*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


علامه طباطبایی, علامه طباطبایی شماره خبر: ٤٠٠٤٩٥ ١٦:٤٤ - 1397/03/07     آیةالله حسن‌زاده آملیعلامه طباطبایی سوره والعصر و حیّ متحرک در میان مردم ارسال به دوست نسخه چاپي


  آیةالله حسن‌زاده آملیعلامه طباطبایی سوره والعصر و حیّ متحرک در میان مردم

آیةالله حسن‌زاده آملی


ایشان از اولیاءالله بودند. همواره در حضور، در مراقبت، در توجه بود. چه بسا برایم پیش آمده [است] که در محضر شریف ایشان، دیده‌ام به سیمای ایشان می‌افتاد. طلعت ایشان را، لقاء ایشان را، چهره ایشان را زیارت می‌کردم. حال ایشان را، فکر ایشان را مشاهده می‌کردم که ظاهر، عنوان باطن بود. از ظاهر احوالش احساس می‌کردم، به یاد این حدیث از حضرت امیرالمؤمنین علی‌ علیه‌السلام که درباره عارف بالله فرموده است، می‌افتادم و آن حدیث، خلاصه مضمونش این است که آقا فرمودند: عارف را در زمین و آسمان، در بهشت، در هیچ جای دیگر عالم نمی‌توانی پیدا کنی. از خادم بهشت سؤال کنی، دَر بهشت بروی عارف بالله را جست‌وجو کنی، او را نمی‌یابی و هم‌چنین نمی‌توانی در هیچ نقطه عالم، از عارف آگاهی پیدا بنمایی و دست بیابی. یکی از حضار عرض کرد: آقا! پس عارف را باید در کجا جست؟...


ایشان از اولیاءالله بودند. همواره در حضور، در مراقبت، در توجه بود. چه بسا برایم پیش آمده [است] که در محضر شریف ایشان، دیدهام به سیمای ایشان میافتاد. طلعت ایشان را، لقاء ایشان را، چهره ایشان را زیارت میکردم. حال ایشان را، فکر ایشان را مشاهده میکردم که ظاهر، عنوان باطن بود. از ظاهر احوالش احساس میکردم، به یاد این حدیث از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام که درباره عارف بالله فرموده است، میافتادم و آن حدیث، خلاصه مضمونش این است که آقا فرمودند: عارف را در زمین و آسمان، در بهشت، در هیچ جای دیگر عالم نمیتوانی پیدا کنی. از خادم بهشت سؤال کنی، دَر بهشت بروی عارف بالله را جستوجو کنی، او را نمییابی و همچنین نمیتوانی در هیچ نقطه عالم، از عارف آگاهی پیدا بنمایی و دست بیابی. یکی از حضار عرض کرد: آقا! پس عارف را باید در کجا جست؟ (1)

سوره والعصر، و متحرک در میان مردم

آن جناب سوره والعصرِ قرآن، سوره متحرک بود. این حقایق در او نشسته بود و خود آنجناب هم به این سوره مبارکه قرآن، یعنی سوره والعصر، عنایت خاصی داشت. به تفسیر المیزان رجوع کنید؛ میبینید که حضرتش در ابتدای تفسیر این سوره، بیانی دارد که خداوند متعال جمیع معارف قرآنی و حقایق الهیه و انسانی را در این سوره کوچک بیان فرموده است. خلاصه ایشان سوره والعصر، حی متحرک در میان مردم بود. (2)

حضور در درس با وضو و مراقبت

ما برنامهمان این بود که در محضر مقدس اساتیدمان، بیوضو حاضر نمیشدیم. یک بار پیش نیامد که در محضر جناب آقای شیخ اسدالله یزدی یا آقای طباطبایی یا آقای قمشهای رضواناللهتعالیعلیهماجمعین بیوضو بوده باشیم. خیلی این جهت را مواظب بودیم. حالا اگر این مراقبت و مواظبت را بالا بریم، در نظام هستی، در پیشگاه حقیقت علم که یکپارچه طهارت است، حُسن مطلق است، باید طاهر بوده باشیم، اگر این طهارت را دنبال کنیم.

یک صبح به اخلاص بیا در بر ما

گر کام تو بر نیامد آن گه گِله کن

تا طهارت پیش نیامده، ممکن است اصطلاحاتی را بیاموزد و جمع کند، اما آن علمی که «العلم نور یقذفه» برای او حاصل نمی شود. علامه طباطبایی در مراقبتش اهتمام داشت. (3)

در فراق یار

در اواخر زندگیاش در این نشئه که هنگام ارتحالش فرا رسیده بود، در کنار ایشان ایستاده بودم و آیاتی از قرآن میخواندم، این حدیث شریف را که جناب ثقةالاسلام کلینی در کافی از حضرت صادق آلمحمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم روایت فرموده است، به علامه طباطبایی القا میکردم، امام صادق علیه‌السلام فرمود که در مقام ارتحال ولی خدا، فرشته رحمت به او میگوید: «یا ولی الله لا تفزع». و من پی در پی به جنابش خطاب کردم: یا ولی الله لا تفزع! (۴) چقدر زیباست توصیه حکیمانه این دانشمند والا مرتبه که از تربیتیافتگان و دستپروردگان آن حکیم الهی است: طلاب عزیز، سر مشق بگیرند که حضرت علامه طباطبایی شب قدر را به بحث و تحقیق آیات قرآنی احیا میکرد و تفسیرش در این شب فرخنده به پایان رسید. لذا در انتهای المیزان نوشتند: تم الکتاب و الحمدلله واثق الفراغ من تألیفه فی لیلة القدر المبارکة الثالثة و العشرین من لیالی شهر رمضان. (۵)

علامه طباطبایی و مراقبت از نفس

به حقیقت، دل این مرد بزرگوار معدن تقوا بود؛ زیرا بسیار مواظب خود بود . همواره اهتمامش بر این بود و میگفت در شب و روز زمانی را برای حسابرسی خود قرار بدهید و ببینید که این 24 ساعت چگونه بر شما گذشته. اهل محاسبه باشید. همانطور که یک بازرگان و یک کاسب دخل و خرج خود و صادرات و وارداتش را حساب میکند، شما ببینید در این شب و روز که بر شما گذشت، چه چیزی اندوختهاید. چه گفتهاید. یک یک رفتار و گفتارتان را حسابرسی کنید. از نادرستیها استغفار کنید و سعی کنید تکرار نشود، و برای آنچه شایسته و صالح و به فرمان حاکم عقل بود، خدا را شاکر باشید، تا بهتدریج برای شما تخلق به اخلاق ربوبی ملکه بشود. «و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم». (حشر/19)

حضرت علامه همواره مراقب نفس خویش بود و از خدا غافل نمیشد و این امر در صورت و رفتار و حرفشان پیدا بود که ایشان در پیشگاه دیگری قرار گرفته. هر چند بهصورت ظاهر، جسمش با دیگران بود، پیدا بود که در محضر دیگری نشسته است.

در اینباره، مصباح الشریعة میفرماید که: «العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله»؛ عارف بدنش با خلق و دلش با خداست؛ «و لامونس له سوی الله، و هو فی ریاض قدسه متردد و من لطائف فضله متزود»؛ توشهاش آن سویی است. قلبی که او دارد در پیشگاه ملکوت عالم آمد و شد دارد. مونسش ملکوت عالم است.

چنین کسی مراقبت دارد و انسان بر اثر این مراقبت، یواش یواش به صفات ملکوتی متصف میشود و بدان خو میگیرد.

از خاطرم نمیرود که مرحوم علامه طباطبایی وقتی به من فرمود: «آقا، من هر روز مراقبتم قویتر است. شب، مشاهدات من، مکاشفات من زلالتر است». هرچه روز مراقبت شدیدتر باشد، شب مکاشفات زلالتر و صافیتر است.

موقعیت جناب علامه طباطبایی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در عرفان عملی این بود که دریافته بود و به این باور رسیده بود که: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم» (اسراء/9) راه این است و جز این نیست. و دقیقاً بدین جهت، رفتار او، گفتار او، سکوت او، قلم او و مطلقا آثار وجودی او، حکایتکننده وارستگی و عظمت ذخایر علمی و عملی او بود.

انسان وقتی حضرت علامه طباطبایی را زیارت می کرد، به یاد این حدیث شریف میافتاد که جناب کلینی در کتاب فضل العلم کافی به اسنادش از حضرت امام صادق علیه‌السلام نقل میکند و فرموده است: «من تعلم العلم و عمل به و علم لله، دعی فی ملکوت السماوات عظیما: فقیل تعلم لله و عمل لله و علم لله.» (کافی/1/27)

آن کسی که دانش تحصیل کند و بدان عمل کند و به دیگران برای خدا تعلیم بنماید، در ملکوت سماوات و عالم اله که خودش عالم عظیم است او را به عظیم صدا میکنند: ای بزرگ، ای آقا، ای کسی که برای خدا تحصیل علم کردهای، برای خدا بدان عمل کردهای، برای خدا به دیگران تعلیم دادهای، تو آقا و بزرگ و عظیمی.

بنده هفده سال در محضر شریف او با ایشان انس داشتم و از ایشان کار لغوی ندیدم. حرف لغوی نشنیدم. بسیار مواظب کلام خود بود.

............................................

پینوشتها

1 هزار و یک نکته، ص 520

2 یادها و یادگارها، ص 71 و 97

3 یادواره علامه طباطبایی در کازرون، ص 47

۴ یادها و یادگارها، ص 82 و 101

۵ مرزبان وحى و خرد، ص 84

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج