*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > اخبار افق 
اخبار > از آغاز حرکت امام حسین‌ علیه‌السلام از مکه تا روز عاشورا چه گروه‌ها و افرادی ایشان را ترک کردند؟


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1396/07/18 | ساعت:١٣:٥٨ | شماره خبر:٣٩٤٣٩٤ |  


    پرس‌وجو شماره 527از آغاز حرکت امام حسین‌ علیه‌السلام از مکه تا روز عاشورا چه گروه‌ها و افرادی ایشان را ترک کردند؟

از آغاز حرکت امام حسین‌ علیه‌السلام از مکه تا روز عاشورا چه گروه‌ها و افرادی ایشان را ترک کردند؟

  امام حسین‌ علیه‌السلام مکه را به مقصد کوفه ترک کردند و در این‌که هدف واقعی از این حرکت چه بوده است؛؟ بحث‌های بسیاری در میان محققان، شکل گرفته است. (1) در هر صورت، بسیاری از مردم گمان می‌کردند که این حرکت به تشکیل حکومتی جدید خواهد انجامید همین باور سبب طغیان طمع در میان گروهی شد و افراد بسیاری به ظاهر پیرو حضرتشان شده و به امید رسیدن به و متأسفانه پست و مقام دنیوی، همراهی ایشان را برگزیدند تا جایی که در تاریخ نقل شده است که قافله امام از هیچ آبادی گذر نمی‌کرد، مگر این‌که گروهی بر کاروانشان افزوده می‌شد. (2) ... 

  


امام حسین علیه‌السلام مکه را به مقصد کوفه ترک کردند و در اینکه هدف واقعی از این حرکت چه بوده است؛؟ بحثهای بسیاری در میان محققان، شکل گرفته است. (1) در هر صورت، بسیاری از مردم گمان میکردند که این حرکت به تشکیل حکومتی جدید خواهد انجامید همین باور سبب طغیان طمع در میان گروهی شد و افراد بسیاری به ظاهر پیرو حضرتشان شده و به امید رسیدن به و متأسفانه پست و مقام دنیوی، همراهی ایشان را برگزیدند تا جایی که در تاریخ نقل شده است که قافله امام از هیچ آبادی گذر نمیکرد، مگر اینکه گروهی بر کاروانشان افزوده میشد. (2)

اما در ادامه مسیر، این همراهان دنیاطلب هرگاه به این نتیجه میرسیدند که همراهی با امام نفعی برای دنیایشان ندارد، از کاروان حضرتشان جدا میشدند.

قبلاز پرداختن به ذکر برخی ریزشها، لازم است به این نکته توجه داشت که در منابع تاریخی تنها دو مورد برای فرار و ترک دستهجمعی همراهان امام حسین علیه‌السلام گزارش شده است، البته این احتمال نیز وجود دارد که این دو مورد - با توجه به وجود شباهتهای بسیار در جزئیات گزارش شده - در واقع به یک حادثه برگشت کند، و به عبارتی تنها یک ریزش گروهی در میان کاروانیان پدید آمد.

در هر صورت، با جستوجویی که در منابع تاریخی و روایی انجام شد؛ چندین گزارش از ریزشهای فردی و گروهی وجود دارد که در ذیل بیان میشود:

 

 

جداشدن گروهی پساز اعلام خبر شهادت مسلمبن عقیل

در پارهای از منابع آمده، هنگامى که خبر شهادت مسلم و هانى به امام حسین علیه‌السلام رسید، پسرش علىاکبر (در سخنی نه از روی ترس، بلکه برای آنکه همراهان به وضعیت موجود آگاهتر شوند) گفت: «پدر جان! برگرد که کوفیان اهل کدورت، مکر و بیوفایاند و براى تو وفادارى نخواهند کرد»، در این زمان فرزندان عقیل به امام حسین علیه‌السلام گفتند: اینک هنگام بازگشت نیست، و با این کلام امام را به حرکت تشویق کردند. امام حسین علیه‌السلام ضمن تأیید ضمنی سخنان فرزندشان به همراهان فرمود: «خود میبینید که براى ما چه پیش آمده است و من این قوم را چنین میبینم که ما را به زودى خوار میسازند و یارى نخواهند داد، هر کس دوست ‏دارد که برگردد؛ برود». در این هنگام افرادی که میان راه به حسین علیه‌السلام پیوسته بودند؛ برگشتند. (3)

2. برگشتن برخی کاروانیان پساز اعلام خبر شهادت عبداللهبن یقطر

هنگامی که مسلمبن عقیل بعداز رسیدن به کوفه و در ابتدای کار با ارسال نامهای، وفاداری اهل کوفه را به اطلاع حضرتشان رساند، امام حسین علیه‌السلام برادر رضاعی خویش به نام عبداللهبن یقطر را با نامهای به سمت کوفه فرستاد. عبدالله در میانه راه توسط حصینبن نمیر دستگیر و به کوفه برده شد و پساز وقایعی به شهادت رسید. (4)

زمانی که خبر شهادت عبدالله به امام رسید، حضرتشان فرمودند: «بسماللهالرحمنالرحیم‏، خبر دلخراش شهادت مسلم و هانى و عبدالله به ما رسید و معلوم میشود که شیعیان ما از طریق فریبکاری وارد شدند و ما را ذلیل ساختند. اینک هر یک از شما که میخواهد برگردد، از طرف ما هیچگونه نگرانى نداشته باشد». کاروانیان که از این خبر مطلع شدند، دسته دسته به طرف راست و چپ حرکت کرده و پراکنده شدند و جز افرادی که از مدینه ملتزم رکاب بوده و جز تعداد اندکی از افرادی که در میانه راه به کاروان پیوسته بودند، همراه دیگری باقی نماند. (5)

ممکن است پرسیده شود حال که احتمال نبرد میان امام و سپاه کوفه قویتر شده، چرا حضرتشان با تعابیری ناامیدکننده، شرایط را برای فرار همراهان فراهم میکند؟! به نظر میرسد علت این امر چنین بود که امام میدانست این جمعیت از آن نظر پا به پاى او حرکت میکنند و آهنگ پیروى دارند که گمان میکنند چون به شهرى برسند و از آنجا که، همه مردم سر اطاعت فرود آورده و مطیع اوامر امام خواهند شد و آنان نیز از این رهگذر، به ناز و نعمتی میرسند!

امام حسین علیه‌السلام مناسب نمیدید اصحابش را بدون اطلاع از چنین پیشامدى به چنگال دشمن بیندازد، لذا به همین جهت آنان را از بیوفایى کوفیان باخبر ساخت تا هر کس خواست به مقصد خود روانه شود. (6)

به هر حال، غیر از دو مورد اشاره شده، گزارش معتبر دیگری از جدایی دستهجمعی برخی کاروانیان از جمله در شب عاشورا نیافتیم.

3. جدایی فراسبن جعدةبن هبیرة مخزومی در سرزمین کربلا

فراسبن جعدةبن هبیرة مخزومی همراه امام حسین علیه‌السلام بود و گمان میکرد که مخالف جدی در مقابل امام وجود ندارد. او بعداز رسیدن به سرزمین کربلا و زمانی که با واقعیتها روبهرو شد، احساس خطر کرد و از امام اجازه خواست تا ایشان را رها کند. امام اجازه داد و او نیز هنگام شب رفت. (7) البته برخی این گزارش را با دیده تردید نگریستهاند؛ زیرا او تنها فردی است که این ماجرا را نقل کرده و شخصیتی به این نام در هیچ کتاب تاریخی و رجالی دیگری وجود ندارد. (8)

4. جداشدن فرزند محمدبن بشیر حضرمى در شب عاشورا به توصیه امام

وقتی (در شب عاشورا) به محمدبن بشیر حضرمى خبر رسید که فرزندت در مرزهای منطقه رى اسیر شده، واکنش او این بود که گفت: با اینکه مایل نبودم، من زنده باشم و فرزندم اسیر گردد، ولی این مشکل او و خودم را به خداوند واگذار میکنم. امام حسین علیه‌السلام با مشاهده این واکنش قهرمانانه فرمود: «رحمت‏خدا بر تو باد، تو از قید بیعت من رها هستی [و میتوانی بروی]، برو و برای آزادى فرزندت از بند اسارت تلاش کن»، محمدبن بشیر گفت: درندگان مرا زنده زنده بخورند اگر از تو جدا شوم. امام علیه‌السلام فرمود: «پس این لباسها را به فرزندت بده تا آنها را هزینه آزادى برادرش کند». سپس پنج قطعه لباس به ارزش هزار دینار به محمدبن بشر عطا فرمود. (9)

از فحوای این گزارش تاریخی میتوان نتیجه گرفت که فرزند محمدبن بشیر به دستور امام و پدرش، سرزمین کربلا را در شب عاشورا ترک کرده و در پی آزادی برادرش روانه شد.

5. جدایی ضحاکبن عبدالله بعداز اندکی نبرد (در روز عاشورا)

ضحاکبن عبدالله مشرقى همدانى میگوید؛ من به همراه مالکبن نضر ارحبى نزد حسینبن علی علیه‌السلام رفتیم و پساز سلام، نشستیم. ایشان سلام ما را جواب داده و پساز خوشآمدگویی پرسید که براى چه آمدهاید؟

گفتیم: آمدهایم به تو سلام گوییم و از خدا براى تو سلامتی خواهیم، دیدار تازه کنیم و خبر این مردمان را با تو بگوییم؛ به تو میگوییم که آنها به جنگ علیه شما اتفاق نظر دارند، لذا در کار خویش تجدیدنظر کن. امام حسین علیه‌السلام فرمود: «حسبیالله و نعمالوکیل؛ خدا مرا بس است و نیکو تکیهگاهى است. ... شما چرا مرا یارى نمیکنید؟» مالکبن نضر گفت: از طرفی قرض بر گردنم است و همچنین زن و فرزند نیز دارم. من نیز گفتم: قرض دارم و نانخوار، با این حال با شما بیعت میکنم، به این شرط که وقتى دیدم وجود من، نه سودی به شما رسانده و نه بلایی را از شما دفع میکند، بیعتتان را از من بردارید. امام با این شرط موافقت فرمود و من نیز با وى همراه شدم. (10)

این همراهی تا ظهر عاشورا ادامه یافت. ضحاک خود نقل میکند: زمانی که دیدم یاران امام حسین علیه‌السلام کشته شدهاند و نوبت وى و خاندانش رسیده و جز سویدبن عمر و خثعمى و بشیربن عمرو حضرمى، فردی با او باقی نمانده، به او گفتم: اى پسر پیامبر خدا! میدانى قرار میان من و شما چه بود؟ این بود که تا وقتى جنگاورى باشد در کنارتان میجنگم و چون جنگاورى نماند و سودی برایتان نداشتم؛ اجازه دارم بروم! امام در پاسخ فرمود: «راست میگویى، اما چگونه میتوانی از این معرکه بیرون روی؟ اگر توان بیرون رفتن را داری، از طرف من اجازه دارى». ضحاک نقل میکند: زمانی که دیده بودم اسبهای یاران ما را از پاى میاندازند، اسبم را در خیمه یکى از یارانمان مخفی کرده بودم و پیاده به جنگ میپرداختم و پیش روى امام حسین علیه‌السلام دو فرد از دشمنان را کشتم و دست یکى دیگر را نیز قطع کردم و امام حسین علیه‌السلام بارها به من فرمود: «دستت از کار نیفتد، خدا دستت را نبرد، خدایت از جانب خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پاداش نیک دهد». بعداز این نبردها و هنگامی که ایشان اجازه رفتن داد، اسب مخفی کردهام را از خیمه در آورده و بر آن نشستم آنگاه زدمش و آنرا میان قوم تاختم که راه گشودند. پانزده نفر از آنها به تعقیب من آمدند. تا اینکه به کنار دهکدهاى نزدیک ساحل فرات رسیدیم و چون به من رسیدند سوى آنها تاختم. تعدادی از آنها مرا شناختند و گفتند: این ضحاکبن عبدالله مشرقى و پسر عموى ما است (از قبیله ما است)، شما را به خدا دست از او بدارید. در نهایت دیگران نیز از کشتن من منصرف شدند و خدا مرا نجات داد». (11)

در پایان باید گفت در مورد آنچه که در برخی کتب متأخر نقل شده است که شب عاشورا بعداز اتمام حجت امام، بخش زیادی از سپاهیان حضرت، از ایشان جدا شدند، گزارش معتبری نیافتیم.

..........................................................................................

پینوشتها

1. ر. ک: «عدم موفقیت امام حسین علیه‌السلام در تشکیل حکومت اسلامی، هدف قیام امام حسین»، سؤال 1686.

2. «کان الحسین لا یمر بماء من میاه العرب إلا اتبعوه»؛ ابنکثیر دمشقی‏، اسماعیلبن عمر، البدایة و النهایة/8/168، بیروت، دارالفکر، 1407ق.

3. ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق، تدمری، عمر عبدالسلام/5/11، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، 1409ق؛ ابنسعد کاتب واقدی، محمدبن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق، عطا، محمد عبدالقادر، خامسه 1، ص 463، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق.

4. فتال نیشابوری، محمدبن احمد، روضةالواعظین و بصیرةالمتعظین/1/177، قم، انتشارات رضی، چاپ اول، 1375ش.

5. ابومخنف کوفی، لوطبن یحیی، وقعةالطف، محقق، یوسفی غروی، محمدهادی‏، ص 166، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، 1417ق؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حججالله علی العباد/2/75، قم، مؤسسه آلالبیت علیهم‌السلام، چاپ اول، 1413ق.

6. وقعة الطف، ص 166؛ الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد/2/75.

7. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض/3/180، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1417ق.

8. ر. ک: جمعى از نویسندگان‏، مع الرکب الحسینی‏/4/104 105، قم، تحسین‏، چاپ دوم‏، 1428ق.

9. سیدبن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف/93 94، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1348ش.

10. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبوالفضل/5/418- 419، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1387ق.

11. همان/‏5/444- 445.

منبع: اسلام کوئیست

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جمعه ٠٣ آذر ١٣٩٦
کانال تلگرام
کانال تلگرام
آخرین شماره

   افق خانواده شماره 256


 

«اربعین»


 

ویژه نامه بهجت عارفان

 

«ره نامه»

ویژه نامه آغار سال تحصیل

حوزه های علمیه سال 97-96


 
حکمت ناب
مجموعه درسهای اخلاقی
آیت الله انصاری شیرازی قدس سره

 
 
رسم پارسایی
مجموعه درسهای اخلاقی
آیت الله اشتهاردی قدس سره

صفحه اصلی|اخبار افق|سرمقاله|در محضر نور|اخلاق در حوزه|عطر يار|سخن بزرگان|فرزانگان|رواق شهیدان|اخبار کوتاه حوزه|اخبار کوتاه ایران|اخبار کوتاه جهان|بین الملل|مقاله|مصاحبه|همگام با مدارس و مراکز|با شما|گزارش تصویری|افق خانواده|پاسخ استاد