*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: اخبار افق, اخبار افق  | تاریخ:1397/04/13 | ساعت:١٤:٤٠ | شماره خبر:٤٠١٣٦٣ |  


    دیه قتل در حرم امن الهی و در ماه‌های حرام

دیه قتل در حرم امن الهی و در ماه‌های حرام

  ارزش یکسان مکان‌ها زمینى که ما در آن زندگى مى‌کنیم روز نخست ارزش یکسانى داشت، هیچ نقطه‌اى بر نقطه دیگر برتر شمرده نمى‌شد، زیرا همه نقاط آن مخلوق خالق یکتا بوده و مى‌باشد ولى یکسان بودن ارزش ذاتى، مانع از آن نیست که برخى از نقاط آن به خاطر یک رشته پدیده‌ها ارزش والایى پیدا کند...  

  


پاسخ استدلالی آیتاللهالعظمی سبحانی

به شبهاتی در مورد تغلیظ دیه قتل در ماههاى حرام و در حرم امن الهی

 

ارزش یکسان مکانها

زمینى که ما در آن زندگى مىکنیم روز نخست ارزش یکسانى داشت، هیچ نقطهاى بر نقطه دیگر برتر شمرده نمىشد، زیرا همه نقاط آن مخلوق خالق یکتا بوده و مىباشد ولى یکسان بودن ارزش ذاتى، مانع از آن نیست که برخى از نقاط آن به خاطر یک رشته پدیدهها ارزش والایى پیدا کند.

سرزمین مکه که مسجدالحرام در آنجا بنا شده هر چند از نظر ارزش ذاتى با دیگر سرزمینها یکسان است اما بهخاطر اینکه کعبه را که قبله اهل توحید است در دل خود جاى داده است ارزش بالعرض فوقالعاده پیدا کرده تا آنجا که ثواب یک نماز در مسجدالحرام معادل با ثواب صدهزار نماز در دیگر مساجد است.

کربلا، سرزمین انسانهاى آزادىخواه است که براى اعتلاى کلمةالله آن سرزمین را با خون خود رنگین کردهاند و از این جهت از ارزش والایى برخوردار گشته است، همچنین برخى از نقاط زمین، بر اثر یک رشته رویدادها شرافت عرفى پیدا کردهاند.

ارزش یکسان زمانها

حقیقت شب، جز سایه زمین چیز دیگرى نیست زیرا آنگاه که یک طرف زمین رو به خورشید است طرف دیگر آن تاریک است که سایه زمین است، شبهاى هر سال، بالذات ارزش یکسان دارند و هرگز نمىتوان شبى را بر شب دیگر برتر شمرد ولى گاهى به خاطر یک رشته پدیدهها برخى از شبها ارزش فوقالعادهاى پیدا مىکنند ولذا قرآن کریم مىفرماید: «لیلة القدر خیر من ألف شهر»، و این ارزش به خاطر نزول قرآن کریم در آن شب مىباشد.

بر همین اساس مىتوان موضوع معصیت و مخالفت با امر خدا را به همین شیوه بررسى نمود، هرگاه انسانى گناهى را در چهاردیوارى خانه خود انجام دهد، مسلماً کیفر دارد اما اگر همان را بیرون از خانه و در برابر دیدگان جوانان پاک انجام دهد ضررش بیشتر و کیفر آن شدیدتر است، رسول گرامى صلی الله علیه و آله و سلم مىفرماید: «ان المعصیة إذا عمل بها العبد سراً لم یضر إلا عاملها، فإذا عمل بها علانیة ولم یغیرها بشیء اضرت بالعامة؛ اگر بندهاى کار خلافى را در پنهانى انجام دهد، ضرر آن متوجه خود او مىشود ولى اگر آن را آشکارا انجام دهد و از آن جلوگیرى نشود بر همگان ضرر مىرساند». (1)

مسلماً عمل جنسى با نامحرم گناه بزرگى است ولى اگر خدا نکرده این گناه را در مکان مقدس انجام دهد، مسلماً کیفر سنگینى خواهد داشت ولذا هنگامى که پیشوایان معصوم علیهم السلام عظمت گناه ربا را بیان مىکردند آن را به شیوه خاص تذکر مىدادند. به عنوان نمونه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امام على علیه السلام فرمود: على جان! کمترین ربا مثل این است که مردى با مادر خود در بیتالله الحرام نزدیکى کند.(2)

بر این اساس مىتوان مراتب شدت و ضعف گناه را رقم زد.

تغلیظ دیه قتل، در ماههاى حرام

یکى از مسایل مورد اتفاق بسیارى از فقیهان، تغلیظ دیه در برخى از زمانها و مکانها است؛ اینک به بیان هر دو مىپردازیم:

اخیراً کارشناسى در نشست «فقه پژوهى»، مسئله تغلیظ دیه در ماههاى حرام را مطرح کرده و به نقد آن پرداخته و مىگوید: «جنایت در ماههاى حرام باعث تغلیظ دیه مىشود و این در حقیقت از اوضاع و احوال قبیلهاى عربستان سرچشمه گرفته است که آنها در جنگ بودند و لذا گفتهاند در ماههاى حج، جنگ و جدال و قتل متوقف شود در حالىکه در کشورى مثل ایران از اول فروردین تا پایان اسفند خشونت ممنوع است.

اساس گفتار ایشان را یک خبر مشهور تشکیل مىدهد که تحریم جنگ در ماههاى حرام از آن عرب جاهلیت است در حالىکه این اندیشه بر خلاف آیه قرآنى است. در سوره مبارکه توبه، آیه 36 چنین مىفرماید:

«إن عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرًا فی کتاب الله یوم خلق السماوات والأرض منها أربعة حرم؛ شماره ماه نزد خدا از روزى که آسمانها و زمین را آفرید دوازده ماه است از آنها چهار ماهش حرام است».

آنگاه مىفرماید: «ذلک الدین القیم؛ این است آیین ثابت و پا برجا».

اسم اشاره «ذلک» در این فقره مىرساند که حرمت این ماههاى حرام جزء آیین ثابت و پابرجاى خداست و این تشریع در زمانى انجام گرفته که خدا آسمانها و زمین را آفریده است. حتى از پارهاى از روایات استفاده مىشود که تحریم جنگ در این ماهها علاوه بر آیین ابراهیم، در آیین یهود و مسیح و سایر شرایع آسمانى نیز بوده است و فقره «ذلک الدین القیم» ممکن است اشاره به این نکته باشد که از روز نخست در همه شرایع بهصورت قانون ثابت وجود داشته است، بنابراین نظریه نویسنده که اساس آن را یک خبر مشهور تشکیل مىدهد، فرو مىریزد.

در حرمت ماههاى حرام همین کافى است که کسى که در ماه رمضان شراب بخورد، افزون بر هشتاد تازیانه، بیست تازیانه دیگر نیز بر او زده مىشود زیرا با کار خود احترام ماه رمضان را خدشهدار کرده است. «نجاشى»، شاعر معروف عصر امیرمؤمنان علیه السلام در ماه رمضان شراب نوشید، امام علیه السلام بر او هشتاد تازیانه زد سپس او را بازداشت کرد و فرداى آن روز او را خواست و بیست تازیانه دیگر به او زد. نجاشى از افزایش حد شرابخوارى پرسید، امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «لتجرئک على شرب الخمر فی شهر رمضان؛ این افزایش به خاطر این است که جرأت پیدا کردى و در ماه رمضان شراب نوشیدى». (3)

در حرمت و احترام فوقالعاده این ماهها کافى است که برخى از متولیان کعبه در جایگاه این ماهها دستکارى مىکردند مثلاً محرم را ماه حلال، و صفر را ماه حرام معرفى مىکردند، البته این مطلب به خاطر اخذ رشوه از برخى از سران عشایر بود که جنگ در محرم به نفع آنان تمام مىشد، قرآن کریم مىفرماید: «إنما النسیء زیادة فی الکفر؛ جابهجا کردن ماههاى حرام افزایش در کفر است.» (4)

بنابراین نباید تعجب کرد که اگر کسى در ماههاى حرام قتلى را مرتکب شد، دیه او تغلیظ شود یعنى علاوه بر دیه نفس، یک سوم دیه را بپردازد.

براى روشن شدن انظار فقهای اسلام، اقوال علما را در این مورد نقل مىکنیم:

تغلیظ دیه قتل در ماههاى حرام از نظر اهلسنت

رهبران مذاهب چهارگانه اهلسنت در مورد تغلیظ دیه در ماههاى حرام به دو گروه تقسیم مىشوند، فقیهان شافعى و حنبلى بر وجود تغلیظ دیه تأکید دارند در حالىکه حنفىها و مالکىها چنین نظرى ندارند. (5) ابنقدامه در مغنى (6) بحث گستردهاى در این مورد انجام داده است.

اما از نظر فقهاى شیعه

همگان اتفاق نظر بر تغلیظ دارند. صاحب جواهر مىگوید: اگر کسى در شهر حرام، فردى را بکشد علاوه بر دیه، باید یک سوم دیه را بپردازد، این مسئله اجماعى است، هم اجماع محصل و هم اجماع منقول. (7)

علامه مىگوید: «لو قتل فی الشهر الحرام أو الحرم، الزم دیةً وثلثا؛ اگر در ماه حرام و یا حرم مرتکب قتل شود محکوم به پرداخت دیه و یک سوم آن نیز مىشود».

مؤلف مفتاح الکرامة، مضمون گفتار علامه را از فقیهان نامدارى نقل مىکند. (8)

البته بهطور مسلم، مدرک این اتفاق نظرها در مسئله، روایاتى است که وارد شدهاند، اینک ما به برخى از این روایات اشاره مىکنیم که همگى صحیح و قابل اعتماد است:

1. صدوق در فقیه آنگاه که روایت علىبن رئاب از زراره را در مورد قتل در ماههاى حرام نقل مىکند، در آن به دو ماه روزه اشاره شده است، مىفرماید: «وفى روایة أبان عن زرارة دیة وثلث؛ یعنى در روایت ابان در همین موضوع از زراره چنین آمده است که بر او است یک دیه و یک سوم آن.» (9) سند صدوق به «ابان» صحیح است.

2. حدیثى که کلینى به سند صحیح از کلیب اسدى به این صورت نقل مىکند که من از امام صادق علیه السلام درباره دیه کسى که در ماههاى حرام کسى را کشته است پرسیدم، حضرت فرمود: دیه و ثلث. (10)

البته روایت دوم با آنچه که صدوق آن را از کلیب بن معاویه(11) نقل مىکند، یکى است. (12) و وثاقت راوى از دو راه ثابت مىشود.

الف) شخصیتهاى بزرگى مانند صفوان و ابن ابىعمیر که فقط از اشخاص ثقه نقل مىکنند در این مورد از کلیب نقل روایت کردهاند.

ب) کشى و کلینى به سند صحیح، روایاتى نقل کردهاند که حاکى از وثاقت کلیب است که ما فقط به برخى از آنها اشاره مىکنیم:

مردى به امام صادق علیه السلام گفت آیا مىشود انسانى، شخصى را دوست بدارد در حالىکه او را ندیده باشد. امام فرمود: او من هستم زیرا کلیب صیداوى را دوست دارم، در حالىکه او را ندیدهام. (13) البته بعدها کلیب صیداوى خدمت امام علیه السلام رسیده و خواستههایى داشت که حضرت اجابت نمود. (14)

3. در برخى روایات به تغلیظ دیه اشاره شده اما کیفیت تغلیظ در آن نیامده است، کلینى به سند صحیح از زراره، و او از امام باقر علیه السلام نقل روایت مىکند که مردى از وى سؤال کرد، شخصى در ماههاى حرام از روى خطا کسى را بکشد دیه او چیست؟ حضرت فرمود: «تغلظ الدیة». (15) این سه روایت در اثبات حکم شرعى کافى است.

این مقاله گنجایش بحث گسترده ندارد، با نظر به همین سه روایت و با توجه به فتاواى فقهاى سنى، شیعه و دیگر قرائن مىتوان مسئله را قطعى تلقى کرد، اینکه صاحب نظریه مىگوید: «در ایران جنگ و جدال در ماههاى حرام نیست»، ارتباطى به حکم شرعى که جنبه جهانى دارد، ندارد، این سخن مىنماید که اسلام گویا فقط براى ایران و ایرانیان آمده است. و چون در ایران در این ماهها جنگ و جدال نیست، پس این حکم موضوع ندارد! ولى او باید بهخاطر بیاورد که «صدام مقبور» جنگ را در ماههاى حرام آغاز کرد.

توصیفى از حرم امن الهى

به مکه و اطراف چهارگانه آن تا مساحت معین «حرم» گفته مىشود، خدا در قرآن کریم آن را محل امن توصیف کرده و مىفرماید: «أو لم یروا أنا جعلنا حرمًا آمنًا» (16)، و نیز بر قریش منت مىنهد و مىفرماید: «وآمنهم من خوف» (17) و آنها را از ترس و ناامنى، ایمن ساخت.

محور حرم، کعبه یا حجرالاسود است و مساحت آن از چهار طرف یکسان نیست و شکل هندسى آن شبیه بیضى است. نزدیکترین نقطه به آن، نقطه «تنعیم» است که در فاصله سه میلى کعبه است، در حالىکه فاصله «حدیبیه» که نقطه شروع حرم از طرف جده است با مکه، نه (9) میل است و همچنین است که دیگر اطراف با کعبه فاصلههاى مختلف دارند.

احکام ویژه حرم

در فقه اسلامى «حرم» احکام ویژهاى دارد که در کتب حج بهصورت مفصل بیان شده است و ما به برخى از آنها اشاره مىکنیم:

1. کسانى که مىخواهند وارد حرم و یا مکه شوند باید از یکى از مواقیت محرم شوند و ورود به حرم و یا مکه بدون احرام جایز نیست، مگر گروهى که کارشان رفع نیازمندىهاى روزانه مردم است.

2. ورود کفار به حرم به نص آیه قرآنى ممنوع است:

«إنما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا؛ کافران ناپاکند پس نباید بعداز امسال نزدیک مسجدالحرام شوند». (18)

مفسران مىگویند: مسجدالحرام کنایه از حرم است.

3. قتال در حرم ممنوع است مگر اینکه دشمن شروع کننده جنگ باشد.

«ولا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتى یقاتلوکم؛ با آنها نجنگید مگر آغازگر جنگ باشند». (19)

4. قطع درختان حرم و چیدن گیاهان آن حرام است ولى جلوگیرى از چریدن حیوانات واجب نیست.

5. حیوانى که در خشکى زندگى مىکند شکار آن در حرم مطلقاً ممنوع است، خواه براى محرم و خواه براى غیرمحرم و تکرار آن نیز از گناهان کبیره است.

«یا أیها الذین آمنوا لا تقتلوا الصید وأنتم حرم...؛ اى اهل ایمان! در حالىکه در احرام هستید شکار را نکشید... و هر که به شکار کردن باز گردد، خدا از او انتقام مىگیرد...». (20)

آیه فقط در مورد محرم است، و حکم غیرمحرم در روایات وارد شده است.

قتل در حرم و تغلیظ دیه

با توجه به احترام خاصى که حرم امن الهى از آن برخوردار است اگر شخصى، کسى را در حرم بکشد دیه پرداختى او تشدید مىشود و علاوه بر دیه نفس، باید ثلث دیه را نیز بپردازد.

دیدگاه فقیهان اهلسنت در مسئله

شیخ طوسى در کتاب خلاف مىفرماید: دیه خطا در ماههاى حرام در حرم تغلیظ مىشود، حتى شافعى افزون بر این دو مورد، مورد سومى را نیز گفته است و آن اینکه رحمى محرمى را در خارج از حرم بکشد در آن صورت نیز دیه تشدید مىشود. آنگاه از ابوحنیفه و مالک نقل مىکند که آنها با این نظر مخالفند. (21)

ابنقدامه نیز در مغنى، نافى تغلیظ دیه است. (22) به دلیل اینکه قرآن کریم مىفرماید: «ودیة مسلمة إلى أهله».(23) مىگوید: در این مورد سخنى از تغلیظ به میان نیامده است. البته این استدلال صحیح نیست زیرا اطلاق آیه تا آنجا حجت است که دلیلی بر تقیید اطلاق در سنت وارد نشده باشد. در حالی که در روایات اهلبیت علیهم السلام قید وارد شده و اطلاق قرآن را مقید کرده است.

دیدگاه فقهای شیعه در تغلیظ دیه

مشهور در میان فقهای شیعه تغلیظ دیه است. شیخ طوسی پس از عنوان مسئله میگوید: «دلیلنا اجتماع الفرقة و أخبارهم» یعنی دلیل ما اتفاق فقها شیعه و روایات آنها است.

در کتاب جواهر الکلام تغلیظ دیه را از فقهای نامداری مانند ابنحمزه و ابنزهره و ابنادریس، علامه در قواعد و ارشاد و شهید در لمعه نقل کرده حتی میگوید: فاضل هندی در کشف اللثام آن را مختار بسیاری از علما دانسته است. محقق اردبیلی در «مجمع البرهان» آن را به مشهور نسبت مىدهد.(24)

از میان فقیهان پیشین مىتوان دو نفر را نام برد که این فتوا را دادهاند:

1. ابانبن تغلب (م141ه) 2. ابن ابىعمیر (م217ه) که نام آنها در برخى از اسناد روایات آمده است. نام ابانبن عثمان (م191ه) نیز به چشم مىخورد. آنان از فقهاى بزرگ قرن دوم و سوم اسلامى هستند.

اگر از اینها بگذریم شیخ مفید در مقنعه (25) و شیخ طوسى در نهایه (26) فتوى بر تغلیظ دیه دادهاند، حتى فلسفه تغلیظ را هتک حرمت حرم مىدانند، علامه در قواعد بهصورت قاطعانه بر این مطلب فتوا داده است. (27) فقیه نامور سیدمحمدجواد عاملى، مسئله را روى دایره تحقیق ریخته و به کسانى که تصور مىکنند که در مسئله نصى وارد نشده است اعتراض مىکند و مىگوید: من در شگفتم که چگونه برخى افراد با وجود نص معتبر از نظر سند و دلالت که مؤید اجماع است چنین فکر مىکنند. (28)

اینک به نقل متن حدیث مىپردازیم:

زراره مىگوید: مردى از ابوجعفر، امام باقر علیه السلام در مورد کسى که در حرم فردى را کشته، پرسید، آن حضرت فرمود: بر او است یک دیه کامل و 31 آن و دو ماه هم روزه مىگیرد، این حدیث را مشایخ سهگانه با سند صحیح نقل کردهاند، به مدارک زیر مراجعه شود. (29)

ضمناً شیخ حر عاملى در وسائل الشیعه به تفصیل به نقل این حدیث از مشایخ سه گانه پرداخته است. (30)

ارزشیابى نظر مخالف در نشست فقه پژوهشى

سخنران افتتاحیه نشست، در آغاز سخن مىگوید:

«در تاریخ مىخوانیم: پساز رحلت شیخ طوسى، فقهاى ما مقلد شیخ طوسى بودند و کسى را یاراى مخالفت با او نبود... مشکل این است که عدهاى حاضر نیستند کوچکترین تحولى در فقه بهوجود آید».

در این سخن دو نکته جاى تأمل است:

1. موضوع مقلد بودن فقیهان شیعى پساز درگذشت شیخ در سال 460ه مطلبى است که سدیدالدین حمصى (485 585ه) آن را مطرح کرده و دیگران مانند ابنطاووس و شهید ثانى و فرزند او صاحب معالم از او گرفتهاند ولى برخى از آثار تألیف شده پساز عصر شیخ، بر خلاف این نظر گواهى مىدهد.

ابنبراج (401481ه) از فقیهانى است که عصر شیخ را درک کرده است و پساز وى نیز تا بیستسال در قید حیات بوده است، وى در برخى از آثار فقهى خود به نقد نظر رأى شیخ مىپردازد. مشروح این قسمت را در مقدمه المهذب ابنبراج(31)، از این قلم مطالعه بفرمایید.

علاوه بر این، نوع آثار فقهى که پساز شیخ در قرنهاى پنجم و ششم تألیف شده کمتر بهدست ما رسیده است زیرا بر اثر هجوم سلاجقه به مراکز شیعى و پساز آن صلاحالدین ایوبى، بسیارى از آثار شیعه طعمه حریق شده است. بنابراین نمىتوان درباره آنها داورى قطعى کرد.

2. از روزى که مرحوم آیتالله بروجردى وارد قم شد (ورود 1364ه، فوت 1380)، تا به امروز آثار فقهى ارزشمندى در قم به صورتهاى گوناگون، از قواعد فقهیه گرفته تا دانشنامههاى فقهى تألیف شده است و نوآورىهاى چشمگیرى در آنها است. البته همه نوآورىها بر اساس اصول و احکام قطعى اسلام انجام گرفته است. فقیهان واقعگرا، قوانین وحیانى را با آراى وضعى بشرى مبادله نمىکنند.

نقد تضعیف روایات مربوط به قتل در ماه حرام و در حرم

نظریهپرداز نشست «فقه پژوهى» در بررسى دو مسئله (قتل در ماههاى حرام و قتل در حرم) مىگوید در مجموع در این مسئله، شش روایت وارد شده است: دو روایت مربوط به کلیب اسدى است و در بین راویان دو نفر بهنام کلیب داریم که هر دو آنها ضعیف هستند، سه یا چهار روایت دیگر هم از زراره نقل شده است که دقیقاً یک روایت است.

نقد: اولاً: کلیب دو نفر نیست بلکه یک نفر است که گاهى کلیببن معاویه نامیده شده و گاهى کلیب اسدى و احیاناً صیداوى. (32)

ثانیاً: کلیب ثقه است، از مشایخ حدیث ابنابى عمیر و صفوانبن یحیى است و در آغاز بحث در این مورد اجمالاً سخن گفتیم و تکرار نمىکنیم.

ثالثاً: اینکه مىگوید سه یا چهار روایت، یک روایت است یادآور مىشویم: یکتاسازى روایات نقشآفرینى در استنباط احکام شرعى دارد و استاد بزرگوار ما آیتالله بروجردى بر این روش تأکید مىکرد ولى تنها وحدت راوى در پایان سند (زراره) گواه بر وحدت روایت نیست. بلکه علاوه بر آن، وحدت موضوع نیز شرط است در حالىکه این شرط در محل بحث ما نیست زیرا حدیث قتل در ماههاى حرام را علىبن رئاب از زراره نقل مىکند (33) ولى حدیث قتل در حرم را ابانبن تغلب یا ابان بن عثمان از زراره نقل مىنماید.(34)

گذشته از این دو حدیث، روایتى در باب صوم آمده است که قبلاً به آن اشاره کردهایم.

بخش پایانى

البته در این همایش کسان دیگری نیز سخن گفتهاند. برخى از آنان درباره دیه بر عاقله نظرى مطرح کرده که کاملاً شگفتانگیز است و آن این حکم فقهى با آیه «ألا تزر وازرة وزر أخرى» (35) سازگار نیست.

نقد: چنین استدلالى از یک نوع شتابزدگى سرچشمه گرفته، بدون اینکه به معنى لغوى «وزر» بپردازند و سپس مقصود از آن در آیه را بررسى کنند. اگر این دو کار انجام مىگرفت، هرگز این حکم نورانى اسلام را با آیه قرآنى معارض نمىشمردند.

اولاً: «وزر» در لغت هر چند به معنى ثقل و سنگینى و گناه نیز آمده است اما مقصود از آن در آیه عقوبت اخروى است. و آیه حاکى از آن است که مفاد این فقره در صحیفههاى حضرت ابراهیم و حضرت موسى؟عهما؟ مکتوب بوده است که چنان مىفرماید: «أم لم ینبأ بما فی صحف موسى٭ وإبراهیم الذی وفى٭ ألا تزر وازرة وزر أخرى؛ «یا از آنچه در کتب موسى نازل گردیده با خبر نشده و [نیز از آنچه در کتب] در کتب ابراهیم همان کسى که وظیفه خود را بهطور کامل ادا کرد آگاه نشده است که هیچ کس بار گناه دیگرى را بر دوش نمىگیرد». (36)

و بعداز این فقره مىفرماید: «وأن لیس للإنسان إلا ما سعى٭ وأن سعیه سوف یرى٭ ثم یجزاه الجزاء الأوفى٭ وأن إلى ربک المنتهى؛ براى انسان بهرهاى جز سعى و کوشش او نیست و اینکه تلاش او به زودى دیده مىشود، سپس به او جزاى کافى داده خواهد شد». (37)

فقرات قبل و بعد حاکى از آن است که این آیه درباره عقوبت و آثار منفى گناهان سخن مىگوید و ارتباطى به اینکه کسى دین دیگرى را (هر چند عقوبت نباشد) برعهده نمىگیرد، ندارد.

ثانیاً: آیات ماقبل سخن از اثم و گناه مىبرد و مىفرماید: «والذین یجتنبون کبائر الإثم والفواحش؛ کسانى که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مىکنند». (38)

لازم است کسانى که درباره حکم مساعدت بستگان به فرد گرفتار با کلام الله مجید استدلال مىکنند، شرایط تفسیر را رعایت کنند.

البته مسایل مربوط به دیه بر عاقله گستردهتر از آن است که در این مقاله بیان شود، علاقهمندان در این مورد مىتوانند به کتاب «سیماى فرزانگان»(39) و نیز کتاب «احکام الدیات»(40) مراجعه نمایند.

قم: حوزه علمیه/ جعفر سبحانى - 1/4/1397

پینوشتها

1 وسایلالشیعه/ج16/ابواب امر به معروف/باب4/ح1 ٭ 2 وسایلالشیعه/ج18/باب 1 از ابواب تحریم ربا/ح12

3 وسایلالشیعه/ج29/باب9 از ابواب حد سکر/ح1 ٭ 4 توبه/37 ٭ 5 موسوعه فقهیه/ج5/ص52

6 مغنى/ج9/ص499 ٭ 7 الجواهر/ج2/ص613 ٭ 8 مفتاح الکرامه/ج21/ص166

9 من لایحضره الفقیه/ ج۴/ ص110 ٭ 10 وسایلالشیعه/ج29/ص 203/باب 3 از ابواب دیات نفس/ح1

11 به ذیل حدیث کلینى مراجعه شود. ٭ 12 هر دو نام، معرف یک نفر است.

13 رجال کشى/ص 340 ٭ 14 کافى/ج5/ص 79؛ معجم رجالالحدیث، آیتالله خویى/ج14/ص 112

15 وسایلالشیعه/ج10/ص380/باب8/ابواب بقیة الصوم/ح1

16 عنکبوت/67 ٭ 17 قریش/4 ٭ 18 توبه/28 ٭ 19 بقره/191 ٭ 20 مائده/95

21 دیةالخطاء تغلظ فى الشهرالحرام و فىالحرم وإذا قتل ذا رحم محرماً وقال الحنفیة ومالک لاتغلظ خلاف/ج5/ ص222

22 مغنى/ج9/ص 501 ٭ 23 نساء/92 ٭ 24 جواهر/ج43/ص 27 ٭ 25 المقنعه/ص143

26 النهایه/ص706 ٭ 27 متن مفتاحالکرامه/ج25/ص167 ٭ 28 مفتاحالکرامه/ج21/ص 167

29 کافى/ج7/ص281/ح6؛ فقیه/ج4/ص79، شماره 247؛ تهذیب/ج10/ص 215

30 وسایلالشیعه/ج29/باب3 از ابواب دیات النفس ٭ 31 المهذب/ج1/ص 3و2

32 قاموس الرجال/ج8/ص590 ٭ 33 همان/ح3 ٭ 34 وسایلالشیعه/ج29/ص 204

35 نجم/39 ٭ 36 نجم/36 38 ٭ 37 نجم/39 42 ٭ 38 شورى/37

39 سیماى فرزانگان/ج1/ص 175 190 ٭ 40 احکام الدیات/ص 610 تا 619

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام