*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1397/04/27 | ساعت:١١:٢٢ | شماره خبر:٤٠١٦٢٩ |  


    پرس‌وجو شماره 561تأویل قرآن چیست؟

تأویل قرآن چیست؟

 واژه «تأویل» از واژگان کلیدی قرآن و به گفته مشهور لغت‌شناسان از ریشه «أوْل» است.(1) أوْل به معنای بازگشت به نهایت و غایت (2) است؛ بر این اساس تأویل اگر به شکل مصدر به‌کار رود به معنای ارجاع و بازگرداندن امری به غایت آن است و در صورتی که به معنای وصفی به‌کار رود به معنای منتها و مصیر است. بر این پایه راغب، آن را چنین تبیین کرده است: «بازگرداندن چیزی به هدفی که از آن انتظار می‌رود». (3) برخی با توجه به کاربرد آن درباره کلام و گفتار، گفته‌اند: «بازگرداندن کلام و صرف آن از معنای ظاهر به معنایی پوشیده‌تر از آن»، (4) «نقل ظاهر لفظ از وضع اصلی آن به چیزی که نیازمند دلیل است»،(5) «صرف آیه از معنای ظاهر به معنای احتمالی هماهنگ با کتاب و سنت»(6) و «آن‌چه کلام به آن باز می‌گردد»... 

  


واژه «تأویل» از واژگان کلیدی قرآن و به گفته مشهور لغتشناسان از ریشه «أوْل» است.(1) أوْل به معنای بازگشت به نهایت و غایت (2) است؛ بر این اساس تأویل اگر به شکل مصدر بهکار رود به معنای ارجاع و بازگرداندن امری به غایت آن است و در صورتی که به معنای وصفی بهکار رود به معنای منتها و مصیر است. بر این پایه راغب، آن را چنین تبیین کرده است: «بازگرداندن چیزی به هدفی که از آن انتظار میرود». (3) برخی با توجه به کاربرد آن درباره کلام و گفتار، گفتهاند: «بازگرداندن کلام و صرف آن از معنای ظاهر به معنایی پوشیدهتر از آن»، (4) «نقل ظاهر لفظ از وضع اصلی آن به چیزی که نیازمند دلیل است»،(5) «صرف آیه از معنای ظاهر به معنای احتمالی هماهنگ با کتاب و سنت»(6) و «آنچه کلام به آن باز میگردد».(7)

مصطفوی نیز میگوید: «اَوْل بازگشت به لحاظ آغاز و پیشینه، به لحاظ نهایت و فرجام یا به جهات دیگر مانند غرض است و در همه کاربردهای قرآنی همین معنا مراد است. اطلاق واژه تأویل بر معنای غایی و مقصود نهایی نیز به همین لحاظ است».(8)

مفسران نیز در تفاسیر قرآن، معنای واژه تأویل را بررسی کردهاند؛ چنانکه طبری از مفسران نخستین میگوید: اصل تأویل و تأوّل از «آل الشیء إلی کذا» به معنای «صار إلیه» است.(9) امینالاسلام طبرسی میگوید: اصل تأویل، مرجع و مصیر است و عرب وقتی به انتهای شیء میرسد میگوید: «تأوّل الشیء».(10)

حاصل اینکه بر پایه منابع لغوی، تأویل از أول به معنای رجوع و مفهوم جامع آن «ارجاع» است، اعم از ارجاع به معنای خاص یا ارجاع به واقعیت عینی، اعم از امور عینی دنیوی یا اخروی؛ ولی مهم تبیین اصطلاحی آن در فضای قرآن کریم است.

واژه تأویل در قرآن و روایات، کاربردها و معانی متفاوتی دارد که به هر یک اشاره میشود:

الف) تأویل در قرآن

واژه تأویل در قرآن کریم در هفت سوره و هفده بار بهکار رفته است که در سه دسته قرار میگیرد: 1. تأویل قول مانند تأویل آیات متشابه و تأویل همه قرآن؛ چنانکه در آیه هفتم سوره آلعمران دو بار واژه تأویل بهکار رفته که مراد از اولی «وابتغاء تأویله» تأویل آیات متشابه و مراد از دومی «و ما یعلم تأویله» میتواند همان تأویل آیات متشابه یا تأویل همه کتاب (قرآن) باشد، نه خصوص تأویل آیات متشابه؛ (11) 2. تأویل فعل (فرجام و حاصل کار»؛ چنانکه در آیه «ذلک خیر و احسن تأویلاً» (12) تأویل درباره پایان خارجی و عینی اطاعت از خدا و پیامبر، اولوالامر و بازگرداندن مورد تنازع به خدا و پیامبر بوده که امری عینی است نه علمی؛ 3. تأویل رؤیا (تعبیر خواب)، مانند تأویل رؤیای حضرت یوسف علیه السللام: «یا أبت هذا تأویل رؤیای من قبل». (13)

درباره معنای تأویل قرآن کریم که در آیاتی مانند «و ما یعلم تأویله الا الله...» (14) آمده اختلافات فراوانی است و آرای مفسران در آن به بیش از ده رأی میرسد. (15) در این میان، پنج رأی برجستهترند:

1. تأویل مراد، تفسیر است و بر این اساس همه آیات قرآن اعم از محکم و متشابه تأویل دارند. این رأی میان قدما رایج بود. (16)

2. تأویل معنای خلاف ظاهر است که از ظاهر آیه فهمیده نمیشود؛(17) بر همین اساس همه آیات قرآن تأویل ندارند و تنها آیات متشابه دارای تأویلاند. این رأی پس از دوران نزول قرآن پیدا شده است. (18)

3. تأویل از معانی آیه است؛ ولی معنای دقیق و عمیق که جز خدا یا خدا و راسخان در علم، آن را نمیدانند، با اینکه معنای خلاف ظاهر لفظ نیست. (19) در این سه وجه، تأویل را از سنخ معانی و مفاهیم دانستهاند.

4. تأویل از سنخ معنا و مفهوم و تفسیر نیست؛ زیرا تفسیر با لفظ و مفهوم سروکار دارد؛ در حالیکه تأویل، از مصادیق خارجی است. بر اساس این رأی همه قرآن تأویل دارد و تأویل هر بخش متناسب با همان بخش است.

5. علامه طباطبایی و آیتالله جوادی آملی رأی چهارم را از این جهت که تأویل را حقیقت خارجی معرفی میکند حق میدانند؛ ولی آنان تأویل را از قبیل مصادیق نمیدانند و بر این باورند که تفسیر، اعم از تفسیر ظاهر و باطن، هر اندازه امتداد یابد از تأویل جداست. (20) شأن تأویل چنان والاست که جز خدا یا خدا و راسخان در علم (بر اساس استینافی یا عطفی بودن واو) آن را نمیدانند. تأویل قرآن کریم از امور عینی و خارجی است که قرآن نازل به آن بازمیگردد (بهگونه بازگشت مثال به ممثل) نه از آنکه سنخ لفظ و مفهوم و تفسیر لفظ باشد؛ پس با تعلیم و تعلم بهدست نمیآید و آگاهی از آن، پیوند تنگاتنگ با اهل عصمت علیهم السلام را میخواهد که راسخان در علماند. (21) تأویل همان حقیقتی است که معارف قرآن از آن نشئت گرفته و در قیامت به آن بازمیگردند و تنها عترت طاهرین علیهم السلام بدان آگاهی دارند؛ زیرا تنها آن بزرگواران به مقام امالکتاب، کتاب مکنون و لوح محفوظ بار یافتهاند.(22) بر اساس این دیدگاه، پیوند قرآن نازل شده با تأویل آن از سنخ پیوند مثال با ممثل است.(23) در آیاتی مانند «هل ینظرون إلا تأویله یوم یأتی تأویله...»(24) و «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یأتهم تأویله...» (25) به این حقیقت اشاره شده است.

بر پایه روایتی از امام صادق علیه السللام قرآن در قیامت با چهرهای بسیار زیبا به صحنه میآید و پس از آنکه یکایک صفوف مؤمنان، شهیدان، پیامبران و فرشتگان را در مینوردد، در جایگاه ویژه خود در جانب راست عرش الهی میایستد.(26) از این روایت نیز بر میآید، تأویل قرآن حقیقتی خارجی و عینی است.

ب) تأویل در روایات

واژه تأویل در روایات گاه مرادف تفسیر بهکار رفته است؛ چنانکه حضرت امام رضا علیه السللام به علیبن محمدبن جهم فرمود: «ویحک یا علی! اتق الله و لا تنسب إلی أولیاء الله الفواحش و لا تتأول کتاب الله برأیک...؛(27) ای علی! وای بر تو! از خدا بترس و گناه را به پیامبران نسبت مده و کتاب خدا را با رأی خودت تفسیر مکن...». این واژه گاهی نیز درباره معنای باطنی آیات بهکار رفته است؛ مانند «ظهره تنزیله و بطنه تأویله...»،(28) «ظهر و بطن هو تأویلها»(29) که تفصیل آنها از مدار بحث قرآنی این کتاب خارج است؛ اما بیشترین کاربرد این واژه در برابر تنزیل و گاه درباره «مصادیق» است؛ چنانکه امام باقر علیه السللام میفرماید: «ظهره تنزیله و بطنه تأویله، منه ما قد مضی و منه ما لم یکن، یجری کما یجری الشمس والقمر...؛(30) ظهر قرآن تنزیل آن و بطن آن تأویل آن است؛ بعضی از تأویل آن سپری شده و بعض از آن هنوز محقق نشده است؛ قرآن کریم همانند خورشید و ماه جاری است...» پس آیات قرآن مصادیق پرشماری دارند که در گذر زمان، یکی پس از دیگری رخ مینمایند.

از امام صادق علیه السللام نیز در اینباره چنین نقل شده است: قرآن تأویلی دارد که برخی موارد آن زمانش فرارسیده (واقع شده) و برخی موارد آن زمانش نرسیده و آنگاه که تأویل در زمان امامی از ائمه واقع شود، امام آن زمان آن تأویل را میشناسد یا میشناساند: «إن للقرآن تأویلاً، فمنه ما قد جاء و منه ما لم یجئ، فإذا وقع التأویل فی زمان إمام من الأئمة عرفه إمام ذلک الزمان».(31) واژه «وقوع» نشان میدهد مراد از تأویل، همان مصداق است؛ پس تأویل در این کاربرد واقعیتی عینی و خارجی دنیوی است که محقق شده یا خواهد شد.

فیض کاشانی با توجه به اینگونه کاربردها، در تعریف تأویل میگوید: «إرادة بعض أفراد معنی العام و هو ما بطن عن أفهمام العوام و یقابل التنزیل؛ تأویل اراده برخی از افراد معنای عام است که از فهم توده مردم دور است و در برابر تنزیل قرار دارد.»(32)

پینوشتها

1. ابنمنظور، لسان العرب/ج11/ص33/ماده اول

2. احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر/ج1/ص29/ماده آل

3. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن/ص91

4. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین/ص132/ماده اول

5. مبارکبن محمد جزری، النهایة فی غریب الحدیث/ج1/ص81/ماده اول

6. محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس/ج14/ص32/ماده اول

7. ابنفارس، معجم مقاییس اللغة/ج1/ص162/ماده اول

8. حسن مصطفوی، التحقیق/ج1/ص161/ماده اول

9. محمدبن جریر طبری، جامع البیان/ج3/ص250 251

10. فضلبن حسن طبرسی، مجمع البیان/ج2/ص700

11. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان/ج3/ص27

12. نساء/59

13. یوسف/100

14. آلعمران/7

15. سیدمحمدحسین طباطبایی، قرآن در اسلام/ص33

16. محمدبن حسن طوسی، التبیان/ج2جص399؛ فضلبن حسن طبرسی، مجمع البیان/ج1/ص39؛ محمدبن جریر طبری، جامع البیان/ج3/ص251؛ ابوجعفر نحاس، معانی القرآن/ج1/ص353؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان/ج3/44

17. محمد سبزواری، ارشاد الاذهان/ص307

18. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان/ج3/ص27 و 31. در این تفسیر گاه درباره تفسیر باطن قرآن، واژه «تأویل» بهکار رفته است (همان/ج12/ص108) این کاربرد مطابق اصطلاح احادیث است، نه بر اساس اصطلاح قرآنی.

19. همان/ج3/ص44

20. ر.ک: همان/ص27. همو، قرآن در اسلام/ص37 40 عبدالله جوادی آملی، تسنیم/ج13/ص172

21 سیدمحمدحسین طباطبایی، قرآن در اسلام/ص37 40 نیز ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تسنیم/13/ص164 168

22. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان/ج3/ص27 و 31 همو، قرآن در اسلام/ص37 40 عبدالله جوادی آملی، تسنیم/ج13/ص173

23. عبدالله جوادی آملی، تسنیم/ج13/ص163

24. اعراف/53

25. یونس/39

26. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی/ج2/ص602

27. محمدبن علی صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السللام/ج1/ص192 همو، الامالی/ص150 نیز ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار/ج11/ص72

28. محمدبن حسن صفار، بصائر الدرجات/ص216

29. همان/ص223

30. همان/ص216

31. همان/ص215

32. محسن فیض کاشانی، الاصفی/ج1/ص4

تفسیر قرآن با قرآن در آیات و روایات/ ج1/ ص 37

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چهارشنبه ٠٤ مهر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام