*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مقاله, مقاله شماره خبر: ٤١٢٩٨٤ ١٢:٤٦ - 1399/03/17   حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسن‌لو (زنجانی)آسیب‌شناسی تمدنی حاکمیت اسلامی از نگاه امام خمینی قدس سره-مقاله شماره 626 افق حوزه ارسال به دوست نسخه چاپي


حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسن‌لو (زنجانی)آسیب‌شناسی تمدنی حاکمیت اسلامی از نگاه امام خمینی قدس سره-مقاله شماره 626 افق حوزه

حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسن‌لو (زنجانی)


امام خمینی قدس سره با مبانی دینی، انقلابی را بنیان‌گذاری نمود که طلیعه تمدن نوین اسلامی را نوید داد؛ انقلاب اسلامی درخشش دگرباره تمدن اسلامی پس از یغماگری و استیلای استعمارگران بود که نفسی تازه به اسلام بخشید؛ انقلاب اسلامی عناصر و ارکان‌‌های قویم تمدنی در خود دارد که اگر این رکن‌ها از آن جدا نشود، تمدنی پایدار و زمینه برای ظهور دولت جهانی و آرمانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود. دراین راستا همواره باید برای پایداری این انقلاب و این باغ پرثمر و شجره طیبه مراقبت‌ها و پیرایش‌ها و آفت‌زدایی‌ها نمود تا استواری آن در برابر طوفان‌های حوادث و عوارض تضمین شود...

 


یکی از ارکان مهم این انقلاب تمدنساز و برپاشده بر بستر تمدن اصیل اسلامی، مردمی بودن آن میباشد که با نثار خون جوانان برومند بنا نهاده شد و لازمه استمرار و بالندگی این بنا هم حفظ مردمی بودن آن میباشد.

دیگر رکن مهم این انقلاب تمدنی آرمانها، شعارها، ارزشها و نمادهای دین است؛ حفظ صبغه دینی تضمینکننده صیانت از آسیبهای فرسایشگراست.

رکن دیگر آن امامت و رهبری است که همواره باید بر محور اطاعت از آرمانهای او از این رکن صیانت نمود.

هریک از این ارکان دارای لوازم و شرایط خاص است که نیازمند مراقبت، نگهداری و رعایت میباشند.

 

 الف) آسیبشناسی بدنه عمومی جامعه و کارگزاران

از جمله روشهای صیانت و استمرار این تمدن نوین، آسیبشناسی آن میباشد که امام خمینی قدس سره در دوران رهبری و هدایت جامعه در فرصتهای مختلف، این آسیبهای احتمالی را به کارگزاران گوش زد مینمود تا مراقب این دستاورد بزرگ باشند؛ در این گفتار به بیان بر خی از ابعاد این آسیبشناسیها از منظر امام خمینی قدس سره پرداخته میشود:

1. دوری از پارسایی

بیگمان یکی از بنیان‌‌های اصلی تمدن اسلامی پارسایی است؛ تقوا و پارسایی ضمن اینکه آثار فردی و عملی فراوان در شخصیت انسان دارد، در عملکرد اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی نیز تأثیر بسزایی خواهد داشت. بر همین اساس است که در اسلام، توصیه به پارسایی، از بنیانهای مهم اصلاح کاگزاران است؛ اولین معیار و سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیر مؤمنان علیه السلام بر کارگزاران خود تأکید بر پارسایی بود؛ در نصب کاگزاران اولین سفارش مراقبت در پارسایی در تمام امور بود؛ از امور عبادی تا امور مالی و اجتماعی؛ شایستگی حاکم از اسباب مهم اصلاح جامعه و مردم است؛اولین معیار شایستگی کارگزار در اسلام برخورداری از پارسایی است؛ مردم در تمام امور به حاکم اقتدا میکنند. اگر حاکم پارسایی پیشه کند، مردم نیز در این مشی با او همراهی نمایند و به او اقتدا کنند؛ اگر مدیران و مسئولان از پارسایی و تقوا در مدیریت و مسئولیت دوری کنند، تمدن اسلامی یا جامعه اسلامی به آسیبهایی فراوان دچار خواهد شد.

امام خمینی قدس سره در این راستا میفرمایند: «تقوا برای همه لازم است و برای کسانی که متصدی امور کشور هستند، لازمتر است... متصدیان امور بهحسب تصدی که دارند، اگر خدای نخواسته، تقوا نداشته باشند... این، به همه کشور سرایت میکند. همه کشور را یک وقت خدای نخواسته به باد میدهد و لذا برای آنها اهمیت تقوا بسیار بیشتر است تا برای اشخاص.»

2. گرایش به اشرافیگری

اشرافیگری آفتی است که تبعات و آثار اخلاقی فردی و اجتماعی دارد؛ گرایش به اشرافیگری انسان را در معرض سقوط اخلاقی قرار میدهد؛ افزون بر سقوط بهتدریج انسان را به فسادانگیزی و راههای نامشروع ثروتاندوزی سوق میدهد؛ نتیجه نهایی آن سقوط تمدن است؛ چنانکه نظریه ابنخلدون نیز بر این معیار متمرکز است؛ از جمله آسیبهای بزرگ که کارگزاران و سپس تمدن یا نظام اسلامی را به سقوط میبرد، گرایش به زندگی اشرافیگری است؛ امیر مؤمنان علیه السلام در دوران حاکمیت خود به سادهزیستی خود افزود. وقتی از ایشان درباره این سیره و مشی سئوال کردند، فرمود: این روش من مردم را آرام میکند. با دیدن زندگی من آرامش مییابند؛ وقتی امیر مؤمنان از حضور عثمانبن حنیف کارگزار و استاندار خود در بصره بر سر سفره رنگین یکی از اشراف بصره با خبر شد، او را ملامت نمود؛ احتمال گرایش به اشرافیگری او، امام را به هشدار و سرزنش او وا داشت و امام جهت پیشگیری از انحرف و سوق به سوی اشرافیگری به او تذکر داد و این تذکر هم تاثیر داشت؛ امام خمینی قدس سره نیز با الهام از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیر مؤمنان علیه السلام حاکمان اسلامی را از گرایش به اشرافیگری پرهیز میدهد و از گرایش به لذات که از مصادیق اشرافیگری است، بر حذر میدارد. «التذاذات هر چه بیشتر باشد، قلب از آنها تأثیر بیشتر پیدا میکند و تعلق و حبّش بیشتر میگردد تا آنکه تمام و جهه قلب به دنیا و زخارف آن [متوجه] گردد و این منشأ فساد بسیاری است.»

اشرافیگری و دوری از سادهزیستی از مصادیق بارز دنیاگرایی است که حاکمان و کارگزاران خرد و درشت را به سقوط اخلاقی سوق میدهد. امام راحل قدس سره در اینباره فرمود: «اگر میخواهید بیخوف و هراس در مقابل باطل بایستد و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئههای آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان بدر نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمتهای بزرگ برای ملتهای خود کردهاند، اکثراً سادهزیست و بیعلاقه به زخارف دنیا بودهاند.»

3. فاصله گرفتن از مردم

قرآن خطاب به مؤمنان و اهل دین میفرماید: با مردم به نیکی رفتار کنید و رابطه خوب داشته باشد؛ نزدیکی با مردم و در میان مردم بودن و با مردم زندگی کردن، از و جوه و شاخصه‌‌های پیامبران الهی بود؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در همزیستی با مردم چنان بود که هرکس و ارد مجلس آن حضرت میشد، ایشان را تشخیص نمیداد و با مردم بودن از خصایص امیر مؤمنان علیه السلام است؛ کاگزار و مسئولان اسلامی تا زمانی که به مردمی بودن پایبند هستند، از پشتیبانی قوی مردمی برخوردارند و چنانچه در جریان تصدی امور و کارگزاری مسیر خویش را از طریق مردم، جدا ساختند، اولین گام سقوط و انحلال خود را رقم زدند.

امام مردم را و لینعمت کارگزاران و مسئولان میدانست و خود را نیز جز یک خدمتگذار نمیدانست و برای مردم نقش بینظیر در حکومت اسلامی میداد و به مسئولان توصیه میکرد: «بپرهیزید از اینکه از ملّت جدا شوید؛ شما را بخواهند، جدا کنند.» و نیز میفرمود: «شما هرچه خوف دارید، از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر یک مسیر دیگر بشود؛ راه، راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الآن هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود که خدای نخواسته [اگر] یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک موضع دیگری پیدا کردید... آن وقت بدانید که آسیب میبینید؛ یعنی آن وقت است که خارجیها به شما طمع میکنند». امام فاصله داشتن مسئولان با مردم و بیخبری از درد مردم را که حاصل دوری از مردم و غیر مردمی بودن مسئولان است، یکی از آسیبهای حکومت اسلامی میدانست.

4. بیتفاوتی نسبت به مصالح و مشکلات مردم

 سرگرم شدن به رفاه و سیاستزدگی، از آفات مهم حکومتداری است که میتواند در غفلت مسئولان و فاصله افتادن و بیخبری از جامعه آسیب جدی تلقی شود؛ فلسفه و جودی و مشروعیت حاکمیت در اسلام از منظر امام، حل مشکلات جامعه توسط مسئولان بود؛ ایشان بارها در جمع مسئولان و دیدارها به این و ظایف تاکید میکرد؛ «اگر حالا هم شما کارهایی بکنید که توجه مردم را از مصالح و توجه خودتان از مصالح، به چیز دیگر متوجه بشود... عوض اینکه برای این پابرهنهها، برای این ضعفا، بر اینهائی که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند...، از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ اعصاب و بساط، خوب، این همان است که آن وقت، آمریکا میکرد [و] حالا شما میکنید. آن وقت آن طاغوت میکرد [و] حالا شما میکنید... اگر بنا باشد که شما بهجای اینکه اقتصاد مردم را درست کنید، بهجای اینکه این کشور را بررسی کنید، ببینید کجاهاست که مخروبه هست و مردم از همه چیز ساقط هستند، بهجای این، اگر بنشینید سر سند و با حرف و یا فحاشی به هم، مسائل را غفلت از آن بکنید. این همان است که قدرتهای بزرگ میخواهند تا این مملکت خرابه بماند و صدای مردم درآید. اگر شما به مردم کار نداشته باشید به مصالح مردم، به مصالح کشور کار نداشته باشید. فقط مشغول این باشید که من چطور شما چطور، من چطورم شما چطوری، مردم با من هستند، مردم با شما هستند، اگر فکر این باشید این همان است که آمریکا میخواهد». امام با بیان ساده و گویا به این مسائل مهم میپرداخت و نظام و حاکمان اسلامی و انقلاب را به این مسائل هشدار و از آسیبها پیشگیری و این غفلت را تذکر میداد.

5. سیاستبازی و جناحبازی

جناحبازی در اسلام سابقه خوبی ندارد؛ باندبازی سبب شد که شایستگان از حاکمیت اسلامی دور بمانند و افراد نالایق بر اریکه حاکمیت بنشینند و این، یک رویه معمول در دوران طولانی تاریخ اسلام شد و آفتها و آسیبها و ای بسا، جنگهای خونین نزاع بر سر قدرت در گرفت و اسلام بهای سنگین و هزینه‌‌های زیاد تحمل نمود؛ هرگاه در نظامی معیارهای درست و ضوابط انتخاب و انتصاب کارگزاران فدای سیاستبازیها شود، آثار شومی در پی خواهد داشت؛ شایستگی و مهارت در امور از مناصب سیاسی تا فرهنگی و اجرایی اگر کنار گذاشته شود، چنین حاکمیتی در معرض انحطاط قرار خواهد گرفت.

حضرت امام قدس سره با توجه به گذشته تاریخ اسلام، همواره مسئولان را از این گزینشها برحذر میداشت: «دولت بدون گزینش افراد متعهد و متخصص در رشتههای مختلفه موفق نخواهد شد... دوست خوب برای دستاندرکاران آن، است که در پیشرفت امور محوله به آنان مؤثر باشد و در خدمت ملت باشد؛ نه در خدمت آنان... دولتمردان با رویه و فکر و احد برای رسیدن به آنچه صلاح اسلام و کشور است، به پیش روند و این سیاست صحیح اسلامی است و خدای نخواسته، در سیاستبازیهای گروهی و ارد نشوند که با ناکامی مواجه میشوند.»

6. نبود انسجام بین مسئولان و تخریب متقابل

وحدت و انسجام و سیستمی عمل کردن، لازمه غایتمندی یک مجموعه است؛ در اداره کشور و مدیریت این همگرایی و مراقبت از تضعیف ضروریتر است؛ آسیب مهم و چالشهای مهم مدیریت و مدیران و متصدیان امور، عدم هماهنگی و نیز اختلاف و دخالت در امور یکدیگر و تخریب یکدیگر است؛ اگر نهادی در یک مجموعه، مبتلا به و اگرایی با سایر نهادها گردد، انسحام لازم را نخواهد داشت و از قدرت و نیروی حرکت سیستم خواهد کاست؛ گاهی جناحبازی تا جایی رسوخ پیدا میکند که به تخریب متقابل میانجامد و این تخریب، جز بدبینی اجتماعی به همه نظام، نتیجهای نخواهد داشت؛ امام در این زمینه میفرماید: «شما انصاف میدهید که یک مملکتی که خونش را داده و شما را به مسند نشانده، سر مسند جنگ بکنید؟ دعوا بکنید؟... روزنامهها هر روز انتقاد کنند، همه را بکوبند؟ به هم تهمت بزنند؟ به هم افترا بزنند؟ آخر این انصاف است؟ پیش خدا چه خواهد شد این؟ پیش ملت چه انعکاسی دارد؟ خارجیها چه استفاده از آن میکنند؟» و نیز فرمود: «ترس آن موقعی است که رؤسا با هم اختلاف داشته باشند [و] مردم در صحنه نباشند.» و نیز میفرماید: «ما اگر بخواهیم برای کشورمان برای اسلام پیروزی حاصل بشود، باید کارشکنی نکنیم از هم؛ باید همه یکصدا باشیم... اگر رئیس دولت، رئیسجمهور، تضعیف کند مجلس را، خودش قبل از مجلس سقوط میکند و اگر مجلس تضعیف کند دولت و رئیسجمهور و آنهایی را که اجرا میخواهند بکنند، این [ها] خودشان هم تضعیف میشوند و امروز صلاح نیست.»

7. غفلت از تربیت و بهکارگیری کارگزاران شایسته

تربیت نیروی شایسته برای تکون، حفظ و شکوفایی تمدن اسلامی یک ضرورت است؛ آسیبهایی که نیروهای ناشایست به تمدن اسلامی و ارد کردهاند، بیشمار، شکننده و تأملبرانگیز است. از اینرو تربیت نیرو برای تمام ارکان و عناصر، اولین گام حیات یک تمدن است؛ حضور عوامل و کارگزاران ناشایست، یکی از آسیبها و آفات در امور اجرایی و اداری است. آسیبپذیری تمدن و نظام اسلامی و مدیریت جامعه در صورت اغماض از چنین مؤلفهای، تجربه تاریخی مسلم است.گاهی نفوذ افراد فاسق و اغماض در گزینش نیز، به آسیبهای جدی منجر گردیده است؛ افراد ناشایست در اجرای قوانین و ضوابط نیز کوتاهی نموده و صدمات زیادی به تمدن اسلامی و ارد کردهاند؛ امام خمینی قدس سره دراین باره نیز اندیشه مینمود و هشدار میداد: «گاهی ممکن است که قوانین مترقی و مفید به حال جامعه از مجلس بگذرد و شوای نگهبان آنرا تنفیذ کند و و زیر مسئول هم آنرا ابلاغ نماید؛ لکن به دست مجریان غیرصالح که افتاد، آن را مسخ کنند و برخلاف مقررات یا با کاغذبازیها یا پیچ و خمها که به آن عادت کردهاند، یا عمداً برای نگران نمودن مردم عمل کنند که بهتدریج و مسامحه غائله ایجاد میکند». و نیز فرمودند: «باید سعی شود که از راهرسیدهها و دینبهدنیافروشان، چهره کفرزدائی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشهدار نکنند و لکه ننگ دفاع از مرفهین بیخبر از خدا را به دامن مسئولین نچسبانند و آنهائی که در خانههای مجلل، راحت و بیدرد آرمیدهاند و ... نباید به مسئولیتهای کلیدی تکیه کنند و اگر به آنجا راه پیدا کنند، چهبسا انقلاب را یک شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند.»

 

 ب) آسیبشناسی قوای سهگانه

از جمله آسیبهایی که نباید در نگاه کلان از آن غفلت نمود و امام خمینی قدس سره در تمام دیدارها با مسئولان در این باره سفارش میکرد، پیشگیری از آسیبمندی و آفاتپذیری قوای سهگانه در تمدن نوین اسلامی بود که سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه بهعنوان سه رکن اساسی در تشکیلات تمدنی بهشمار میروند؛ عملکرد این سه رکن اساسی در پایداری، بالندگی و شگوفایی تمدن اسلامی تاثیر بسزایی دارد.

1. آسیبشناسی قوه مقننه

امام در فرمایشات مهمی جایگاه مجلس در حکومت اسلامی را تبین فرموده است و مجلس را در رأس همه امور دیده است و این نگاه کاملاً منطقی است؛ چون مجلس هر اندازه اقتدار و برخوردار از انسانهای آگاه و دانشمند و صالح باشد و بتواند قوانین استوار تصویب نماید، قوای دیگر با این خط مشی درست، روانتر و آسانتر اداره خواهند شد؛ از این رو نمایندگان مجلس باید به منافع عمومی فکر کنند و مطالعات و شناخت از کاستی‌‌های قوانین داشته باشند و درد‌‌ها را بشناسند و خلأ‌‌های قانونی را بدانند و قوانین جامع عامالمنفعه و مطابق با شرع تصویب کنند؛ نه قوانین مدافع حزبی و گروهی یا صنفی که منجر به آسیبهای تمدنی و اجتماعی گردد و مردم را از حاکمیت مأیوس نموده و به تقابل و زوایهگیری بکشاند؛ امام قدس سره مدام از این هشدارها به منتخبان ادوار مختلف میداد که خود این توصیهها جا دارد، قانون و ضابطه در اداره مجلس باشد. در یکی از دیدارها چنین فرمود: «اگر خدای نخواسته در مجلس شورای [اسلامی]، نه بهواسطه سوءنیّت؛ [بلکه] به واسطه اینکه شناخت کم است، یک دستهای گمان کنند که مکتب سرمایهداری بهتر از مکتب کمونیست است و مثلاً یک دسته هم آن طرفی را خیال کنند. او که خیال میکند، او بهتر است، میرود سرغ اینکه ببیند، در اسلام کجاها اسمی از این مسئله بردهشده؛ بدون اینکه توجه به اطراف بکند... یک دسته میروند، آن چیزی را که باز خودشان به نظرشان رسیده، میروند دنبال آنکه او را پیدا کنند... اگر یک مکتب انحرافی ما را در تحت تأثیر خودش قرار بدهد، از اسلام غافل شدهایم... اگر ده مرتبه اینطور اتفاق بیفتد که یک عدهای که فرض کنید اکثریت هستند، اینها یک چیزی بگویند. یک عدهای هم در اقلیت باشند و چیز دیگری بگویند. برود در شورای نگهبان و رد کند. اکثریت را رد کند، نقض کند، اگر چندین دفعه اینطور بشود، مردم آزرده میشوند؛ یعنی آن شناخت مردم از شما ممکن است، یک وقت خدای نخواسته تغییر بکند و این، از بزرگترین خطرهایی است که برای مجلس اسلامی و برای اسلام است.»

2. آسیبشناسی قوه مجریه

جایگاه و اقتداری که قوه مجریه در تمدن اسلامی و حاکمیت اسلامی میتواند داشته باشد، بسیار مهم است؛ از آسیبهای جدی که در قوه مجریه قابل تصور است، عدم اشراف و دقت ریاست این قوه در موضعگیریهاست که بنیانگذار جمهوری اسلامی در حکم تنفیذ ریاست جمهوری وقت در این زمینه، چنین فرمودند: «... و باید توجه نمایند (رئیسجمهور) که در مقامی هستند که یک جمله او گاهی مؤمنی را ساقط کرده و متعهدی را از بین میبرد و یا غیرصالحی را به مقامی که شایسته آن نیست، میرساند؛ گاهی یک سخنرانی او، جمهوری اسلامی و کشور را نور میبخشد و گاهی بهعکس.»

دخالت و زیران در و ظایف یکدیگر، آسیب دیگری است که میتواند ارکان قوه مجریه را به لرزه درآورد. امام راحل میفرمایند: «هر مسئولی و هر متعهد به نظامی، باید سعی کند که برای پیشبرد نظام و در چهارچوب محدوده و ظایفش عمل کند که در غیر این صورت، احتمال [ازهم] پاشیدگی نظام جدی است. لذا اگر هر و زیری دخالت در کار و زیر دیگر نماید که حتی دخالت او باعث رشد کار گردد، مورد قبول نیست؛ چراکه خروج از چهارچوب اختیارات، ضررش بسیار بیشتر از رشد کار در نقطهای دیگر است.»

3.آسیبشناسی قوه قضائیه

دیوان قضا یا تشکیلات قضائی در اسلام و تمدن اسلامی، یکی از ارکان مهم حکومتها و از اولین تشکیلات و نهادها بوده است که از و ظایف شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز، این نهاد اهمیت فوقالعاده داشت؛ عدالت و دقت در قضاوت و دفاع از حقوق مردم و پاسداری از حقوق فردی و اجتماعی مورد انتظار عموم است و قبل از آن دستور اکید دین اسلام، از جمله نهادهای آسیبپذیر و تعیینکننده در رضایتمندی مردم از حاکمیت شمرده میشود؛ تا اندازهای مهم است که میتواند سنجه مقبولیت مردمی یک نظام حاکمیتی شمرده شود؛ از اینرو امام بهجهت جایگاه مهم این نهاد در حکومت اسلامی و آسیبهای آن، درباره آسیبشناسی آن زیاد اهمیت و بها میداد و مسئولان قضایی را مدام هشدار و مورد اندرز قرار میداد؛ در جمع شورای عالی قضائی و سازمانهای قضائی آسیبشناسانه فرمود: «قوه قضائیه سر و کارش با جان مردم است، با مال مردم است، با نوامیس مردم است و باید همیشه خدا را ناظر و حاضر ببیند که خدای نخواسته مبادا یک اشتباهی در کار بشود، یک وقت خطائی بشود؛ خطای شماها بزرگ است و ممکن است یک خطا موجب قتل یک کسی بشود، یک خطا موجب بر باد رفتن آبروی کسی بشود. اینها را باید بسیار نظر کرد»

بهجهت جایگاه مهم قوه قضائیه در حاکمیت و تمدن اسلامی، درباره گزینش کادر قوه قضائیه و قضات تاکید و توصیه‌‌های مهمی داشتند: «... برای قاضی، برای آن اشخاص که بازپرس هستند، برای سازمان بازرسی، از امور مهمی که باید مراعات کنند، این است که امین مردم باشند، در آن امری که به آنها محوّل شده است» و نیز «اینجانب جداً از رئیس دیوان عالی و دادستان کل کشور و انقلاب و شورای عالی قضائی میخواهم، هیئتهایی مرکب از اشخاص عالم، مؤمن و متعهد تشکیل دهند تا دادگاههای کشور را رسیدگی نمایند و قضات غیرصالح و دادستان‌‌های منحرف را کنار گذاشته و اگر به مال یا آبروی مردم تعدّی نمودهاند، محاکمه نمایند. سستی در این امر مهم و مسامحه در آن، خطر عظیمی است برای جمهوری اسلامی.»

امام خمینی قدس سره همه آسیبهایی که تمدن نوین اسلامی با محوریت انقلاب اسلامی و حاکمیت جمهوری اسلامی را که میتوانست درآینده و هر زمان با چالش مواجه کند، بارها تذکر داده است؛ سخنان، تصریحات، رفتار، سیره و اندیشه‌‌های آن بزرگوار بهترین منبع برای بازشناسی آسیبها و خطرات پیش رو میباشد؛ این مجموعهها بهتر است، بازنویسی و بازتبیین شده و نصبالعین همه مسئولان و کارگزاران نظام قرار گیرد تا انقلاب اسلامی از هرگونه گزند و آسیب مصون بماند.

 


خروج