*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: ضرب‌المثل, افق خانواده  | تاریخ:1396/04/31 | ساعت:١٢:٠٥ | شماره خبر:٣٩٢٩٣٠ |  


    راز مثل‌هانه خانی آمده نه خانی رفته

نه خانی آمده نه خانی رفته

  وقتی که کسی بعد از چند بار تلاش و کوشش از آرزویش صرف‌نظر می‌کند و آن را کنار می‌گذارد می‌گویند: نه خانی آمده نه خانی رفته است . ....  

  


 

 

وقتی که کسی بعد از چند بار تلاش و کوشش از آرزویش صرفنظر میکند و آن را کنار میگذارد میگویند:

 نه خانی آمده نه خانی رفته است .

داستان از این قرار است که مرد ساده به اسم صفرقلی که خیلی دوست داشت مثل رئیس قبیله باشد؛ ولی زندگی خیلی سادهای داشت، سعی میکرد خودش را مالدار و زورمند نشان بدهد. بعضی وقتها در بعضی کارها هم زیادهروی میکرد تا مردم بگویند که او خیلی دست و دل باز است و مثل آدمهای ثروتمند زندگی میکند. مردم هم این را فهمیده بودند و او را صفرقلیخان، صدا میزدند .

یک روز از یک دِه به سمت دِه دیگر میرفت، میخواست چیزی بخرد و توی راه بخورد که دید پولش کم است .

تا به میدان رفت که یک خربزهی کوچک بخرد، مردم آن قدر صفرقلیخان میکردند که مجبور شد یک خربزهی بزرگ بخرد تا آبرویش نرود! بعد هم خربزه را برداشت و به سفر خود ادامه داد .

وقت ظهر که دید خیلی گرسنه است. زیر درختی نشست و خربزه را قاچ کرد و شروع به خوردن آن کرد. بعد با خود گفت، من که نمیتوانم بقیهی آن را با خودم ببرم، بهتر است پوست آن را به همراه کمی گوشتش باقی بگذارم تا اگر کسی دید بگوید که آدم چشم و دل سیری از این جا رد شده است. بعد چشمهایش را بست تا کمی استراحت کند وقتی بیدار شد احساس گرسنگی کرد، تمام گوشتهای خربزه را خورد و پوست نازکی از آن باقی گذاشت، با خودش گفت: باز هم سیر نشدم، بهتر است که پوستها را هم بخورم و تخمهها را بگذارم. هرکس هم به اینجا برسد میگوید خان، اسب داشت، خودش خربزه را خورد و اسبش هم پوست آن را خورده است. ولی باز هم احساس گرسنگی کرد، تخمها را خورد و گفت: اصلاً چه کسی خبر داشته که من از این راه آمدهام، اصلاً نه خانی آمده، نه خانی رفته است .

نتیجه: ضرب المثل«نه خانی آمده و نه خانی رفته »را کسی میگوید که قبلاً تعهد داده کاری را انجام بدهد و بعداً پشیمان شده است. او با گفتن « نه خانی آمده و نه خانی رفته»، به دیگران میگوید: «من اصلاً اهل این کار نیستم؛ دست از سرم بردارید».

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





سه شنبه ٠٤ ارديبهشت ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام