*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: دل‌نشوته‌ها, افق خانواده  | تاریخ:1396/03/11 | ساعت:١٣:٤٦ | شماره خبر:٣٩١٩٣٥ |  


    تقدیم به مادر مهربانی‌ها، حضرت خدیجه‌ سلام‌الله‌علیها تقدیم به مادر مهربانی‌ها، حضرت خدیجه‌ سلام‌الله‌علیها

در جست‌وجوی مادر

  باز هم جوابی نشنید. از صبح مادر را ندیده بود. از موقعی که گفته بودند، حال او ناخوش است. پدر در اتاق بود. فاطمه نگاهش را در اتاق چرخاند. اتاق تمیز بود و همه‌چیز سر جایش بود . مشک آب در گوشه اتاق، قرآن و سجاده‌ی مادر در تاقچه. از سجاده، عطر مادر را احساس کرد. غصه‌اش گرفت. به طرف پدر برگشت، عبایش را در دست گرفت و گفت: مادر کجاست؟ ....  

  


 

 

- مادر، مادر.

جوابی نیامد.

- مادر، کجایی؟

باز هم جوابی نشنید. از صبح مادر را ندیده بود. از موقعی که گفته بودند، حال او ناخوش است. پدر در اتاق بود. فاطمه نگاهش را در اتاق چرخاند. اتاق تمیز بود و همهچیز سر جایش بود . مشک آب در گوشه اتاق، قرآن و سجادهی مادر در تاقچه. از سجاده، عطر مادر را احساس کرد. غصهاش گرفت. به طرف پدر برگشت، عبایش را در دست گرفت و گفت: مادر کجاست؟

پدر نگاهش را به آسمان برگرداند. انگار در آسمان به دنبال جواب میگشت. باخود فکر کرد چطور میتواند به یک سؤال تلخ پاسخی زیبا بدهد؟ میدانست فاطمه، مادر را چه‌‌قدر دوست دارد. برایش سخت بود به او بگوید، دیگر نمیتواند مادر را ببیند. نگاهش، رنگ شبنم گرفت. کار را به خدا سپرد و از او کمک خواست.

این بار صدایی در فضا پیچید. همچون صدای بال کبوتران. انگار میهمانی به خانه آمده بود. آشنای پدر بود. فرشتهی وحی. جبرئیل سلام داد و پیام تازهی خداوند را بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم  خواند:

خدا فرمان داده سلام او را به فاطمه برسانی و به او بگویی مادرت در بهشت در خانهای (با شکوه) به سر میبرد، خانهای که دیوارهایش از نقره و بندبند خشتهایش از طلا و پایهها و ستونهایش از یاقوت قرمز است. (مادرت تنها نیست) آسیه و مریم هم کنار او هستند.

فاطمه به پدر نگاه کرد؛ خودش را در دامن او انداخت و تا میتوانست گریه کرد. بعد هم سر برداشت و به چهرهی پدر نگاه کرد، لبخندی زد و گفت:

خدا آرامش آفرین است. آرامشها از اوست و همه خوبی به او برمیگردد.

بحارالانوار، ج16، ص2

مرتضی دانشمند

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام