*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1396/09/13 | ساعت:١٥:٠٦ | شماره خبر:٣٩٥٦٤٥ |  


     در گفت‌وگو با حجةالاسلام والمسلمین نجم‌الدین طبسی تشریح شدآموزه های امام صادق علیه‌السلام در حفظ وحدت امت اسلامی

آموزه های امام صادق علیه‌السلام در حفظ وحدت امت اسلامی

  ▪ اهمیت وحدت امت اسلامی درباره امام جعفر صادق‌ علیه‌السلام باید گفت: اکثر فرهنگ شیعی ما از این بزرگوار به ما رسیده است، لذا بدون مبالغه بگویم هرچه در شأن و عظمت این بزرگوار سخن بگوییم، مانند پر پشه‌ای در برابر دریاست. به مناسبت ایام هفته وحدت عرض می‌کنم که ما موظفیم این وحدت یا لااقل، تقارن را بین امت اسلام حفظ کنیم تا تنشی که آرزوی دشمنان است ایجاد نشود. چنان‌چه این گسل تحریک بشود، نتایج بسیار خطرناک و آسیب فراوانی بر امت اسلام اعم از شیعه و سنی ایجاد می‌شود. ما به‌تبع علما و مراجع و رهبری، باید سعی کنیم آرام حرکت کنیم و از همه بیشتر گوش‌به‌فرمانشان باشیم.... 

  


 

 

اهمیت وحدت امت اسلامی

درباره امام جعفر صادق علیه‌السلام باید گفت: اکثر فرهنگ شیعی ما از این بزرگوار به ما رسیده است، لذا بدون مبالغه بگویم هرچه در شأن و عظمت این بزرگوار سخن بگوییم، مانند پر پشهای در برابر دریاست. به مناسبت ایام هفته وحدت عرض میکنم که ما موظفیم این وحدت یا لااقل، تقارن را بین امت اسلام حفظ کنیم تا تنشی که آرزوی دشمنان است ایجاد نشود. چنانچه این گسل تحریک بشود، نتایج بسیار خطرناک و آسیب فراوانی بر امت اسلام اعم از شیعه و سنی ایجاد میشود. ما بهتبع علما و مراجع و رهبری، باید سعی کنیم آرام حرکت کنیم و از همه بیشتر گوشبهفرمانشان باشیم.

حسن معاشرت با عامه در کلام امام صادق علیه‌السلام

در جلد دوازدهم وسایلالشیعه از کتاب حج، ابواب احکام العشرة، بابی دارد تحت عنوان «بَابُ وُجُوبِ عِشْرَةِ النَّاسِ حَتَّى الْعَامَّةِ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ إِقَامَةِ الشَّهَادَةِ وَ الصِّدْقِ وَ اسْتِحْبَابِ عِیَادَةِ الْمَرْضَى وَ شُهُودِ الْجَنَائِزِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ الصَّلَاةِ فِی الْمَسَاجِد»، (وسایلالشیعه/12/5) در این باب بیان میشود که واجب است با مردم حتی با برادران اهلسنت در چند امر حسن معاشرت داشته باشیم؛ اول؛ «بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ»، ادای امانت، نگوییم آنها دگراندیشند و اموالشان محترم نیست، خیر محترم است و باید امانت دار باشیم. دوم؛ «وَ إِقَامَةِ الشَّهَادَةِ»، اگر شهادتی خواستند، به نفعشان شهادت بدهیم. سوم؛ «وَ الصِّدْقِ»، در برابر آنها راستگو باشیم. «وَ اسْتِحْبَابِ عِیَادَةِ الْمَرْضَى»، به عیادت مریضهای آنها برویم. «وَ شُهُودِ الْجَنَائِزِ»، در تشییع جنازه آنها شرکت کنیم و در یک کلمه «وَ حُسْنِ الْجِوَارِ»، مجاورت ما با ایشان باید پسندیده باشد. «وَ الصَّلَاةِ فِی الْمَسَاجِد» و در آخر با آنها در مساجد نماز جماعت بخوانیم.

مرحوم شیخ حر عاملی قدس‌سره ده روایت در ذیل این باب ذکر میکند و جالب است که بدانیم این ده روایت همه از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل شده است و تمامی آنها تأکید بر حسن معاشرت با برادران اهلسنت ما دارند و این همان چیزی است که امروز رهبری و مراجع ایران و نجف بر آن تأکید میکنند. ای کاش کسی باشد که به برادران اهلسنت ما نیز بر همین مطلب تأکید کند و این تأکیدات یک طرفه نباشد. مراجع ما تأکید میکنند تنش ایجاد نشود و به آنها توهین نشود، شما حرف خودتان را با ادبیات مخصوص خودتان بزنید، ای کاش آن طرف کسانی مانند مرحوم شلتوت یا برخی از علمایی که الآن در سوریه هستند حضور داشته باشند تا دعوت به حسن معاشرت کنند و ای کاش صدای آنها رساتر باشد. امیدواریم خداوند نفس سعودیها را بند بیاورد و ریشه آنها را بکند که حیاتشان در ایجاد نفاق و اختلاف است.

معاویةبن وهب میگوید: به امام جعفر صادق علیه‌السلام عرض کردم «قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام کَیْفَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیمَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا وَ فِیمَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ قَالَ فَقَالَ تُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ وَ تُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ تَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ تَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ»، (کافی/2/635/ط - الإسلامیة) یعنی به امام صادق علیه‌السلام گفتم: ما در میان خود و هممذهبان خود و با مردم دیگرى که با ما آمیزش دارند چه رفتاری شایسته است؟ گوید: در پاسخ فرمود: امانت آنها را بپردازید و گواهى حق بر سود و زیانشان بدهید و بیمارانشان را عیادت کنید و بر جنازه‏ مرده‏هاشان حاضر شوید.

در روایت دیگری با این مضمون از امام جعفرصادق علیه‌السلام رسیده است و تأکید بر این نکته دارد که کاری کنید که اینها به شما علاقه پیدا کنند و مایه زینت ما باشید نه موجب ننگ ما؛ «وَ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً حَبِّبُونَا إِلَى النَّاسِ وَ لَا تُبَغِّضُونَا إِلَیْهِمْ فَجُرُّوا إِلَیْنَا کُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا کُلَّ شَرٍّ الْحَدِیثَ»، (وسایلالشیعه/12/8) یعنی طوری رفتار کنید که ما را نزد مردم محبوب کنید. «وَ لَا تُبَغِّضُونَا إِلَیْهِمْ»؛ یعنی مایه نفرت برای ما نشوید، یعنی کاری نکنید که آنها بهخاطر کارهای شما از ما نفرت پیدا کنند. «فَجُرُّوا إِلَیْنَا کُلَّ مَوَدَّةٍ»؛ یعنی مرید و دوستدار برای ما جمع کنید. «وَ ادْفَعُوا عَنَّا کُلَّ شَرٍّ»؛ یعنی شر را از ما دور کنید، برخی صحبتها را نکنید که مردم از ما متنفر بشوند. ده روایت با این مضمون در این باب داریم و امام جعفر صادق در درجه اول تأکید داشتند که کاری نکنید که آنها تحریک بشوند. شیعه همه جا در اکثریت نیست، بلکه در اقلیت است، همه جا مثل قم و ایران نیست، همه جا نیروی مسلح قوی نداریم که اگر چند نفر از ما را به شهادت رساندند، تعداد زیادی را مجازات کنیم، اگر برخی کارها انجام بشود، ما شیعه را به خطر میاندازیم و مسبب قتل آنها شدهایم، در درجه اول امام از ایجاد تنش و برخورد جلوگیری میکردند، هر چند باید عقاید حفظ بشود، مرزبندی وجود دارد و ما شیعه هستیم و خط خودمان را از اهلبیت میگیریم، اما نباید طوری رفتار کرد که جامعه گرفتار اختلافات باشد.

مقابله حضرت صادق علیه‌السلام با افراط و تفریط

حضرت صادق علیه‌السلام با افراط و تفریط مخالف بودند، یک وقتی امام شخصی را به مأموریت فرستادند، آن فرد میگوید: پس از برگشت از مأموریت، خسته و بیحال در رخت خواب افتاده بودم، امام صادق بالای سر من آمدند و خواستند تا جواب مأموریت را به ایشان بدهم. من شروع به بدگویی کردم که اینها آنطوری که ما میگوییم نمیگویند، امام در پاسخ فرمودند: چه خبر است؟! ما اگر بخواهیم به دلیل اینکه با ما هم عقیده نیستند آنها را طرد کنیم پس باید ما هم شما را طرد کنیم، چراکه ما اعتقادی داریم که شما ندارید! مسئله شناخت و معرفت مرحلههایی دارد و همه در یک مرحله نیستند، یک نفر سلمان فارسی است و دیگری ابوذر است، همه در یک ردیف نیستند، امام با افراط و تفریط به شدت مخالفت میکرد. آقایی به نام حریزبن عبدالله السجستانی‏ بود که کارش این بود که بار روغن را به سمت سیستان و بلوچستان میبرد، آنجا خوارج زیاد و شیعه در اقلیت بود، او جزو کسانی بود که خوارج را ترور میکرد، یعنی اگر میشنید که کسی جسارت میکند، او را میکشت. به تعبیر روایت «و کان ممن شهر السیف فی قتال الخوارج‏»؛ به قول معروف شمشیر را از رو بسته بود، ما در اینکه خوارج اهل نار هستند، شکی نداریم، اما این کار خوشایند امام نبود، چراکه ما باید هزینه این کار او را بپردازیم، لذا امام علیه‌السلام مدتها به او اجازه ملاقات نمیداد. در زمانی که او خوارج را ترور میکرد، آنها به همه غیر از شیعه ظنین بودند و باور نمیکردند که این اقلیت دست به سلاح ببرند، بعد که یقین کردند کار شیعیان است شیعیان را در تنها مسجدشان جمع کردند و آنها را با مسجد سوزاندند، اینجا ما ضرر کردیم، لذا امام با رفتارهای افراطی مخالف بودند، چراکه چنین نتایجی را بهدنبال داشت.

البته تولی و تبری جزو فروع دین ماست، اما آیا لازم است این تبری را همیشه علناً بگوییم این کار نتایج مثبت دارد یا ضررهایش بیشتر است؟! در زمان امام صادق علیه‌السلام عدهای از افراد بودند که جنبه افراط را در پیش گرفته بودند و امام با چنین افرادی شدیداً مخالفت میکردند. روایتی است که مرحوم مامقانی آن را در کتاب مقباس الهدایة نقل کرده است، ولی اساس این روایت از خود کافی شریف است، حدیث اینگونه بیان شده: «قَوْمٌ یَزْعُمُونَ أَنِّی لَهُمْ إِمَامٌ، وَ اللَّهِ مَا أَنَا لَهُمْ بِإِمَامٍ، مَا لَهُمْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ، کُلَّمَا سَتَرْتُ سِتْراً هَتَکُوهُ، هَتَکَ اللَّهُ سُتُورَهُمْ، أَقُولُ کَذَا، یَقُولُونَ إِنَّمَا یَعْنِی کَذَا، إِنَّمَا أَنَا إِمَامُ مَنْ أَطَاعَنِی» (بحارالأنوار/2/80/ط - بیروت)؛ یعنی امام نسبت به افرادی میفرماید افرادی گمان میکنند من امام ایشان هستم و قسم به خدا من امام ایشان نیستم! اینها کسانی هستند که هرچقدر من رفوکاری میکنم، آنها میروند در مسجد حرفها را علنی میکنند و امیدوارم در قیامت هم من با اینها در یکجا نباشم.

امام میفرمایند: من رفورکاری میکنم و قضیه را درست میکنم تا احساسات دشمن علیه ما تحریک نشود، اما اینها دوباره میروند و در مسجد کارهای ما را خراب میکنند، من امام اینها نیستم. در ادامه حضرت این جماعت را لعنت میکنند و میفرمایند: من امام کسی هستم که حرف من را اطاعت کند، اما اینها به اصطلاح امروز افسارگسیخته هستند.

حساسیت امام صادق علیه‌السلام نسبت به رموز اهلسنت

با اینکه بیمهریهای اهلسنت نسبت به اهلبیت بر کسی مخفی نیست، اما امام نسبت به رموز اهلسنت خیلی حساس بودند. در زمانی که در عراق بودند، سعی میکردند نه خودشان در این زمینه تعریضی و حرفی داشته باشند و نه دیگران، وقتی هم که از امام راجع به اینها سؤال میپرسیدند امام بسیار با احتیاط صحبت میکردند.

مواضع امام مشخص بود، امام هیچوقت طرفدار سقیفه نیست و با اینکه امام میداند طراح سقیفه چه کسی است، ولی در عین حال موضع صریح نمیگیرند و اگر بخواهد موضعگیری کنند، با کنایه صحبت میکنند. این روش حضرت است پس ما هم که بهتبع آنها حرکت میکنیم و میگوییم: یا حجةالله علی خلقه، باید همین روش را پیش بگیریم.

 یکی از علمای نجف اشرف میفرمودند: در تمام کتابهای سیدمرتضی یک لعن وجود ندارد، نه اینکه تبری جزو اعتقادات ما نباشد و نه اینکه لعن حرام است، بلکه خدا، پیامبر و ائمه هم لعن کردهاند، اما گاهی برخی صحبتها نتیجه عکس میدهد. صحبتها را باید در وقت خودش گفت و نه در هر وقتی، چون اگر برخی صحبتها در زمان یا مکان نامناسب مطرح شود هزینه بردار و خطرساز است و پیروان مکتب را به خطر میاندازد.

 مرحوم مجلسی در ج 53 بحار از امام باقر علیه‌السلام راجع به رجعت روایتی نقل میکند که می تواند محل بحث با باشد. همانطوری که میدانیم رجعت از اعتقادات ماست و ما از جبت و طاغوت متنفریم، اما حضرت برای حفظ شیعه میفرمایند: «لَا تَقُولُوا الْجِبْتَ وَ الطَّاغُوتَ وَ لَا تَقُولُوا الرَّجْعَةَ فَإِنْ قَالُوا لَکُمْ فَإِنَّکُمْ قَدْ کُنْتُمْ‏ تَقُولُونَ ذَلِکَ فَقُولُوا أَمَّا الْیَوْمَ فَلَا نَقُولُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم قَدْ کَانَ یَتَأَلَّفُ النَّاسَ بِالْمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ لِیَکُفُّوا عَنْهُ فَلَا تَتَأَلَّفُونَهُمْ بِالْکَلَامِ»، (بحارالأنوار/53/ 39/ط - بیروت)؛ یعنی صحبتی از جبت و طاغوت و رجعت به میان نیاورید، و اگر اهلسنت به شما بگوید: چطور شد که قبلاً ورد زبانتان جبت و طاغوت بود؟ در جواب بگویید: اما امروز نمیگوییم. در ادامه حضرت میفرمایند: همانا پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با یکصد هزار درهم قلوب را جلب میکرد تا از مخالفت با او دست بکشند، پیامبر برای تالیف قلوب پول هزینه میکردند و شما حاضر نیستید زبان را هزینه کنید و برخی از حرفها را نزنید. مرحوم مجلسی این روایت را بیان میکند و میفرماید: امام که میگویند: لا تقول الجبت و الطاغوت؛ یعنی «لا تسمّوا الملعونین بهذین الاسمین أو لا تتعرّضوا لهما بوجه»؛ یعنی این دو تا را جبت و طاغوت نگویید، آنها حساس میشوند و اصلاً حرفش را هم به میان نیاورید.

اینکه علمای ما میگویند به مقدساتشان توهین نکنید، این حرف معنایش این نیست که نسبت به اعتقاداتمان عقبنشینی کنیم. ما غدیری هستیم و در چهارچوب غدیر حرکت میکنیم، ولی گاهی برای حفظ غدیر و غدیریها باید از روش خاص خودش استفاده کنیم.

مبارزه امام صادق علیه‌السلام با جریانهای تفریطی

این مسئله افراطی بود که امام با آن مخالفت میکردند و از آن طرف امام با تفریط هم مخالف هستند، مثلاً برخی ار اهل تفریط به امام صادق علیه‌السلام نسبت میدهند که امام فرمودهاند: «ولدنی ابوبکر مرتین» این روایت را هیچ یک از علمای شیعه نقل نکردهاند، تنها مرحوم ابوالفتح اربلی در کتاب کشف الغمه آن را از عبد العزیزبن اخضر جنابذی که سنی حنفی است نقل کرده و این روایت حتی در کتابهای خود اهلسنت نیز سند درستی ندارد و تمام سندهای آن هم بدون استثناء طبق قواعد رجالی اهلسنت بیاعتبار هستند.

پس ما برای اینکه وحدت را ترسیم کنیم، نباید به امام دروغ نسبت بدهیم و بگوییم امام فرمودند: فلانی مرا به دو طریق به دنیا آورد ولدنی ابوبکر مرتین، یا امام فرمود: من امید به شفاعت فلانی دارم.

 شما نگاه کنید به کتاب «تهذیب الکمال فی أسماء الرجال» که راجع به امام جعفرصادق از صفحه 418 تا 432 بحث کرده است، یعنی حدود 14 صفحه، اولاً نسبت به شخصیت امام علیه‌السلام خیلی کم صحبت میکند و در عین حال همینجا هم که صحبت کرده به نفع خودش صحبت کرده است. صاحب این کتاب بیشتر این سنخ روایات را مطرح میکند و مینویسد: جعفربن محمد گفته است: «من زعم انی امام مفترض الطاعة»، یعنی کسی که گمان کند که من امام واجبالاطاعة هستم، من از او بیزار هستم، یعنی ایشان تنها یک محدث بوده است، ولی این حرفها را هم میزند، یا اگر کسی بگوید من از فلانی و فلانی بیزار هستم، من هم از او بیزار هستم! اینها همان تفریطها و دروغهایی است که به امام نسبت میدادند که از مقام ایشان کم کننند و بگویند هرچه هستند دیگران هستند. اینها حرفهایی است که دشمنان جعل کردهاند و تفریطیها اینها را نشر میدهند، یا اینکه میگویند از امام صادق راجع به فلانی و فلانی سؤال کردند و ایشان فرمودند: راجع به دو نفری از من میپرسیدید که از میوه بهشتی خوردهاند! این سنخ از صحبتها، همان صحبتهای تفریطی است. بنابراین وظیفه ما این است که نه برای وحدت و پشتیبانی از وحدت به امام دروغ نسبت بدهیم و نه وحدتی را که امام ترسیم کرده است را به هم بزنیم، امام علیه‌السلام در این جامعه زندگی میکرد و در این جامعهای که اکثریت آنها دگراندیشان بودند فرمودند: بازار مسلین پاک است، آیا اکثریت این بازار شیعه بودند؟ خیر، روی این بازار صحه گذاشتند، ما نباید تندتر از ایشان حرکت کنیم و بگوییم اینها نجس هستند اینها درست نیست.

سیدمحسن امین و میرزای شیرازی طلایهداران وحدت امت

روش ما باید روش معقولی باشد و در سایه همین عقلانیت و تدبیر بزرگان ما، نهتنها تشیع حفظ شد، بلکه گسترش پیدا کرد. در ظل سیاست و تدبیر حساب شده سیدمحسن امین بود که در دمشق بذر تشیع کاشته شد و به برکت رفتار مدبرانه آن بزرگوار امروزه هزاران نفر در دمشق شیعه هستند. در سایه درایت میرزای شیرازی بود که توانست تشیع را در آن دوران حفظ کند، ایشان مدت بیستویک سال در سامرا بودند و شهریه را هم به طلاب شیعه و هم به طلاب سنی میدادند و به مدارس آنها هم رسیدگی میکردند. اصلاً آمدن ایشان به سامرا برای این بود که جلوی تنش را بگیرد، در احوالات میرزای شیرازی نقل میکنند: یک طلبهای در بیرونی منزل میرزا نشسته بودند و مرحوم میرزا فرموده بودند: از کجا آمدهاید؟ گفت من از کربلا آمدهام که اینجا درس بخوانم، ایشان فرمودند: من همین شهریهای را که به طلاب سامرا میدهم، به شما هم میدهم و شما به کربلا برگرد، بعد به پیشکارشان فرمودند: ایشان را سوار قطار کنید تا به کربلا برود. بعد آن آقا از میرزا سؤال کردند که چرا روی رفتن ایشان اصرار داشتید؟ فرمودند: این شخص تنش زاست و دائم میخواهد که لعن کنند و این برای ما دردسر درست میکند.

لذا روش علما اینطور بوده است و در سایه این عقل و درایت توانستند شیعه را حفظ کنند. من باز هم عرض میکنم با افراد افراطی و تفریطی نظر مثبتی ندارم، کما اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «هلک فیّ رجلان: محبّ غال و مبغض قال»‏، (نهجالبلاغه/31/ صبحی صالح) بیایید همان روشی را که ائمه معصومین داشتند، یعنی روش مدارا را در پیش بگیریم که ما در ضمن مدارا توانستیم گسترش پیدا کنیم.

مقام معظم رهبری میفرمودند: ما هرگز از الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین دست برنمیداریم، ما شیعه هستیم، ما غدیری هستیم، اما با کسی که این ایده را قبول ندارد نمیجنگیم و درگیر نمیشویم، با او دعوا نمیکنیم، عقیده ما این است. شما شیعیان اگر میگویید این روش آنها درست نیست، پس دعوا نکنید، نباید با هم دعوا داشته باشیم، چراکه قوت و شخصیت شما از بین میرود و آنها بر شما مسلط میشوند، روش این است و ما باید به تبع از ائمه معصومین و همراه با حفظ عقاید و تمامیت ارضی و حفظ مرزها طوری حرکت کنیم که تنشی ایجاد نشود. یکی از برادران اهلسنت که شخص صریحی بود گفت: این سعه صدر جمهوری اسلامی مایه تعجب است، اگر ما بودیم یکصدم این سعه صدر را نداشتیم، در عربستان پنج میلیون شیعه هستند، ولی یک مسجد در مکه یا مدینه ندارند، در یک باغ چند صدمتری یک حسینیه و مضیفی درست کردهاند و حق اذان گفتن ندارند. شیعهها یک وزیر ندارند، در مدارسشان یک معلم تاریخ ندارند، معلم تاریخ، معلم قرآن، معلم عقاید نباید از شیعه باشد، همه دانشجویانشان باید از خودشان باشند. این جنبه افراط و تفریط، خراب کاریهایی بهدست ما داده است و خروجی آن داعش و طالبان و جیشالاسلام و دیگر گروههاست و هزینه آن را هم باید مسلمانان میپردازند، اما یهود و اسرائیل در امن و امان هستند و در فلسطین اشغالی گروه گروه مسلمان کشته میشوند و شهرهایشان بهوسیله همین مدعیان انسانیت و حقوق بشر ویران میشود سی هزار آواره در آبهای مدیترانه غرق شدهاند و من مطمئن هستم که آنها را غرق کردهاند تا مسلمانها از بین بروند. اگر ما طبق فرمایش علمایمان، از تنش پرهیز کنیم و زندگی مسالمتآمیز داشته باشیم، جایی برای گروههای تکفیری وجود نخواهد نداشت.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چهارشنبه ٢٢ آذر ١٣٩٦
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام