیت علیهم السلام نیز گواه روشنی بر آن است. برخی برای استحباب ازدواج، به روایتی استناد کردهاند که در آن امام صادق علیه السلام به زنی که مدعی بود با ترک ازدواج دنبال فضیلت است، سیره فاطمه علیها السلام را یادآور شد و تأکید کرد که اگر ترک ازدواج فضیلت داشت، فاطمه از همه بر آن سزاوارتر بود. (وسایل الشیعه، ج14، ص117) برخی فقیهان شیعه از جمله وجوه استحباب روزه اول ذیالحجه را ازدواج علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام در این روز دانستهاند. (المعتبر فی شرح المختصر، ج2، ص710)


 کار در خانه

درباره کار و خدمت در خانه شوهر، فقیهان مسلمان چند نظر ابراز کردهاند: فقیهان شیعه کارهای خانه را وظیفه شرعی و الزامی زن ندانستهاند (الحدائق الناضره، ج25، ص125) و در این مسئله به اقدام پیامبر استناد کردهاند که در تقسیم کار میان علی و فاطمه، کارهای خانه را بر عهده فاطمه نهاد و کارهای بیرون را به علی علیه السلام واگذاشت. (المبسوط، ج16، ص55) یحییبن حسین، از فقهان متقدم زیدی، نیز با همین استدلال، کارهای خانه را بر عهده زن دانسته است. به نظر میرسد روایت یادشده بر وجوب دلالت ندارد؛ چراکه تقسیم کار به درخواست آن دو بزرگوار بوده است. علاوه بر آنکه تقسیم مجموعه فعالیتهای درون و بیرون، مربوط به اداره خانه است و پیامبر شایسته دانستند که کارهای بیرون خانه را علی علیه السلام و کارهای درون خانه را فاطمه علیها السلام انجام دهد و این موضوعت ربطی به مطلق کار زن در بیرون از خانه ندارد یا نافی امکان تقسیم کارها بهگونهای دیگر نیست. در روایات نیز اشاره شده است که فاطمه علیها السلام، با توجه به دو کنیزی که داشت، بهدستور پیامبر، یک روز از سه روز را خود عهده دار کارها میشد. (الانوار اللوامع، ج10، ص93)


 ازدواج با خویشان نزدیک

در منابع شیعی، علامه حلی با استناد به حدیث پیامبر، که ازدواج با خویشاوندان را نهی کردهاند، ازدواج با اجنبی را از مستحبات ازدواج شمرده است. (تذکره الفقها، ج2، ص569) برخی دیگر این نظر را با عنوان «قیل» آورده (الحدائق، ج23، ص17) و گفتهاند که مبنای آن، تبعیت از حدیثی است که اهل سنت نقل کردهاند. (القواعد، ج1، ص381) موارد دیگری نیز در احکام ازدواج وجود دارد که در آن ها شاهد حضور نام حضرت فاطمه علیها السلام هستیم، مانند استحباب خطبه خواندن (نوادر المعجزات، ص85)؛ پرداخت چیزی پیش از زفاف به عروس (ابوداوود سجستانی، ج1، ص472)؛ حکم دف زدن، که برخی در جواز آن گفتهاند در عروسی حضرت دف زده شده است (دعائم الاسلام، ج2، ص206)؛ رضایت دختر (جامع الشتات، ج4، ص425)؛ و کیفیت اجرای صیغه عقد (مستدرک الوسایل، ج14، ص311). بیشتر این موارد در منابع فریقین آمده است.


 احکام ولادت

در اسلام، برای تولد فرزند، آدابی ذکرشده که برخی از آنها از فاطمه نقل شده و برخی دیگر گرچه از آن حضرت نقل نشده، ولی مربوط به ایشان بوده است. از جمله:

1 استحباب عقیقه: عقیقه و قربانی کردن برای نوزاد، سنتی اسلامی و مورد اتفاق فقیهان است و کتابهای مستقلی درباره آن نوشته شده است. (الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج15، ص307) دلیل استحباب آن، عقیقه کردن برای حسن و حسین علیهما السلام است که در برخی روایات، کار پیامبر شمرده شده است (مکارم الاخلاق، ص228) و در برخی دیگر، کار فاطمه علیها السلام. (عیون اخبار رضا، ج1، ص50) سنت دیگری که در عقیقه به فعل فاطمه علیها السلام استناد میشود، دادن بخشی از گوشت قربانی به قابله نوزاد است. در برخی از منابع، مقدار آن یک چهارم گوسفند (المبسوط، ج1، ص395) و در برخی، یک ران کامل است. (معرفه السنن، ج7، ص240) بیشتر فقیهان اهلسنت، دادن بخشی از گوسفند را به قابله، به فعل حضرت فاطمه علیها السلام مستند کردهاند که بهدستور پیامبر این کار را انجام داد. (الاقناع، ج2، ص246)

2 صدقه بهاندازه وزن موی سر نوزاد: در منابع فقهی و روایی، در تراشیدن موی سر نوزاد و صدقه دادن بهاندازه وزن آن، به فعل فاطمه علیها السلام استناد شده است که این کار را بهدستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داده بود. (مکارم الاخلاق، ص228) گاه نیز بهصورت کلی آمده است که فاطمه علیها السلام وقتی فرزندی به دنیا میآورد، موی سر او را میتراشید و هم وزن آن، درهم یا نقره صدقه میداد. (المغنی، ج11، ص122) گاه تصریح شده است که فاطمه علیها السلام این کار را برای حسن، حسین، زینب و ام کلثوم انجام داده است. فقیهان شیعه (الحدائق، ج25، ص65) و اهلسنت، به اجمال یا تفصیل، اقدام حضرت فاطمه علیها السلام را بازگو و به آن استناد کردهاند.

3 ختنه فرزندان پسر: این کار سنتی ابراهیمی و مورد تأیید اسلام است. از نظر فقیهان، پس از بلوغ، بر خود شخص واجب است (المهذب، ج2، ص261) و پیش از آن، بر پدر و مادر مستحب است. (المجموع، ج1، ص302) در اغلب منابع اهلسنت، دلیل استحباب ختنه را در روز هفتم تولد، این دانستهاند که امام باقر علیه السلام نقل کرده است که حضرت فاطمه علیها السلام در روز هفتم، پسرانش را ختنه کرد. (المجموع، ج1، ص307) در روایات شیعه این امر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داده شده است. (وسایل الشیعه، ج15، ص165)

4 سوراخ کردن گوش: سوراخ کردن گوش نوزاد، چه دختر چه پسر، مستحب است. منابع فقهی و روایی شیعه به فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم استناد کردهاند که به فاطمه علیها السلام دستور داد گوش حسن و حسین را سوراخ کند. (من لایحضره الفقیه، ج3، ص489)

5 دعای ولادت: در منابع شیعه، درباره دعا برای رفع دشواری وضع حمل، روایاتی واردشده و بابی نیز به آن اختصاص یافته، ولی هیچ کدام از حضرت فاطمه علیها السلام نقل نشده است. (مکارم الاخلاق، ص409-410) در برخی منابع اهلسنت، از آن بانوی گرانقدر نقل شده است که هنگام وضع حمل ایشان، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امسلمه و زینب (دختر جحش) دستور داد پیش فاطمه علیها السلام بروند و آیةالکرسی و آیه 54 سوره اعراف و معوذتین (سوره فلق و ناس) را بر او بخوانند. (الاذکار النوویه، ص285)

6 اذان گفتن در گوش نوزاد: در منابع شیعی، طبق روایت امام رضا علیه السلام از فاطمه علیها السلام، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در گوش راست حسین اذان و در گوش چپ او اقامه گفت. (عیون اخبار الرضا، ج1، ص28) برخی به همین امر برای استحباب اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد استناد کردهاند. (الحدائق، ج25، ص38)


 احکام پوشش و نگاه

فقها در مواردی، احکام پوشش (از جمله پوشش در نماز و نیز رابطه با نامحرم) را به کردار یا گفتار حضرت فاطمه علیها السلام مستند کردهاند.

1 پوشش چهره و دستها: از جمله دلایل کسانی که قائل به واجب نبودن پوشش چهره و بلکه جواز نگاه به آن شدهاند، رفتار حضرت فاطمه علیها السلام در برابر جابربن عبدالله انصاری است. (مستند الشیعه، ج16، ص47) برخی فقها به دلیل ضعف سند و ممکن نبودن التزام به مضمون سند، این حدیث را در خور استناد ندانستهاند. (خویی، النکاح، ج1، ص59) در نوع پوشش زن در نماز نیز فقها به فعل فاطمه علیها السلام استناد و درباره آن بحث کردهاند. (منتهی المطلب، ج1، ص237)

از جمله احکام پوشش زنان، پوشیده بودن حجم بدن است، که این حکم پس از مرگ و هنگام تشییع نیز جاری است. لذا در اسلام یکی از احکام استحبابی در تشییع جنازه، بهویژه در خصوص میت زن، قرار دادن جنازه در تابوت است. هم فقهای شیعه (منتهی المطلب، ج1، ص443) و هم فقهای اهلسنت (ابن قدامه، المغنی، ج2، ص409) این حکم را مطرح کردهاند. نخستین بار در اسلام، ساخت تابوت به خواست حضرت فاطمه علیها السلام صورت گرفت و در تشییع پیکر ایشان از آن استفاده شد. ایشان شیوه تشییع جنازه زنان را خوش نمیداشت، زیرا فقط پارچهای روی آنان میانداختند و برجستگیهای بدنشان آشکار بود. از این رو، از اسماء بنت عمیس خواست که برای پوشیده ماندن بیشتر، هنگام تشییع ایشان، چارهای بیندیشد. اسماء که از زنان مهاجر به حبشه بود و گویا در آنجا دیده بود که مردگان خود را در تابوت سرپوشیده میگذارند، طبق همان الگو، با یک تخت وارونه، نمونهای برای نشان دادن به حضرت ساخت. حضرت نیز پسندید و دستور داد که اسماء مانند آن را برایش بسازد. این جریان، هم در منابع شیعی (وسایل الشیعه، ج2، ص875) و هم در منابع حدیثی و فقهی اهلسنت (السنن الکبری، ج4، ص34) نقل شده است.

2 حکم صدای زن: در حرمت شنیدن صدای زن نامحرم، میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. (کشف اللثام، ج7، ص29) برای جواز آن به سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام استناد شده است که با نامحرمان گفتوگو میکردند. از آن جمله است سخن گفتن حضرت فاطمه علیها السلام با صحابه، مانند سلمان و ابوذر و مقداد (مستند الشیعه، ج16، ص68)، حضور در مسجد در جمع گروهی از اصحاب برای مطالبه میراث خود، و ایراد خطبه در میان مهاجران و انصار. (الحدائق، ج23، ص66)


 احکام مردگان

در فقه اسلامی، درباره احکام مردگان نیز به سیره حضرت فاطمه علیها السلام استناد شده است، از جمله درباره احکام محتضر (فقه السنه، ج1، ص502)، آرزوی مرگ کردن (الخصائص الفاطمیه، ج2، ص529)، مقدار کفن، شرکت بانوان در تشییع جنازه، خواندن نماز میت در شب، دفن میت در شب، آداب دفن، سوگواری برای مرده، تسلیت گفتن و زیارت قبور. در منابع شیعی نیز برای اصل جواز حضور زنان در تشییع جنازه، به حضور فاطمه علیها السلام در تشییع جنازه و خاکسپاری خواهرش و نماز بر او استناد کردهاند. (الحدائق، ج4، ص85) فقهای شیعه درباره اولویت داشتن زن بر دیگران برای نماز میت خواندن، در صورتی که از دیگران به مرده نزدیک تر باشد، به نماز خواندن فاطمه علیها السلام بر خواهرش، زینب، استناد کردهاند که بهدستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. (ذکری الشیعه، ج1، ص418) در کراهت داشتن یا نداشتن نماز بر میت و خاکسپاری جنازه در شب، میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. برخی از فقهای اهلسنت، قائل به کراهت آن شدهاند. (المحلی، ج5، ص114) فقهای شیعه بهطور کلی، تعجیل در انجام دادن امور مردم و خاکسپاری او را مستحب شمردهاند. (نهایه الاحکام، ج2، ص217) در روایات نیز تأکید شده است که اگر کسی شب بمیرد، خاکسپاریاش به روز نیفتد و اگر روز بمیرد، به شب نیفتد. (وسایل الشیعه، ج2، ص674) درباره کراهت نداشتن تجهیز میت در شب، فقهای شیعه (منتهی المطلب، ج1، ص458) و بیشتر فقهای اهلسنت، به نماز و خاکسپاری حضرت فاطمه علیها السلام در شب استناد کردهاند. (شرح معانی الآثار، ج1، ص514)


 سوگواری بر مرده

برای جواز سوگواری، گریه، نوحهسرایی، ادای جملات حزنانگیز و رثای بر مرده، علاوه بر روایات دیگر، به سیره حضرت فاطمه علیها السلام نیز استناد شده است. از نظر فقهای شیعه، گریه بر مرده، اگر همراه نوحهسرایی و ندبه با اشعار باطل و کذب نباشد، اشکال ندارد. (علامتذکره الفقها، ج2، ص120) در روایتی، امام باقر علیه السلام به این نکته توجه داده است که زن در مصیبت، نیاز به نوحهسرایی دارد تا اشکهایش جاری شود. (وسایل الشیعه، ج2، ص893) فقها در کنار دلایلی که بر جواز گریه وارد شده است، به گریه فاطمه علیها السلام بر خواهرش و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم استناد کردهاند. (تذکره الفقها، ج2، ص120) گریه آن حضرت در فراق پدر، چنان شدید و جان سوز بود که نام فاطمه علیها السلام در میان زیاد گریهکنندگان عالم ثبت شده است. (الخصال، ص272) از این رو برخی از فقهای شیعه گریه فاطمه علیها السلام بر پدر، و گریه امام سجاد علیه السلام بر پدرش امام حسین علیه السلام را خارج از بحث شمردهاند؛ چراکه از افضل عبادات است، اما گریه فاطمه علیها السلام بر خواهرش، رقیه را از دلایل کراهت نداشتن گریه بر مرده و جواز آن دانستهاند. (مصباح الهدای فی شرح العروة الوثقی، ج6، ص492)

 غسل میت

اصل در غسل میت این است که مرد را مرد و زن را زن بشوید. در این قاعده استثناهایی وجود دارد. یکی از آنها رابطه همسری است؛ زن میتواند شوهرش را غسل دهد. فقهای شیعه حکم به بقای پیوند زناشویی پس از مرگ داده و دراین باره به روایتی از امام صادق علیه السلام استناد کردهاند. (الکافی، ج3، ص157) بر اساس برخی روایات، شوهر از هر شخص دیگری به کارهای پس از مرگ زنش سزاوارتر است (وسایل الشیعه، ج2، ص715) و غسل دادن او مانعی ندارد. (الخلاف، ج1، ص699) از جمله دلایل جواز، وصیت فاطمه علیها السلام است که از علی علیه السلام خواست او را غسل دهد (بحارالانوار، ج43، ص214) و بر اساس نقل دیگری، از علی و اسماء بنت عمیس خواست که بدن او را غسل دهند. (معرفه السنن، ج3، ص131) این موضوع در روایات شیعه (علل الشرایع، ج1، ص184) و اهلسنت (الأم، ج1، ص311) نقل شده است و فقها در مجاز شمردن آن، به آنها استناد کردهاند. برخی غسل از روی لباس را ترجیح دادهاند. (جواهر الکلام، ج4، ص51، 53-54)


 آداب روزهداری

در منابع روایی شیعی، درباره روزه کامل، از فاطمه علیها السلام، حدیثی آوردهاند که آن حضرت به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روح روزه و روزهداری را در حفظ گوش و چشم و زبان از گناه میدانست. (بحارالانوار، ج93، ص265)


 مالکیت و قاعده «ید»

فاطمه زهرا‌‌ علیها السلام در مناظرهای که با ابوبکر و عمر در قضیه فدک دارد، درباره حق خود نسبت به فدک و مالکیت آن به قاعده «یَد» استشهاد میکند؛ آن حضرت فرمود: «آیا فدک در دست من نبود؟ و وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود، آیا نماینده من در آن نبود و من از محصول آن نمیخوردم؟ گفتند: آری، فرمود: پس چرا درباره آنچه در دست من بوده از من شاهد و بینه میطلبید؟ (بحارالانوار، ج ۳۰، ص ۳۰۴)

منبع: حوزهنت

 


خروج