*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: ویژه محرم  | تاریخ:1397/06/22 | ساعت:١٥:٤٠ | شماره خبر:٤٠٢٧١٥ |  


    منابر اقتصاد مقاومتی (7)تولید: (ملزومات تولید در اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید و خرید تولیدات داخلی)

تولید: (ملزومات تولید در اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید و خرید تولیدات داخلی)

 بحث ما در این باره بود که چرا بعضی از انسان های خوب راهشان را از ولی خدا جدا می کنند و چه می شود که اهل بیت تنها می مانند؟ در این چند شب بعضی از عوامل را بیان کردیم که می شود همه آن ها را در یک کلمه جمع کرد: اگر چه خیلی از ما اهل بیت را دوست داریم و به آنها اعتقاد داریم اما در زندگی شیوه ای غیر از شیوه آنها را انتخاب کرده ایم. به عبارت دیگر سبک زندگیمان با اهل بیت متفاوت است...  

  



بحث ما در این باره بود که چرا بعضی از انسان های خوب راهشان را از ولی خدا جدا می کنند و چه می شود که اهل بیت تنها می مانند؟

در این چند شب بعضی از عوامل را بیان کردیم که می شود همه آن ها را در یک کلمه جمع کرد: اگر چه خیلی از ما اهل بیت را دوست داریم و به آنها اعتقاد داریم اما در زندگی شیوه ای غیر از شیوه آنها را انتخاب کرده ایم. به عبارت دیگر سبک زندگیمان با اهل بیت متفاوت است.

همین باعث می شود که راهمان از جایی که نمی دانیم از راه امام حسین جدا شود و یک دفعه خودمان را در مقابل اماممان ببینیم.

یکی از حادثه های فوق العاده مهم که در کربلاء اتفاق افتاد حادثه جناب حر بود، جناب حر پیش اهل بیت جایگاه بلندی دارد.  مرحوم محمد شریف رازی در کتاب کرامات صالحین ماجرای نبش قبر حر توسط شاه اسماعیل را توضیح داده که در نوع خود جالب است .

هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر شهدای کربلا علیهم السلام را زیارت نمود. اما به زیارت حر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر سالارش فاصله دارد، نرفت.

پرسیدند: « چرا؟»

استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شده بود از سالارش حسین علیه السلام دور نمی ماند.

توضیح دادند که: « شاها ! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسین علیه السلام بستگانش بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به خاک سپردند

شاه گفت: « من می روم با این شرط که دستور دهم قبر او را بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره می سازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد. »

پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد.

هنگامی که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخمهای بی شمار گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیه السلام بر فرق او بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد.

شاه اسماعیل گفت: « این دستمال از امام حسین علیه السلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری بست اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف ساختن آن بی حاصل ماند.

به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حر بست و گوشه ای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان فراخواند.

جناب حر حتی وقتی در سپاه یزید بود جایگاه امام حسین را می دانست عظمت حضرت زهرا را درک می کرد و فرزند فاطمه بودن را می فهمید وقتی امام حسین علیه السلام به او فرمود ثکلتک امک ادب کرد و گفت هر کس دیگر به من چنین گفته بود به مادرش جسارت می کردم اما چه کنم که مادر شما فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

وقتی آمد جلوی سپاه امام را گرفت اجازه نداد به لشکرش که یک نماز جدا برقرار کنند بلکه پشت سر امام حسین علیه السلام نماز خواندند و همه را مجبور کرد در نماز جماعت به امامت امام حسین شرکت کنند.

ولی فکر می کرد می توان امام حسین را قبول داشت و به او محبت ورزید ولی بر سرسفره معاویه و یزید نیز نشست و دل به دنیای آنها خوش کرد.

جمله ای دارد روز عاشورا که خیلی مهم است.

می گوید من الان خودم را بین بهشت و جهنم می بینم خیلی نکته ظریفی اینجاست یعنی جناب حر قبل از این خودش را بین بهشت و جهنم نمی دید اصلا نمی فهمید که همین که در سپاه یزید است در جهنم است ناگاه چشم باز کرد دید در مقابل امامش قد علم کرده است

فکر می کرد می توان این دو را با هم جمع کرد! در دل با امام حسین بود اما در مقام عمل مثل دشمنانش زندگی کرد

ما ها البته معلوم نیست مثل حر مرد باشیم و در این مواقع تصمیم درست را بگیریم او مردانگی کرد اما ما معلوم نیست چنین بتوانیم بکنیم.

اگر بخواهیم کم کم از سپاه امام حسین دور نشویم باید در زندیگ خودمان را شبیه امام حسین کنیم.

یکی از ویژگی های امام حسین علیه السلام در مقام عمل این بود که در مقابل دشمن کوتاه نمی آمد. هزینه کرد اما در مقابل دشمن تسلیم نشد.

اگر ذره ای امام حسین علیه السلام فقط ذره ای در مقابل یزید کوتاه می آمد یک دنیای خوبی برایش درست می کردند!

اما امام حسین می فرماید بمیرم بهتر است: الموت اولی من رکوب العار **** و العار اولی من دخول النار

الا و ان الدعی بن الدعی قد رکز بین اثنتین الموت و الذله و هیهات منا الذله ..

و ...

امام حسین دقیقا می فهمید که دشمن چه میخواهد بر عکس آن عمل می کرد.

امروزه نیز کسی می تواند دم از این بزند که در سپاه امام حسین علیه السلام و به یاری ایشان قد علم کرده است که در مقابل دشمن روحیه ایستادگی داشته باشد. می دانید همانطور که مقام معظم رهبری فرموده اند امروزه جنگ اصلی که دشمن بر ایران اسلامی تحمیل کرده است جنگ اقتصادی است و حتی هر از گاهی که بحث از جنگ نظامی را مطرح می کنند برای این است که نگاه ها و فکر ها را از جنگ اصلی که جنگ اقتصادی است منحرف کنند.

هجمه مستکبران عالم که گاهی به نام دفاع از حقوق بشر ، مبارزه با تروریسم ، گسترش آزادی ، مبارزه با حامیان لبنان و فلسطین و اخیرا به بهانه استفاده ایران از انرژی هسته ای در قالبها و اشکال مختلف علیه کشور ما تهیه و تدارک می شود، صرفا یک دلیل واقعی دارد و آن تلاش ما برای اجرای تعالیم اسلام ناب محمدی است . چه بسیارند کشورهایی که در اطراف ما با شرایطی بسیار تیره و دهشتناک هیچگاه مورد تعرض، اعتراض، تحریم و... این مستکبران قرار نگرفته و نخواهند گرفت. زیرا آنان دین ، فرهنگ ، اقتصاد و سیاستی را اتخاذ کرده اند که با سیاستهای شیاطین زر و زور منافات ندارد ولیکن تبعیت از اسلام ناب فی نفسه به معنای جنگ همیشگی با ظلم و ستم و زیاده خواهی است و بدیهی است که این پیروی از اسلام و این مقاومت هزینه هایی خواهد داشت که باید آن را بپردازیم .

اکنون مستکبران و حق ستیزان باهمه افتراق و تشتّت خود، متحد شده و به مبارزه ای جدید روی آورده اند که ابزار و ادوات آن تغییر کرده است.

جنگ اقتصادی ، جنگ تمام عیاری است که برای به زانو درآوردن ایران اسلامی طراحی شده . در این عرصه آنان با بهره گیری از سیطره خود برای اقتصاد جهان و بازارهای جهانی راه را بر مبادلات اقتصادی ایران بسته و عملا منابع مالی کشور را دچار مخاطره نموده اند. یقینا در این شرایط، اسلام ستیزان تن به هر رذالتی[3] می دهند، تا شاید بتوانند این ملت بزرگ را وادار به تسلیم و یا حداقل اعتراض و آشوبهای داخلی نمایند. لذا همانند عرصه های پیشین ، برای غلبه و پیروزی در این مبارزه پس از اتکال بر ذات لایزال خداوند متعال ، نصر و ظفر در گرو مقاومت و تلاش ماست. مقاومتی همه جانبه در برابر تحریم ها و همچنین تلاشی اصولی وخستگی ناپذیر برای دستیابی به بهترین تولیدات و خدمات . بر همین اساس درسالیان اخیر رهبر فرزانه انقلاب با رویکردی اصولی و به منظور جلب توجه مردم و مسئولین نظام به حوزه مهم اقتصاد، مباحث اقتصادی را دستمایه نامگذاری های سالانه قرار داده اند و ازحدود دو سال قبل، همگان را با مقوله اقتصاد مقاومتی آشنا ساختند[4]. لذا بر ماست که فرمان مقتدای خویش را با جان و دل بشنویم و با تمام توان و هرکدام از ما به وسعت دستهای آسمانی خود تلاش کنیم چه آنکه فرمود : اقتصاد مقاومتی ، یک شعار نیست ، یک واقعیت است[5] .

به عبارت دیگر آنچنان که پیشتر گذشت ندای ظلم ستیزی امام حسین علیه السلام و مقاومت در برابر فزون خواهی یزیدیان، در اقتصاد مقاومتی تبلور می یابد.

خوب یک وظیفه ای مسئولین دارند و یک وظیفه ای مردم.

وظیفه ما چیست؟

در اقتصاد مقاومتی باید تولید را بالا برد.

باید تنبلی را کنار گذاشت

تولیدات کیفیتشان بالا برود کارگر ما نگوید که حالا من یکم کم بگذارم چه می شود؟ بداند در جنگ است و ممکن است دشمن این خاکریز را فتح کند هر کالای ایرانی که نتواند از حیث کیفیت با کالای خارجی رقابت کند یعنی این خاکریز را به دشمن دادیم. و اگر مشکلش تو باشی تمام گناهش به گردن تو خواهد افتاد که در مقام عمل اتقان نداشتی

صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، آنها هم بایستی به تولید ملّی اهمّیّت بدهند؛ به چه معنا؟ به این معنا که بهره‌وری را افزایش بدهند. بهره‌وری، یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود؛ کارگر که کار میکند، کار را با دقّت انجام بدهد؛ رحم الله امرء عمل عملاً فأتقنه، این معنای بهره‌وری است؛ از قول پیغمبر نقل شده است: رحمت خدا بر آن کسی است که کاری را که انجام میدهد، محکم انجام بدهد، متقن انجام بدهد. آن کسی که سرمایه‌گذاری میکند، سعی کند حدّاکثر استفاده از آن سرمایه انجام بگیرد؛ یعنی هزینه‌های تولید را کاهش بدهند؛ بعضی از بی‌تدبیری‌ها، بی‌سیاستی‌ها موجب میشود هزینه‌ی تولید برود بالا، بهره‌‌وری سرمایه و کار کم بشود.(۱۳۹۳/۰۱/۰۱بیانات در حرم مطهر رضوی)

نگویید که حقوقما کم است این نباید بهانه برای ما بشود که خوب کار نکنیم بله بفهمیم که در یک جنگ تمام عیار هستیم. در جنگ اندکی باید سختی ها را تحمل کرد. ولی بعد آن یک گشایش و راحتی خواهد بود.

فکر نکنیم الان اگر یک کالای بنجل را تحویل دادیم سود بیشتری کسب می کنیم

اولا مال حرام برکت ندارد و این مال حرام است

ثانیا خیانت به کشور است

ثالثا در دراز مدت از خود تو هم نمی خرند و تو هم ضرر می کنی

و از طرف دیگر باید از تولیدات خوب حمایت کنیم و خرید کالای داخلی توسط علما در اعصار مختلف و جلوگیری از واردات کالای خارجی توصیه شده

* نمونه‌های از این دست فتاوی در مورد واردات

این البته اولین باری نیست که یک عالم و فقیه، چنین حکمی را می‌دهند. اگر نگاهی به تاریخ این سرزمین و به‌ویژه تاریخ معاصر ایران بیندازیم به‌وضوح به مواردی برمی‌خوریم که حاکی از نگاه خاص و نافذ علمای با بصیرت در مورد امر تولید ملی است. این امر به‌ویژه با اقدام جریان‌ساز فتوای تحریم مصرف تنباکو توسط مرجع تقلید بزرگ آن زمان یعنی مرحوم میرزای بزرگ شیرازی به منصه‌ی ظهور رسید که به استعمار شرکت‌های انگلیسی و به‌ویژه شرکت معروف رژی در ایران که بازار تنباکو را در انحصار خویش داشت، خاتمه داد.

حکم تحریم تنباکو، به‌واسطه‌ی وسعت نفوذ این مرجع بزرگ و حکم شدید و بی‌سابقه مبنی بر حرمت و در حکم محاربه با امام زمان بودن، جریان‌ساز و تحول‌آفرین شد و نقطه‌ی عطفی در مبارزات علیه استعماگری‌های بیگانگان در کشور که عمدتاً از طریق واردات در پی ضربه زدن به اقتصاد کشور بودند به حساب آمد، به‌طوری‌که تا قبل از آن شاید اشکالات و پیامدهای معامله با اجانب و بیگانگان و سلطه‌ی اقتصادی ایشان بر سرزمین چندان بر عموم مردم روشن و واضح نبود و در موارد بسیاری نیز دولت وقت با این معاملات همراهی می‌کردند. اما صدور این فتوا هم دخالت شریعت در برابر سلطه‌‌ی بیگانگان را در امور اقتصادی نشان داد و هم راه را بر مظاهر و عرصه‌های دیگر تهاجم اقتصادی بیگانگان و سلطه‌ورزی ایشان در این کشور مسدود نمود.

سه سال قبل از این فتوا نیز در سؤال و جوابی که بین شهید شیخ فضل‌الله نوری و میرزای بزرگ شیرازی در مورد سد نفوذ اقتصادی اجانب و بلاد کفر در آن زمان به‌ویژه روس و انگلیس از طریق تحریم مواردی چون قند و چایی و غیره، صورت پذیرفته بود، ایشان آن‌را از باب سیاست و مصالح عامه برشمرده و تکلیف اصلی را بر دوش دولت و مسلمانان صاحبان نفوذ دانسته بودند و مردم را به تحریم کالاهای بیگانه تشویق کردند. جالب اینجاست که این عالم مجاهد بزرگ، نقش دولت را علیرغم نقش مردم، مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر می‌داند: «در عهده‌ی هر دو [دولت و ملت] است که به اعانت یکدیگر دین و دنیای عباد را حراست کرده... و با تقاعد و کوتاهی از یکی امر، معوق و رعیت به امثال این بلاها [تسلط کفار بر اقتصاد مسلمین] مبتلا می‌شوند و چونکه از ملت جز گفتن و تحریص و تخویف و تهدید، امری دیگر برنمی‌آید و انفاذ و اجرا با دولت است؛ تا از دولت کمال همراهی را نبیند، اقدام نمی‌تواند نمود و اگر ببیند که به تکلیف لازم خود اقدام دارد و درصدد بیرون آمدن از عهده‌ی آن کماینبغی می‌باشد البته ملت آنچه را شایسته‌ی اوست خواهد کرد و چگونه نکند؟»

عکس پوستری: حرام شرعی و قانونی

بیست سال بعد آخوند خراسانی مرجع بزرگ شیعیان نیز مصرف کالاهای خارجی در سرزمین‌های اسلامی را موجب از میان رفتن ثروت کشور و منابع داخلی و فقر و فلاکت امت و تسلط کفار بر مسلمین و نیز از بین رفتن استقلال مملکت و حتی تخریب دین دانستند و تلاش مردم از همه‌ی اصناف در جهت تحریم آن‌را، جهاد اقتصادی در رکاب امام زمان (عج) بر شمردند.

مبنای فقهی این موضوع را شاید بتوان در قاعده‌ نفی سبیل دانست. قاعدۀ نفى سبیل از قواعد مهم فقه اسلامى و مستند به آیۀ شریفۀ «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» (سوره نساء/۱۴۱) است. در این آیه، شارع مقدس در مقام تشریع و در مقام قانون‌گذارى و در مقام بیان یک قاعدۀ کلى در جامعۀ اسلامى است. هر قرارداد و هر چیزى که سبب استیلاى کافر بر مسلم شود منفى است. بنابراین، قاعدۀ نفى السبیل بر ادلۀ اولیه و احکام حکومت ناظر است. این امر در مورد معاملات و قراردادهای اقتصادی و تجاری با بیگانگان به‌ویژه کفار بسیار بارز و روشن است چرا که هرگونه وابستگی اقتصادی بدون مابه‌ازای مشخص در برابر آن، موجبات وابستگی سیاسی و حاکمیتی را هم فراهم می‌آورد.

نگوییم که جنس خارجی بهتر است و نگاهمان به خارج نباشد و کالای خارجی چشمانمان را پر نکند که این نگاه گام ی برای از بین رفتن جامعه اسلامی است

چشم داشتن به امکانات دیگران از عوامل انحطاط  است

خداوند متعال در آیات الهی به این حقیقت اشاره می کند که چشم داشتن به امکانات دیگران یکی از مهمترین عوامل سقوط یک جامعه است. جامعه ای که با وجود دارا بودن امکانات و استعداد های فروان به امکانات دیگران چشم داشته باشد این جامعه نمی تواند از عزت کافی برخوردار باشد و مدام برای بهره وری از امکانات دیگران باید در برابر آنها سر تعظیم فرود بیاورد و در برابر آنها خضوع و خشوع کند.

خداوند متعال در آیات الهی به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله توصیه می کند تا به امکانات دیگران چشم نداشته باشد: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقی. و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم [و فقط] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان که ] روزیِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.» (طه: 131)

همچنین بیان می کند که در برابر امکاناتی که به دیگران داده ایم شما بر توانایی ها و امکانات خود تکیه کنید نه اینکه خود را با کشورها و شخصیت های مختلف مقایسه کنید و از کمبود های خود غمگین و ناراحت بشوید چرا که این طرز تفکر نشانه عدم رشد کافی و احساس حقارت درونی و کمبود همت می باشد.

ملتی که می خواهد در برابر مستکبران دنیا با عزت و سربلندی قد علم کند به جای اینکه مدام خود را با سرمایه ها و پیشرفت های آنها مقایسه کند ، نیروی فکری و جسمانی خویش را در راه رشد و ترقی خویشتن به کار می گیرد، و به خود می گوید من چیزی از دیگران کمتر ندارم و دلیلی ندارد که نتوانم از آنها پیشرفت بیشتری کنم ، من چرا چشم به امکانات و پیشرفت های آنها که آن هم فقط در جهت مادی است و در بحران معنویت دست و پا میزنند بدوزم من خودم بهتر و بیشتر تولید می کنم.

داستان حمایت علما از تولیدات ملی

آیت الله العظمی آخوند ملاحیسنقلی همدانی (ره)یکی از بزرگترین عارفان عصر حاضر است که دهها نفر از خرمن علم و معرفت ایشان خوشه برچیده و خود به یکی از بزرگان عرفان اسلامی تبدیل شده اند. گرچه آن بزرگوار در زمینه عرفانی شناخته شده اند اما در زمینه سیاسی نیز صاحب نظر و عمل بوده اند که متاسفانه بدانها پرداخته نشده است .

آیت الله سید عبدالحسین لاری که خود نیز از علمای مبارز معاصر است ،  روش و منش استادش آخوندهمدانی  را چنین نقل می کند: او از کلیّه مجلوبات از بلاد کفره اجتناب می فرمود و قند و چای و دخانیات را استعمال نمی کرد. آن عارف سالک مکرّر می فرموده که من راضی نیستم کسی به حوزه درس من حاضر شود مگر آن که متّقی باشد یا مجاهد و بر اثر این اعلام تهدیدآمیز بعضی از آقایان حضور در مجلس درس وی را ترک کردند.

حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی درباره شهید آیت الله سید حسن مدرس می فرمایند : در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود؛ کرباسی که باید از خود ایران باشد می پوشید.

فرزند مرجع بزرگ جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) نقل می کند:یکی از خصوصیات عملی آیت الله مرعشی‌نجفی این بوده که معظم‌له هیچ وقت از لباس‌های خارجی استفاده نکرده و این روش را مبارزه با استکبار می‌دانست و حتی موقعی که خیاط می‌خواست از دکمه خارجی برای لباس وی، استفاده کند، آقا اجازه نداد و از قیطان به جای دکمه در لباسش استفاده می‌کرد.

خیلی از کالاهای خوب ما کیفیت و قیمتشان حتی بهتر از خارجی هاست ولی از نظر فرهنگی متاسفانه اینگونه شدیم.

دلیلش هم این است که اکثر پوشاکی که در ایران به اسم خارجی وجود دارد تولید داخل است و شما می خرید و به اسم کالای خارجی لذت می برید !

بله بعضی مواقع هم تمام سعی شان را کرده اند ولی بیشتر از این نتوانستند تولید کنند هنوز تکنولوژی آنها نرسیده است.

و یا کالای خوب می زنند اما قیمتش کمی از قیمت خارجی بیشتر است

اینجا باید جهاد کرد باید هزینه داد

امام حسین در مقابل دشمن چگونه هزینه داده است؟

مواظب باشیم که این رفتار های ما ناشی از دنیا طلبی نباشد که خیلی خطرناک است: بنابر این شما در واقعه کربلا به انسانهای زیادی برخورد می کنید که دنیا و دنیا طلبی موجب جدایی آنها از ولی خدا شده و سید الشهدا را در معرکه جنگ تنها گذاشته و مورد لعن و نفرین انسانها در طول تارخ  قرار گرفته اند.

ضحاک، به همراه مالک بن نضر ارحبی به حضور امام حسین (ع) رسید، این دیدار ظاهرا در کربلا صورت گرفت، امام پس از خوشامدگویی، سبب حضورشان را جویا شد، آنان در پاسخ گفتند: برای عرض سلام خدمت رسیدیم و از خدا عافیت و سلامت شما را خواستاریم، مردم برای جنگ با شما جمع شده اند! نظر شما چیست؟

امام پاسخ داد: «حسبی الله و نعم الوکیل؛خدا مرا کفایت می کند و چه نیکو وکیلی است»

آن دو برای امام دعا کردند، آن گاه حضرت فرمود: چرا مرا یاری نمی کنید؟ مالک بن نضر با بیان این جمله که: من مقروض هستم و عیال دارم، دعوت امام را رد کرد و رفت.

ضحاک بن عبدالله نیز مشابه سخن ابن نضر را گفت و سپس حضور موقت و مشروط خود را در کنار امام پیشنهاد داد و گفت: تا آن جا از شما دفاع خواهم کرد که دفاع من به حال شما مفید باشد، در غیر این صورت در جدایی از شما آزاد خواهم بود، امام نیز پذیرفت.

او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود. چون جمله یاران امام حسین (ع) - جز سوید بن عمر و بشیر بن عمرو - به شهادت رسیدند، او نزد حضرت آمد و شرط پیشین خود را یادآور شد و از ایشان اجازه بازگشت خواست، امام هم آزادش گذاشت.

او که قبلا اسب خود را در یکی از خیمه ها پنهان کرده بود، پس از اذن امام، سوار بر اسب شد و فرار کرد. تعدادی از سربازان «ابن سعد» به تعقیب او پرداختند، ضحاک چون به روستایی به نام «شفیه » رسید ایستاد، تعقیب کنندگان او را شناختند و رهایش کردند.

ماجرای «ضحاک بن عبدالله» در نوع خود بی نظیر است، او که تا دقایق پایانی حماسه عاشورا در کنار امام شمشیر زد و شماری از لشکریان خصم را از پای درآورد و از نزدیک شاهد صحنه مظلومیت خاندان رسالت بود، چگونه بر عاقبت نیکوی خود پشت پا زد و خود را از فیض شهادت در رکاب سالار شهیدان محروم ساخت! آری، او به دنیا دل بسته بود و اسبش نیز وسیله پیوند مجدد او به این زندگی ناپایدار و گذرا گردید ... : «ذلک بانهم استحبوا الحیوة الدنیا علی الآخرة.»


 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام