*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤٠٤٥٧٢ ١٢:٣٩ - 1397/10/03   چرا حجاب کامل زنان فقط در کشور جمهوری اسلامی ایران اجباری است؟پرس‌وجو شماره 575 ارسال به دوست نسخه چاپي


چرا حجاب کامل زنان فقط در کشور جمهوری اسلامی ایران اجباری است؟پرس‌وجو شماره 575

چرا حجاب کامل زنان فقط در کشور جمهوری اسلامی ایران اجباری است؟


در قانون مجازات اسلامی، تظاهر به روزه‌خواری جرم تلقی شده و مجازاتی برای آن در نظر گرفته شده است؛ هرچند روزه‌داری و روزه‌خواری هر دو از امور شخصی به شمار می‌روند. این شیوه‌ قانون‌گذاری، در حقیقت شیوه‌ای عقلایی است. در تمامی نظام‌های حقوقی، دولت می‌تواند نسبت به رفتارهایی که به خودی خود از امور شخصی محسوب می‌شوند...

آیا حجاب در قرآن و روایات اسلامی رفتاری واجب معرفی شده است؟


 آیا حدود و مرزها و قالبهای حجاب هم مشخص شده

و بهصورت یک قالب معین و یکسان واجب شده است؟


اشاره


در قانون مجازات اسلامی، تظاهر به روزهخواری جرم تلقی شده و مجازاتی برای آن در نظر گرفته شده است؛ هرچند روزهداری و روزهخواری هر دو از امور شخصی به شمار میروند. این شیوه قانونگذاری، در حقیقت شیوهای عقلایی است. در تمامی نظامهای حقوقی، دولت میتواند نسبت به رفتارهایی که به خودی خود از امور شخصی محسوب میشوند، ولی در بازه زمانی و شرایط خاصی، آثار اجتماعی مهمی دارند، قوانینی وضع کند که دامنه اختیارات و آزادیهای فردی را به سود منافع اجتماعی، تنگتر کند. در این خصوص میتوانیم به خرید و فروش جزئی و مصرف مواد مخدر اشاره کنیم که ابتداءاً اموری فردی هستند، ولی در اکثر کشورهای دنیا ممنوع شده و جرم تلقی میشود.

اصل وجوب پوشش شرعی (حجاب)، برای زن و اینکه باید اعضای بدن و از جمله موها را از نامحرم بپوشاند، حکم فقهی مسلم و حتی میتوان گفت از ضروریات دینی به شمار میآید و آیات و روایات فراوانی، صراحتاً، بر وجوب پوشش خاصی برای زنان دلالت دارند. فقیهان شیعی با استناد به برخی از آیات قرآن کریم و روایات پرشماری از پیامبر و امامان اهلبیت علیهم السلام، پوشش همه بدن، جز گردی صورت و دستها تا مچ را برای زنان مؤمن واجب میدانند.

خداوند متعال در تبیین و توصیف محدوده پوشش زنان مسلمان میفرماید: ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و به زنان مؤمن بگو که پارهای از مقنعههای خود را بر خود نزدیکتر کنند (تا گردن و سینههای آنها آشکار نشود!). در تفاسیر بزرگی چون مجمعالبیان،(1) المیزان فی تفسیر القرآن،(2) تفسیر نمونه،(3)... در مورد شأن نزول آیه چنین آمده: آیه از آن رو نازل شد که زنان عرب در صدر اسلام، معمولاً پیراهنهایی میپوشیدند که گریبانش باز بود و روسریهای خود را طوری میبستند که دور گردن و سینه را نمیپوشانید؛ آیه فرمان میدهد که زنان روسریها را بهگونهای ببندند که گردن و سینهها، پوشیده شود!(4)

در آیه 31 سوره نور میفرماید: «و به زنان مؤمن بگو چشمانشان را فروپوشند و از اندامهای جنسی خود (نسبت به دیده شدن و زنا) مراقبت کنند و زیباییهاشان را، جز آنچه خود آشکار است (مانند زیباییهای صورت، دستها تا مچ و احیانا زیباییهای لباسهای رویین)، آشکار نکنند و روسریهاشان را بر سینههاشان اندازند (تا سینه‌‌ها پوشیده ماند) و...؛ دلایل و شواهد روایی در این خصوص بسیار فراوان است و طالبان آن باید به کتابهای مبسوط فقهی مراجعه کنند.

بر اساس ادله فقهی، آنچه مسلم و یقینی است، وجوب حجاب برای زنان مسلمان است. مرزهای حجاب و قواعد کلی حاکم بر پوشش بانوان مؤمن نیز مشخص شده است، اما نه در روایات و نه در آیات قرآن شکل خاصی از حجاب بهعنوان قالب وجوبی مطرح نشده است. به تعبیر دیگر زنان مؤمن وظیفه دارند تا در برابر نامحرمان همه اعضای خود مگر گردی صورت و دستها تا مچ را بپوشانند، اما شکل و رنگ لباس به انتخاب سلیقه و فرهنگ جامعه واگذار شده است. البته چه شکل و چه رنگ لباس، نباید بهگونهای باشد که حکمت وجوب حجاب را از میان ببرد و پوشش خود به عاملی برای تبرج و خودنمایی تبدیل شود.

برخی میگویند که اولاً وجوب پوشش تنها متوجه زنان مؤمن است. ثانیاً حجاب امری شخصی و متوقف بر انتخاب خود فرد است و از این رو اجبار آن فاقد وجاهت فقهی و قانونی است.

در این ادعا که غالباً بدون استدلال هم مطرح میشود، میان دو مسئله خلط شده است: مسئله اول؛ اینکه آیا وجوب حجاب تنها متوجه زنان مؤمن است و زنان غیرمؤمن موظف به رعایت حجاب نیستند؟ مسئله دوم؛ آیا حجاب امری شخصی و متوقف بر انتخاب خود زن است یا امری اجتماعی است و ظرفیت وضع قوانین محدودکننده را دارد؟

پاسخ مسئله اول: تردیدی نیست که مخاطب قرآن کریم در مسئله حجاب به ظاهر زنان مسلمانند و زنان غیرمسلمان مشمول آیات حجاب نیستند، اما ادله دیگری وجود دارد که اثبات میکند همه زنان و مردان، چه مؤمن و چه کافر، به رعایت حدود شرعی موظفاند؛ هرچند اعمال کافران در صورتی مقبول و معتبر است که ابتدا به توحید خداوند و نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آورده و اعمال خود را با انگیزه ایمانی انجام دهند. بر اساس این مبنا متکلمان و فقیهان مسلمان گفتهاند: کافران همانگونه که به اصول دین مکلف و برای اعتقادات فاسد عقوبت میشوند، به فروع دین هم مکلف و برای رعایت نکردن آن مستحق کیفر اخروی خواهند بود.


 دلایل اجباری بودن حجاب


1. تردیدی نیست که حجاب ابتداً واجبی شرعی است که خود مرد و زن مسلمان باید آن را با انگیزه ایمانی و از سرخداخواهی یا خداترسی رعایت کند؛ اما این امر هرگز به این معنا نیست که حجاب امری فردی است و جنبه اجتماعی ندارد. اصلاً حجاب ذاتاً امری اجتماعی است و در ارتباط با دیگران معنا پیدا میکند. حجاب یک رفتار اجتماعی است و زن و مرد در قلمرو رفتارها و تعاملات اجتماعی باید حدود و مرزهای پوشش معتبر شرعی را رعایت کنند.

2. از آنجا که حجاب امری اجتماعی است، پس به خودی خود ظرفیت و صلاحیت وضع قانون را دارد. اصولاً اموری که در قلمرو روابط اجتماعی قرار میگیرد با منافع و مصالح عموم جامعه مرتبط است و اگر قانونگذار (چه خداوند و چه حاکم اسلامی) رفتاری را به سود یا زیان جامعه تشخیص دهد، میتواند متناسب با مصالح، قوانینی را وضع کند.

3. با دقت در آثار و آسیبهای اجتماعی بیپوششی یا بدپوششی، روشن میشود که پوشش، رفتاری اجتماعی است. اساساً انسان هنگام حضور در مناظر عمومی، اقدام به پوشاندن برخی از قسمتهای بدن خود میکند و در خلوت، هرچند به سبب نفوذ اجتماعی،(5) بازهم خود را در برابر خود میپوشاند، اما چنان الزامی که در مناظر عمومی وجود دارد، مطرح نیست. بنابراین رفتار پوشش و از جمله پوشش شرعی، رفتاری کاملاً اجتماعی است و بنابر مصالح و حکمتهایی که وجود دارد، میتواند مبنای احکام و قوانین اجتماعی قرار گیرد. پوشش نامناسب زنان، پیامدهای منفی فردی و اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و معنوی فراوانی به همراه دارد؛ همچنانکه رعایت حجاب و پوشش شرعی، موجب تقویت اخلاق، عفت عمومی، آرامش روانی جامعه، محدود شدن لذتجویی جنسی به چارچوب خانواده، جلوگیری از آزارهای جنسی زنان و دهها اثر مثبت دیگر است که در اینجا امکان پرداختن به آنها بهصورت تحلیلی و مبسوط وجود ندارد. دولت اسلامی، حق تجسس و تفتیش در امور شخصی و دخالت در امور پنهان مردم را ندارد(6) و همه مردم در محیط پنهان و اختصاصی خودشان، آزادی عمل دارند و مادام که به افراد دیگر آسیب نزند؛ میتوانند هر رفتاری را انجام دهند، حتی اگر آن رفتار به خودی خود گناه باشد. از طرف دیگر رفتاری که به محیط جامعه کشیده شود و بالقوه یا بالفعل بر روابط و مناسبات اجتماعی تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد، اقتضای جعل قانون برای الزام به فعل یا ترک آن وجود دارد؛ بهعنوان مثال در قانون مجازات اسلامی، تظاهر به روزهخواری جرم تلقی شده و مجازاتی برای آن در نظر گرفته شده است؛ هرچند روزهداری و روزهخواری هر دو از امور شخصی به شمار میروند. این شیوه قانونگذاری، در حقیقت شیوهای عقلایی است و در تمامی نظامهای حقوقی، دولت میتواند نسبت به رفتارهایی که به خودی خود از امور شخصی محسوب میشوند، ولی در بازه زمانی و شرایط خاصی، آثار اجتماعی مهمی دارند، قوانینی وضع کند که دامنه اختیارات و آزادیهای فردی را به سود منافع اجتماعی، تنگتر کند. در این خصوص میتوانیم به خرید و فروش جزئی و مصرف مواد مخدر اشاره کنیم که ابتداءاً اموری فردی هستند، ولی در اکثر کشورهای دنیا ممنوع شده و جرم تلقی میشود. به سبب آنچه گفته شد، در قانون مجازات اسلامی، ماده 638، ظاهر شدن در مناظر عمومی، بدون پوشش تعریفشده شرعی، جرم تلقی شده و مجازاتهایی برای آن در نظر گرفته شده و این شیوه عقلایی، البته از جانب شرع مقدس تأیید شده است. توضیح اجمالی مطلب این است که حتی رفتارهایی که بر اساس حکم اولی اسلام، مباح و انجام آنها جایز است، اگر به سبب تغییر عنوان یا مصالحی که حاکم عادل و حکومت اسلامی تشخیص میدهد، اقتضای الزام به ترک یا فعل پیدا کند، قانونگذار میتواند آن را موقتاً و تا زمانی که مصالح جامعه منوط به انجام یا ترک آن است، لازمالعمل یا ممنوع اعلام کند؛ این در حالی است که رعایت نکردن پوشش شرعی به خودی خود هم گناه و ممنوع است!(7) بر این اساس حجاب، مادامی که بهعنوان رفتاری اجتماعی مورد توجه قانونگذار قرار میگیرد، همه افراد جامعه، چه مسلمان و چه غیرمسلمان را در بر میگیرد و رعایت قانون اجتماعی ربطی به انگیزهای دینی افراد ندارد؛ هرچند اگر زن، با انگیزه اطاعت امر خداوند و رعایت تقوای شرعی به رعایت حجاب اقدام کند سزاوار پاداش الهی در دنیا و آخرت خواهد بود. اجباری بودن حجاب، هرگز نافی مسئله مهم فرهنگسازی در این عرصه نیست. برخی از افراد میپندارند که بهتر است مسئله حجاب را به انتخاب افراد واگذار کرده و صرفاً با فرهنگسازی و روشهای غیراجباری، انگیزه رعایت حجاب را در میان مردان و زنان جامعه تقویت کنیم. بله فرهنگسازی هم امر بسیار مهمی میباشد و به عبارتی آگاهسازی، بالابردن انگیزههای مثبت، تشویق، ارائه الگوهای مؤثر و جذاب در حوزه زیباشناسی مد و لباس و ترغیب خانوادهها در مسئله حجاب، مهم و ضروری است، اما این مسئله هرگز نمیتواند جای قوانین روشن و شفاف را پر کند. همچنانکه قوانین خوب هم نمیتواند جای فرهنگسازی و رشد انگیزهها و حس همکاری و تعاون را پر نماید. اگر مغالطه بالا، مبنی بر فرهنگسازی به جای قانونگذاری را بپذیریم، باید آن را در همه مسایل اجتماعی جاری بدانیم و بگوییم: بهجای وجود قوانین شفاف و تنظیمکننده روابط اجتماعی، فرهنگسازی کنیم و رعایت هنجارها و قواعد اجتماعی را به شعور و انتخاب آزاد افراد بسپاریم. آنگاه نتیجه چنین تفکری، جز هرج و مرج اجتماعی و آشفتگیهای زیان بار در روابط میان مردم نخواهد بود. قوانین خوب و کارآمد هم برای آنکه خوب و مؤثر اجرا شده و به نتایج لازم برسند نیازمند فرهنگسازی و بالابردن آگاهیها و انگیزههای افراد جامعه است، اما منطقی نیست که وضع قوانین و اجرای آن را به تحقق فرهنگسازی موکول کنیم؛ زیرا خود وضع و اجرای قانون هم بخشی از فرهنگسازی لازم برای هنجارمند کردن رفتار جامعه به شمار میرود.

مغالطه دیگری که در این عرصه مطرح شده این است که حجاب وقتی ارزش و اصالت دارد و نتایج معنوی و اخلاقی قابل توجهی را برای زن مسلمان بهوجود میآورد که انگیزه آن از درون روح او بجوشد و رفتار محجوبانه زن مبتنی بر ایمان اصیل و عمیق درونی او باشد و الا صرف اجبار او به پوشش خاص، تأثیر معنوی مهمی را در شخصیت او نمیگذارد.

امروزه اصل اجبار هم به همراه شیوههای دیگری، مانند تشویق، پاداش و تنبیه، در روانشناسی و علوم تربیتی پذیرفته شده است. مهمترین اصل تربیتی، خصوصاً برای کودکان و نوجوانان، وجود قوانین شفاف و منطقی در محیط زندگی است و نمیتوان همه چیز را به انتخاب و اختیار خود فرد واگذار کرد.

..............................................

 پینوشتها


1. مجمعالبیان فی تفسر القرآن، تفسیر سوره نور و احزاب.

2. المیزان فی تفسیر القرآن، تفسیر سوره نور و احزاب.

3. تفسیر نمونه، در ذیل آیات حجاب در سوره نور و احزاب.

4. رک: توضیح المسایل مراجع معظم تقلید.

5. مسعود آذربایجانی، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی.

6. مگر در مواردی که رفتارهای فرد حریم خصوصی، به آسیبهای جدی به دیگران شود که ورود و دخالت در آن با حکم قضایی مجاز است.

7. رک: محمدجواد ارسطا، مبانی تحلیلی نظام جمهوری اسلامی ایران.

..............................................

منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم

 

 

 

 

 

 



خروج