*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مقاله, مقاله شماره خبر: ٤١١٦٩٤ ١٤:٠٤ - 1398/11/23   آیت‌الله‌العظمی جوادی ‌آملیامام خمینی قدس سره  وارث حقیقی انبیاء-مقاله شماره 619 افق حوزه ارسال به دوست نسخه چاپي


آیت‌الله‌العظمی جوادی ‌آملیامام خمینی قدس سره وارث حقیقی انبیاء-مقاله شماره 619 افق حوزه

آیت‌الله‌العظمی جوادی ‌آملی


دهه فجر،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزش‌های اسلامی مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه‌ای تعیین‌کننده و بی‌مانند به‌شمار می‌رود. بدین سبب برآن شدیم مطالبی گرچه مختصر از آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی درباره مقام و منزلت علمی، سیاسی، عرفانی و فضائل و مناقب بنیان‌گذار انقلاب، حضرت امام قدس سره تقدیم خوانندگان ارجمند نماییم...



 امام خمینی قدس سره، «مهندس معمارِ» اسلام

برخی، راه اسلام را مهندس گونه میروند و عدهای، مهندسیشان با معماری آمیخته است. تفاوت «مهندس محض» با «مهندس معمار» این است که یک مهندس، بر روی صفحه کاغذ نقشه میکشد و تنها با قلم و کاغذ و ترسیم خطوط ریاضی سر و کار دارد و اگرچه میفهمد که چه میکند و چه نقشهای میکشد، ولی کار او منحصر به طرح نقشه در چهره کاغذ است؛ ولی مهندس معمار، علاوه بر آنکه با قلم خود نقشه میکشد، آنچه را که ترسیم نموده، در صحنه ساختمان نیز پیاده میکند و روشن است که چنین مهندسی، به مراتب قویتر و دقیقتر از کسی است که تنها بر روی کاغذ قلم میزند؛ زیرا که علم یکی در حد تئوری است، اما آن دیگری، با اجرای آن طرح و نقشه، کمال و نقصان آن را در خارج مییابد و به زوایای نقشه خود آگاهی بیشتری خواهد داشت.

حضرت امام خمینی قدس سره، نه تنها «مهندس اسلام» بود، «معمار اسلام» نیز بود؛ ایشان نه تنها فهمید که دین درباره مسائل متنوع فردی و اجتماعی و نیز درباره شؤون گوناگون مطالب اجتماعی چه میگوید و آنها را به صفحه کتاب آورد، علاوه بر آن کوشید تا دین را از صفحه کتاب بیرون آورد و در صحنه جامعه پیاده کند. او معماری بود که بر اسلوب هندسه اسلام شناسی، ساختمان عظیمی را پی افکنی کرد و بالا آورد و آن را چون «بنیان مرصوص» ساخت.

 امام خمینی قدس سره، وارث خلافت انبیاء علیه السلام

عالمان ربانی، وارثان انبیاء الهیاند و انبیاء علیهم السلام، خلفای خداوند میباشند و خلفای الهی، مظهر«اسم اعظماند» پس برخی از عالمان ربانی، میتوانند خلیفه حق و جامع جمال و جلال الهی باشند که این افراد، بسیار اندک و جزء نوادرند .

امام خمینی قدس سره در مرحله سوم یعنی پس از انبیاء الهی و ائمه معصومین علیهم السلام، خلیفه حق و مظهر این نام الهی بود. او در زمینههای علمی، به حسب حصه وجودی و تعین هستی خاص خویش، مظهر اسم «علیم» بود و در زمینههای عملی، مظهر اسم «قدیر»؛ و چون در راه دین گام برداشت و تمام هجرت و جهاد و اجتهاد او برای برافراشتن «کلمةالله» بود:«لتکون کلمةالله هی العلیا» (مشکاةالأنوار ؛ ج 1، ص 48)، پس او، به قدر سعه وجودی خود، مظهر«حی قیوم» گشت .

همانگونه که بهشتیان زندهاند و هرگز نمیمیرند، مردان الهی نیز که برای حفظ شریعت و احیای دین الهی تلاش میکنند و در این راه، هر رنجی را برای دین خدا تحمل میکنند، « کلمه علیا » ی خداوند گشته، هماره باقی خواهند بود . چنین عالمانی، مشمول بیان نورانی امیر بیان، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام هستند که فرمود: « العلماء باقون ما بقی الدهر » (وضة الواعظین , جلد 1 , صفحه 10). سر این سخن آن است که کامل ترین ولی خدا در عصر ما، وجود مبارک امام زمان (ارواحنا فداه) است که از آن حضرت، بهعنوان «بقیةالله» یاد میشود؛ یعنی امام عصر؟عج؟ به ابقای الهی و بلکه به بقای الهی، باقی است. در درجه نخست و بالذات، فقط ذات اقدس اله ماندنی است: «هو الباقی» و پس از او، خلفاء و مظاهر اویند که باقیاند و پس از آنان، عالمان عادل که وارثان انبیاء و امامان علیهم السلام میباشند، باقی به بقای الهیاند .

امام راحل قدس سره در میان عالمان ربانی، همچون ستاره فروزان و قدر اول ستارگان درخشان گنبد میناست. او در سلسله عارفان محقق جای داشت و در عین حال، از همه آنان فاصله گرفت. آنان، در سیر به سوی خدا و تقرب به او و بریدن از خلق: «من الخلق الی الحق» متوقف گشته بودند ولی ایشان، برای اصلاح زندگی انسان و حاکمیت قانون خدا، به سیر «بالحق فی الخلق» رسید. گفتهاند که مرد باطنی (عارف)، پس از آرامش و اطمینانی که در سیر معنوی برایش حاصل میشود، نمیخواهد به زندگی این جهان بازگردد و در آن هنگام که به ضرورت باز میگردد، بازگشت او، برای همه بشریت سود چندانی ندارد؛ اما امام راحل قدس سره که وارث انبیاء الهی بود، همانند آنان، بازگشت و در جریان زمان وارد گردید تا زمام تاریخ را به دست گیرد و جهان تازهای از کمالات مطلوب را خلق کند و برای همگان مفید باشد .

 امام راحل، رهبر مسلمین جهان ومتولّی اسلام

امام راحل قدس سره شاگرد برومند ائمه اطهار علیهم السلام بود، و البتّه حساب آنها با احدی هماهنگ نیست، چنانکه در بیانات نورانی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در «نهجالبلاغه» آمده است که: «لا یُقاسُ بهم أحدٌ من النّاس»، احدی از مردم با امام معصوم قیاس نمیشود. ولیّعصر علیه السلام و امام معصوم کسانی هستند که: «بیُمنهم رُزقَ الوَری». پس احدی را با آن ذوات مقدّسه علیهم السلام نمیتواند سنجید، خواه آنها روی خاکش بخوابند، نظیر ائمه بقیع علیهم السلام، خواه زیر گنبد طلا، نظیر حضرت امام رضا علیه السلام، برای آنها این جهت فرقی نمیکند، زیرا آسمان و زمین به آنها بسته است: «و بوجودهم ثبتت الأرضُ و السّماءُ.»

امام راحل شاگرد برومند این مکتب بود، او تنها، رهبر ایران نبود، او رهبر مسلمین جهان بود، متولّی اسلام بود، این فکر بلند با افکاری که دیگران داشتند، فاصله فراوان داشت و همان طور که هیچ کسی را با امام معصوم علیه السلام نمیتوان قیاس کرد، هیچ کسی از علمای عادی را هم با امام امّت نمیتوان قیاس کرد، زیرا او حساب دیگری دارد.

مرحوم صاحب جواهر رحمه الله علیه سخن بلندی دارد که میفرماید: «در نظام هستی، ذات اقدس اله «ربّ» است و امامان معصوم علیهم السلام وزرای دستگاه الهی هستند، و دیگر افراد به منزله رعایایاند و وقتی رعایا را با هم میسنجیم، میبینیم بعضی از آنها به جایی رسیدهاند که هیچ یک از رعایا با آنها قابل قیاس نیست و این خصیصه در امام راحل قدس سره وجود داشت.

 اکنون بنگرید که امام معصوم علیه السلام چه کرد و امام امّت قدس سره چه میکند و آیا شما راه امامان معصوم علیهم السلام را در غیر امام خمینی قدس سره نشان دارید؟ که اگر چنین است ما را هم باخبر کنید!

 امام راحل درزمره عارفان محقّق

امام راحل در سلسله عارفان محقّق جای داشت و در عین حال با همه آنها فاصله داشت، آنان در سیر به سوی خدا و تقرّب به او و بریدن از خلق «سیر من الخلق إلی الحق» متوقّف گشته بودند، و او برای اصلاح زندگی انسان و حاکمیّت قانون خدا به «سیر بالحق فى الخلق» رسیده بود. گفته بودند: «مرد باطنی (عارف) پس از آرامش و اطمینانی که در مسیر معنوی پیدا میکند، نمیخواهد به زندگی این جهانی باز گردد، و در هنگامی که بنا به ضرورت باز میگردد، بازگشت او برای تمام بشریّت سود چندانی ندارد»، ولی او از «وارثان انبیا» بود که همچون انبیا: «بازگشتشان جنبه خلاّقیّت و ثمربخشی دارد، باز میگردند و در جریان زمان وارد میشوند تا جریان تاریخ را به دست گرفته و جهان تازهای از کمالهای مطلوب را خلق کنند.

 امام خمینی قدس سره جامع بین غیب و شهادت، عرفان، فلسفه و سیاست

عرفان امام تنها «نظری» نیست، او تنها شارح کتب «ابن عربی» نیست، او تنها تعلیقه بر «فصوص» و «مصباح» ننگاشت، حال بنگرید که چه کرد و چه گفت؟

در بسیاری از ادعیه آمده است که ذات اقدس اله محجوب نیست و انسان خود را با «گناه» محجوب میکند: « وَ أنَّکَ لا تَحْتجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إلا أنْ تَحجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِّئَهُ دُونَکْ» این سخن، چون در دعای ابوحمزه ثمالی است، رنگ عرفان دارد، ولی همین سخن در بیانات امام هفتم علیه السلامهست، آنجا که عرفان را با سیاست هماهنگ کرده و طریقت و حقیقت را با سیاست همسو نموده است: «و وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زادِ الرَّاحِلِ إِلَیْکَ عَزْمُ إِرادَهٍ یَخْتارُکَ بِها» یعنی خدایا! در سیر به سوی تو ره توشه لازم است، و من بهطور یقین میدانم ره توشه مسافر الی الله فقط «اعتماد به تو» است. این سفر، سفری نیست که انسان با خواندن کتاب و یا با اندیشه و استاد دیدن بتواند طی کند، بلکه ره توشه آن فقط «جزم نظری» و «عزم عملی» است، آنگاه میگوید: «و وقَد ناجاکَ بِعَزمِ الإِرادَةِ وخُضوعِ الاِستِکانَةِ قَلبی» خدایا! من هم با تمام هستیام تو را میخواهم، قلبم با عزمی فولادین و وهن ناپذیر با تو مناجات کرد.

حضرت امام کاظم علیه السلام این جملات را به عنوان یک «عرفان» آمیخته با «سیاست» ذکر کرد، چون زمانی آن را گفت که عازم زندان بغداد بود، یک وقت عارفی در شب قدری قرآن بر سر مینهد و میگوید: خدایا! من تو را میطلبم، یک وقت زاهدی در سایه مسجدی مناجات میکند و میگوید: خدایا! من تو را میطلبم، این طریقت منهای سیاست است، امّا یک وقت حضرت موسیبنجعفر علیه السلام در حالی که عازم زندان بغداد است، میگوید: خدایا! من میدانم زادراه جز «عشق» تو چیز دیگری نیست، این «عرفان» با «سیاست» است، این سخن را امام معصوم علیه السلام فرمود، و در بین شاگردان امامان معصوم علیهم السلام، غیر از حضرت امام خمینی قدس سره چه شاگردی را نشان دارید که این «سیاست» را با «معرفت» هماهنگ کرده باشد، با این جملات تبعید شود، با این نیایشها به زندان برود و با این راز و نیازها اهانت ببیند؟ این همان راه امام هفتم علیه السلام است که فرزند برومندش امام خمینی قدس سره پیموده است.

اگر میبینید که انسانها در سوگ او اشکها ریخته و نالهها میکنند و عدّهای بیهوش میشوند، برای آن است که او بُعد فلسفی خود را با عرفان تقویت کرد و عرفان را با سیاست هماهنگ نمود، همان راهی را رفت که جدّش رفت، همان رهآوردی را آورد که جدّش موسی بن جعفر علیه السلام آورد، اکنون اگر شما دوّمین را نشان دارید، ارائه دهید تا درباره دوّمی نیز این گونه سخنان را داشته باشیم.

 مصداق یؤمنون بالشهاده

امام در بخشی از معارف اسلامی جز یؤمنون بالغیب نبود، جز «یؤمنون بالشهاده» بود. ما نوعاً جز مؤمنان بالغیب هستیم؛ یعنی به جهنم ایمان داریم، به بهشت ایمان داریم و به جمیع ما جاء به الوحی ایمان داریم؛ اما همه اینها برای ما ایمان به غیب است. جهنم را که ندیدهایم، به ما گفتند: «جهنمی هست»، گفتیم: آمنّا و سلمّنا؛ «بهشتی هست»، گفتیم: اعتقدنا و صدقنا. ایمان ما، ایمان به غیب است و این ضعیفترین مرحله ایمان است که خدای ناکرده انسان اگر از این مرحله سقوط کند، دیگر مؤمن نیست.

اینکه قرآن فرمود: «یؤمنون بالغیب»، این بیان حداقل است، نه معیار کمال؛ یعنی از این حداقل مگذرید، وگرنه آنکه فرمود:«لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا» که ایمان به شهادت دارد، ایمان به غیب ندارد. او با بهشت همراه است، او جهنم را از نزدیک میبیند؛ چون خودش «قسیم الجنه و النار» است و امام قدس سره جز مراحل یؤمنون بالشهاده بود. بنابراین از مرگ هراسی نداشت. اغلب ما عاقلانه سخن میگوئیم، وهمانه (با وهم) کار میکنیم. این توّهمانه عمل کردن و عاقلانه سخن گفتن دأب خیلی از ماهاست. اما امام عاقلانه عمل میکرد و عقلی که ذات اقدس اله به او داده بوده به حول و قوه عقل الهی، کان یقوم و یقعد، نه مثل ما که با عقل حرف میزنیم، اما فی الوهم اقوم و اقعد میگوئیم.

..............................................

 منابع

1. ولایت فقیه،ولایت فقاهت و عدالت

2. بنیان مرصوص امام خمینی قدس سره

3. سخنرانی در افتتاحیه همایش«اندیشههای اخلاقی و عرفانی امام خمینی قدس سره


خروج