*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخلاق در حوزه, اخلاق در حوزه شماره خبر: ٤٠٨٦٠٧ ١٦:٠٠ - 1398/05/21   هشت خصلت مؤمن در کلام پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلمدرس اخلاق شماره 601 ارسال به دوست نسخه چاپي


هشت خصلت مؤمن در کلام پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلمدرس اخلاق شماره 601

هشت خصلت مؤمن در کلام پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم


حضرت آیت‌الله علوی گرگانی قال رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم«یَا عَلِیُّ، یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ فِی الْمُؤْمِنِ ثَمَانُ خِصَالٍ: وَقَارٌ عِنْدَ الْهَزَاهِزِ، وَ صَبْرٌ عِنْدَ الْبَلَاءِ، وَ شُکْرٌ عِنْدَ الرَّخَاءِ، وَ قُنُوعٌ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ، وَ لَا یَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ، وَ لَا یَتَحَامَلُ عَلَى الْأَصْدِقَاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ، وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ». از جمله فرمایشاتی که پیغمبر بزرگوار به امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: «یَا عَلِیُّ یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ فِی الْمُؤْمِنِ ثَمَانُ خِصَالٍ؛ سزاوار است شخص مؤمن این هشت ویژگی را داشته باشد...


 وَقَارٌ عِنْدَ الْهَزَاهِز

در مقابل مشکلاتی که در زندگی برایش پیش میآید وقار خودش را از دست ندهد، شخصیّت خود را حفظ کند، زود خود را نبازد و شکایت به خدا نکند. در اخبار زیادی نیز بیان شده است که اگر وقار خود را حفظ کند، قطعاً خدا به او کمک خواهد کرد.

 وَ صَبْرٌ عِنْدَ الْبَلَاءِ

 امکان ندارد که انسان در زندگی هیچگونه بلایی نبیند. اگر انسان خاطرات زندگی خودش را از اوّل بهصورت کتابی درآورد، میبیند در زندگیاش یک سلسله فراز و نشیبهایی وجود داشته است. گاهی در سختی بوده، گاهی در خوشی بوده، گاهی بلاهایی داشته و گاهی بلاها رفع شده است.

انسان همیشه متنوّعالمزاج است و این خود، توافقی بین انسان و عالم طبیعت است، چون خدا این عالم را متنوع آفریده است. گاهی شب و گاهی روز است، گاهی تابستان و گاهی زمستان است؛ خدا خواسته به ما بگوید شما فرزند این چرخ و فلک هستید، نباید تصوّر کنید که همیشه روزگارتان روز باشد. اگر انسان خود را برای اینگونه مسائل آماده کند یعنی همیشه در فکر این باشد که باید در چنین شرایطی زندگی خود را بچرخاند، اگر اینطور فکر داشته باشد

هیچوقت خودباختگی بهوجود نمیآید. کی از علّتهایی که مردم، زود رنجیده خاطر میشوند و زود لحن شکایت را به درگاه خدا میبرند این موضوع است.

 وَ شُکْرٌ عِنْدَ الرَّخَاءِ

 انسان همیشه که در سختی نیست، گاهی هم فراوانی است. روزگار دنیا را ورق بزنید، هر صفحه مطالب مخصوص به خود را دارد. از آن طرف، نه در موقع بلا خودتان را ببازید و نه در مواقع خوشی، شکر خدا را فراموش کنید.

 وَ قُنُوعٌ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ

شخص مؤمن قانع است. مؤمن قانع است به هر چیزی که خدا برای او قرار داده است. هر کسی در زندگی خودش، روزی مقسومی دارد، اگر بنا است فلان پول به شما برسد حتماً میرسد؛ حتّی اگر جمعیّت دنیا همه بخواهند آن پول به شما نرسد.

 لَا یَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ

 شخص مؤمن، هیچوقت نسبت به دشمنش ظلم نمیکند. این بیان نشاندهنده این است که تمام کارهای مؤمن حساب شده است.

 وَ لَا یَتَحَامَلُ عَلَى الْأَصْدِقَاءِ

 شخص مؤمن، اینطور نیست که وقتی کنار دوستانش قرار میگیرد، بارش را به دوش آنها بیاندازد و بگوید فلانی رفیق من است، رفیق بودن ملاک نمیشود که تمام کارهای خودت را به دوش او بیاندازی.

پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم اصحاب خود را طوری تربیت کرده بودند که وقتی شخصی سوار شتر بود و وسیلهاش روی زمین میافتاد به کسی که پایین شتر بود نمیگفت وسیله مرا بده، بلکه خودش از شتر پایین میآمد و آن را بر میداشت.

 بَدَنُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَةٍ

خودش را به زحمت میاندازد ولی مردم از دست او راحت هستند، به این معنا که مشکلاتش را خودش تحمل میکند.

 بدن مؤمن از نظر خودش در رنج است. چه بسا برای او زحمت است که مرتّب بلند شود و کار کند ولی میگوید: من خودم اذیّت شوم بهتر از این است که شما را اذیّت کنم.

در زمان مرجعیّت مرحوم شیخ انصاری قدس سره در نجفاشرف، بعضی خدمت ایشان آمدند و مطالبی گفتند. آقا حاضر بود خودش تحمّل زحمت کند ولی دیگران نه. آمدند و گفتند فلان طلبه سیّدی است از سادات، دستش خالی و وضع مالی سختی دارد اگر میشود شما محبّت کنید و چیزی به او بدهید. شیخ فرمود: ای وای، این جریان را موقعی به من گفتید که هیچ چیزی در دستم نیست. ایشان فکری کرد و تأملی نمود و گفت: الان چیزی یادم آمد. دو سال نماز و روزه استیجاری برای شخصی است، آن را میگیرم و به این سیّد میدهم تا استفاده کند و یک مقدار وضعش خوب شده و از این سختی بیرون بیاید.

تا این را شیخ گفت، آقایی که جریان سیّد را برای ایشان نقل کرده بود، عرض کرد: عذر میخواهم، این زحمت را نکشید. این نماز و روزه را رها کنید. شیخ انصاری قدس سره فرمود: چرا؟ گفت: این سیّد، آقازاده است و حاضر نمیشود نماز و روزه استیجاری بگیرد و علاوه بر این، ایشان خیلی درسخوان است، تمام همّ و غمّش این است که درس بخواند و مباحثه کند، حاضر نیست که وقتش را برای نماز و روزه بگذارد.

در این هنگام شیخ دستش را روی پیشانی گذاشت و یک تأملی کرد و فرمود: پس بیا کار دیگری کنیم. فرمود: شما برو آن دو سال نماز و روزه را بیاور و به من بده، پولش را بدهم به این سیّد استفاده کند و من نماز و روزهاش را میگیرم. آن شخص میرود نماز و روزه را میگیرد و میآورد به دست شیخ میدهد. شیخ خودش متکفّل نماز و روزه میشود و پولش را به سیّد میدهد. مرحوم شیخ مرتضی انصاری قدس سره نسبت به سادات عجیب احترام میگذاشت و به خاطر همین احترام به سادات، ایشان به مقامات عالیه رسید.


خروج