*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: مصاحبه, اخبار افق, مصاحبه, اخبار افق  | تاریخ:1397/04/13 | ساعت:١٤:٣٧ | شماره خبر:٤٠١٣٦٢ |  


    در گفت‌وگو با مدیر حوزه‌های علمیه خواهران مطرح شد  بایسته‌های آموزشی و ملاک تصمیم‌سازی‌ها در حوزه‌های علمیه خواهران

بایسته‌های آموزشی و ملاک تصمیم‌سازی‌ها در حوزه‌های علمیه خواهران

 حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‌پور مدیر حوزه‌های علمیه خواهران، استاد تفسیر و خارج فقه حوزه علمیه قم و مؤلف تفسیر همگام با وحی می‌باشد. او که سوابق مسئولیت‌های علمی، پژوهشی و مدیریتی چون: ریاست پژوهشکده دانش‌نامه‌نگاری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تدریس در رشته‌های مختلف تفسیر، علوم قرآنی و خارج فقه و هم‌چنین معاون فرهنگی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، قائم‌مقام نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های آزاد، مسئولیت نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه تربیت مدرس، مدیریت مدارس حوزه علمیه قم، معاون آموزشی حوزه علمیه قم و... را در کارنامه شغلی خود دارد... 

  



حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجتپور مدیر حوزههای علمیه خواهران، استاد تفسیر و خارج فقه حوزه علمیه قم و مؤلف تفسیر همگام با وحی میباشد.

او که سوابق مسئولیتهای علمی، پژوهشی و مدیریتی چون: ریاست پژوهشکده دانشنامهنگاری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تدریس در رشتههای مختلف تفسیر، علوم قرآنی و خارج فقه و همچنین معاون فرهنگی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها، قائممقام نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاههای آزاد، مسئولیت نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه تربیت مدرس، مدیریت مدارس حوزه علمیه قم، معاون آموزشی حوزه علمیه قم و... را در کارنامه شغلی خود دارد.

هفتهنامه افق حوزه در گفتوگویی با وی بایستههای آموزشی و ملاک تصمیمسازیها در حوزههای علمیه خواهران را جویا شده که تقدیم خوانندگان ارجمند میشود.

بار رشد تربیتی مردم بر عهده روحانیون است

وقتی صحبت از بار رشد تربیتی مردم میشود، منظور صرفاً انتقال سلسله آموزههای دین به دیگران نیست؛ بلکه بار رشد در زمینههای مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی بر دوش روحانیون است و بهاندازه تأثیرگستری روحانیون و طلاب خواهر و برادر، چرخه گسترش و رشد دین و همچنین حفظ جامعه دینی و برپا کردن تمدن اسلامی بالاتر میرود.

علت اینکه بنده این مسئولیت (مدیریت حوزههای علمیه خواهران) را قبول کردم، این بود که احساس کردم نقش حوزههای علمیه و طلاب بیشتر به سمت انتقال معارف دین به دیگران رفته است و نقشهای تربیتی، تحولی و اقدامات عملی کمتر مورد اهتمام قرار دارد؛ در حالیکه علما همان نقش پیامبر را دارند و در جایگاهی هستند که پساز نزول وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، تمام رسالتهایی را که ایشان داشتند، باید بهصورت شایسته انجام دهند.

طلاب باید قدرت تحول در مردم داشته باشند

طلبه زمانی میتواند یک عنصر مفید باشد که افزون بر اینکه انتقال مفاهیم دینی را بهخوبی انجام دهد، قدرت ایجاد تحول در مردم را هم داشته باشد و بتواند مردم را تربیت فردی و اجتماعی کند.

بنده بر اساس مطالعات قرآنی روشهایی را بهمنظور ایجاد تحول بهدست آوردهام که امیدوارم، بتوانم بهتدریج پساز حل برخی مشکلات پیرامونی، این روشها را اجرایی کنم و سازمان را به آن سمت حرکت دهم تا توانایی سازمان را برای نقشهای عملیاتی و تحولآفرین در کشور بالا ببرم و به نظرم، این کار حلقهای است از مجموعه مطالعاتی که تاکنون انجام شده است

مدرسهمحوری باید به گفتمان عمومی در حوزههای علمیه خواهران تبدیل شود

مدرسهمحوری شعاری است که انتخاب شده است و در تلاش هستیم تا این شعار، تبدیل به یک گفتمان عمومی در سطح حوزههای علمیه خواهران سراسر کشور شود؛ چراکه باور دارم که حوزههای علمیه سه رکن دارد که یک رکن مرکز مدیریت حوزههای علمیه است که ما در آن حضور داریم؛ دومین رکن مدیریت استانی و سومین رکن مدیریت شهرستانی است.

زمانی که ما مسئله تربیت و رشد طلبه و گسترش نقشهای علمی، فرهنگی و تربیتی طلاب را مورد توجه قرار میدهیم، میان سه رکن، آن رکنی که باید کار در آنجا جوشش بخورد و حرکت در آن بهنحو شایسته انجام شود، کدام است.

گاهی نگاه ما اینگونه است که حوزه علمیه مانند دستگاه آموزش و پرورش یا آموزش عالی در سطح کشور است که همه مشروعیت و مجوزها و ظرفیتها به این است که وزیر تصمیم بگیرد و تیم وزارت و ستاد مرکزی فعالیتها را طراحی و توزیع مأموریت را انجام دهد و در ادامه دستورالعمل به استانها و ادارات کل ارسال شود و در نهایت مدیر مدرسه، مجری فرامین بالاست و ستاد مرکز و محور است و اگر ستاد یا ادارهکل در استانها تعطیل شود، دلیلی برای ادامه فعالیت مدارس باقی نمیماند و تمام نظام از بین میرود؛ اما حوزههای علمیه اینگونه نبوده است.

حوزههای علمیه دستگاههایی بودهاند که بر محور مدرسه چرخیدهاند؛ بهعنوان مثال در نظام تربیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، پساز ایشان صحابه آن حضرت در زمینههای مختلف هرکدام یک مدرسه تشکیل دادند و آن مدرسه علمی و فکری، محور بود و نسل به نسل شاگردانی تربیت میشدند.

مؤسس حوزه جهانی علامه حلی نیست؛ بلکه ایشان حوزه نجف و بغداد را تأسیس کرده و مدارس دیگر نیز خود را با این مدارس هماهنگ میکردند؛ حوزههای علمیه همواره اینگونه بوده است که مدارس علمیه، خود را با مدارس اصل هماهنگ میکردهاند.

حوزه باید مدرسهمحور باشد و همه فعالیتها برای این است که آن شخصی که در مدرسه کار میکند، بتواند بهخوبی نقشهای خود را ایفا کند و مورد حمایت قرار گیرد؛ حتی اگر در آینده مدرسهای را تشکیل میدهیم، باید بهسرعت در سطح دیگر مدارس قرار دهیم تا کارآمدیهای خاص خود را داشته باشد.

تصمیمات باید با هماهنگی مدارس صورت گیرد

مدیر و تیم مدیریتی مدرسه باید سهمی در تصمیمسازی داشته باشند؛ یعنی تصمیماتی که در مرکز گرفته میشود نیز با هماهنگی و مشورت آنها باشد.

برنامههایی که برای اجرا در نظر گرفته میشود باید برنامههایی باشد که از مدرسه بجوشد و بعداز مدرسه نوبت به استان برسد و اگر ظرفیت در مدرسه اشباع شد و کاری در مدرسه بود که تنها هنگام هماهنگی با دیگر مدارس ممکن بود که اجرا بشود، در این صورت است که استان برای هماهنگسازی مدارس اقدامات لازم را انجام دهد.

مرکز مدیریت نیز به همین صورت باید باشد، فعالیت، برنامه و طرحی را اجرا نمیکند؛ مگر اینکه پایهاش در مدرسه گذاشته شده باشد و استان نیز توان اجرای آن را نداشته باشد و بهعنوان فعالیت در مرکز مورد توجه قرار گیرد؛ نه اینکه در ابتدا فعالیتهای ملی و استانی و در نهایت نیز فعالیت مدارس تعریف بشود.

مدرسهمحوری میگوید که از مدارس حمایت مالی کن و دغدغهها را از بین ببر و حتی برای ارتقای مهارتها تدبیر کن و در نهایت بهگونهای مدرسه را سامان بده که اگر روزی به هر دلیلی مدیریتهای استانی و یا مرکز مدیریت نبودند، مدرسه بتواند به فعالیت خود بدون مشکل ادامه دهد. قطعاً مراد ما از مدرسهمحوری، تفویض همه امور به مدارس نیست؛ بلکه توجه به جوشش فعالیت از مدرسه است.

مدرسهمحوری برای تضعیف تواناییهای تربیتی نیست؛ بلکه مدرسهمحوری به این معناست که ما باید بدانیم خانه و کانون اصلی فعالیتهای ما مدرسه است و همه باید برای رساندن مدرسه به تواناییها و ایفا کردن نقش تربیتی فعال باشیم.

کاری که ما باید انجام دهیم، تفویض امور به مدارس نیست؛ بلکه کار ما این است که از ظرفیتهای قابل قبول تیم مدرسه و طلاب استفاده کنیم.

کادر مدارس باید تثبیت بشود و توان بالایی داشته باشند تا بتوان یک برنامه هوشمندانه و رو به جلو و دارای چشمانداز را طراحی کرد.

اگر مدرسه علمیهای سطح دو را تدریس می‌‌کند، قاعدتاً تیمی که این مدرسه را اداره میکند، باید از نظر علمی حداقل یک رتبه بالاتر از آن باشد و نمیتوان با تیم سطح دو، مدرسه سطح دو را اداره کرد.

اولین کار در این زمینه این است که در حین کار، برنامه بورسیه را تنظیم کنیم و فرصت آموزش را فراهم کنیم که این افراد در مدرسه از نظر علمی نیز پیشرفت کنند.

حتماً باید به رفع نگرانیهای حقوقی و تثبیت تیم آموزشی و مدیریت مدرسه فکر کنیم و بعداز اینکه خیالمان راحت شد که اینها در حد قابل قبولی ارتقا پیدا کردهاند، اختیاراتی را که ممکن باشد، در چند فاز به مدارس واگذار میکنیم را و الا اگر الان براساس شعار مدرسهمحوری بخواهیم اختیارات را تفویض کنیم، رفتار نکوهیده و دور از تدبیری خواهد بود.

تصمیمگیریها بر اساس مطالعات و مشاهدات میدانی خواهد بود

تصمیمگیری و تصمیمسازی تفاوتهایی با هم دارند؛ تصمیمسازی نیازمند نظر مشاوران و کارشناسان است و به چند مدل اجرا میشود که یکی از آنها این است که گروهی از نخبگان را جمعآوری و از پیشنهادات آنها استفاده کنیم؛ مدل بعدی تصمیمسازی استفاده از گروههای اندیشهورز به همراه نگاه و توجه به ظرفیت میدانی است که با این مدل، میتوانیم ظرفیت حرکت مجموعه مورد نظر خود را برآورد کنیم.

به عقیده بنده بهترین تصمیمگیری در حالی شکل میگیرد که مراحل تصمیمسازی در بدنه نیز شکل گرفته باشد و اگر بتوانیم در سطح ملی ایدههای خود را با همه کسانی که میتوانند ما را یاری دهند در میان بگذاریم، تصمیمگیریهای مناسبتری در سطح کشور خواهیم داشت.

بنده اولین کاری که پساز منصوب شدن بهعنوان مدیر حوزه علمیه خواهران انجام دادم، این بود که برای فهم نظرات میدانی، در سطح مدارس علمیه خواهران این پرسش را مطرح کردم که اگر بهجای بنده بودید، چه اموری را در اولویت خود قرار میدادید.

پاسخهای زیادی از مدارس علمیه خواهران به ما ارسال شد و از اولین کارهای بنده مطالعه پیشنهادات میدانی بود که به استفاده از آنها، پشتوانهای از نیازها و آسیبهای موجود را برآورد کردم و در ادامه نیز از معاونتهای مربوطه تقاضا کردم تا از مجموعه نظرسنجیهای گذشته استفاده کنم و مدیری باشم که بیشتر از آنکه سخن بگویم، بپرسم و بدانم که در حوزه علمیه خواهران چه میگذرد.

سال 97 سال رفع آسیبهای حوزههای علمیه خواهران است

بنده سال 1397 را برای حوزههای علمیه خواهران سال رفع آسیبها نامگذاری کردم و سعی کردم که آسیبها را بشناسم و در این راستا از استانهای مختلف نیز بازدید کردم تا بهصورت میدانی آسیبهای حوزههای علمیه خواهران را مشاهده کنم و سال ۹۷ سالی باشد که به امید خدا، آسیبهای فعلی حوزههای علمیه خواهران مرتفع شود.

بنای ما بر این است که کیفیت رفع آسیبهای حوزههای علمیه خواهران را با مدارس علمیه خواهران در میان بگذاریم؛ بهزودی همایش مدیران حوزههای علمیه خواهران را با حضور همه مدیران برگزار میکنیم تا کمیسیونهایی را در زمینه آسیبهای حوزه خواهران تشکیل دهیم و پسازآن برنامهها و طرحهایی را که رفع آسیبها را در برداشته باشد، اجرایی کنیم.

کار فرهنگی بسیار ظریف، دقیق و دوراندیشانه است

فرهنگ به معنای این است که یک رسم، باور، ارزش و یا رفتار را نهادینه و به نسل بعد منتقل کنیم.

کار فرهنگی امر بسیار ظریف، دقیق و دوراندیشانهای است؛ کار فرهنگی تنها فعالیت تبلیغی و کار تعلیمی نیست و این دو، تنها بخشی از فرهنگ و فرهنگسازی هستند.

طلاب باید توانایی فرهنگسازی و تقابل با فرهنگهای غلط را داشته باشند

ما برای فرهنگسازی باید مراحل متعددی را طی کنیم. در این مسیر، باید مؤلفههای اصلی در فرهنگسازی یا تقابل با یک فرهنگ را از قرآن بیاموزیم. ما باید عناصر فرهنگی و تبدیل کردن آنها به ارزش و تثبیت کردن و پایش و مراقبت از آنها را از قرآن استخراج کنیم و اگر کسی این قدرت را نداشته باشد، توانایی فرهنگسازی را نخواهد داشت.

انتظار ما در عرصه فرهنگ از حوزههای علمیه خواهران بسیار بالا و در عین حال طبیعی است؛ انتظار ما این است که یک طلبه پساز تحصیل در حوزههای علمیه خواهران، توانایی فرهنگسازی و تقابل با فرهنگهای غلط را داشته باشد و بداند که باید از چه روشهایی در این زمینه استفاده کند.

عرصه فرهنگ بسیار پیچیده، عمیق و سخت است و مجموعه تلاشهای حوزههای علمیه خواهران، خادم بخش فرهنگ است.

مهمترین دغدغه ما در فرهنگسازی این است که طلاب بهخوبی بتوانند نقشهای فرهنگی خود را ایفا کنند و بتوانند همه عناصر مورد نیاز را در بخش فرهنگی بهکار بگیرند و در انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر موفق باشند.

طلاب باید در موضوعات متفاوت فرهنگی متخصص شوند

قدم اول برای این مسئله این است که طلبههای حوزههای علمیه خواهران تمرین مدیریت فرهنگی داشته باشند و یاد بگیرند که در موضوعات خاصی مانند فرهنگ عبادت، فرهنگ تهذیب، فرهنگ مطالعه و سایر خردهفرهنگها متخصص شوند.

یکی از انتظارات ما از طرح مدرسهمحوری این است که خواهران طلبه ما گروههای خودجوشی را تشکیل بدهند که هر کدام از آنها، بخش خاصی از موضوعات فرهنگی را مدنظر خود قرار دهند و در آن زمینه متخصص شوند. این کار موجب میشود تا طلاب نقش تأثیرگذار اجتماعی داشته باشند.

ضرورت وجود تعریف اجمالی روشن از ساختار فرهنگی حوزه علمیه خواهران

باید یک تعریف اجمالی روشن از نحوه فعالیتهای فرهنگی توسط معاونت فرهنگی داده شود تا مخاطبین ما بدانند ما بهدنبال چه ساختار فرهنگی هستیم. این مسئله اهمیتها، اولویتها و برنامههای ما را هدفمند میکند و اگر معاونتها و بنده بتوانیم در این امر موفق باشیم، کار بزرگی را انجام دادهایم.

ما در عرصه فرهنگی باید مجموعه انتظارات و اهداف خود را تعریف کنیم و به آنها برسیم؛ البته این انتظارات نه باید بهقدری بالا باشند که تبدیل به آرمان دستنیافتنی شوند و نه به فعالیتهایی بیهدف تبدیل شود.

هر طلبه باید بداند که در سالهای اولیه خود لازم است، به چه حد و مرحلهای در عرصه فرهنگی برسد و برای رسیدن به این امر، داشتن یک تعریف اجمالی برای بخش فرهنگ الزامی است.

متون درسی باید فرصت پرسشگری به طلاب بدهد

پژوهش بهمعنای یک فعالیت عمیق شناسایی است و بر پایه سؤال شکل میگیرد و تا کسی ذهن پرسؤالی نداشته باشد، نمیتواند در پژوهش موفق شود.

در واقع پژوهشگر پاسخگوی سؤالات نیست؛ بلکه یک پرسشگر دقیق است که با ذهنی پرسؤال به دنبال پاسخ سؤالات خود است و ما نیز باید برای موفقیت در بخش پژوهش، طلاب را به افرادی با ذهن پرسشگر تبدیل کنیم.

باید استادان حوزه برای طلاب زمانی را فراهم کنند که طلاب ابهامات در بخشها و شاخههای متفاوت و ناگفته دروس را مورد پرسش قرار دهند و اگر این اتفاق بیفتد، شروع خوبی در امر پژوهش انجام دادهایم.

تربیت طلاب با ذهنیتی پرسشگر لازمههایی دارد و یکی از آنها این است که متون ما به حدی باشد که فرصت پرسشگری برای طلاب وجود داشته باشد که یکی از برنامهها در این زمینه، کم کردن حجم متون و دروس است.

اگر در نظام آموزشی فرصت برای تفکر و طرح نقطهخلأهای دروس ایجاد شود، ذهنهای پرسشگری تحویل حوزههای علمیه خواهران خواهیم داد.

اگر ذهن دانشآموختگان ما بهدنبال حل پرسشهای علمی خارج از متن دروس باشند، میفهمیم که نظام آموزشی ما موفق بوده است.

ذهن پرسشگر آرام ندارد و دائماً بهدنبال طرح پرسش و حل آن است و لذت بسیار زیادی را از حل مسایل و پرسشهای خود میبرد.

به نظر بنده برای اینکه پژوهش در سطح مدارس علمیه خواهران گسترش پیدا کند، باید مجال پرسشگری گسترده شود و برای این امر اولاً متون درسی اصلاح شوند و ثانیاً استادان شجاعانه مجال طرح سؤال را به طلاب بدهند.

راه دیگر برای تشویق طلاب به پرسشگری و پژوهش این است که برخی امتیازات آموزشی را برای کسانی در نظر بگیریم که بهدنبال مسایل پژوهشی فراتر از متن درس هستند و بتوانند مطالب علمی را در کلاس ارائه دهند و در مواجهه پرسشهای طلاب و استاد قرار بگیرند.

پژوهش باید در نظام آموزشی بهگونهای شکل بگیرد که از دل آن پژوهشگر تربیت شود و تنها در نظر گرفتن ساعاتی برای پژوهش طلاب در مدارس دردی را دوا نمیکند.

الحمدلله در حوزههای علمیه خواهران، از نظر میزان پژوهش و پیشرفت در عرصه پژوهشی در نقطه ارزشمندی قرار داریم و بخش پژوهش حوزههای علمیه تاکنون بسیار افتخارآفرین بوده است.

ساماندهی پژوهش حرفهای و تخصصی پساز دوره عمومی حوزههای علمیه خواهران

بعداز اینکه در دوره عمومی حوزه علمیه خواهران مسئله پژوهش و پرسشگری سامان گرفت، باید به سمت پژوهش حرفهای و تخصصی پیش برویم که بسیار حائز اهمیت است.

حوزه علمیه خواهران باید بتواند دستگاههای پژوهشی پشتیبان را شکل بدهد. ما به مراکز پژوهشی، مجلات علمی پژوهشی و مجلات علمی ترویجی نیاز داریم و باید به طلاب برای حضور در عرصههای پژوهشی میدان بدهیم.

ظرفیتهای ارزشمندی مانند مرکز تحقیقات زن و خانواده وجود دارند که مجموعه باارزشی زیر نظر حوزههای علمیه خواهران است؛ اما ارتباطات میان دانشآموختگان سطح سه و چهار حوزههای علمیه خواهران و این مرکز، وضع مطلوبی ندارد.

عدم وجود ارتباط میان این دو مرکز نشاندهنده این است که از نظر حرفهای در امر پژوهش، ساماندهی خوبی برای پژوهشگران خود نداشتیم و باید این ارتباطات میان معاونت پژوهش و مرکز تحقیقات زن و خانواده بیشتر شود؛ زیرا فرصتهای خوبی برای دانشآموختگان و پژوهشگران حوزه خواهران در این مرکز وجود دارد.

ما در بسیاری از عرصهها میتوانیم خواهران طلبه را به مراکز پژوهشی معرفی کنیم. ما نمیتوانیم پژوهشگران را تنها در فضای بستهای نگهداریم؛ بلکه پژوهشگر باید همواره در میدان باشد.

حوزههای علمیه خواهران باید نقش مرجعیت حوزه دین برای بانوان را ایفا کنند

چشمانداز حوزه علمیه خواهران باید توضیح دهد که این مرکز از نظر تربیتی، آموزشی و فرهنگی به چه مرحلهای باید برسد.

به نظر بنده باید حوزههای علمیه خواهران به حدی برسند که نقش مرجعیت حوزه دین برای بانوان و نهادهای مطالعهکننده در زمینه بانوان را ایفا کنند.

ما حتماً باید این چشمانداز را ببینیم و در آینده نهچندان دوری به آن برسیم که البته برای این امر باید اتفاقات زیادی صورت بگیرد که یکی از آنها مشخص کردن حوزه فعالیت و حضور حوزههای علمیه خواهران است.

ما باید درختواره دانش‌‌های خود را برای مرجعیت دینی امور بانوان طراحی کنیم و رشتههای مناسب با این مسئله را مورد توجه قرار دهیم. ما اگر بتوانیم ۲۰ رشته را در زمینه بانوان طراحی کنیم و این رشتهها در زمینههایی باشند که مراکز دیگر کمتر به آن توجه داشتهاند، میتوانیم در رسیدن به این مرجعیت موفق باشیم.

مرجعیت دینی حاصل دوراندیشی و بهگزینی و پیدا کردن میدانهای منحصربه فرد حوزه علمیه خواهران است و اگر نتوانیم این نقاط ویژه را پیدا کنیم، تنها مسیر حوزههای علمیه برادران را طی کردهایم.

اگر تمام دوره فقه با نگاهی زنانه تحلیل شود، مسایل و نقاط کور زیادی وجود دارد که باید حل شوند و این وظیفه حوزه علمیه خواهران است؛ همچنین مسایل تربیتی فرزندان نیز از اموری است که حوزههای خواهران عهدهدار آن هستند.

ممکن است، برخی از بانوان نتوانند فرصت تحصیل، تحقیق و مطالعه تخصصی را داشته باشند؛ اما برخی از خواهران طلبه از نظر خانوادگی و شخصی، استعداد و فرصت کافی را برای حضور در عرصه علوم تخصصی دارند که ما باید آنها را یاری کنیم.

ما پیشاز اینکه بخواهیم بخش آموزش را توسعه بدهیم، باید سازوکارها و شیوههای عمل در آموزش، رابطه میان تحصیل و مسایل جانبی مانند ازدواج و فرزندآوری و انبوهی از این مسایل را طرح کنیم.

به معاونت آموزش دستور داده شده است که کارگروهی تشکیل داده و حدود پانزده آسیب را که در راه تحصیل خواهران طلبه وجود دارد، بررسی کرده و راهحلهایی برای آنها طرح کند.

نظام آموزشی حوزههای علمیه خواهران باید شاداب و کوتاهمدت باشد

باید فضا را برای یک نظام آموزشی شاداب فراهم کنیم. در بخشنامهای که اخیراً به مدارس ارسال شد، اعلام کردیم که ما در حوزههای علمیه خواهران تنها ۱۹۰ واحد آموزشی داریم و این تعداد واحد، ظرفیتی برای همه معاونتهای آموزش، پژوهش و فرهنگی است و در همین ساعات باید همه امور مورد نظر خود را انجام دهیم.

نظام آموزشی نباید مطول و خستهکننده باشد؛ حجم کتابهای درسی حوزههای علمیه خواهران بسیار بالاست و باید اصلاح شود.

این تصور که حوزه علمیه تنها باید بهدنبال علم و معرفت و گریه و اشک و غم باشد، باید اصلاح شود و بانوان ما در کنار این امور باید شادابترین افراد باشند که بتوانند مدل و الگوی مؤمن واقعی را به نمایش بگذارند و مصداق روایت «المؤمن حزنه فی قلبه و بشره فی وجهه» باشند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





سه شنبه ٢٩ آبان ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام