*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: لطیفه, افق خانواده  | تاریخ:1394/05/29 | ساعت:١٠:١٤ | شماره خبر:٣٦٤٧١٩ |  


    

لطیفه

 هتل‌دار: امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشید. همان‌طور که دیدید، یکی از بهترین اتاق‌ها را در اختیار شما قرار دادیم. مسافر: در این‌که بهترین اتاق بود، شکی نیست؛ چون تمام پشه‌ها هم، این اتاق را انتخاب کرده بودند!!  

  


 

هتلدار: امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشید. همانطور که دیدید، یکی از بهترین اتاقها را در اختیار شما قرار دادیم.

مسافر: در اینکه بهترین اتاق بود، شکی نیست؛ چون تمام پشهها هم، این اتاق را انتخاب کرده بودند!!

پسر: پدر! میتونی توی تاریکی چیزی بنویسی؟

پدر: بله! چی میخوای بنویسم؟

اسمت رو پایین این کارنامه!

به فضولی گفتند: اگر نصف دنیا را به تو بدهند، قول میدهی دیگر فضولی نکنی؟!

فضول پرسید: نصف دیگرش را به چه کسی میدهند؟!!

کلاغه روی درخت پیتزا میخورد!

روباه گفت: میتونی یه آواز بخونی؟

کلاغه پیتزا رو زد زیر بالش و گفت:

اون موقع که گولم زدی، کلاس دوم بودم، الان لیسانس دارم!

روباه گفت: میبینم پر و بالت ریخته.

کلاغه بالهاشو باز کرد... پیتزا افتاد!

روباه گفت: اونوقتها من هم شاگرد بودم، حالا استاد شدم!

یه روز که حوصلم سر رفته بود، زنگ زدم 118

گفتم: شماره «ادیسون» رو لطف کنید!

اونم یه شماره داد...

آقا!ما هم زنگ زدیم، یکی گفت: تیمارستان، بفرمایید؟!

وقتی پشت آیفون میپرسی: "کیه؟"

۹۵% مردم میگن: "باز کن"

 ۵% باقیمانده هم میگن: "منم"

هیچکس جواب درست نمیده!!

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





يکشنبه ٠٣ تير ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام