*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > اخبار افق 
اخبار > سیری در وصیت‌نامه امام خمینی‌ قدس‌سره


گروه خبری: مقاله, اخبار افق  | تاریخ:1396/03/17 | ساعت:٠٨:٤٠ | شماره خبر:٣٩١٩٧٣ |  


     آیةالله‌العظمی جوادی آملی (افق حوزه شماره 512)سیری در وصیت‌نامه امام خمینی‌ قدس‌سره

سیری در وصیت‌نامه امام خمینی‌ قدس‌سره

  چون غالب مطالب وصیت‌نامه الهی سیاسی امام خمینی‌ قدس‌سره به منزله شرح آیه‌ای از قرآن کریم یا روایتی از احادیث عترت طاهره‌ علیهم‌السلام می‌باشد و آشنایی به منابع دینی آن سبب تأثیر عمیق آن است، لذا در این گفتار به ذکر برخی از منابع قرآنی و روایی آن اشاره می‌شود تا نموداری برای سایر مسایل باشد و عصاره آن در طی چند مطلب مطرح است. ....  

  


 

 

 

در نظام هستی که اساس آن بر حق و صدق استوار است، گفتار و نوشتاری از تأثیر راستین برخوردار است که از حق و صدق بهرهمند باشد. مقدار بهرهوری هر چیز از حق و صدق، به اندازه پیوند وجودی آن شئ با حق محض و صدق صرف است که همان خدای سبحان باشد؛ لذا، وحی الهی از هر گفتاری صادقتر میباشد: «و من أصدق من الله قیلاً» (نساء/122)

چون غالب مطالب وصیتنامه الهی سیاسی امام خمینی قدس‌سره به منزله شرح آیهای از قرآن کریم یا روایتی از احادیث عترت طاهره علیهم‌السلام میباشد و آشنایی به منابع دینی آن سبب تأثیر عمیق آن است، لذا در این گفتار به ذکر برخی از منابع قرآنی و روایی آن اشاره میشود تا نموداری برای سایر مسایل باشد و عصاره آن در طی چند مطلب مطرح است.

مطلب اول: اسلام، تنها مکتب حق و ثابت و تنها دین خداپسند است: «إن الدین عندالله الإسلام» (آلعمران/19)؛ «رضیت لکم الإسلام دیناً»، (مائده/3) و سر ثبات و مرضی خدا بودنش آن است که جامع کمال و تمامیت نعمت الهی میباشد: «الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی». (مائده/3) همانطوری که خداوند، اسلام را برای جوامع بشری پذیرفته است، پیامبران نیز اسلام را به مردم توصیه نمودهاند: «و وصی بها إبراهیم بنیه و یعقوب یا بنیّ إنّ الله اصطفی لکم الدین فلاتموتنّ إلا و أنتم مسلمون»، (بقره/132) و خداوند گرایش به ملت اسلام (سیره و سنت اسلامی) را رشد و گریز از آن را سفاهت میداند: «و من یرغب عن ملّة إبراهیم إلا من سفه نفسه». (بقره/130)

مطلب دوم: چون حقیقت اسلام در مجموعه وجود تشریعی و تکوینی یافت میشود، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در توصیه به اسلام، تمسک به کتاب و عترت را مطرح نمود: «إنّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» (اثباتالهداة/1/735) و حضرت امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیه‌السلام در وصیت خود از آنها بهعنوان ستون استوار و چراغ پرفروغ یاد کرده است: «أقیموا هذین العمودین و أوقدوا هذین المصباحین». (نهجالبلاغه/خطبه 149 و نامه 23) چون عترت طاهره علیهم‌السلام مبین وحی و ممثل قرآنند، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: این دو به اندازه مویی از یکدیگر جدا نبوده و ترک هر کدام، همان ترک دیگری است؛ (بحارالانوار/22/477) چنانکه اخذ هر کدام، حتماً با اخذ دیگری همراه خواهد بود.

مطلب سوم: سفارش اولیای الهی به حق و لزوم عمل مردم به آن

رهبران الهی اولیای مردماند و ولایت آنان ایجاب میکند که از توصیه بهحق غفلت نشود و بر هر جامعه اسلامی که اوصیای آنهایند، عمل به وصیت لازم خواهد بود؛ مخصوصاً آنکه عمل به وصیت آنان مایه حیات و ترک آن سبب هلاک باشد؛ چنانکه رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: «ان تمسکتم بهما لنتضلوا». (همان/36/331)

از این رهگذر روشن میشود که چرا امام خمینی قدس‌سره وصیتنامه الهی سیاسی خود را به حدیث متواتر ثقلین آغاز نمود (صحیفه نور، طبع قدیم/21/169) و حیات امت اسلامی را در تمسک به آنها دانست و هجر هر کدام را مهجور بودن دیگری و وصل هر یک را همراه وصل دیگری اعلام داشت (همان) و تسبیح حق را با تحمید به هم آمیخت؛ چنانکه در قرآن کریم این دو در صحابت هماند: «ان من شیء إلا یسبّح بحمده» (اسراء/44)؛ «فسبّح بحمد ربّک». (نصر/3)

مطلب چهارم: درباره هماهنگی قرآن و عترت، معارف ژرفی از وصیتنامه استنباط میگردد:

1. همانطوری که قرآن کریم حاوی آیات مهر است، عترت طاهره علیهم‌السلام مظاهر جمال حقاند.

2. همچنانکه قرآن شامل آیات قهر است، آنان نیز مظاهر جلال الهیاند.

3. همانطوری که قرآن مجلای همه اسمای الهی است: «فتجلی لهم سبحانه فی کتابه من غیر أن یکونوا رأوه» (نهجالبلاغه/خطبه 147)، عترت طاهرین علیهم‌السلام نیز جلوهگاه همه اسمای الهیاند؛ چون مظاهر اسم اعظماند که هیچ اسمی از آن خارج نخواهد بود.

4. چون این ذوات مقدسه به کمال فنا و فنای کامل بار یافتند، برق غیرت، حجاب هرگونه غیریتی را درید؛ لذا آن اسراری که غیر حق نمیداند، مشهود اینان بود و بر اساس استوار «و ما علمت إذ علمت و لکن الله علم»، از اسمای مستأثره آگاهند که غیر خدا از آن آگاه نیست.

5. کنه ذات حق و اکتناه اوصاف ذاتی او میسور احدی از انبیا و اولیا نخواهد بود: «لا یدرکه بعد الهمم و لا یناله غوص الفطن» (همان/خطبه1)؛ «لم یطلع العقول علی تحدید صفته و لم یحجبها عن واجب معرفته» (همان/خطبه 49)؛ لیکن به تمام ظهور فعلی حق رسیدن و از همه تجلی آن آگاه شدن، مقدور مظاهر اسم اعظم میباشد. قرآن کریم از آن جهت که کلام خداست، فعل اوست و هرگونه تجلی در آن از قلمرو فعل خارج نیست و فیض نخست که همان عترت پاکاند، بر آن واقف خواهند بود.

6. همچنانکه قرآن کریم از تکاثر اختلاف و تشتت مصون است، عترت طاهره علیهم‌السلام نیز از کسوت کثرت و پراکندگی معصومند؛ لذا، هر دو به کوثر وحدت بار مییابند.

7. چون نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه و سایر گفتهها و نوشتههای عترت پاک علیهم‌السلام تفسیر راستین قرآنند و بیرون از وحی آسمانی چیزی در آنها راه ندارد، همانند قرآن کریم مایه مباهاتند و چون امت اسلامی با نثار و ایثار در صیانت این دو وزنه وزین از هیچ جهاد و اجتهادی دریغ نکرده، موجب افتخارند.

از آنجا که هدف وحی، تزکیه روح انسان است و روح آدمی، نه مذکر است نه مؤنث (زن در آینه جلال و جمال/66 و 256)، لذا هیچ کمالی از کمالات معنوی، نه مشروط به ذکورت است و نه ممنوع به انوثت و بالاترین کمال که همانا «ولایت» است، بهره هر دو صنف خواهد شد؛ گرچه کارهای اجرایی بر حسب خصوصیت هر صنفی تنظیم شده است و چون نظام اسلامی این مطلب را بهخوبی ارائه داد، زنان همتای مردان در اعتلای مقاصد قرآن کریم و عترت پاک علیهم‌السلام کوشیده و زمینه سرفرازی را فراهم کردهاند.

مطلب پنجم: برهان نبوت عامه، دین را مجموعه قوانین فردی، اجتماعی و بینالمللی دانسته و وجود مجری و رهبر واقف و معصوم را ضروری میداند و این همان دیانت آمیخته با سیاست است. نغمه مشئوم جدایی دین از سیاست، مایه انزوای کتاب و سنت، از صحنه سیاسی و تهاجم سیاستمداران بر ارکان دین شد؛ زیرا گروهی متحجرانه مسایل دینی را از قلمرو قدرت سیاسی بیرون بردند؛ ولی سیاستبازان، قاهرانه بر دین تاخته و هر فتوای مناسب را از قائلان به جدایی دین از سیاست گرفتند و آنچه بر کلیساها گذشت، بر برخی مراکز اسلامی آسیب رساند، تا از «اولیالامر» چیزی را فهمیدند که اربابان سیاست ستم میخواستند و همه حدود الهی را در عصر غیبت حضرت ولیعصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف معطل دانستند و...

مطلب ششم: پیروزی انقلاب اسلامی، هدیهای الهی

همانطوری که پیروزی اسلام در مدینه منوره و متواری شدن اسرائیلیهای زراندوز کینهتوز، نه به گمان مسلمانان میآمد و نه یهودیان باور میکردند که از کاخهای محکم آنها کاری ساخته نیست، لیکن خداوند برای اولین بار این بارقه بیسابقه را نصیب مسلمین کرد: «هو الذی أخرج الذین کفروا من أهل الکتاب من دیارهم لأوّل الحشر ما ظننتم أن یخرجوا و ظنّوا أنّهم مانعتهم حصونهم من الله» (حشر/2)، ظفرمندی انقلاب اسلامی نیز هدیهای الهی و تحفهای غیبی بود که به گمان کسی نمیرسید. (صحیفه نور، طبع قدیم/21/175 176)

مطلب هفتم: در اهمیت حفظ اسلام، همین بس که عترت طاهره علیهم‌السلام نسبت به آن، ثقل اصغر محسوب شدهاند؛ چون برای صیانت آن باید از هیچ کوششی، گرچه به شهادت باشد، دریغ نکنند (صحیفه نور، طبع قدیم/21/175 176) و اگر در حراست آن ادهان یا ایهان رخنه کند، هرگز عمود دین بر پا نبوده و شاخه ایمان سبز نخواهد شد: «ما قام للدین عمود و لا أخضر للإیمان عود». (نهجالبلاغه/ خطبه56)

مطلب هشتم: رمز پیروزی انقلاب اسلامی، همان راز بقای آن خواهد بود (صحیفه نور، طبع قدیم/21/176 177) و مهمترین عامل ظفرمندی دو رکن است:

1. انگیزه الهی داشتن: «کلمة الله هی العلیا». (توبه/40)

2. متحد بودن: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا» (آلعمران/103)؛ «أن أقیموا الدین و لاتتفرّقوا فیه». (شوری/13)

تأثیر رکن اول، برای آن است که حق هماره پایدار بوده و باطل چونان کف روی سیل خروشان پایمال میشود.

اثر رکن دوم، برای آن است که تمام نیروها به یک هدف متوجه شده و هر گونه مانعی را برطرف نماید. خدای سبحان اختلاف را نشانه خامی و بیخردی میداند: «...تحسبهم جمیعاً و قلوبهم شتی ذلک بأنّهم قوم لایعقلون» (حشر/14) و حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آنرا همانند تیغ تیزی میداند که هرگونه اثری را از دین محو مینماید: «و لا تباغضوا فإنها الحالقة». (نهجالبلاغه/خطبه86)

نیز میفرماید: خداوند هیچ گروهی را با اختلاف، به خیر نخواهد رساند: «و إن الله سبحانه لم یعط أحداً بفرقة خیراً ممن مضی و لا ممن بقی» (همان/خطبه175) و مهمترین عامل اختلاف از نظر آن حضرت علیه‌السلام خبث سریره و پلیدی دل میباشد: «و إنما أنتم إخوان علی دین الله مافرق بینکم إلا خبث السرائر و سوء الضمائر» (همان/خطبه113). گرچه اختلاف بین هر گروهی مایه تباهی است، لیکن تفرقه علما و جدایی دانشمندان از یکدیگر و نیز اختلاف علمای حوزه و دانشمندان دانشگاه با هم، سبب سیهرویی و سعادتسوزی سهمگینتر خواهد بود.

گرایش به جهان کثرت، پایه هر اختلاف است؛ چنانکه جذب به جهان وحدت، مایه هرگونه اتحاد خواهد بود؛ چون دنیا در صف نعال (پایین مجلس، کفش کن، دنیا در کفشکن جهان هستی است) کثرت است، میل به آن سبب پیدایش هرگونه پراکندگی میباشد؛ لذا، محبت او ریشه همه گناهان شمرده شده («رأس کلّ خطیئة حبّ الدنیا»؛ کافی/2/315) و در ترسیم حقیقت آن، از هیچ تعبیر مشمئزکنندهای کوتاهی نشد. مخصوصاً آنچه در گفتار و نوشتار سیداوصیا مولای موحدان، امیرمؤمنان حضرت علیبن ابیطالب علیه أفضل صلوات المصلین آمده است؛ مانند: عراق خنزیر در دست مجذوم (نهجالبلاغه/حکمت236)، عفطة عنز (همان/ خطبه 3 شقشقیه)، چراگاه وبی، حطام و کاه وباخیز (همان/حکمت 367) و... .

مطلب نهم: حضور امت در صحنه، شرط ضروری پیروزی

گرچه بدون رهبری امام عادل و مصمم، ظفر میسر نیست، ولی حضور امت عازم و ملت آگاه، شرط ضروری آن میباشد و حقشناسی از آنان نیز لازم خواهد بود؛ زیرا در مسایل اجتماعی سیاسی همراه رهبر، راهی هدف شده و او را رها نکردهاند.

خدای سبحان درباره مؤمنان راستین، چنین میفرماید: «إنّما المؤمنون الذین امنوا بالله و رسوله و إذا کانوا معه علی أمر جامع لم یذهبوا حتّی یستأذنوه ...». (نور/62) امت اسلامی ایران با عمل به این آیه کریمه هرگز صحنه را ترک نکرده و با نفس نفیس خود از اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم حمایت کرده و در طرد و طعن طاغیان غفلت ننموده و با بذل مهجت خویش حجت را تمام و با نثار سر، سرفراز شده و با ارائه کارنمای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، شایسته تحسین شده است.

لذا، همانطوری که قرآن کریم از ایثار انصار مدینه تجلیل نمود: «یحبّون من هاجر إلیهم و لا یجدون فی صدورهم حاجةً مما أوتوا و یؤثرون علی أنفسهم و لو کان بهم خصاصة» (حشر/9)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی قدس‌سره نیز از تمام مردم تقدیر فرمود.

مطلب دهم: خودکفایی، فرع خودشناسی است؛ اگر امت اسلامی اصالت خویش را شناسایی کند و به استنباط معارف علمی و استخراج مخازن اقتصادی بپردازد، نه در مسایل علمی مرعوب مکتبهای دیگر میشود و نه وعدههای مادی شرق و غرب، مرغوب آنها خواهد شد؛ بهطوری که حوزههای علمیه به نقد و تحلیل معارف نظری و علمی اسلام و مقایسه آن با افکار اندیشمندان عصر پرداخته و با استخراج پاسخ از وحی و عقل و حل هر مسئله سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی اخلاقی، همچون مسئله عبادی همت گمارند و دانشگاهها ضمن آشنایی به مسایل اعتقادی و علمی، به تبیین عمیق علوم تجربی پرداخته و متخصصان متعهد را در هر رشته بپرورانند.

زیرا اگر چه اسلام، علوم اساسی را در سه قسم خلاصه کرد: «إنّما العلم ثلاثة: آیة محکمة أو فریضة عادلة أو سنّة قائمة و ما خلاهنّ فهو فضل» (کافی/1/32، باب صفةالعلم وفضله/ح1)، لیکن در تفسیر آن علوم سهگانه برخی از علوم تجربی و نظامی یافت میشود؛ چنانکه حضرت امام صادق علیه‌السلام فرمود: «لایستغنی أهل کل بلد عن ثلاثة یفزع إلیه فی أمر دنیاهم و آخرتهم فإن عدموا ذلک کانوا همجاً: فقیه عالم ورع و أمیر خیر مطاع و طبیب بصیر ثقة» (تحفالعقول/ کلمات حضرت امام صادق علیه‌السلام /321)؛ یعنی همانطوری که فقاهت سهمی در تمدن اسلامی دارد، طبابت و امارت نیز در تحقق آن سهیماند و بدون هر کدام از آنها زندگی جامعه، حیات همجی (زندگی فرومایه حیوانی) خواهد بود؛ نه انسانی.

نکتهای که در گفتار حکیمانه حضرت امام صادق علیه‌السلام جاذبه خاص دارد، این است که ضمن تخصصی دانستن رشته های فقه، طب، رهبری و فرماندهی، تعهد دینی را وظیفه مشترک همه معرفی نمود تا پارسایی فقیه، هماهنگ خیراندیشی حاکم جامعه و همتای وثاقت پزشک قرار گیرد و فقاهت بدون پرهیز و ورع نباشد و امارت بدون خیرخواهی نماند و حذاقت بدون وثاقت واقع نشود.

اگر حوزه علمیه آنچنان فقیه متورع بپروراند و دانشگاه این چنین طبیب موثق بسازد، توفیق رهیابی به امیری که اسیر هوس نباشد، حاصل خواهد شد و از ترکیب این عناصر متخصص متعهد، تمدن اسلام ناب که همان «زندگانی معقول جاودانه» است، پدید میآید.

مطلب یازدهم: مال در فرهنگ اسلام به منزله ستون فقرات جامعه به شمار میآید؛ لذا، نباید در اختیار سفیهان باشد: «لاتؤتوا السفهاء أموالکم التی جعل الله لکم قیاماً» (نساء/5)؛ وگرنه ستون جامعه میشکند و جامعهای که ستون استقامت آن بشکند، قدرت قیام ندارد و مستمند را نیز به همین سبب «فقیر» مینامند.

همانطوری که مال نباید در اختیار سفیه قرار گیرد، نباید در قلمرو قدرت گروهی خاص واقع شود: «کی لا یکون دولةً بین الأغنیاء منکم» (حشر/7)؛ زیرا اگر ثروت جامعه در گرو گروه معین قرار گیرد، دیگران قدرت قیام نخواهند داشت؛ خواه آن گروه ثروتمند، اشخاص حقیقی باشند، نظیر نظام سرمایهداری غرب یا اشخاص حقوقی باشند، نظیر نظام دولت سالاری شرق.

آنچه در نظام دینسالاری اسلام معتبر است، آن است که همگان راه برای درآمد کافی و مشروع داشته باشند. گرچه در اثر اختلاف استعدادها درآمدها مساوی نیست، ولی عادلانه خواهد بود و نهتنها اسراف یا اتراف در صرف و حبس و اکتناز و احتکار و... در جمع زیانبار است، بلکه نفس تمرکز قدرت اقتصادی در شخصیت حقیقی یا حقوقی ممنوع میباشد؛ گرچه با اسراف یا اتراف مقرون نباشد.

البته لازمه دوام سهم مبارک امام علیه‌السلام یا زکات در اسلام، تداوم فقر نیست؛ همانطور که در زمان ظهور و بسط ید امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف اصل زکات محفوظ است؛ گرچه مستمند وجود ندارد؛ زیرا مهمترین مصرف آن، فیسبیل الله است که همواره محفوظ خواهد بود؛ پس از اینکه زکات حکم دائمی اسلام است و یکی از مصارف هشت گانه آن فقیر میباشد، نمیتوان جامعه اسلامی را همراه با فقر برخی از افراد پنداشت.

گرچه محرومیتزدایی از اصلیترین وظایف نظام اسلامی است و برای دفع حرمان مالی طرح اقتصادی قابل اجرا لازم است، لیکن رفع نیازمندیهای بعضی از مستمندان از امتیاز ویژهای برخوردار است؛ نظیر:

1. آبرومندانی که قدرت سؤال نداشته و ناآگاهان به وضع داخلی، آن عفیفان را توانگر میپندارند: «... یحسبهم الجاهل أغنیاء من التعفّف». (بقره/273)

2. مهاجرین و مجاهدین راستینی که به جرم حقخواهی از خانه و مال خویش تبعید شده و به منظور رضای خداوند متعالی دین او و پیامبر او را یاری نموده و مینمایند: «للفقراء المهاجرین الذین أخرجوا من دیارهم و أموالهم یبتغون فضلاً من الله و رضواناً و ینصرون الله و رسوله أولئک هم الصادقون». (حشر/8)

از این رهگذر، سرِّ حمایت امام خمینی قدس‌سره از محرومان و خصوصاً جبهه رفتهها روشن میشود.

مطلب دوازدهم: نقش بیداری مردم در صیانت انقلاب

بیداری مردم، نگهبان خوبی برای صیانت دستاوردهای انقلاب اسلامی است؛ چنانکه خفتگی آنها سبب تهاجم بیگانگان خواهد بود؛ چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «من نام لم ینم عنه» (نهجالبلاغه/نامه62). مقدار بیداری هر امت، مرهون مقدار هوشیاری آنهاست و به اندازه هوشیاری، آنان در ستیز با مهاجمان ضد دینیاند. ضریبستیز آنها را قرآن کریم چنین ترسیم میفرماید:

1. همواره نقشه مشئوم تازه طرح میکنند: «لا تزال تطّلع علی خائنة منهم». (مائده/13)

2. انگیزه خیانت آنها تنها در مسایل نظامی، اقتصادی و... خلاصه نخواهد شد؛ بلکه میکوشند که اسلامزدایی کرده و مسلمانها را از اسلام خارج کنند: «ولا یزالون یقاتلونکم حتّی یردّوکم عن دینکم إن استطاعوا...». (بقره/217)

3. هدف نهایی صاحبان مکاتب گوناگون الحاد یا شرک یا کفر نسبی، نهتنها خروج مسلمین از حوزه اسلام است، بلکه دخول آنها در قلمرو مکتب ضلال آنان خواهد بود: «و لن ترضی عنک الیهود و لاالنصاری حتّی تتّبع ملّتهم» (بقره/120)

4. برای نیل به این هدف شوم، از جاسوسان و نفوذیان مدد میگیرند: «... و فیکم سماعون لهم ...» (توبه/47)؛ بنابراین، سر توصیه امام خمینی همگان را به بیداری و توجیه آنها به خطر دشمن و نفوذ او در متن جامعه، بهویژه در حوزه و دانشگاه و اعلام حمله همه جانبه تبلیغی و غیر آن در سطح جهان و ضرورت دفاع گسترده در مقابل تهاجم تیغ تبلیغ اغیار، معلوم خواهد شد؛ چنانکه راز وصیت دولتمردان به تهذیب نظام از کارگزاران بزهکار و جذب خدمتگزاران شیفته خدمت، نه تشنه قدرت و سپردن کار به دست مدیران پارسا و مدبران وارسته، مخصوصاً از خاندان معظم شهدا، اسرا، مفقودان و توجه خاص به جانبازان آشکار میشود.

امید است امت اسلامی سراسر جهان بالاخص ملت سرافراز و متعهد ایران اسلامی که اوصیای راستین این وصیتنامه الهی سیاسیاند، همه مضامین بلند و آموزنده آنرا به دقت عمل نمایند تا روح پر فتوح امام خمینی قدس‌سره در جوار ارواح انبیا علیهم‌السلام شاد و از همگان خشنود باشد.

منبع: پایگاه اطلاعرسانی اسراء


 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٦
کانال تلگرام
کانال تلگرام
آخرین شماره

   افق خانواده شماره 249


 

«ره نامه»

ویژه نامه آغار سال تحصیل

حوزه های علمیه سال 97-96


 
حکمت ناب
مجموعه درسهای اخلاقی
آیت الله انصاری شیرازی قدس سره

 
 
رسم پارسایی
مجموعه درسهای اخلاقی
آیت الله اشتهاردی قدس سره

صفحه اصلی|اخبار افق|سرمقاله|در محضر نور|اخلاق در حوزه|عطر يار|سخن بزرگان|فرزانگان|رواق شهیدان|اخبار کوتاه حوزه|اخبار کوتاه ایران|اخبار کوتاه جهان|بین الملل|مقاله|مصاحبه|همگام با مدارس و مراکز|با شما|گزارش تصویری|افق خانواده|پاسخ استاد