*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


آثار ماندگار شماره خبر: ٩٧٠١٥ ١٢:٥٢ - 1390/08/18   آثار ماندگار شماره 324 ارسال به دوست نسخه چاپي


آثار ماندگار شماره 324

البيان از آيةاللّه‌العظمى سيد ابوالقاسم خويى قدس‌سره (م 1371 ش)


اين كتاب حاصل درس‌هاى تفسير مرجع فقيد شيعه، آيةاللّه‌العظمى خويى رحمةاللّه‌عليه در حوزه علميه نجف است.

مؤلف در آغاز، به اجمال، از شيوه تفسير خود سخن گفته، سپس در فصل نخست با عنوان «فضل قرآن»، جايگاه قرآن را در پرتو آيات آشكار ساخته و بر لزوم تدبر در آن تأكيد كرده است.

در فصل دوم، در بحث از «اعجاز قرآن» به تبيين لغوى اعجاز، معناى اصطلاحى آن و فرق آن با سحر پرداخته است. ايشان برترين معجزه را آن مى‌دانند كه با برترين جريان روزگار هماوردى كند؛ از اين‌رو با تبيين جايگاه بلاغت و فصاحت در روزگار جاهلى، به اثبات برترى قرآن در اعصار و مانندناپذيرى آن در بيان و عرضه حقايق والا مى‌پردازند. البته در بيان ابعاد مانندناپذيرى قرآن، به تشريع و اِخبار از غيب نيز اشاره مى‌كنند.

بحث قرائت، كه از پيشينه‌اى كهن و اهميتى ويژه برخوردار است، به تفصيل در البيان، مطرح شده است. مؤلف به جايگاه قرائت در آراى قرآن‌پژوهان اشاره مى‌كند و با تصريح به عدم تواتر قرائت‌هاى هفت‌گانه مى‌گويد: «عدم تواتر قرائت‌ها، سخنى مشهور در ميان شيعه است و بعيد نمى‌نمايد كه در ميان عامه نيز چنين باشد.»

اين عالم عظيم‌الشأن براى اثبات عدم تواتر قرائت‌ها، ابتدا قاريان ده‌گانه را معرفى كرده، سپس چگونگى گزارش قرائت‌هاى آن‌ها را بازگفته و مى‌نويسند: «توجه به زندگانى قاريان و تأمل در طرق نقل قرائت‌ها و چگونگى اسناد قرائت‌ها، نحوه استدلال قاريان و پيروان آن‌ها به قرائت‌هاى خود و نقد ديگر قرائت‌ها، و انكار بسيارى از محققان برخى از اين قرائت‌ها را، نشان مى‌دهد كه اين قرائت‌ها متواتر نيستند.» آن‌گاه دلايل تواتر قرائت‌ها را نقد كرده و نشان مى‌دهند كه هيچ ‌كدام دلايل استوارى ندارند.

حضرت آيةاللّه خويى رحمةاللّه‌عليه، گاه بر اين نكته تأكيد كرده‌اند كه اين دلايل، تواتر قرآن را ثابت مى‌كند نه قرائت‌ها را، و بين اين دو فرقى است روشن. از آن‌جا كه ايشان تواتر قرائت‌ها را نفى كرده‌اند، در ادامه بحث، پيوند «قرائت‌هاى هفت‌گانه» را با حديث «اَحرُف سبعه»، گسسته دانسته و تأكيد كرده‌اند كه اين حديث به هر معنايى كه باشد، پيوندى با موضوع قرائت‌هاى هفت‌گانه ندارد.

پس از نقد حجيّت قرائت‌ها، با استناد به روايتى از كافى، تأكيد مى‌كنند كه در نماز، قرائتى صحيح است كه در روزگار امامان عليهم‌السلام متعارف بوده باشد. مهم‌ترين بحث البيان، بحث «تحريف‌ناپذيرى» قرآن كريم است.

اين مرجع عالى‌قدر، ابتدا تحريف را معنى كرده، انواع و ابعاد آن‌را نمايانده و سپس محل نزاع بحث را روشن كرده‌اند.

ايشان در اثبات تحريف‌ناپذيرى قرآن، به آيات قرآن، سنت، روايات فضايل سوره‌ها و فضيلت قرائت قرآن استناد كرده و افزون بر اين‌ها به لحاظ تاريخى و با توجه به واقعيت زندگانى مسلمانان، وقوع تحريف را غيرممكن دانسته‌اند.

حضرت آيةاللّه خويى قدس‌سره، هم‌چنين اشكال‌هاى برخى از عالمان را بر اين موضوع آورده و نقد كرده‌اند.

گفتنى است، بحث ايشان از مصحف حضرت امام على عليه‌السلام و نقد سندى و محتوايى روايت‌ها، شايان توجه است.

مؤلف «البيان» پس از اثبات سلامت، استوارى و وحيانى‌بودن قرآن، به بحث «حجيّت ظواهر» آن مى‌پردازد، و براى اثبات آن، به دلايل عقلى، قرآنى و روايى استناد مى‌كند؛ آن‌گاه دلايل كسانى را گزارش مى‌كند كه به عدم حجيّت ظواهر قرآن اعتقاد دارند؛ از جمله: مخاطبان قرآن فقط امامان عليهم‌السلام‌اند؛ بهره‌گيرى از ظواهر آيات و استناد بدان، تفسير به رأى است كه از آن نهى شده است؛ معارف قرآن بسى ژرف است و دست‌نيافتنى؛ و بالاخره تحريف قرآن و از بين رفتن قرائن مهم آن.

اين محقق بزرگ و نامى جهان تشيع كه در بخش‌هاى پيشين، دلايل تحريف را نقد كرده است، در اين بخش نيز دلايل ديگر آنان را به نقد كشيده و بر حجيّت ظواهر قرآن تأكيد مى‌كند.

در بحث حجيّت ظواهر قرآن، كه عملاً حجيّت تماميت آيات آن است، چگونگى «نسخ» آياتى از قرآن مطرح مى‌شود. در اين‌جا مؤلف به بحث از «نسخ» مى‌پردازد، و از يك سو اصل آن را مى‌پذيرد و از سوى ديگر با بررسى اهم مصاديق آن، فقط منسوخ‌بودن يك آيه، يعنى «آيه نجوى» مجادله/12 را پذيرفته است.

ايشان در پى بحث از نسخ، به «بداء» هم پرداخته و ديدگاه شيعه را در اين باره بيان مى‌كنند.

بحث از اصول تفسير، از ديگر بحث‌هاى كتاب است كه مؤلف در آن، تكيه بر ديدگاه مفسّران را در تفسير نااستوار مى‌داند، و بر استناد به ظواهر كتاب، با توجه دقيق به معانى واژگان در ادب عربى و خردورزى تأكيد مى‌كند و براى روايات صحيح در تبيين آيات، جايگاه ويژه‌اى قائل مى‌شود و اشكال‌هاى پذيرفتن خبر واحد در تفسير و حجيّت آن‌را پاسخ مى‌گويد. «حدوث يا قدم قرآن»، كه از نزاع‌هاى كهن معتزله و اشاعره است، بحث پايانى بخش علوم قرآنى اين كتاب است. مؤلف آن‌را از بحث‌هاى دخيل در فرهنگ اسلامى دانسته و از جمله آثار ورود بحث‌هاى فلسفه يونان در حوزه فرهنگ اسلامى تلقى مى‌كند.

ايشان در اين بحث، به نقد ديدگاه اشاعره پرداخته، ديدگاه معتزله و شيعه را در حدوث كلام الهى استوار مى‌دانند.

تفسير سوره «حمد»، بخش پايانى كتاب است كه حضرت آيةاللّه خويى رحمةاللّه‌عليه در پرتو توجه به قرآن و سنت، و تأمل در لغت و ادب عربى، آيات را تفسير كرده است. بحث لغوى كلمه «عبادت» و بحث فقهى واژه «بسمله»، از جمله بحث‌هاى سودمند و راه‌گشاى كتاب است. بينش فقهى و دقت‌هاى اصولىِ اين عالم بزرگ در جاى جاى تفسيرِ ايشان آشكار است.

نويسنده كتاب «البيان» در بحث‌هاى مقدماتى، و نيز در تفسير سوره «حمد»، آشكارا از بحث‌هاى كلامى استادش، علاّمه بلاغى در «آلاءالرحمن» اثر پذيرفته است.

ترجمه‌هاى البيان

1. بيان، در علوم و مسائل كلى قرآنى، هاشم هاشم‌زاده هريسى و محمدصادق نجمى، 1360ش؛ اين اثر با عنوان شناخت قرآن در سال 1361شمسى تلخيص و بازنويسى شد.

2. ترجمه كامل به اردو، محمد شفاء نجفى، در 1410 ه؟ . ق (1989م) در اسلام‌آباد؛

3. ترجمه دو فصل «جمع و تدوين قرآن» و «مصونيت قرآن از تحريف» در 1987‌م. به انگليسى از اصغرعلى جعفر؛

4. ترجمه فصل «حجيّت ظواهر قرآن» از حسين، در مجله «التوحيد» در 1989م؛

5. ترجمه كامل به انگليسى از عبدالعزيز ساشادينا در 1998م، انتشارات دانشگاه آكسفورد.

6. ترجمه البيان، سيد جعفر حسينى، دار‌الثقلين، 1384ش، قم.

چاپ البيان

البيان بار نخست در سال 1375 ه.ق در نجف به چاپ رسيد. پس از آن ناشران مختلفى آن‌را چاپ كرده‌اند. متن عربى كتاب از اين لينك   http://bayan/quran/www.shiaweb.org‌ قابل دسترسى است.

منبع: دانشنامه جهان اسلام، مدخل «البيان» نوشته استاد محمدعلى مهدوى‌راد.

تهيه و تنظيم: عباسعلى مردى


خروج