*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1397/08/28 | ساعت:١٤:٠٣ | شماره خبر:٤٠٣٨٧٤ |  


    پرس‌وجو شماره 570چگونه به  صدور احادیث از معصومین  اعتماد کنیم؟

چگونه به صدور احادیث از معصومین اعتماد کنیم؟

 چگونه می‌توان به تاریخ اعتماد کرد؟ شاید تاریخ را بر اساس اغراض و اهداف شخصی تحریف کرده‌اند و جعل باشد؟ پس چگونه به احادیث می‌توان اعتماد کرد؟ آیا امکان دارد که افراد با مشخصات ذکر شده در تاریخ واقعاً این‌گونه نباشند؟ پس چگونه به تاریخ می‌توان اعتماد کرد؟ تاریخ، علم آگاهی یافتن از گذشته است بنابراین در مواردی می‌تواند مانند معلمی برای ما باشد.... 

  


چگونه میتوان به تاریخ اعتماد کرد؟ شاید تاریخ را بر اساس اغراض و اهداف شخصی تحریف کردهاند و جعل باشد؟ پس چگونه به احادیث میتوان اعتماد کرد؟ آیا امکان دارد که افراد با مشخصات ذکر شده در تاریخ واقعاً اینگونه نباشند؟ پس چگونه به تاریخ میتوان اعتماد کرد؟

تاریخ، علم آگاهی یافتن از گذشته است بنابراین در مواردی میتواند مانند معلمی برای ما باشد. یک مورخ برای بیان تاریخ باید بسیار اهل دقت باشد تا دچار انحراف و گمراهی نشود. راه اعتماد ما به تاریخ (همانطور که مورخانی مانند ابنخلدون متذکر این نکته شدهاند- این است که یک مورخ قبلاز نقل یک حادثه یا قضیه تاریخی ابتدا جوانب آن را بررسی میکند تا معلوم شود آیا آنچه را نقل میکند با اصول و قواعد عقلی سازگار است یا نه؟ و با افرادی که این وقایع در مورد آنها آمده هماهنگ است یا نه؟ مانند برخی آمارهایی را که در طول تاریخ بیان کردهاند که در مواردی با عقل جور در نمیآید. بنابراین اگر مورخ در بیان تاریخ دقیق باشد احتمال انحراف کمتر میشود گرچه در بیان تاریخ ممکن است حوادث غیرواقعی یا در مواردی اغراقآمیز ذکر شده باشد و از آنجایی که حوادث تاریخی با تواتر و شهرت و قرائن و شواهد همراه است ما میتوانیم با بررسی دقیق به آن اعتماد کنیم.(1)

حتی اگر احتمال تحریف را در برخی حوادث و بیانهای تاریخی بپذیریم ولی در مورد اعتماد ما به احادیث و رجال حدیثی قضیه متفاوت است به این معنا که گرچه احتمال دارد آمار و ارقام و یا حوادثی در کتب تاریخی خلاف واقع بیان شده باشد ولی وقتی که نوبت به اعتماد به یک حدیث و روایتی میشود و یا صحبت بر سر وجود یا عدم وجود یک نفر راوی یا شرح حال او از نظر اینکه آیا این شخص مورد اعتماد است یا خیر؟، پیش میآید اینگونه نیست که ما بدون هیچ بررسی و دقت یک حدیث را به صرف اینکه در یک کتاب روایی آمده است قبول کنیم تا بعد این شبهه پیش آید که این احادیث قابل اعتماد نمیباشد؛ زیرا وقتی صحبت از پذیرش یا رد یک روایت یا یک راوی میشود با استفاده از قواعد و اصول دو علم رجال و درایه (در رجال حال راویان و مورد اعتماد بودن یا نبودن روات احادیث مورد بررسی قرار میگیرد و در علم درایه متن، سند و طریق احادیث بررسی میشود) آن راوی و روایت او مورد ارزیابی قرار میگیرد. و تا با دلایل و قرائن و شواهد محکم به صحت یک روایتی یا مورد اطمینان بودن یک راوی پی نبرند به آن روایت و راوی اعتماد نمیکنند.(2)

راههایی برای اعتماد به احادیث وجود دارد که عبارتند از:

 الف) پالایش متنی و سندی احادیث:

این کار به صورتهای مختلفی انجام شده است:

▪ 1. اولین روشنگری درباره جلوگیری از ورود احادیث جعلی در تراث شیعی توسط خود امامان معصوم علیهم السلام انجام گرفت، ایشان به اشخاصی اشاره میکردند که واضع و جاعل احادیث بودند و در ضمن به نوع افکار و معانی که در احادیث جعل کردهاند اشاره میفرمودند. عبداللهبن مشکان از بعضی از اصحاب امام صادق علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمود: «خداوند مغیرةبن سعید را لعنت کند، او پیوسته بر پدرم امام باقر علیه السلام دروغ میبست، خداوند گرمای آتش را به او بچشاند، خداوند لعنت کند کسی را که درباره ما چیزی میگوید که ما نسبت به خود چنین اعتقادی نداشته باشیم، خداوند لعنت کند کسی که ما را از درجه بندگی خداوندی که ما را خلق کرد و بهسوی او باز میگردیم و همه امور ما بهدست اوست خلع کند» اینگونه روشنگریها باعث طرد سندها و متونی بود که اسماء و افکار این گروههای منحرف در آن وجود داشت. یاران ائمه علیهم السلام و محدثان شیعه با دقتنظر و تیزبینی اینگونه انحرافات را تا حد زیادی حذف کردند.

▪ 2. نویسندگان کتب اربعه (کافی، من لا یحضره الفقیه، استبصار، تهذیب) که اشخاص متخصص و متعهدی بودند، احادیثی را جمع کردهاند که حجت بین خدا و ایشان باشد. یعنی احادیثی که به نظر خودشان صحیح بود. از طرفی میدانیم که اصطلاح صحیح در نزد قدما یعنی روایتی که از صدور آن اطمینان داشته باشد که نتیجه بررسی سندی و متنی یک حدیث اطمینان از صدور آن از معصوم علیه السلام است.

▪ 3. تألیف کتاب در علم رجال: قبلاز کتب رجالی فهرستی اربعه (رجال کشی، فهرست نجاشی، رجال طوسی، فهرست طوسی) اصحاب دارای کتب رجالی زیادی بودند. یعنی پالایش احادیث از زمان حضرات معصومین علیهم السلام شروع شد و محدثین ما با آگاهی از رجال احادیث اقدام به نوشتن احادیث میکردند نه چشم بسته و بدون نقد و جرح و تعدیل. به عنوان مثال عبداللهبن جبله کنانی (م 219ه)، محمدبن عیسی یقطینی، حسنبن محبوب (م 224ه) و حسنبن علیبن فضال (م 224ه) و دیگر اصحاب نیز هر کدام کتاب رجالی داشتند. بعداز این، کتب رجالی و فهرستی اربعه تألیف شد که سعی زیادی در شناخت روات و شناخت کتب روایات و صحت استناد آن به نویسندگانش نمودند.

 ب) پالایش متنی:

برای پالایش متن احادیث از هرگونه تغییر و تحریف عمدی و غیرعمدی از این راهها استفاده شده است:

▪ 1. عرضه حدیث بر امامان و عالمان

یکی از روشهای پالایش متنی که اصحاب ائمه علیهم السلام، بهخصوص اصحاب ائمه علیهم السلام متأخر مانند امام رضا علیه السلام تا امام عسکری علیه السلام انجام میدادند. عرضه روایات بر معصومین علیهم السلام و اطمینان از صحت و سقم روایات بود.

این شیوه که در روایات آن را «عرضالحدیث» مینامند بیشتر در دوره نخستین تدوین حدیث یعنی «دوره حضور»، جلوه کرده است. در این روش حدیث بر امام معصوم علیه السلام و یا اصحاب بزرگ و مورد اعتماد او عرضه میشود و تأیید یا انکار امام علیه السلام نسبت به کلمات متن حدیث بهدست میآید.

عرضه مجموعههای متعدد روایی بر امام صادق علیه السلام نشانگر تشدید این جریان در عصر آن امام همام است. دورهای که هویت تشیع، تثبیت شد و شیعه جعفری از شیعه زیدی و فرقههای مختلف دیگر تمایز یافت. اصحاب و راویان تربیت یافته در این مکتب بهعنوان شاخصهایی برای محکزدن درستی هر آنچه به شیعه و امامان او نسبت داده میشد، مطرح شدند و آنان نیز با عرضه مجموعههای حدیثی نوشته و یا نقل شده، خود، امنیت میراث شیعی را تضمین کردند.

همچنین یونسبن عبدالرحمن کتب زیادی از شیعه را محضر امام رضا علیه السلام عرضه کرد که در موردی حضرت احادیث فراوانی را انکار کرد. مانند این در مورد کتب بنیفضال نیز وارد شده است. که امام حسن عسکری علیه السلام روایات این کتب را تأیید کردند.

شیوه عرضه حدیث موجب گشت، سادهاندیشی از دایره حدیث شیعه رخت بربندد و دست جاعلان کوتهاندیش که کم هم نبودند از دامان حدیث کوتاه گردد. تنها احساس هولناک رد امام علیه السلام نسبت به حدیثی کافی بود که بسیاری از منافقان داخل شده در صفوف شیعه را از کرسی نقل حدیث، پایین کشد و آنان را از حریم پاک آن دور سازد، گرچه به کلی کنار نرفتند.

▪2. مقابله نسخهها

این شیوه از قدیمالایام در بین علما اسلام و اصحاب و یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلام مرسوم بوده که هرچند یکبار نصوص و کتابهای حدیثی و خطی خود را با نوشتههای صحیح و اصلی افراد مورد وثوق مقابله و تطبیق میکردند این روش کوششی است جهت زدودن تحریفها، افزودهها و کاستیهای عمدی و سهوی.

▪3. اجازه نقل حدیث

علمای حدیث، اجازه نقل را یکی از مهمترین طرق تحمل حدیث دانستهاند و بهعنوان پشتوانه صحت و درستی نقل احادیث، به اخذ و مبادله آن همت گماشتهاند. بدین صورت که اساتید علم حدیث بهطور کتبی یا شفاهی اذن روایت احادیث از خود را به شاگردانشان اعطا مینمودند و معمولاً در این اجازات نام اساتید و مشایخ و تألیفات خود را میآوردند. بهعنوان مثال احمدبن ادریس اشعرى قمى فقیه نامدار، محدث عالیقدر و یکى از چهره‏هاى درخشان قرن سوم هجرى در شهر مقدس قم است که توفیق یافت به محضر پیشواى یازدهم، حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام شرفیاب شود. وی دانشهاى مختلف را از محضر اساتید و دانشوران نامدار امامیه عصر خویش، همچون احمدبن اسحاق قمى (سفیر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در شهر قم و ده‏ها تن از چهره‏هاى درخشان شیعه، فرا گرفت و موفق به تألیف کتاب‏هاى ارزشمند فقهى و حدیثى شد. او روایات متعددى را از ائمه اطهار علیهم السلام نقل کرده است. شاگردان دانشمندى در مکتب او تربیت شده‏اند و او به آنان اجازه روایت داد. از مهمترین و مشهورترین شاگردان وى مى‏توان ثقةالاسلام، محمدبن یعقوب کلینى را نام برد که صاحب مطمئن‏ترین کتاب حدیثى شیعه یعنى «کافى» است و کلینى در آن روایات ابنادریس را بدون واسطه نقل کرده است.

از فواید مهم اجازه روایت، اتصال سند اخبار به ائمه معصومین علیهم السلام است و معمولاً اساتید در اجازه روایی سلسله سند را به یکی از مشایخ بزرگ همچون ملامحمدتقی مجلسی، شهید اول، علامه حلی و یا شیخ طوسی رسانده و بر او توقف میکنند چون طرق مشایخ بزرگ معلوم است.

▪ 4. روش فهرستی

یکی دیگر از این روشها، روش فهرستی است، قدما چنین روشی داشتند یعنی روایات را با یکسری از قرائن میسنجیدند آنگاه قبول یا رد میکردند. مثلاً چون مسلک قمیها در غلو بسیار سختگیرانه بود بهطوری که ابنولید تمام کتب صفار جز بصائرالدرجات را نقل میکند. با اینکه نویسنده همه محمدبن الحسن الصفار است، یا ابنولید تمام رجال کتاب نوادرالحکمة را تأیید میکند ولی چند نفر را استثنا میکند نه اینکه این افراد ضعیف باشند بلکه روایتی که با این سند در این کتاب واقع شده مورد قبول نیست.

در این روش هم اگر چه کاری شخصی و اجتهادی است ولی به نوع خود پالایش متنی روایات است.

▪ 5. موافقت متن روایات با آموزههای صریح قرآن

یکی دیگر از این روشها عرضه روایات بر آیات قرآن است. از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلام مکرر روایت شده است که فرمودند: «هرگاه از ما حدیثی به شما رسید آنرا بر کتاب خدا عرضه نمایید پس آنرا که موافق قرآن بود بگیرید (بر طبق آن عمل کنید) و آنرا که مخالف قرآن بود کنار بگذارید یا به ما برگردانید (درستی و نادرستی آنرا از ما بپرسید).

همچنین خداوند متعال برای نگهبانی از میراث گرانبهای نبوی در مقابل سودجویی فرصتطلبان، پاسدارانی را گمارده بود که محل رجوع مسلمانان حقجو بودند. از نمونههای بارز این حقیقتجویان، «سلیمبن قیسالهلالی» است که به سرنخهایی از اختلاط و التقاط و تفاوت نقلها و دروغ بستن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست یافته و پی برده بود که انتقال حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تنها از مجرای علم صحیح اهلبیت علیهم السلام میسر است.

خلاصه اینکه امروزه با این تلاشهای وافر و پیگیریهای مجدانه و طاقتفرسا از طرف ائمه علیهم السلام و اصحاب ایشان تراث غنی و نسبتاً سالمی بهدست ما رسیده است ولی در عین حال علما و مجتهدین با عنایت به همه این تلاشها خود را از کاوش سندی و متنی و یافتن قراین و شواهد در بهدستآوری ملاکهایی برای تشخیص روایات صحیح واقعی از دیگر روایات بینیاز نمیدانند، علما و مجتهدان با بررسی سند روایات و بررسی صحت انتساب کتب اولیه که روایات کتب اربعه از آنها گردآوری شده است به صاحبانش چه بسا روایات صحیحالسند و المتن را بهخاطر بعضی از قراین قطعی قبول نکنند مثلاً 1. روایت مخالف قطعی با قرآن باشد. 2. مخالف با اصول مذهب باشد. 3. مورد اعراض علما امامیه در طول تاریخ واقع شده باشد. 4. روایات از روی تقیه صادر شده باشد. 5. روایات دارای نشانههای جعل باشد و...

اینها و دیگر امور بسیار دقیق و فنی، راههایی است که امروزه علما و مجتهدین برای قبول یا رد یک روایت به کار میگیرند.

پس هرچند احتمال تحریف را در بیان تاریخ بدانیم ولی این مشکلی را برای ما در اعتماد به احادیث ایجاد نمیکند؛ زیرا برای پذیرش احادیث دو علم رجال و درایه وجود دارد که در علم رجال به بررسی افرادی که احادیث را نقل میکنند پرداخته میشود و در درایه به بررسی و بیان ملاکهایی در پذیرش یک حدیث و انواع احادیث پرداخته میشود. بنابراین ما به احادیث و راویان بعداز برخورداری از ملاکهایی که ذکر شد اعتماد میکنیم.

..............................................

 پینوشتها

1. ابنخلدون عبدالرحمن، مقدمه ابنخلدون/ج1/ص13، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ چهارم، تهران، 1359

2. علامه حلی قدس سره، رجال علامه حلی/ج1/ص3، چاپ دارالذخائر قم، سال 1411

منبع: اسلام کوئیست

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





يکشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام